پرش به محتوا

تحول تاریخی اندیشه ولایت فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' '''' به '''''
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' '''' به ''''')
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۸: خط ۸:
|زبان
|زبان
| زبان = فارسی
| زبان = فارسی
| کد کنگره =BP ۲۲۳/۸/ت۳ ۱۳۷۳  
| کد کنگره =BP ۲۲۳/۸/ت۳ ۱۳۷۳
| موضوع =ولایت‌ فقیه‌,رهبری (اسلام‌),اسلام‌ و سیا‌ست‌,تا‌ریخ‌ شیعه‌ و سیا‌ست‌
| موضوع =ولایت‌ فقیه‌,رهبری (اسلام‌),اسلام‌ و سیا‌ست‌,تا‌ریخ‌ شیعه‌ و سیا‌ست‌
|ناشر  
|ناشر  
خط ۲۵: خط ۲۵:
}}
}}


''' تحول تاریخی اندیشه ولایت فقیه '''، تألیف [[فیرحی، داود|داود فیرحی]] (معاصر)، به بررسی تحولات اندیشه ولایت فقیه از دیدگاه فقهای شیعه و تأثیر سیاست همگرایی مذهبی دولت بر این موضوع از زمان حکومت قاجار پرداخته است.   
''' تحول تاریخی اندیشه ولایت فقیه'''، تألیف [[فیرحی، داود|داود فیرحی]] (معاصر)، به بررسی تحولات اندیشه ولایت فقیه از دیدگاه فقهای شیعه و تأثیر سیاست همگرایی مذهبی دولت بر این موضوع از زمان حکومت قاجار پرداخته است.   


کتاب از مقدمه (طرح تحقیق) و هفت فصل تشکیل شده است. نویسنده در تز تحقیق می‌گوید که تحول اندیشه ولایت فقیه، مبتنی بر دگرگونی سیاسی و اجتماعی دو قرن اخیر است. بر این اساس فرضیه چنین خواهد بود:
کتاب از مقدمه (طرح تحقیق) و هفت فصل تشکیل شده است. نویسنده در تز تحقیق می‌گوید که تحول اندیشه ولایت فقیه، مبتنی بر دگرگونی سیاسی و اجتماعی دو قرن اخیر است. بر این اساس فرضیه چنین خواهد بود:
خط ۳۵: خط ۳۵:
فصل اول، «ایران و اسلام در طلیعه سلطنت قاجاریه» نام دارد. در این فصل چنین آمده که تجددطلبی سیاسی تشیع در دوره قاجاریه غالباً حول محور اندیشه ولایت فقیه است. این موضوع، قبلاً توسط فقهای شیعه به‌صورت مستقل مطرح نشده بود. انگیزه‌های زیادی نیز در همگرایی فتحعلی‌شاه و علما وجود دارد.  
فصل اول، «ایران و اسلام در طلیعه سلطنت قاجاریه» نام دارد. در این فصل چنین آمده که تجددطلبی سیاسی تشیع در دوره قاجاریه غالباً حول محور اندیشه ولایت فقیه است. این موضوع، قبلاً توسط فقهای شیعه به‌صورت مستقل مطرح نشده بود. انگیزه‌های زیادی نیز در همگرایی فتحعلی‌شاه و علما وجود دارد.  


عنوان دوم، «طرح مستقل اندیشه ولایت فقیه در متون فقهی - استدلالی شیعه»، است که به اندیشه‌های سیاسی تعدادی از علمای شیعه پرداخته است. در این بررسی اشاره شده که در اندیشه سیاسی [[میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن|میرزای قمی]] شاه را «ظل الله» می‌خوانده است. [[کاشف‌الغطاء، جعفر بن خضر|کاشف‌الغطا]]، اصل را عدم ولایت شخصی بر شخص دیگر دانسته و صاحب جواهر، نظریه ولایت مطلقه فقیه را طرح کرده است؛ اما هیچ یک از این سه نفر ، بحث مستقلی در باب ولایت فقیه ارائه ننموده‌اند.  
عنوان دوم، «طرح مستقل اندیشه ولایت فقیه در متون فقهی - استدلالی شیعه»، است که به اندیشه‌های سیاسی تعدادی از علمای شیعه پرداخته است. در این بررسی اشاره شده که در اندیشه سیاسی [[میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن|میرزای قمی]] شاه را «ظل الله» می‌خوانده است. [[کاشف‌الغطاء، جعفر بن خضر|کاشف‌الغطا]]، اصل را عدم ولایت شخصی بر شخص دیگر دانسته و [[صاحب جواهر، محمدحسن|صاحب جواهر]]، نظریه ولایت مطلقه فقیه را طرح کرده است؛ اما هیچ یک از این سه نفر، بحث مستقلی در باب ولایت فقیه ارائه ننموده‌اند.  


دیدگاه فقیه و اندیشه سیاسی [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|ملا احمد نراقی]] در فصل سوم کتاب بررسی می‌شود. به نظر مؤلف، [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|نراقی]] بحث مستقلی در این زمینه طرح کرده است و معتقد به ولایت عام و همه‌جانبه فقهاست و ضرورت تشکیل جوامع بشری را معلول اجتماعی‌بودن انسان می‌داند. با توجه به وجود اجتماعی انسان، تقسیم استعدادها و گرایشهای متضاد در طبیعت او و در راستای کنترل زندگی اجتماعی نوع بشر، برقراری یک نظم اجتماعی ضروری به نظر می‌رسد. به عقیده [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|نراقی]]، عدالت به معنای اخص، عبارت است از خودداری از ستم به مردمان و دفع ظلم از دیگران به مقدار امکان و نگه‌داشتن هر کسی بر حوق خود. به نظر او سه نوع حکومت مطلوب وجود دارد که عبارت است از: حکومت معصومین(ع)، حکومت فقهای عادل و حکومت سلاطین عادل و مقلد فقها. دولت موظف است از تخلفات خصوصی افراد هم جلوگیری کند. از دیدگاه نراقی، حکم عقل به تنهای برای ولایت فقهای عدول کفایت می‌کند.  
دیدگاه فقیه و اندیشه سیاسی [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|ملا احمد نراقی]] در فصل سوم کتاب بررسی می‌شود. به نظر مؤلف، [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|نراقی]] بحث مستقلی در این زمینه طرح کرده است و معتقد به ولایت عام و همه‌جانبه فقهاست و ضرورت تشکیل جوامع بشری را معلول اجتماعی‌بودن انسان می‌داند. با توجه به وجود اجتماعی انسان، تقسیم استعدادها و گرایشهای متضاد در طبیعت او و در راستای کنترل زندگی اجتماعی نوع بشر، برقراری یک نظم اجتماعی ضروری به نظر می‌رسد. به عقیده [[نراقی، احمد بن محمدمهدی|نراقی]]، عدالت به معنای اخص، عبارت است از خودداری از ستم به مردمان و دفع ظلم از دیگران به مقدار امکان و نگه‌داشتن هر کسی بر حوق خود. به نظر او سه نوع حکومت مطلوب وجود دارد که عبارت است از: حکومت معصومین(ع)، حکومت فقهای عادل و حکومت سلاطین عادل و مقلد فقها. دولت موظف است از تخلفات خصوصی افراد هم جلوگیری کند. از دیدگاه نراقی، حکم عقل به تنهای برای ولایت فقهای عدول کفایت می‌کند.