تاریخ لرستان؛ روزگار قاجار: از تاسیس تا کودتای 1299: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' مى ' به ' مى‌'
جز (جایگزینی متن - '}}↵↵↵'''' به '}} '''')
جز (جایگزینی متن - ' مى ' به ' مى‌')
 
خط ۶۴: خط ۶۴:
داورى‌هاى او درباره «بیرانوندها» نمونه کاملى از این نگرش است و این در حالى است که وى و دودمانش نه تنها هیچ اختلاف تاریخى یا رقابت قومى ریشه‌دارى با ایشان ندارند، بلکه پیوندهاى سببى محکمى میان خانواده وى و سران بیرانوند برقرار است؛ ولى با وجود این، به همسنگ تعریف و تمجیدهاى بى‌شمارى که از رشادت‌ها و سلحشورى‌هاى این ایل کرده است، در برابر پاره‌اى از رفتار آنها نسبت به مردم بروجرد و سیلاخور یا خلع سلاح نیروهاى ژاندارمرى، نه تنها چشم‌پوشى نمى‌کند که سخت برآشفته مى‌شود.
داورى‌هاى او درباره «بیرانوندها» نمونه کاملى از این نگرش است و این در حالى است که وى و دودمانش نه تنها هیچ اختلاف تاریخى یا رقابت قومى ریشه‌دارى با ایشان ندارند، بلکه پیوندهاى سببى محکمى میان خانواده وى و سران بیرانوند برقرار است؛ ولى با وجود این، به همسنگ تعریف و تمجیدهاى بى‌شمارى که از رشادت‌ها و سلحشورى‌هاى این ایل کرده است، در برابر پاره‌اى از رفتار آنها نسبت به مردم بروجرد و سیلاخور یا خلع سلاح نیروهاى ژاندارمرى، نه تنها چشم‌پوشى نمى‌کند که سخت برآشفته مى‌شود.


در تاریخ‌نگارى وى، به مصداق: «عیب مى جمله بگفتى هنرش نیز بگو»، ضمن اشاره به همین مصراع، کوشش شده تا حد ممکن رعایت بى‌طرفى بشود. به عنوان نمونه از داورى‌هاى او درباره «نظرعلى خان امیر اشرف»، مى‌توان یاد کرد: وى یکى از قهرمانان اثر اوست که نویسنده دلبستگى و ارادت خاصى به وى دارد و حضور پر رنگ او در لرستان را به خوبى نمودار ساخته است؛ ولى با این همه، در پاره‌اى موارد به سبب اشتباهاتش بى‌رحمانه بر او مى‌تازد و این تنها در چارچوب نقد دلسوزانه و تعالى‌بخش واقع‌گرایانه قابل تحلیل است تا غرض‌ورزى‌هاى شخصى.
در تاریخ‌نگارى وى، به مصداق: «عیب مى‌جمله بگفتى هنرش نیز بگو»، ضمن اشاره به همین مصراع، کوشش شده تا حد ممکن رعایت بى‌طرفى بشود. به عنوان نمونه از داورى‌هاى او درباره «نظرعلى خان امیر اشرف»، مى‌توان یاد کرد: وى یکى از قهرمانان اثر اوست که نویسنده دلبستگى و ارادت خاصى به وى دارد و حضور پر رنگ او در لرستان را به خوبى نمودار ساخته است؛ ولى با این همه، در پاره‌اى موارد به سبب اشتباهاتش بى‌رحمانه بر او مى‌تازد و این تنها در چارچوب نقد دلسوزانه و تعالى‌بخش واقع‌گرایانه قابل تحلیل است تا غرض‌ورزى‌هاى شخصى.


به جز همنشینى با پیران پرتجربه، نویسنده همدمى دیگر دارد و آن دوست دیر آشناى فرهنگ و تاریخ لرستان؛ یعنى «کتاب» است. او کتاب را دوست دارد و به هر کس که اهل آن باشد، عشق مى‌ورزد. در جاى جاى اثر خود، با تأکید به وجود کتاب‌خانه‌هاى بزرگ برخى از رجال، اشاره مى‌کند و از کلامش برمى‌آید که این، بهترین وصفى است که درباره صاحب سرگذشت مى‌نماید.
به جز همنشینى با پیران پرتجربه، نویسنده همدمى دیگر دارد و آن دوست دیر آشناى فرهنگ و تاریخ لرستان؛ یعنى «کتاب» است. او کتاب را دوست دارد و به هر کس که اهل آن باشد، عشق مى‌ورزد. در جاى جاى اثر خود، با تأکید به وجود کتاب‌خانه‌هاى بزرگ برخى از رجال، اشاره مى‌کند و از کلامش برمى‌آید که این، بهترین وصفى است که درباره صاحب سرگذشت مى‌نماید.