۱۶۱٬۳۲۹
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
* روش [[برقوقی، عبدالرحمن | عبدالرحمن برقوقی]] تحلیلی است که فراتر از تفسیر ساده واژگان، به کالبدشکافی اشعار میپردازد. او مطالب شارحان بزرگ گذشته را تهذیب و تنقیح کرده و با اصلاح اشتباهات نسخههای قدیمی، متنی پیراسته عرضه کرده است. | * روش [[برقوقی، عبدالرحمن | عبدالرحمن برقوقی]] تحلیلی است که فراتر از تفسیر ساده واژگان، به کالبدشکافی اشعار میپردازد. او مطالب شارحان بزرگ گذشته را تهذیب و تنقیح کرده و با اصلاح اشتباهات نسخههای قدیمی، متنی پیراسته عرضه کرده است. | ||
* بخش قابل توجهی از کتاب به سیره [[متنبي، احمد بن حسين|احمد بن حسین متنبّی]] اختصاص دارد، چرا که شارح فهم شعر او را در گرو شناخت زندگیاش میداند. | * بخش قابل توجهی از کتاب به سیره [[متنبي، احمد بن حسين|احمد بن حسین متنبّی]] اختصاص دارد، چرا که شارح فهم شعر او را در گرو شناخت زندگیاش میداند. | ||
* اثر حاضر به طور ویژه به سرقات ادبی)مضامین وام گرفته شده) و نظایر شعری میپردازد تا جایگاه نوآوری [[متنبي، احمد بن حسين|احمد بن حسین متنبّی]] را مشخص کند. همچنین، [[برقوقي، عبدالرحمن|عبدالرحمن برقوقی]] تمامی امثال و حکم موجود در دیوان را که بخشی از شهرت جهانی متنبی مدیون آنهاست، استخراج و تفسیر کرده است. او حتی عبارات دشوار شروح قدیمی را به گونهای اصلاح کرده که برای مخاطب معاصر قابل فهم باشد. <ref> ر.ک: مقدمه | * اثر حاضر به طور ویژه به سرقات ادبی)مضامین وام گرفته شده) و نظایر شعری میپردازد تا جایگاه نوآوری [[متنبي، احمد بن حسين|احمد بن حسین متنبّی]] را مشخص کند. همچنین، [[برقوقي، عبدالرحمن|عبدالرحمن برقوقی]] تمامی امثال و حکم موجود در دیوان را که بخشی از شهرت جهانی متنبی مدیون آنهاست، استخراج و تفسیر کرده است. او حتی عبارات دشوار شروح قدیمی را به گونهای اصلاح کرده که برای مخاطب معاصر قابل فهم باشد. <ref> ر.ک: مقدمه عبدالرحمن برقوقی، ج1، ص3-19. </ref> | ||
==ساختار و محتوا== | ==ساختار و محتوا== | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
==نمونه مباحث== | ==نمونه مباحث== | ||
{{شعر}} {{ب|'' لَا تَعْذُلِ الْمُشْتَاقَ فِي أَشْوَاقِهِ ''|2='' حَتَّى يَكُونَ حَشَاكَ فِي أَحْشَائِهِ. '' <ref> متن کتاب، ج1، ص132. </ref> }}{{پایان شعر}} | |||
ترجمه فارسی: شخص مشتاق (عاشق) را در شور و اشتیاقش ملامت مکن؛ تا زمانی که اندرونِ (دل و جگر) تو، دقیقاً در جایِ اندرونِ او قرار گیرد و همان درد را بچشد. | ترجمه فارسی: شخص مشتاق (عاشق) را در شور و اشتیاقش ملامت مکن؛ تا زمانی که اندرونِ (دل و جگر) تو، دقیقاً در جایِ اندرونِ او قرار گیرد و همان درد را بچشد. | ||
شرح [[برقوقي، عبدالرحمن|عبدالرحمن برقوقی]]: «لا» برای نهی است و «لاتعذر» هم روایت میشود که در این صورت، لای نفی است. میگوید: عاشق را ملامت مکن تا آنکه مانند او چیزی یا کسی را دوست داشته باشی. و این شعر از قبیل شعر [[بحتری]] است: | شرح [[برقوقي، عبدالرحمن|عبدالرحمن برقوقی]]: «لا» برای نهی است و «لاتعذر» هم روایت میشود که در این صورت، لای نفی است. میگوید: عاشق را ملامت مکن تا آنکه مانند او چیزی یا کسی را دوست داشته باشی. و این شعر از قبیل شعر [[بحتری]] است: | ||
{{شعر}} {{ب|'' اذا شئت ان لا تعذل الدهر عاشقا ''|2='' علی کمد من لوعة البین فاعشق. '' <ref> همان، ج1، ص132. پاورقی1. </ref> }} {{پایان شعر}} | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
| خط ۵۴: | خط ۵۵: | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:زبانشناسی، زبان و ادبیات]] | |||
[[رده:مقالات بازبینی | [[رده:زبان و ادبیات شرقی]] | ||
[[رده:زبان و ادبیات عربی]] | |||
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]] | |||
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط محمد خردمند]] | [[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ دی 1404 توسط محمد خردمند]] | ||