۱۶۰٬۸۴۳
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'ولایت فقیه (ابهام زدایی)' به 'ولایت فقیه (ابهامزدایی)') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
ولایتفقیه از مسائل ریشهدار دیرین اسلامی است. این مسئله از مسائلی است که در امتداد مسئله ولایت کبری، مسئله امامت بعد از عهد رسالت، قرار میگیرد. از دوران غیبت کبری در سال 329 هجری، علمای شیعه تلاشهای فراوانی در بحث در این مسئله کردهاند. این مسئله برای شیعیان عمیق و بزرگ بود و ازاینجهت مرجعیت شیعه پس از غیبت، فوراً مورد سؤال قرار گرفت. از زمان عمید طایفه [[مفید، محمد بن محمد|شیخ مفید]] و شاگردانش مانند [[سید مرتضی]] و [[طوسی، محمد بن حسن|شیخ طوسی]] و پس از آنها امثال [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] و دیگران، تا به امروز تحقیقات جامعی حول این مسئله انجام شده است. این کتابها و رسائل، درباره امهات مباحث این مسئله به بیان و تفصیل پرداختهاند.<ref>ر.ک: مقدمه آیتالله محمدهادی معرفت، ص7</ref> در میان معاصران، [[حیدری، محسن|شیخ محسن حیدری]] نیز در این اثر، بار سنگینی را به دوش کشیده و از وجه تاریخ بحث ولایتفقیه پرده برداشته و مبانی این بحث را در پرتو هنر بحث عقلانی، ستوده است.<ref>ر.ک: همان، ص8</ref> | ولایتفقیه از مسائل ریشهدار دیرین اسلامی است. این مسئله از مسائلی است که در امتداد مسئله ولایت کبری، مسئله امامت بعد از عهد رسالت، قرار میگیرد. از دوران غیبت کبری در سال 329 هجری، علمای شیعه تلاشهای فراوانی در بحث در این مسئله کردهاند. این مسئله برای شیعیان عمیق و بزرگ بود و ازاینجهت مرجعیت شیعه پس از غیبت، فوراً مورد سؤال قرار گرفت. از زمان عمید طایفه [[مفید، محمد بن محمد|شیخ مفید]] و شاگردانش مانند [[سید مرتضی]] و [[طوسی، محمد بن حسن|شیخ طوسی]] و پس از آنها امثال [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] و دیگران، تا به امروز تحقیقات جامعی حول این مسئله انجام شده است. این کتابها و رسائل، درباره امهات مباحث این مسئله به بیان و تفصیل پرداختهاند.<ref>ر.ک: مقدمه آیتالله محمدهادی معرفت، ص7</ref> در میان معاصران، [[حیدری، محسن|شیخ محسن حیدری]] نیز در این اثر، بار سنگینی را به دوش کشیده و از وجه تاریخ بحث ولایتفقیه پرده برداشته و مبانی این بحث را در پرتو هنر بحث عقلانی، ستوده است.<ref>ر.ک: همان، ص8</ref> | ||
[[حیدری، محسن|شیخ محسن حیدری]] در مقدمهای که نگاشته ذکر میکند که مبحث ولایتفقیه پیش از انقلاب اسلامی ایران به رهبری [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی(ره)]] هم وجود داشته و فقط با انقلاب ایران به ثمر نشسته است. وی عبارتی از محمد حسنین هیکل نقل میکند: «ولاية الفقيه لغم زرعه الإمام أمير المؤمنين عليهالسلام في القرن الأول الهجري و فجره الإمام الخميني في نهاية القرن الرابع عشر»؛ یعنی ولایتفقیه دانهای بود که [[امام على(ع)|امام امیرالمؤمنین علیهالسلام]] در قرن اول هجری کاشت و این دانه در انتهای قرن چهاردهم هجری شکافت و ثمر داد.<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ص12</ref> اما برای برخی مشتبه شده که بحث ولایتفقیه اختصاص به [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی(ره)]] دارد. برخی از آنها با نگاه به کلام [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ انصاری]] در کتاب «مکاسب» یا کلمات [[خویی، سید ابوالقاسم|آیتالله خویی]] در برخی کتابهایش مانند «التنقیح» و... بحث ولایتفقیه را رد کردهاند. ولی با نگاه به کتابهای فقهای شیعه مانند [[مفید، محمد بن محمد|شیخ مفید]] و [[طوسی، محمد بن حسن|شیخ طوسی]] در اوایل دوران غیبت کبری تا [[حلی، جعفر بن حسن|محقق حلی]] و [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] و شهیدین و [[محقق کرکی، علی بن حسین|محقق کرکی]] و [[مقدس اردبیلی، احمد بن محمد|مقدس اردبیلی]] و دیگرانی از متأخرین مانند [[نراقی، مهدی بن ابیذر|نراقی]] و کاشف الغطاء و [[صاحب جواهر، محمدحسن|صاحب جواهر]] و [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ اعظم انصاری]] در همان کتاب «مکاسب» و دیگر کتابهایش مانند کتاب القضاء و الزکاة و الخمس و... و معاصرینی مانند [[خویی، سید ابوالقاسم|آیتالله خویی]] در بسیاری از کتابهایش بهویژه در چاپ بیست و هشتم «[[منهاج الصالحين (خویی)|منهاج الصالحين]]» و دیگرانی از فقها، عباراتی را مشاهده میکنیم که حاکی از اعتقاد عمیق آنان به ولایتفقیه بهمثابه یک طریق شرعی بوده که فقها با ارشاد ائمه(ع) یا با ادله عقلی، برای حل مشکل رهبری امت اسلامی و پر کردن این خلأ پس از امام معصوم(ع)، به آن رسیدهاند.<ref>ر.ک: همان، ص12-13</ref> | [[حیدری، محسن|شیخ محسن حیدری]] در مقدمهای که نگاشته ذکر میکند که مبحث ولایتفقیه پیش از انقلاب اسلامی ایران به رهبری [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی(ره)]] هم وجود داشته و فقط با انقلاب ایران به ثمر نشسته است. وی عبارتی از [[هیکل، محمد حسنین|محمد حسنین هیکل]] نقل میکند: «ولاية الفقيه لغم زرعه الإمام أمير المؤمنين عليهالسلام في القرن الأول الهجري و فجره الإمام الخميني في نهاية القرن الرابع عشر»؛ یعنی ولایتفقیه دانهای بود که [[امام على(ع)|امام امیرالمؤمنین علیهالسلام]] در قرن اول هجری کاشت و این دانه در انتهای قرن چهاردهم هجری شکافت و ثمر داد.<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ص12</ref> اما برای برخی مشتبه شده که بحث ولایتفقیه اختصاص به [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی(ره)]] دارد. برخی از آنها با نگاه به کلام [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ انصاری]] در کتاب «مکاسب» یا کلمات [[خویی، سید ابوالقاسم|آیتالله خویی]] در برخی کتابهایش مانند «التنقیح» و... بحث ولایتفقیه را رد کردهاند. ولی با نگاه به کتابهای فقهای شیعه مانند [[مفید، محمد بن محمد|شیخ مفید]] و [[طوسی، محمد بن حسن|شیخ طوسی]] در اوایل دوران غیبت کبری تا [[حلی، جعفر بن حسن|محقق حلی]] و [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] و شهیدین و [[محقق کرکی، علی بن حسین|محقق کرکی]] و [[مقدس اردبیلی، احمد بن محمد|مقدس اردبیلی]] و دیگرانی از متأخرین مانند [[نراقی، مهدی بن ابیذر|نراقی]] و کاشف الغطاء و [[صاحب جواهر، محمدحسن|صاحب جواهر]] و [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ اعظم انصاری]] در همان کتاب «مکاسب» و دیگر کتابهایش مانند کتاب القضاء و الزکاة و الخمس و... و معاصرینی مانند [[خویی، سید ابوالقاسم|آیتالله خویی]] در بسیاری از کتابهایش بهویژه در چاپ بیست و هشتم «[[منهاج الصالحين (خویی)|منهاج الصالحين]]» و دیگرانی از فقها، عباراتی را مشاهده میکنیم که حاکی از اعتقاد عمیق آنان به ولایتفقیه بهمثابه یک طریق شرعی بوده که فقها با ارشاد ائمه(ع) یا با ادله عقلی، برای حل مشکل رهبری امت اسلامی و پر کردن این خلأ پس از امام معصوم(ع)، به آن رسیدهاند.<ref>ر.ک: همان، ص12-13</ref> | ||
این کتاب با توجه به منابع فقهی درصدد رسیدگی به این موضوع است که ثابت کند ولایتفقیه یکی از بدیهیات فقه شیعه است و شک در آن در مخیله هیچ فقیه واقعی نمیگنجد.<ref>ر.ک: همان، ص13</ref> مطالب این اثر ضمن چهار فصل ارائه میشود: در فصل اول نظریه حکم و نظام سیاسی در اسلام مطرح میشود. در فصل دوم، کلمات بزرگان فقهای شیعه از متقدمین و متأخرین و معاصرین درباره ولایتفقیه درباره ولایتفقیه بیان میگردد. در سومین فصل، مبانی ولایتفقیه و ادله آن نزد فقها ارائه میگردد و چهارمین فصل کتاب حاوی بیانی در نظریه محقق خویی درباره ولایتفقیه است.<ref>ر.ک: همان، ص14</ref> | این کتاب با توجه به منابع فقهی درصدد رسیدگی به این موضوع است که ثابت کند ولایتفقیه یکی از بدیهیات فقه شیعه است و شک در آن در مخیله هیچ فقیه واقعی نمیگنجد.<ref>ر.ک: همان، ص13</ref> مطالب این اثر ضمن چهار فصل ارائه میشود: در فصل اول نظریه حکم و نظام سیاسی در اسلام مطرح میشود. در فصل دوم، کلمات بزرگان فقهای شیعه از متقدمین و متأخرین و معاصرین درباره ولایتفقیه درباره ولایتفقیه بیان میگردد. در سومین فصل، مبانی ولایتفقیه و ادله آن نزد فقها ارائه میگردد و چهارمین فصل کتاب حاوی بیانی در نظریه محقق خویی درباره ولایتفقیه است.<ref>ر.ک: همان، ص14</ref> | ||