۱۶۰٬۸۸۰
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' ' به '') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - ' ' به '') |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = عربی | | زبان = عربی | ||
| کد کنگره = | | کد کنگره = | ||
| موضوع = | | موضوع = | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''البديع في البديع'''، تألیف شاعر، اديب، راوى و نقاد شعر و ادب عرب در عصر دوم عباسى، | '''البديع في البديع'''، تألیف شاعر، اديب، راوى و نقاد شعر و ادب عرب در عصر دوم عباسى،[[ابن معتز، عبدالله بن محمد|ابوالعباس عبدالله بن محمد بن معتز]] (247- 296ق)، پژوهشی تأثیرگذار است که دانش ادبی بدیع را میشناساند و انواع آن را با مثالهای فراوان (قرآنی، روایی و شعری) توضیح میدهد. | ||
==درباره نسخه== | ==درباره نسخه== | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
* تفاوت مهمّ این نسخه در مقدمه علمی و تحلیلی آن است که در اینجا درباره آن توضیح میدهیم: | * تفاوت مهمّ این نسخه در مقدمه علمی و تحلیلی آن است که در اینجا درباره آن توضیح میدهیم: | ||
==مقاله تحلیلی: سه فصل در شناخت کتاب «البدیع»== | ==مقاله تحلیلی: سه فصل در شناخت کتاب «البدیع»== | ||
* این نسخه از کتاب البدیع نوشته | * این نسخه از کتاب البدیع نوشته[[ابن معتز، عبدالله بن محمد|ابوالعباس عبدالله بن محمد بن معتز]]، به عنوان نخستین تألیف مدون در فن بدیع، دارای مقدمهای تحلیلی است که پژوهشگر یا ناشر در سه فصل به بررسی سیر تحول بلاغت و جایگاه ابن المعتز در این حوزه میپردازد. این سه فصل زمینهای جامع برای درک اهمیت و روششناسی این اثر فراهم میآورند: | ||
# الفصل الأول: البيان قبل ابن المعتز (بلاغت پیش از ابن المعتز): این فصل به سابقه مطالعات بلاغی در ادبیات عرب میپردازد. در زندگی نخستین اعراب، ذوق و طبع فطری حاکم بود و ایشان را از تحلیل اصول نقد و بیان بینیاز میساخت. اما در پرتو حیات اسلامی و آمیختگی فرهنگها، نیاز به تدوین اصول نمودار گشت. نویسنده تأکید میکند که فرهنگ بیانی در این دوران توسط سه طبقه اصلی رشد یافت: | # الفصل الأول: البيان قبل ابن المعتز (بلاغت پیش از ابن المعتز): این فصل به سابقه مطالعات بلاغی در ادبیات عرب میپردازد. در زندگی نخستین اعراب، ذوق و طبع فطری حاکم بود و ایشان را از تحلیل اصول نقد و بیان بینیاز میساخت. اما در پرتو حیات اسلامی و آمیختگی فرهنگها، نیاز به تدوین اصول نمودار گشت. نویسنده تأکید میکند که فرهنگ بیانی در این دوران توسط سه طبقه اصلی رشد یافت: | ||
## راویان و علمای ادب | ## راویان و علمای ادب | ||