۱۶۱٬۰۹۹
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'هـ' به 'ه') |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
در جهان کهن، حضور زنان در عرصههای فرهنگی بسیار محو جلوه میکند. اگر دامنۀ این عرصهها به شعر منحصر شوند، مشخص میشود در لابلای تذکرهها و منتخبهای ادبی، گاه نام زنانی را هم میتوان یافت. اغلب آنان به شیوهای تفننی و ذوقی، به آراستن و نظم بخشیدن احساس و کلمههایشان پرداختهاند. البته این گروه از خاندانهای فرهنگی یا سیاسی برخاستهاند نه طبقههای دیگر. شاعران زن در ادوار کهن به گونه و طرز مردان شعر و غزلی گفتهاند. شمار زنان شاعر، هرچه به زمانۀ متأخر نزدیکتر میشویم، فزونی یافته است. رابعه دختر کعب قزداری (سدۀ 4 | در جهان کهن، حضور زنان در عرصههای فرهنگی بسیار محو جلوه میکند. اگر دامنۀ این عرصهها به شعر منحصر شوند، مشخص میشود در لابلای تذکرهها و منتخبهای ادبی، گاه نام زنانی را هم میتوان یافت. اغلب آنان به شیوهای تفننی و ذوقی، به آراستن و نظم بخشیدن احساس و کلمههایشان پرداختهاند. البته این گروه از خاندانهای فرهنگی یا سیاسی برخاستهاند نه طبقههای دیگر. شاعران زن در ادوار کهن به گونه و طرز مردان شعر و غزلی گفتهاند. شمار زنان شاعر، هرچه به زمانۀ متأخر نزدیکتر میشویم، فزونی یافته است. رابعه دختر کعب قزداری (سدۀ 4 ه.ق) و [[مهستی گنجهای]] (سدۀ 6 ه.ق) از جملۀ اندکبانوانی هستند که تا حدی سنتهای اجتماعی و ادبی عصر را به کناری زدند. باوجود سرودههای پراکنده و محدود، تاریخ ادبیات نام ایشان را یاد نبرد. هرچند روزگار حضور آنان را به هیچروی برنمیتافت. | ||
در اواخر سدۀ نوزدهم و بهویژه در اوایل سدۀ بیستم میلادی، زنان ایرانی بهتدریج با دگرگونیهای اجتماعی و انسانی جدید همراه شدند. صورتی دیگر از زندگی در میان شماری از آنان رواج یافت. آنان در زمینههای گوناگون فرهنگی به تکاپو پرداختند. شکلهای سنتکیشانۀ حضور زنان را به برام و انتقاد و اعتراض نهادند. کوشیدند پوستۀ تنگناها را نادیده بگیرند. به جستجوی هویتی گمشده برآمدند یا آنکه هویتی دیگر را طلب کردند. روانشناسی زنان شاعر در این دوره جلوههایی خودآگاه یا ناخودآگاه از خواستهها و آرزوهای انسانی و زنانۀ آنان است؛ گاه به صراحت و گاه به اشاره. | در اواخر سدۀ نوزدهم و بهویژه در اوایل سدۀ بیستم میلادی، زنان ایرانی بهتدریج با دگرگونیهای اجتماعی و انسانی جدید همراه شدند. صورتی دیگر از زندگی در میان شماری از آنان رواج یافت. آنان در زمینههای گوناگون فرهنگی به تکاپو پرداختند. شکلهای سنتکیشانۀ حضور زنان را به برام و انتقاد و اعتراض نهادند. کوشیدند پوستۀ تنگناها را نادیده بگیرند. به جستجوی هویتی گمشده برآمدند یا آنکه هویتی دیگر را طلب کردند. روانشناسی زنان شاعر در این دوره جلوههایی خودآگاه یا ناخودآگاه از خواستهها و آرزوهای انسانی و زنانۀ آنان است؛ گاه به صراحت و گاه به اشاره. | ||