۱۵۲٬۹۳۸
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
}} | }} | ||
'''سید جمالالدین اسدآبادی''' (۱۲۱۷-۱۲۷۵ش)، عالم روشنفکر و مبارز ضد استعمار بود که مهمترین و مزمنترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با این دو بهشدت مبارزه کرد. وی در شهرستان اسدآباد همدان در خانوادهای روحانی چشم به جهان گشود. نسب وی به امام حسین(ع) منتهی میگردد. از پنج سالگی فراگیری دانش را نزد پدر آغاز کرد و با قرآن و کتابهای فارسی و قواعد عربی آشنا شد. برای ادامه تحصیل به قزوین و تهران عزیمت کرد و در سال ۱۲۲۸ش عازم نجف شد و از محضر دو مرجع بزرگ، شیخ مرتضی انصاری در فقه و اصول و ملا حسینقلی همدانی در اخلاق و عرفان بهرههای فراوان برد. در سال ۱۲۳۲ش به دستور شیخ انصاری عازم هندوستان شد و در آنجا ضمن آشنایی با علوم جدید، کوشید مردم را علیه استعمار انگلیس بسیج کند، اما پس از یک سال و نیم مجبور به ترک آنجا شد. سپس به مصر رفت و نهضت فکری ضد استعمار و ضد انگلیس را پایهگذاری کرد و تشکیلاتی به نام انجمن مخفی به وجود آورد، اما بر اثر فشار انگلستان مجبور به ترک مصر شد. پس از آن به اروپا رفت و در پاریس با همکاری محمد عبده دست به انتشار روزنامه «عروة الوثقی» زد و به پاسخگویی به ارنست رنان که مقالاتی علیه اسلام مینوشت، پرداخت. به دعوت ناصرالدین شاه به ایران آمد، اما پس از مدتی از ایران اخراج شد. در دومین سفر به ایران، به آستانه حضرت عبدالعظیم تبعید شد و در آنجا مردم را به قیام علیه بیدادگریهای شاه تشویق کرد. مجدداً از ایران اخراج و به بصره رفت و با همکاری یکی از مجتهدین نامهای به آیتالله شیرازی نوشت که در صدور فتوای تحریم تنباکو تأثیر بسزایی داشت. او در اواخر عمر در ترکیه زندگی میکرد و سرانجام در ۱۹ اسفند ۱۲۷۵ش به دستور سلطان عبدالحمید مسموم و به شهادت رسید. از آثار او میتوان به «التعلیقات علی شرح الدوانی العقائد العضدیه»، «رسائل في الفلسفة و العرفان»، «العروة الوثقی»، «ضیاء الخافقین» و «نامهها و اسناد سیاسی - تاریخی» اشاره کرد. | '''سید جمالالدین اسدآبادی''' (۱۲۱۷-۱۲۷۵ش)، عالم روشنفکر و مبارز ضد استعمار بود که مهمترین و مزمنترین درد جامعه اسلامی را استبداد داخلی و استعمار خارجی تشخیص داد و با این دو بهشدت مبارزه کرد. وی در شهرستان اسدآباد همدان در خانوادهای روحانی چشم به جهان گشود. نسب وی به [[امام حسین علیهالسلام|امام حسین(ع)]] منتهی میگردد. از پنج سالگی فراگیری دانش را نزد پدر آغاز کرد و با قرآن و کتابهای فارسی و قواعد عربی آشنا شد. برای ادامه تحصیل به قزوین و تهران عزیمت کرد و در سال ۱۲۲۸ش عازم نجف شد و از محضر دو مرجع بزرگ، [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ مرتضی انصاری]] در فقه و اصول و ملا حسینقلی همدانی در اخلاق و عرفان بهرههای فراوان برد. در سال ۱۲۳۲ش به دستور [[انصاری، مرتضی بن محمدامین|شیخ انصاری]] عازم هندوستان شد و در آنجا ضمن آشنایی با علوم جدید، کوشید مردم را علیه استعمار انگلیس بسیج کند، اما پس از یک سال و نیم مجبور به ترک آنجا شد. سپس به مصر رفت و نهضت فکری ضد استعمار و ضد انگلیس را پایهگذاری کرد و تشکیلاتی به نام انجمن مخفی به وجود آورد، اما بر اثر فشار انگلستان مجبور به ترک مصر شد. پس از آن به اروپا رفت و در پاریس با همکاری [[عبده، محمد|محمد عبده]] دست به انتشار روزنامه «عروة الوثقی» زد و به پاسخگویی به ارنست رنان که مقالاتی علیه اسلام مینوشت، پرداخت. به دعوت [[ناصرالدین شاه قاجار|ناصرالدین شاه]] به ایران آمد، اما پس از مدتی از ایران اخراج شد. در دومین سفر به ایران، به آستانه حضرت عبدالعظیم تبعید شد و در آنجا مردم را به قیام علیه بیدادگریهای شاه تشویق کرد. مجدداً از ایران اخراج و به بصره رفت و با همکاری یکی از مجتهدین نامهای به [[شیرازی، محمدتقی بن محبعلی|آیتالله شیرازی]] نوشت که در صدور فتوای تحریم تنباکو تأثیر بسزایی داشت. او در اواخر عمر در ترکیه زندگی میکرد و سرانجام در ۱۹ اسفند ۱۲۷۵ش به دستور سلطان عبدالحمید مسموم و به شهادت رسید. از آثار او میتوان به «التعلیقات علی شرح الدوانی العقائد العضدیه»، «رسائل في الفلسفة و العرفان»، «العروة الوثقی»، «ضیاء الخافقین» و «نامهها و اسناد سیاسی - تاریخی» اشاره کرد. | ||
==ولادت== | ==ولادت== | ||