۱۵۹٬۹۸۰
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''تربیة الأبناء و البنات في ضوء القرآن و السنة'''، اثر خالد عبدالرحمن | '''تربیة الأبناء و البنات في ضوء القرآن و السنة'''، اثر [[عک، خالد عبدالرحمن|خالد عبدالرحمن العک]]، کتابی است در موضوع تعلیم و تربیت به زبان عربی. | ||
بحرانها و مشکلات تربیتى، از جدىترین و پیچیدهترین بحرانها و مشکلات موجود در زندگى بشر است و پدران و مادران و دیگر دستاندرکاران تعلیم و تربیت را به خود مشغول داشته است. نگارش این کتاب تلاشى است براى گشودن این گرهها و راهگشایى است در دست پدران و مادران که مسئول اصلى تربیت فرزندان خویشاند. | بحرانها و مشکلات تربیتى، از جدىترین و پیچیدهترین بحرانها و مشکلات موجود در زندگى بشر است و پدران و مادران و دیگر دستاندرکاران تعلیم و تربیت را به خود مشغول داشته است. نگارش این کتاب تلاشى است براى گشودن این گرهها و راهگشایى است در دست پدران و مادران که مسئول اصلى تربیت فرزندان خویشاند. | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
نگارنده بحثها را در مقدمه، پیشگفتار و هجده فصل سامان داده است و مطالب را بر اساس مراحل رشد انسان از دوران جنینى تا مرحلۀ بلوغ و نوجوانى تنظیم کرده است. | نگارنده بحثها را در مقدمه، پیشگفتار و هجده فصل سامان داده است و مطالب را بر اساس مراحل رشد انسان از دوران جنینى تا مرحلۀ بلوغ و نوجوانى تنظیم کرده است. | ||
در پیشگفتار با اشارتى کوتاه به زندگى حضرت حسن و حسین(علیهماالسلام)آن دو گرامى را چراغ راه زندگى فرزندان مىخواند و پس از آن به کوتاهى از زندگى دختران پیامبر اکرم(ص)مىگوید و آنها را مشعل فروزان هدایت دختران مىشمارد. سپس به مسائل دوران جنینى مىپردازد و از بایستى رعایت حقوق شرعى جنین مىگوید. لزوم حفظ حرمت جنین را یاد مىکند. پارهاى از سنتهاى اسلامى در آغاز ولادت را مىآورد. | در پیشگفتار با اشارتى کوتاه به زندگى حضرت حسن و حسین(علیهماالسلام) آن دو گرامى را چراغ راه زندگى فرزندان مىخواند و پس از آن به کوتاهى از زندگى دختران پیامبر اکرم(ص) مىگوید و آنها را مشعل فروزان هدایت دختران مىشمارد. سپس به مسائل دوران جنینى مىپردازد و از بایستى رعایت حقوق شرعى جنین مىگوید. لزوم حفظ حرمت جنین را یاد مىکند. پارهاى از سنتهاى اسلامى در آغاز ولادت را مىآورد. | ||
از حق نسب نوزاد مىگوید و اشاره مىکند که براساس شرع، کودک به پدر و مادر و یا دستکم به مادر منسوب است بنابراین باید زمینههاى اثبات این نسبت را بگاه زادن فراهم کرد. | از حق نسب نوزاد مىگوید و اشاره مىکند که براساس شرع، کودک به پدر و مادر و یا دستکم به مادر منسوب است بنابراین باید زمینههاى اثبات این نسبت را بگاه زادن فراهم کرد. | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
نکته بعدى، روشهاى ایجاد شخصیت نیکو در کودک است که عبارتند از: تعاون، عادت دادن کودک به کار و پرهیز از تنبلى، دور داشتن کودک از گوشهگیرى، ایجاد شجاعت ادبى در او، جلب توجه کودک به ارزش وقت، یاد دادن آداب اجازه گرفتن براى وارد شدن به اتاق پدر و مادر، آموزش رازدارى به کودک. | نکته بعدى، روشهاى ایجاد شخصیت نیکو در کودک است که عبارتند از: تعاون، عادت دادن کودک به کار و پرهیز از تنبلى، دور داشتن کودک از گوشهگیرى، ایجاد شجاعت ادبى در او، جلب توجه کودک به ارزش وقت، یاد دادن آداب اجازه گرفتن براى وارد شدن به اتاق پدر و مادر، آموزش رازدارى به کودک. | ||
در جستار سوم این فصل، روشهاى ایجاد شخصیت در کودک را شرح و شماره مىکند و از روشهاى الگوى حسنه و داستانسرایى یاد مىکند. در بحث چهارم به روشهاى رفتارى پدر و مادر نسبت به مراحل رشد فرزند مىپردازد و از سه مرحله یاد مىکند: 1) رفتار پدر و مادر با فرزند به این اعتبار که کودک است، شامل: بازى با او، تهیۀ فیلمهاى درخور، فراهم کردن زمینۀ معاشرت کودکان با یکدیگر، رفتوآمد به مسجد، مهربانى با کودک و آسانگیرى نسبت به او؛ 2) رفتار پدر و مادر با فرزند به این اعتبار که فرزند آنهاست، اینگونه رفتار برنهاده بر اصولى چون: رحمت، عدالت میان فرزندان، ترجیح ندادن دختر و پسر بر یکدیگر، نداشتن منع شرعى محبت بیشتر مادر به دختر و علاقۀ بیشتر پدر به پسر، رعایت عدالت در بخشش به کودکان و وجه شرعى آن است؛ 3) رفتار پدر و مادر با فرزند به اعتبار متربى بودن آنها، در این رفتار پدر و مادر خود را در مقام مربى مىبینند و باید صفات مربى شایسته را دارا باشند و با فرزندان به مهربانى و تسامح رفتار کنند. از ستایش و تنبیه، بجا استفاده کنند. بگاه اشتباه فرزند، نخست او را ارشاد و راهنمایى کنند و در صورت لزوم با او از در تندى درآیند. | در جستار سوم این فصل، روشهاى ایجاد شخصیت در کودک را شرح و شماره مىکند و از روشهاى الگوى حسنه و داستانسرایى یاد مىکند. در بحث چهارم به روشهاى رفتارى پدر و مادر نسبت به مراحل رشد فرزند مىپردازد و از سه مرحله یاد مىکند: | ||
1) رفتار پدر و مادر با فرزند به این اعتبار که کودک است، شامل: بازى با او، تهیۀ فیلمهاى درخور، فراهم کردن زمینۀ معاشرت کودکان با یکدیگر، رفتوآمد به مسجد، مهربانى با کودک و آسانگیرى نسبت به او؛ | |||
2) رفتار پدر و مادر با فرزند به این اعتبار که فرزند آنهاست، اینگونه رفتار برنهاده بر اصولى چون: رحمت، عدالت میان فرزندان، ترجیح ندادن دختر و پسر بر یکدیگر، نداشتن منع شرعى محبت بیشتر مادر به دختر و علاقۀ بیشتر پدر به پسر، رعایت عدالت در بخشش به کودکان و وجه شرعى آن است؛ | |||
3) رفتار پدر و مادر با فرزند به اعتبار متربى بودن آنها، در این رفتار پدر و مادر خود را در مقام مربى مىبینند و باید صفات مربى شایسته را دارا باشند و با فرزندان به مهربانى و تسامح رفتار کنند. از ستایش و تنبیه، بجا استفاده کنند. بگاه اشتباه فرزند، نخست او را ارشاد و راهنمایى کنند و در صورت لزوم با او از در تندى درآیند. | |||
فصل دوم. سرپرستى کودک و حقوق او در حضانت و محبت: در شرح این فراز از سخن، نخست از وجوب حضانت طفل مىگوید و به نفقه او اشاره مىکند. سپس به مادرى و حضانت کودک مىپردازد. از اهمیت مادرى در اسلام یاد مىکند. آنچه را مادر باید در امر حضانت پاس بدارد برمىشمارد. از حقوق کودک بر پدر و مادر مىگوید و وظایف و مسئولیت پدر و مادر را نسبت به فرزند(مسئولیت در برابر تربیت دینى، اخلاقى، عقلى، جسمى، روحى، اجتماعى)یاد مىکند و حقوق فرزند بر پدر را نیز شماره مىکند. | فصل دوم. سرپرستى کودک و حقوق او در حضانت و محبت: در شرح این فراز از سخن، نخست از وجوب حضانت طفل مىگوید و به نفقه او اشاره مىکند. سپس به مادرى و حضانت کودک مىپردازد. از اهمیت مادرى در اسلام یاد مىکند. آنچه را مادر باید در امر حضانت پاس بدارد برمىشمارد. از حقوق کودک بر پدر و مادر مىگوید و وظایف و مسئولیت پدر و مادر را نسبت به فرزند(مسئولیت در برابر تربیت دینى، اخلاقى، عقلى، جسمى، روحى، اجتماعى)یاد مىکند و حقوق فرزند بر پدر را نیز شماره مىکند. | ||