۱۵۹٬۸۰۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR184891J1.jpg | عنوان =چه کردند ناموران | عنوانهای دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = میرعباسی، کاوه (نویسنده) |زبان | زبان = | کد کنگره =975م28ف / 203 CT | موضوع =مشاهير - سرگذشت نامه، مشاهير، طنز فارسي - قرن 14 |ناشر | ناشر = اف...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = }} | | پیش از = }} | ||
'''چه کردند ناموران''' تألیف کاوه | '''چه کردند ناموران''' تألیف [[میرعباسی، کاوه|کاوه میرعباسی]]؛ این کتاب بیست روایت طنزآمیز از سرگذشت انسانهایی است که به برکت نبوغ یا خباثت خود به شهرت رسیدهاند. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
در قسمتی از روایت "صد رحمت به ببر" اینگونه آمده است: سرباز از شدت غضب کبود شد و چون خيال مىکرد ارشميدس هم مثل فيل زنده و مردهاش صدتومن است و فرق فيل و فيلسوف را فقط در جثهشان مىدانست، بىمعطلى شمشيرش را بيرون کشيد و سر از تن آن جليل مبارک نفس جدا کرد و جنازهاش را ـ البته در دو قسمت ـ نزد مارسلوس برد. سردار فاتح همين که چشمش به جسد خونين ارشميدس افتاد، بر سر سرباز خطاکار نعره زد: آخر فيلسوف مرده به چه درد من مىخوره؟ سرباز سادهدلانه جواب داد: اصلاً فيلسوف به چه درد مىخوره قربان؟ | در قسمتی از روایت "صد رحمت به ببر" اینگونه آمده است: سرباز از شدت غضب کبود شد و چون خيال مىکرد ارشميدس هم مثل فيل زنده و مردهاش صدتومن است و فرق فيل و فيلسوف را فقط در جثهشان مىدانست، بىمعطلى شمشيرش را بيرون کشيد و سر از تن آن جليل مبارک نفس جدا کرد و جنازهاش را ـ البته در دو قسمت ـ نزد مارسلوس برد. سردار فاتح همين که چشمش به جسد خونين ارشميدس افتاد، بر سر سرباز خطاکار نعره زد: آخر فيلسوف مرده به چه درد من مىخوره؟ سرباز سادهدلانه جواب داد: اصلاً فيلسوف به چه درد مىخوره قربان؟ | ||
این کتاب در دو بخش به رشتۀ تحریر درآمده است: بخش اول: چه کردند ناموران: صد رحمت به ببر، از جنگ پلوپنزی تا سوسمار، یافتم!یافتم!، تعارف توکیویی، دو صد گفته و نیمکردار، معمای دستها، آفتاب آمد دلیل آفتاب، مادر فرانکشتاین، از سبیل چخماقی حذر کن و باجناق لویی آراگون. بخش دوم: این مردمان خبیث: تقصیر مارکی دوساد بود، قلبهای تنها، در تعقیب ریش آبی، دلقکبازی بسه جان وین، در خدمت پزشکی، رقص خونآشامان، سکوت درهها، غریبه و مهتاب، فقط دو بار برج ایفل را میفروشید و همهچیز برای فروش.<ref>ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات</ref> | این کتاب در دو بخش به رشتۀ تحریر درآمده است: | ||
بخش اول: چه کردند ناموران: صد رحمت به ببر، از جنگ پلوپنزی تا سوسمار، یافتم!یافتم!، تعارف توکیویی، دو صد گفته و نیمکردار، معمای دستها، آفتاب آمد دلیل آفتاب، مادر فرانکشتاین، از سبیل چخماقی حذر کن و باجناق لویی آراگون. | |||
بخش دوم: این مردمان خبیث: تقصیر مارکی دوساد بود، قلبهای تنها، در تعقیب ریش آبی، دلقکبازی بسه جان وین، در خدمت پزشکی، رقص خونآشامان، سکوت درهها، غریبه و مهتاب، فقط دو بار برج ایفل را میفروشید و همهچیز برای فروش.<ref>ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات</ref> | |||
==پانويس == | ==پانويس == | ||