انسان‌ کامل: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲۷ اوت ۲۰۲۴
جز
جایگزینی متن - 'الإنسان الکامل (ابهام زدایی)' به 'الإنسان الکامل (ابهام‌زدایی)'
جز (جایگزینی متن - 'الإنسان الکامل (ابهام زدایی)' به 'الإنسان الکامل (ابهام‌زدایی)')
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۸: خط ۸:
|زبان
|زبان
| زبان = فارسی
| زبان = فارسی
| کد کنگره =    
| کد کنگره =
| موضوع =
| موضوع =
|ناشر  
|ناشر  
خط ۲۴: خط ۲۴:
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
{{کاربردهای دیگر| الإنسان الکامل (ابهام زدایی)}}  
{{کاربردهای دیگر| الإنسان الکامل (ابهام‌زدایی)}}  
'''انسان کامل''' اثر [[مطهری، مرتضی|مرتضی مطهری]](1298-1358ش)، تحقیقی است پیرامون انسان کامل در مکاتب مختلف و بیان دیدگاه اسلام در این موضوع.
'''انسان کامل''' اثر [[مطهری، مرتضی|مرتضی مطهری]](1298-1358ش)، تحقیقی است پیرامون انسان کامل در مکاتب مختلف و بیان دیدگاه اسلام در این موضوع.


خط ۳۵: خط ۳۵:
مطالعه این کتاب، از نظر شناخت انسان نمونه و ایده‌آل اسلام و انسان معتدل موردنظر اسلام، در همه زمان‌ها مفید و ضروری است<ref>همان</ref>.
مطالعه این کتاب، از نظر شناخت انسان نمونه و ایده‌آل اسلام و انسان معتدل موردنظر اسلام، در همه زمان‌ها مفید و ضروری است<ref>همان</ref>.


در بخشی از کتاب که به بررسی انسان کامل از دیدگاه مکتب عرفان و تصوف تخصص‌یافته، نویسنده این بحث را دارای اهمیت بیشتر نسبت به سایر مباحث دانسته و معتقد است انسان کاملی که فلاسفه‌‌ای از قبیل [[ارسطو]] و [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن‌سینا]] بیان کرده‌اند، در میان مردم رواج پیدا نکرده و سخن آنان، حرفی بوده که در متن کتب فلسفی آمده و از آنجا خارج نشده است، ولی مکتب عرفان و تصوف، نظر خود را درباره انسان کامل در میان مردم به نثر و شعر، بسط داده است. به اعتقاد وی، کتب عرفانی ازآن‌جهت که مطالب را با زبان تمثیل و شعر بیان کرده‌اند، در میان مردم نفوذ بیشتری دارند. وی بر این باور است که این مکتب نیز مانند مکتب فلاسفه، مطالب و مسائلی دارد که از نظر اسلام، قابل‌قبول است، ولی درعین‌حال، خالی از انتقاد نیست و انسان کامل اسلام، صددرصد با انسان کامل عرفا و متصوفه تطبیق نمی‌کند<ref>ر.ک:همان، ص145-146</ref>.
در بخشی از کتاب که به بررسی انسان کامل از دیدگاه مکتب عرفان و تصوف تخصص‌یافته، نویسنده این بحث را دارای اهمیت بیشتر نسبت به سایر مباحث دانسته و معتقد است انسان کاملی که فلاسفه‌‌ای از قبیل [[ارسطو]] و [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|ابن‌ سینا]] بیان کرده‌اند، در میان مردم رواج پیدا نکرده و سخن آنان، حرفی بوده که در متن کتب فلسفی آمده و از آنجا خارج نشده است، ولی مکتب عرفان و تصوف، نظر خود را درباره انسان کامل در میان مردم به نثر و شعر، بسط داده است. به اعتقاد وی، کتب عرفانی ازآن‌جهت که مطالب را با زبان تمثیل و شعر بیان کرده‌اند، در میان مردم نفوذ بیشتری دارند. وی بر این باور است که این مکتب نیز مانند مکتب فلاسفه، مطالب و مسائلی دارد که از نظر اسلام، قابل‌قبول است، ولی درعین‌حال، خالی از انتقاد نیست و انسان کامل اسلام، صددرصد با انسان کامل عرفا و متصوفه تطبیق نمی‌کند<ref>ر.ک:همان، ص145-146</ref>.


==پانویس ==
==پانویس ==