پرش به محتوا

نقد نظریه شریعت صامت: بررسی انتقادی مقالات قبض و بسط شریعت: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۷: خط ۲۷:
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
'''نقد نظریه شریعت صامت: بررسی انتقادی مقالات قبض و بسط شریعت''' تألیف دکتر حسین غفاری؛ ایشان در ذیل عنوان «سابقه آشنایی نگارنده با مؤلف مقالات قبض و بسط» خاطره‌ای را از برخورد استاد با کتاب «نقدی و درآمدی بر تضاد دیالکتیکی» دکتر عبدالکریم سروش بازگو می‌کند و در ذیل عنوان «فهم دینی همیشه عصری است و مطهری یک دیندار عصر بود و شریعتی هم» به نقد سخن سروش در مورد عصری بودن فهم دینی می‌پردازد و درادامه در ذیل عنوان «تصویر غلط مؤلف از شخصیت استاد شهید مرحوم مطهری» به ذکر خاطره‌ای از استاد می‌پردازد و از علت ممنوعیت کتاب «بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی» استاد سخن می‌گوید.
'''نقد نظریه شریعت صامت: بررسی انتقادی مقالات قبض و بسط شریعت''' تألیف دکتر [[غفاری، حسین|حسین غفاری]]؛ ایشان در ذیل عنوان «سابقه آشنایی نگارنده با مؤلف مقالات قبض و بسط» خاطره‌ای را از برخورد استاد با کتاب «[[نقدی و درآمدی بر تضاد دیالکتیکی]]» دکتر [[سروش، عبدالکریم|عبدالکریم سروش]] بازگو می‌کند و در ذیل عنوان «فهم دینی همیشه عصری است و مطهری یک دیندار عصر بود و شریعتی هم» به نقد سخن سروش در مورد عصری بودن فهم دینی می‌پردازد و درادامه در ذیل عنوان «تصویر غلط مؤلف از شخصیت [[مطهری، مرتضی|استاد شهید مرحوم مطهری]]» به ذکر خاطره‌ای از استاد می‌پردازد و از علت ممنوعیت کتاب «بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی» استاد سخن می‌گوید.


تویسنده در ذیل عنوان «مطهری و شریعتی، دو روشنفکر دینی» ضمن ناصحیح دانستن عبارت «روشنفکر دینی»، مقایسه آن دو را «ناموزون» معرفی کرده و گفته است که چرا سروش هر دو را با عبارت احیاگر اندیشه اسلامی یاد کرده است و در ادامه ادله خود، در نفی سخن سروش، به یادداشت‌های خصوصی و منتسب به استاد در نقد برخی جزوات سخنرانی دکتر علی شریعتی استناد کرده است. بالاخره نویسنده از مطلوب نبودن ارتباط استاد با جوانان به دلیل «بحران قبل از انقلاب» خاطراتی را ذکر می‌کند.<ref> باقرزاده‌ی ارجمندی، میراحمد، ص491-492</ref>
تویسنده در ذیل عنوان «[[مطهری، مرتضی|مطهری]] و [[شریعتی، علی|شریعتی]]، دو روشنفکر دینی» ضمن ناصحیح دانستن عبارت «روشنفکر دینی»، مقایسه آن دو را «ناموزون» معرفی کرده و گفته است که چرا سروش هر دو را با عبارت احیاگر اندیشه اسلامی یاد کرده است و در ادامه ادله خود، در نفی سخن سروش، به یادداشت‌های خصوصی و منتسب به استاد در نقد برخی جزوات سخنرانی [[شریعتی، علی|دکتر علی شریعتی]] استناد کرده است. بالاخره نویسنده از مطلوب نبودن ارتباط استاد با جوانان به دلیل «بحران قبل از انقلاب» خاطراتی را ذکر می‌کند.<ref> باقرزاده‌ی ارجمندی، میراحمد، ص491-492</ref>