۱۵۹٬۸۵۹
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
متیوس در این کتاب، توجه خود را صرفاً به زبانشناسی ساختگرا معطوف کرده است. پیدایش این نگرش در زبانشناسی به آراء و نظریات فردینان دو سوسور بازمیگردد؛ هرچند که خود او هرگز از اصطلاح ساختگرایی استفاده نکرد. تمامی آنچه سوسور در مورد شیوۀ مطالعۀ ساخت زبان مطرح کرده، در کتابی با عنوان «دورۀ زبانشناسی عمومی» به همت همکاران و شاگردان وی گردآوری شده است و از آنجا که از زمان انتشار آن تاکنون، تمامی نگرشها و مکاتب مختلف زبانشناسی به نوعی بر مبنای این نظریات بنیادین پدید آمدهاند، نمیتوان آنها را نادیده گرفت. | متیوس در این کتاب، توجه خود را صرفاً به زبانشناسی ساختگرا معطوف کرده است. پیدایش این نگرش در زبانشناسی به آراء و نظریات فردینان دو سوسور بازمیگردد؛ هرچند که خود او هرگز از اصطلاح ساختگرایی استفاده نکرد. تمامی آنچه سوسور در مورد شیوۀ مطالعۀ ساخت زبان مطرح کرده، در کتابی با عنوان «دورۀ زبانشناسی عمومی» به همت همکاران و شاگردان وی گردآوری شده است و از آنجا که از زمان انتشار آن تاکنون، تمامی نگرشها و مکاتب مختلف زبانشناسی به نوعی بر مبنای این نظریات بنیادین پدید آمدهاند، نمیتوان آنها را نادیده گرفت. | ||
آنچه در این میان مهم مینماید، تفکیک و تمایز سه نوع ساختگرایی از یکدیگر است. متیوس میان این سه دیدگاه، ساختگرا، زبانشناسی ساختگرا را برای عنوان نوشتن انتخاب کرده و بر این اساس توجهاش را تنها به آرا و تقریرات سوسور معطوف داشته است؛ یعنی همان ساختگرایی مدنظر سوسور که به مطالعۀ نظام زبان اختصاص دارد و در واقع همان دیدگاه اصلی و اولیۀ ساختگرایی است نوع دیگر ساختگرایی، بینشی است که ژان پیاژه در کتاب مشهورش «ساختگرایی: معرفی میکند. به اعتقاد او ساختگرایی صرفاً به زبانشناسی محدود نمیشود و طرح آنچه سوسور دربارۀ نظام زبان و روش مطالعۀ آن مطرح میکند، در مطالعۀ نظامهای دیگر نیز امکانپذیر است و کارایی آن را میتوان در مطالعۀ ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیستشناسی، مردمشناسی، روانشناسی و غیره مشاهده کرد. به این ترتیب، پیاژه ساختگرایی را نوعی جهانبینی عام در مطالعۀ انواع نظامهای پیرامون انسان در نظر میگیرد که به زبانشناسی و مطالعۀ نظام زبان محدود نیست. نوع سوم ساختگرایی که بهتر است «ساختگرایی فرانسه» نامیده شود، در نظریات رولان بارت معرفی میشود و در اصل با نشانهشناسی مترادف است. بارت میکوشد با الگوگیری از آرای زبانشناسان ساختگرا به مطالعۀ نظامهای نشانهای دیگری مانند مد و پوشاک بپردازد. | آنچه در این میان مهم مینماید، تفکیک و تمایز سه نوع ساختگرایی از یکدیگر است. متیوس میان این سه دیدگاه، ساختگرا، زبانشناسی ساختگرا را برای عنوان نوشتن انتخاب کرده و بر این اساس توجهاش را تنها به آرا و تقریرات سوسور معطوف داشته است؛ یعنی همان ساختگرایی مدنظر سوسور که به مطالعۀ نظام زبان اختصاص دارد و در واقع همان دیدگاه اصلی و اولیۀ ساختگرایی است نوع دیگر ساختگرایی، بینشی است که [[پیاژه، ژان|ژان پیاژه]] در کتاب مشهورش «ساختگرایی: معرفی میکند. به اعتقاد او ساختگرایی صرفاً به زبانشناسی محدود نمیشود و طرح آنچه سوسور دربارۀ نظام زبان و روش مطالعۀ آن مطرح میکند، در مطالعۀ نظامهای دیگر نیز امکانپذیر است و کارایی آن را میتوان در مطالعۀ ریاضیات، فیزیک، شیمی، زیستشناسی، مردمشناسی، روانشناسی و غیره مشاهده کرد. به این ترتیب، [[پیاژه، ژان|پیاژه]] ساختگرایی را نوعی جهانبینی عام در مطالعۀ انواع نظامهای پیرامون انسان در نظر میگیرد که به زبانشناسی و مطالعۀ نظام زبان محدود نیست. نوع سوم ساختگرایی که بهتر است «ساختگرایی فرانسه» نامیده شود، در نظریات رولان بارت معرفی میشود و در اصل با نشانهشناسی مترادف است. بارت میکوشد با الگوگیری از آرای زبانشناسان ساختگرا به مطالعۀ نظامهای نشانهای دیگری مانند مد و پوشاک بپردازد. | ||
اکنون این پرسش مطرح میشود که چرا اکثر دانشجویان زبانشناسی تصور میکنند ظهور دستور زایشی در آمریکا منجر به از بین رفتن نگارش ساختگرایی شده است. سابقۀ این سوء تعبیر به سالهای میانی دهۀ ۱۹۶۰ باز میگردد؛ آن زمان که نوام چامسکی به نگرش ویژهای از ساختگرایی در آمریکا خرده گرفته بود و متاسفانه همین دیدگاه خاص را ساختگرایی مینامید. | اکنون این پرسش مطرح میشود که چرا اکثر دانشجویان زبانشناسی تصور میکنند ظهور دستور زایشی در آمریکا منجر به از بین رفتن نگارش ساختگرایی شده است. سابقۀ این سوء تعبیر به سالهای میانی دهۀ ۱۹۶۰ باز میگردد؛ آن زمان که نوام چامسکی به نگرش ویژهای از ساختگرایی در آمریکا خرده گرفته بود و متاسفانه همین دیدگاه خاص را ساختگرایی مینامید. | ||