پرش به محتوا

مخزن البکاء في مصیبة سید الشهداء علیه‌السلام: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR55472J1.jpg | عنوان = مخزن البکاء في مصیبة سید الشهداء علیه السلام | عنوان‌های دیگر = | پدیدآورندگان | پدیدآوران = برغانی، محمدصالح بن محمد (نويسنده) خورشیدی، مجتبی (محقق) |زبان | زبان = فارسی | کد کنگره = /ب4م3 41/4 BP...» ایجاد کرد)
 
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۵: خط ۲۵:
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
'''مخزن البكاء في مصيبة سيدالشهداء'''، تألیف [[ملا محمدصالح برغانی قزوینی]] (متولد ۱۲۰۰ و متوفی ۱۲۷۱ق)، در بیان روایات و قصص و حوادث مرتبط با واقعه کربلا و مصیبت امام حسین(ع) و اهل‌ بیت ایشان، است.
'''مخزن البكاء في مصيبة سيدالشهداء'''، تألیف [[برغانی، محمدصالح بن محمد|ملا محمدصالح برغانی قزوینی]] (متولد ۱۲۰۰ و متوفی ۱۲۷۱ق)، در بیان روایات و قصص و حوادث مرتبط با واقعه کربلا و مصیبت [[امام حسین علیه‌السلام|امام حسین(ع)]] و اهل‌ بیت ایشان، است.


==ساختار==
==ساختار==
خط ۳۱: خط ۳۱:


==گزارش محتوا==
==گزارش محتوا==
* خطبه مؤلف: مؤلف در این بخش مراحل شکل‌گیری کتاب حاضر و انگیزه نگارش و ساختار آن را بیان کرده و خاطرنشان نموده که چون بعد از فرایض، بزرگ‌ترین عمل مستحب، گریستن و گریاندن و محزون شدن و محزون ساختن بر مصیبت سیدالشهداست، لذا وی بعد از تألیف چند کتاب، به تألیف «معدن البكاء» مشغول شده و چون این کتاب به زبان عربی بوده، برای بهره‌ور شدن فارسی‌زبانان، مجالس تعزیه آن با قلیلی از مقدمات و ملحقات به زبان فارسی نگارش یافته و «منبع البكاء» خوانده شده است. سپس چون ملاحظه کرده که گریستن و گریاندن غالبا موقوف بر ذکر احادیثی چند است که مستمعین را بر بکاء و ذاکرین را بر ابکاء مستعد سازد، لذا به تألیف کتاب حاضر که مشتمل بر بسیاری از اخبار مورثه بکاء در تعزیه سیدالشهداست، پرداخته است. وی همچنین نوشته است: «چون در امثال مقام، کفایت می‌کند هر خبری و اثری که منشأ حزن و گریه شود، مادامی که حکمی از احکام شرعیه بر آن مرتب نگردد، لهذا در مقام تصحیح مسئله برنیامدم، بلکه اقتصار نمودم بر همین خبر و اکتفا نمودم به موجود بودن آن در کتب معتمده و در اغلب مواضع، ذکر می‌نمایم کتبی را که آن خبر را از آن نقل نموده‌ام»<ref>ر.ک: همان</ref>.
* خطبه مؤلف: مؤلف در این بخش مراحل شکل‌گیری کتاب حاضر و انگیزه نگارش و ساختار آن را بیان کرده و خاطرنشان نموده که چون بعد از فرایض، بزرگ‌ترین عمل مستحب، گریستن و گریاندن و محزون شدن و محزون ساختن بر مصیبت [[امام حسین علیه‌السلام|سیدالشهدا]]<nowiki/>ست، لذا وی بعد از تألیف چند کتاب، به تألیف «معدن البكاء» مشغول شده و چون این کتاب به زبان عربی بوده، برای بهره‌ور شدن فارسی‌زبانان، مجالس تعزیه آن با قلیلی از مقدمات و ملحقات به زبان فارسی نگارش یافته و «منبع البكاء» خوانده شده است. سپس چون ملاحظه کرده که گریستن و گریاندن غالبا موقوف بر ذکر احادیثی چند است که مستمعین را بر بکاء و ذاکرین را بر ابکاء مستعد سازد، لذا به تألیف کتاب حاضر که مشتمل بر بسیاری از اخبار مورثه بکاء در تعزیه سیدالشهداست، پرداخته است. وی همچنین نوشته است: «چون در امثال مقام، کفایت می‌کند هر خبری و اثری که منشأ حزن و گریه شود، مادامی که حکمی از احکام شرعیه بر آن مرتب نگردد، لهذا در مقام تصحیح مسئله برنیامدم، بلکه اقتصار نمودم بر همین خبر و اکتفا نمودم به موجود بودن آن در کتب معتمده و در اغلب مواضع، ذکر می‌نمایم کتبی را که آن خبر را از آن نقل نموده‌ام»<ref>ر.ک: همان</ref>.


* مقدمه: این بخش، مشتمل است بر:
* مقدمه: این بخش، مشتمل است بر:
# 8 خطبه: موضوع خطبه‌ها مصیبت امام حسین(ع) است. مؤلف هرکدام را به زبان عربی همراه با ترجمه فارسی ذکر کرده است.
# 8 خطبه: موضوع خطبه‌ها مصیبت [[امام حسین علیه‌السلام|امام حسین(ع)]] است. مؤلف هرکدام را به زبان عربی همراه با ترجمه فارسی ذکر کرده است.
# 14 فصل: عناوین این فصول عبارت است از:
# 14 فصل: عناوین این فصول عبارت است از:
## ذکر بعضی از آیات و بیان جمله‌ای از قصص و حکایات: از جمله مباحثی که در این فصل ذکر شده، تأویل «کهیعص» است. خداوند پس از تعلیم اسماء پنج‌گانه آل‌عبا به زکریا و بعد از اینکه زکریا پرسید: چرا با یاد کردن نام‌های شریف محمد و علی و فاطمه و حسن اندوهم زدوده می‌شود و با یاد نام حسین، اندوهگین می‌گردم و اشکم جاری می‌شود، در پاسخ، قصه شهادت و مظلومیت آن حضرت را با رموز «کهیعص» برای زکریا بیان کرد. پس «کاف» اشاره است به اسم کربلا و «هاء» به هلاکت عترت او و «یاء» به یزید که به حسین ستم کرد و «عین» به عطش آن جناب و «صاد» به صبر آن حضرت<ref>ر.ک: متن کتاب، ص38-39</ref>.
## ذکر بعضی از آیات و بیان جمله‌ای از قصص و حکایات: از جمله مباحثی که در این فصل ذکر شده، تأویل «کهیعص» است. خداوند پس از تعلیم اسماء پنج‌گانه آل‌عبا به زکریا و بعد از اینکه زکریا پرسید: چرا با یاد کردن نام‌های شریف محمد و علی و فاطمه و حسن اندوهم زدوده می‌شود و با یاد نام [[امام حسین علیه‌السلام|حسین]]، اندوهگین می‌گردم و اشکم جاری می‌شود، در پاسخ، قصه شهادت و مظلومیت آن حضرت را با رموز «کهیعص» برای زکریا بیان کرد. پس «کاف» اشاره است به اسم کربلا و «هاء» به هلاکت عترت او و «یاء» به یزید که به حسین ستم کرد و «عین» به عطش آن جناب و «صاد» به صبر آن حضرت<ref>ر.ک: متن کتاب، ص38-39</ref>.
## قصه ابوذر و گریستن آسمان و زمین به خون در مصیبت آن مظلوم.
## قصه ابوذر و گریستن آسمان و زمین به خون در مصیبت آن مظلوم.
## مرور انبیا و اوصیا(ع) به صحرای کربلا و ذکر جمله‌ای از قصص و اخبار: در این فصل، حکایات مربوط به عبور انبیا و اولیایی همچون: آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، سلیمان، پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع)، از سرزمین کربلا و نیز گریه پیامبر(ص) در مصیبت امام حسین(ع) ذکر شده است<ref>ر.ک: همان، ص80-97</ref>.
## مرور انبیا و اوصیا(ع) به صحرای کربلا و ذکر جمله‌ای از قصص و اخبار: در این فصل، حکایات مربوط به عبور انبیا و اولیایی همچون: آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، سلیمان، پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع)، از سرزمین کربلا و نیز گریه پیامبر(ص) در مصیبت [[امام حسین علیه‌السلام|امام حسین(ع)]] ذکر شده است<ref>ر.ک: همان، ص80-97</ref>.
## ذکر حدیث لعیا و صلصائیل و دردائیل و فطرس و غیر آن از اخبار.
## ذکر حدیث لعیا و صلصائیل و دردائیل و فطرس و غیر آن از اخبار.
## بیان «من بكی أو أبكی أو تباكی».
## بیان «من بكی أو أبكی أو تباكی».
خط ۵۱: خط ۵۱:
## ذکر حدیث زید نشاج.
## ذکر حدیث زید نشاج.


* مجالس: در این بخش، چهارده مجلس ذکر شده است. مجلس اول، پیرامون خروج سیدالشهداء(ع) از مدینه متبرکه و نزول به مکه معظمه است<ref>ر.ک: همان، ص358</ref> و مجلس چهاردهم، در بیان رجوع اهل‌بیت(ع) از شهر شام و ورود ایشان به مدینه سیدالانام<ref>ر.ک: همان، ص899</ref>.
* مجالس: در این بخش، چهارده مجلس ذکر شده است. مجلس اول، پیرامون خروج [[امام حسین علیه‌السلام|سیدالشهداء(ع)]] از مدینه متبرکه و نزول به مکه معظمه است<ref>ر.ک: همان، ص358</ref> و مجلس چهاردهم، در بیان رجوع اهل‌بیت(ع) از شهر شام و ورود ایشان به مدینه سیدالانام<ref>ر.ک: همان، ص899</ref>.


* خاتمه: این بخش، در بیان جور و ستمی است که به بعضی از سادات و شیعیان، از طرف اعدای آل‌محمد، وارد شده است<ref>ر.ک: همان، ص979</ref>.
* خاتمه: این بخش، در بیان جور و ستمی است که به بعضی از سادات و شیعیان، از طرف اعدای آل‌محمد، وارد شده است<ref>ر.ک: همان، ص979</ref>.