۱۵۹٬۹۰۰
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'AUTOMATIONCODE.....AUTOMATIONCODE' به 'AUTOMATIONCODE......AUTOMATIONCODE') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
مقالۀ چهارم حاصل سخنرانی نویسنده است که گزارش فشردۀ تحلیلی از طرح پژوهشی با نام «تحلیل تجربۀ زیستۀ انسان در شعر نو فارسی» است. در این نوشتار برای نخستین بار ایدۀ مسئولیتگرایی در توسعه، جایگزین مأموریتگرایی شده و اهمیت و ظرفیتهای آن توضیح داده شده است. | مقالۀ چهارم حاصل سخنرانی نویسنده است که گزارش فشردۀ تحلیلی از طرح پژوهشی با نام «تحلیل تجربۀ زیستۀ انسان در شعر نو فارسی» است. در این نوشتار برای نخستین بار ایدۀ مسئولیتگرایی در توسعه، جایگزین مأموریتگرایی شده و اهمیت و ظرفیتهای آن توضیح داده شده است. | ||
مقالۀ پنجم برگرفته از بخشی از طرح «تجربۀ زیستۀ انسان در شعر فارسی» است که به پیگیری تجربۀ زیستۀ قیصر امینپور پرداخته و شعر متأخرش را واجد درسهایی آموزنده برای سوژۀ حاضر ایرانی میداند؛ فرودآمدن از قاف مدینۀ فاضله به کف زندگی و تنوعات و تکثرها و افتوخیزهای آدمها، شاعر را به سمت درک مسئولیتی تازه و ترسیم امکانها و محدودیتهایی میبرد که سوژهها بتوانند ضمن حفظ فضایل، گامهایی بردارند که هرچه کمتر عارضه و هزینه برای محیط و دیگران داشته باشد. از این نگاه شعر امینپور بوطیقایی است که بهخوبی میتواند به تهذیب و تنظیم سیاست ایرانی بر مدار ارزشهای انسانی مددرسانی کند. | مقالۀ پنجم برگرفته از بخشی از طرح «تجربۀ زیستۀ انسان در شعر فارسی» است که به پیگیری تجربۀ زیستۀ [[امینپور، قیصر|قیصر امینپور]] پرداخته و شعر متأخرش را واجد درسهایی آموزنده برای سوژۀ حاضر ایرانی میداند؛ فرودآمدن از قاف مدینۀ فاضله به کف زندگی و تنوعات و تکثرها و افتوخیزهای آدمها، شاعر را به سمت درک مسئولیتی تازه و ترسیم امکانها و محدودیتهایی میبرد که سوژهها بتوانند ضمن حفظ فضایل، گامهایی بردارند که هرچه کمتر عارضه و هزینه برای محیط و دیگران داشته باشد. از این نگاه شعر [[امینپور، قیصر|امینپور]] بوطیقایی است که بهخوبی میتواند به تهذیب و تنظیم سیاست ایرانی بر مدار ارزشهای انسانی مددرسانی کند. | ||
مقالۀ ششم متن تکمیل و ویرایششدۀ گفتگو با ماهنامۀ «سپهر چناران» است. این نوشتار به فرایند فراموششدن انسان در ماجرای توسعه در ایران میپردازد. با نگاه بوطیقایی توسعه در ایران در دام برنامهنویسی افتاده و به مأموریتی اداری تبدیل شده است. در این حالت هیچ تشخیص و برآوردی از آینده در توسعه حضور ندارد و گویی داشتن برنامۀ پنجساله جزئی از ساختار حاکمیتی و فرآیندهای آن است و برای همیشه باید به شکل دورهای تکرار شود. | مقالۀ ششم متن تکمیل و ویرایششدۀ گفتگو با ماهنامۀ «سپهر چناران» است. این نوشتار به فرایند فراموششدن انسان در ماجرای توسعه در ایران میپردازد. با نگاه بوطیقایی توسعه در ایران در دام برنامهنویسی افتاده و به مأموریتی اداری تبدیل شده است. در این حالت هیچ تشخیص و برآوردی از آینده در توسعه حضور ندارد و گویی داشتن برنامۀ پنجساله جزئی از ساختار حاکمیتی و فرآیندهای آن است و برای همیشه باید به شکل دورهای تکرار شود. | ||