پرش به محتوا

تاریخ عالم آرای امینی: شرح حکمرانی سلاطین آق قویونلو و ظهور صفویان: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' '''' به '''''
جز (جایگزینی متن - '.↵↵رده:کتاب‌شناسی' به '. ==وابسته‌ها== {{وابسته‌ها}} رده:کتاب‌شناسی')
جز (جایگزینی متن - ' '''' به ''''')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
خط ۳۴: خط ۳۴:


==گزارش محتوا==
==گزارش محتوا==
[[فضل‌الله بن روزبهان|فضل‌اللّه]]، مانند ديگر تاريخ‌نويسان اسلامى، تاريخ عالم‌آراى امينى را با حمد و سپاس الهى آغاز مى‌كند و سپس به توصيف و تمجيد اوليا و خلفا كه به باورش، پس از ختم نبوت، قايم مقام رسالت الهى و استوانه‌هاى دين بر روى زمين هستند، مى‌پردازد. او معتقد است كه خداوند با دارا بودن قدرت نامحدود، به مصداق آيه '''إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَۀً فِى الْأَرْضِ،''' انسان را به اعلى مرتبه شرف و ارجمندى رسانيد و چشم عالم و اشرف مخلوقات قرارداد. به نظر وى جميع نفوس كامل انسانى مظاهر اسماء الهى‌اند؛ يعنى حقّ تعالى با اسما و صفات خويش ناظر و ظاهر و حاضر در عالم است و هر ذره و هر مرتبه‌اى از اين عالم نشانى از اسم و صفت متعالى او دارد. اگر در عالم نشانى از زيبايى و كمال است، همه حاكى از اسما و صفات و جمال و لطف او است و اگر كفر و زشتى در آن به نظر مى‌آيد، هم نشانى از اسما و صفات جلال و قهر او دارد. اگر تقابل و تركيبى است، حكايت از تقابل و تركيب مظاهر اين اسما و صفات دارد. حق تعالى تمام شاهان روى زمين را بر حسب تفاوت حكومت و كشورگشايى، بر تختگاه دنيا مستقر ساخت تا بدين وسيله مظاهر قدرت و الطاف الهى آشكار گردد.
[[فضل‌الله بن روزبهان|فضل‌اللّه]]، مانند ديگر تاريخ‌نويسان اسلامى، تاريخ عالم‌آراى امينى را با حمد و سپاس الهى آغاز مى‌كند و سپس به توصيف و تمجيد اوليا و خلفا كه به باورش، پس از ختم نبوت، قايم مقام رسالت الهى و استوانه‌هاى دين بر روى زمين هستند، مى‌پردازد. او معتقد است كه خداوند با دارا بودن قدرت نامحدود، به مصداق آيه'''إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَۀً فِى الْأَرْضِ،''' انسان را به اعلى مرتبه شرف و ارجمندى رسانيد و چشم عالم و اشرف مخلوقات قرارداد. به نظر وى جميع نفوس كامل انسانى مظاهر اسماء الهى‌اند؛ يعنى حقّ تعالى با اسما و صفات خويش ناظر و ظاهر و حاضر در عالم است و هر ذره و هر مرتبه‌اى از اين عالم نشانى از اسم و صفت متعالى او دارد. اگر در عالم نشانى از زيبايى و كمال است، همه حاكى از اسما و صفات و جمال و لطف او است و اگر كفر و زشتى در آن به نظر مى‌آيد، هم نشانى از اسما و صفات جلال و قهر او دارد. اگر تقابل و تركيبى است، حكايت از تقابل و تركيب مظاهر اين اسما و صفات دارد. حق تعالى تمام شاهان روى زمين را بر حسب تفاوت حكومت و كشورگشايى، بر تختگاه دنيا مستقر ساخت تا بدين وسيله مظاهر قدرت و الطاف الهى آشكار گردد.


آيات و احاديثى كه در متن تاريخ او، به كار رفته است، نشان دهنده ديدگاه خاص او در مسائل دينى و فرهنگى است. چنانكه وى در بخش اوّل كتاب، پس از حمد و سپاس خداوند، چندين صفحه را به مدح و منقبت پيامبر اسلام اختصاص مى‌دهد و به عنوان فقيهى شافعى مذهب، به حديث «انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى»، استناد مى‌كند و كتاب و عترت را دو منهاج مستقيم و دو معيار قويم مى‌داند، آن گاه به محورى‌ترين موضوع كه خلافت است مى‌پردازد.
آيات و احاديثى كه در متن تاريخ او، به كار رفته است، نشان دهنده ديدگاه خاص او در مسائل دينى و فرهنگى است. چنانكه وى در بخش اوّل كتاب، پس از حمد و سپاس خداوند، چندين صفحه را به مدح و منقبت پيامبر اسلام اختصاص مى‌دهد و به عنوان فقيهى شافعى مذهب، به حديث «انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى»، استناد مى‌كند و كتاب و عترت را دو منهاج مستقيم و دو معيار قويم مى‌داند، آن گاه به محورى‌ترين موضوع كه خلافت است مى‌پردازد.
خط ۶۲: خط ۶۲:
[[فضل‌الله بن روزبهان|فضل‌اللّه]] از برشمردن خصايل نسبى و حسبى ملوك بايندرى، دو هدف را در نظر دارد: نخست ثابت مى‌كند، شاهانى كه او به نگارش تاريخ آنان پرداخته، همگى داراى نسب و حسب عالى هستند. و ديگر همان گونه كه در شرح حال نویسنده، به آن اشاره شد، او نيز چون شاهانش داراى اصل و تبار عالى است.
[[فضل‌الله بن روزبهان|فضل‌اللّه]] از برشمردن خصايل نسبى و حسبى ملوك بايندرى، دو هدف را در نظر دارد: نخست ثابت مى‌كند، شاهانى كه او به نگارش تاريخ آنان پرداخته، همگى داراى نسب و حسب عالى هستند. و ديگر همان گونه كه در شرح حال نویسنده، به آن اشاره شد، او نيز چون شاهانش داراى اصل و تبار عالى است.


نویسنده، در توجيه و تأييد حكومت و خلافت شاهان آق قوينلو به ذكر خصايل نسبى و حسبى كه به عقيده وى در شاهان ياد شده، به كاملترين وجهى موجود است، بسنده نمى‌كند و براى تبيين نظريات خود؛ مثل استادش جلال‌الدّين دوانى از آيات قرآنى سود مى‌برد. از آن جا كه او مردى مذهبى و شريعت نامه‌نويس است، مى‌كوشد در قرآن بر اساس جفر و جامعه اشاراتى به فرمانروايى آق قوينلوها بيابد، چنانكه با استناد به واژه «بِضْعِ» كه در آيه سوم سوره روم آمده و براساس حساب جمل /872 1467 و مقارن با شروع سلطنت اوزن حسن است، از پادشاهى وى به عنوان حكومت الهى كه خداوند در قرآن مجيد نيز وعده ظهور آن را داده، ياد مى‌كند. او در پايان توجيهات شرعى و عقلى خود براى مستحكم كردن پايه‌هاى حكومت اوزن حسن، بار ديگر با اشاره به آيه:''' فِى أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ''' ثابت مى‌كند كه واژه '''«أَدْنَى الْأَرْضِ»''' به حساب جمل عدد /872 1467، مى‌شود كه با سال شروع فرمانروايى اوزن حسن در ایران مطابقت دارد. پس از اين توضيحات، فتوحات اوزن حسن را به طور خلاصه شرح مى‌دهد. آن گاه درباره پايان زندگى او و در مورد جانشين وى، سلطان يعقوب چنين مى‌نويسد:
نویسنده، در توجيه و تأييد حكومت و خلافت شاهان آق قوينلو به ذكر خصايل نسبى و حسبى كه به عقيده وى در شاهان ياد شده، به كاملترين وجهى موجود است، بسنده نمى‌كند و براى تبيين نظريات خود؛ مثل استادش جلال‌الدّين دوانى از آيات قرآنى سود مى‌برد. از آن جا كه او مردى مذهبى و شريعت نامه‌نويس است، مى‌كوشد در قرآن بر اساس جفر و جامعه اشاراتى به فرمانروايى آق قوينلوها بيابد، چنانكه با استناد به واژه «بِضْعِ» كه در آيه سوم سوره روم آمده و براساس حساب جمل /872 1467 و مقارن با شروع سلطنت اوزن حسن است، از پادشاهى وى به عنوان حكومت الهى كه خداوند در قرآن مجيد نيز وعده ظهور آن را داده، ياد مى‌كند. او در پايان توجيهات شرعى و عقلى خود براى مستحكم كردن پايه‌هاى حكومت اوزن حسن، بار ديگر با اشاره به آيه:''' فِى أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ''' ثابت مى‌كند كه واژه'''«أَدْنَى الْأَرْضِ»''' به حساب جمل عدد /872 1467، مى‌شود كه با سال شروع فرمانروايى اوزن حسن در ایران مطابقت دارد. پس از اين توضيحات، فتوحات اوزن حسن را به طور خلاصه شرح مى‌دهد. آن گاه درباره پايان زندگى او و در مورد جانشين وى، سلطان يعقوب چنين مى‌نويسد:


لاجرم چون ابراهیم آسا به بسط بساط نعم با اهل عالم مواسا فرمود و به حكم '''وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَۀً''' به جزاى مفترضات طاعات الهى نافله‌اى همچو حضرت اعلى يعقوبى را بر تخت پادشاهى يادگار گذاشت.
لاجرم چون ابراهیم آسا به بسط بساط نعم با اهل عالم مواسا فرمود و به حكم'''وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَۀً''' به جزاى مفترضات طاعات الهى نافله‌اى همچو حضرت اعلى يعقوبى را بر تخت پادشاهى يادگار گذاشت.


[[فضل‌الله بن روزبهان|فضل‌اللّه]] با آوردن القاب و عناوين پر تكلّف از سلطان يعقوب به عنوان جانشين شايسته اوزن حسن ياد مى‌كند و مى‌نويسد كه «غرض از تأليف اين تاريخ عالم‌آراى، بيان سوانح آن حضرت است.» او باور دارد كه تمام «مكارم حسبى و نسبى و كمالات ارثى و مكتسبى»، كه از حدّ شمار بيرون است، به سلطان يعقوب رسيده و افزون بر اين نكات، در هشت باب به شرح ويژگى‌ها و صفاتى؛ همچون: جلالت نسب، شكوه صورت، شجاعت، جوانمردى، مرحمت گسترى، عدالت و داورى، دانش و حسن اعتقاد وى مى‌پردازد و گاهى متناسب با موضوع، شعرى را چاشنى مطلب مى‌سازد.
[[فضل‌الله بن روزبهان|فضل‌اللّه]] با آوردن القاب و عناوين پر تكلّف از سلطان يعقوب به عنوان جانشين شايسته اوزن حسن ياد مى‌كند و مى‌نويسد كه «غرض از تأليف اين تاريخ عالم‌آراى، بيان سوانح آن حضرت است.» او باور دارد كه تمام «مكارم حسبى و نسبى و كمالات ارثى و مكتسبى»، كه از حدّ شمار بيرون است، به سلطان يعقوب رسيده و افزون بر اين نكات، در هشت باب به شرح ويژگى‌ها و صفاتى؛ همچون: جلالت نسب، شكوه صورت، شجاعت، جوانمردى، مرحمت گسترى، عدالت و داورى، دانش و حسن اعتقاد وى مى‌پردازد و گاهى متناسب با موضوع، شعرى را چاشنى مطلب مى‌سازد.