۱۵۲٬۵۳۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'والدین' به 'و الدین') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{جعبه اطلاعات زندگینامه | |||
| عنوان = سعدالدین حمویه | |||
| تصویر = NUR03419.jpg | |||
| | | اندازه تصویر = | ||
| توضیح تصویر = آرامگاه شیخ سعدالدین حمویه جوین | |||
| | | نام کامل = سعدالدین محمد بن مؤید بن ابیبکر بن حسن بن محمد بن حمویه بن محمد جوینی | ||
| | | نامهای دیگر = سعدالدین حموی، شیخ سعدالدین حمویه | ||
| | | لقب = | ||
| تخلص = | |||
| نسب = | |||
| نام پدر = مؤید | |||
| ولادت = ۲۳ ذیالحجه ۵۸۶ قمری | |||
| محل تولد = بحرآباد (احتمالاً) | |||
| کشور تولد = ایران (خراسان) | |||
| محل زندگی = خراسان، شام (دمشق)، آمل | |||
| رحلت = ۱۸ ذیالحجه ۶۴۹ قمری | |||
| شهادت = | |||
| مدفن = بحرآباد، جوین، خراسان | |||
| طول عمر = ۶۳ سال | |||
| نام همسر = | |||
| فرزندان = صدرالدین ابراهیم | |||
| خویشاوندان = | |||
| دین = اسلام | |||
| مذهب = سنی | |||
| پیشه = عارف، صوفی، نویسنده، شاعر | |||
| درجه علمی = | |||
| دانشگاه = | |||
| حوزه = | |||
| علایق پژوهشی = عرفان نظری و عملی، تصوف، کبرویه | |||
| منصب = | |||
| پس از = | |||
| پیش از = | |||
| اساتید = {{فهرست جعبه عمودی | [[نجمالدین کبری، احمد بن عمر|نجمالدین کبری]] | [[ابن عربی، محمد بن علی|محییالدین ابن عربی]]}} | |||
| مشایخ = | |||
| معاصرین = [[صدرالدین قونوی، محمد بن اسحاق|صدرالدین قونوی]] | |||
| شاگردان = {{فهرست جعبه عمودی | عزیزالدین نسفی | محمد بن احمد بن محمد جوینی (مؤلف مقاصد السالکین)}} | |||
| اجازه اجتهاد از = | |||
| آثار = {{فهرست جعبه عمودی | [[المصباح فی التصوف]] | سجنجل الارواح و نقوش الالواح | سکینة الصالحین | قلب المنقلب | کشف المحجوب | محبوب المحبین و مطلوب الواصلین}} | |||
| سبک نوشتاری = پیچیده، رمزآمیز، همراه با اشکال و دوایر عرفانی | |||
| وبگاه = | |||
| امضا = | |||
| کد مؤلف = AUTHORCODE03419AUTHORCODE | |||
}} | |||
'''سعدالدين محمد بن مؤيد بن ابىبكر بن حسن بن محمد بن حمويه بن محمد''' (۵۸۶-۶۴۹ق)، از عرفای برجسته خراسان و از شاگردان بلافصل نجمالدین کبری در سده هفتم هجری بود. وی در خاندان حمویی که از خاندانهای علمی و عرفانی نامدار خراسان به شمار میرفتند، در بحرآباد جوین متولد شد. سعدالدین پس از فراگیری مقدمات علوم در خراسان، در میانه عمر به شام سفر کرد و در دمشق با محییالدین ابن عربی دیدار نمود و از او تأثیر پذیرفت، هرچند این تأثیر بهگونهای فراگیر نبود و او برخی اصطلاحات عرفانی را متناسب با ذوق خراسانی خود به کار میبرد. وی با صدرالدین قونوی، شارح بزرگ آرای ابن عربی، مکاتبات علمی داشت. سعدالدین پس از بازگشت به خراسان، به دلیل حملات مغولان ناگزیر به سفرهای متعدد شد و مدتی در آمل اقامت گزید و در آنجا خانقاهی بنا کرد که بعدها در گرایش سید حیدر آملی به تصوف مؤثر افتاد. از مهمترین شاگردان او میتوان به عزیزالدین نسفی اشاره کرد که تعالیم استاد را به فارسی روان و ساده در کتابهای «الإنسان الکامل» و «کشف الحقائق» منتشر ساخت. آثار سعدالدین حمویه به سبکی پیچیده و رمزآمیز همراه با اشکال و دوایر عرفانی نگاشته شده و از دیرباز به دشواریفهم شهرت داشته است. او سرانجام در ۱۸ ذیالحجه ۶۴۹ق در بحرآباد درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. آرامگاه وی در جوین همچنان باقی است. | |||
'''سعدالدين محمد بن مؤيد بن ابىبكر بن حسن بن محمد بن حمويه بن محمد''' ( | |||
== وجه تسمیه == | == وجه تسمیه == | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۹: | ||
== ولادت == | == ولادت == | ||
مهمترین چهره شناختهشدۀ خاندان حمویی، سعدالدین ابوابراهیم محمد بن مؤید بن عبدالله بن علی بن محمد بن حمویه جوینی است. اطلاعات پراکندهای درباره او در منابع مختلف آمده، اما شرح حالی که غیاثالدین ابوالفتوح | مهمترین چهره شناختهشدۀ خاندان حمویی، سعدالدین ابوابراهیم محمد بن مؤید بن عبدالله بن علی بن محمد بن حمویه جوینی است. اطلاعات پراکندهای درباره او در منابع مختلف آمده، اما شرح حالی که غیاثالدین ابوالفتوح هبةالله (644- 722ق) یکی از نوادگان سعدالدین در کتاب ''[[مراد المريدين|مراد المریدین]]'' نگاشته، کاملترین و دقیقترین شرح حال اوست که در نسخه خطی به شماره 2143 کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است و مرحوم دانشپژوه، گزارشی از آن ارایه کرده است. سعدالدین در شب سه شنبه 23 ذیحجۀ 586 ق احتمالا در بحرآباد به دنیا آمد. | ||
== تحصیلات == | == تحصیلات == | ||
| خط ۵۴: | خط ۶۰: | ||
سعدالدین شاگردانی فراوانی تربیت کرده که از مشهورترین آنها، عزیزالدین نسفی را میتوان نام برد که تأثیر تعالیم سعدالدین در نوشتههای مختلف او چون ''الانسان الکامل'' و ''کشف الحقائق'' را به وضوح میتوان دید، خاصه که نسفی بر خلاف سعدالدین عموم آثار خود را به فارسی و شیوهای روان و ساده، برخلاف سبک پیچیده و مغلق سعدالدین که کمتر مورد توجه قرار گرفتن او ناشی از همین معضل بوده، بیان کرده است. نسفی در ''کشف الحقائق'' (صص 3- 4) در ضمن نقل رویایی به این مطالب تصریح کرده است. نورالدین جامی (ص 431) نیز اشاره کرده که در مصنفات سعدالدین سخنان مرموز و کلمات مشکل و ارقام و اشکال و دوایر که نظر عقل و فکر از کشف و حل آن عاجز است، بسیار است. | سعدالدین شاگردانی فراوانی تربیت کرده که از مشهورترین آنها، عزیزالدین نسفی را میتوان نام برد که تأثیر تعالیم سعدالدین در نوشتههای مختلف او چون ''الانسان الکامل'' و ''کشف الحقائق'' را به وضوح میتوان دید، خاصه که نسفی بر خلاف سعدالدین عموم آثار خود را به فارسی و شیوهای روان و ساده، برخلاف سبک پیچیده و مغلق سعدالدین که کمتر مورد توجه قرار گرفتن او ناشی از همین معضل بوده، بیان کرده است. نسفی در ''کشف الحقائق'' (صص 3- 4) در ضمن نقل رویایی به این مطالب تصریح کرده است. نورالدین جامی (ص 431) نیز اشاره کرده که در مصنفات سعدالدین سخنان مرموز و کلمات مشکل و ارقام و اشکال و دوایر که نظر عقل و فکر از کشف و حل آن عاجز است، بسیار است. | ||
دیگر شاگرد سعدالدین، محمد بن احمد بن محمد جوینی است که اثری به فارسی و با نام ''مقاصد السالکین'' در شرح و بیان آراء سعدالدین نگاشته که متن آن را نجیب مایل هروی در کتاب ''این برگهای پیر'' (تهران، 1381ش) منتشر کرده که برای شناخت آراء سعدالدین اثری مهم است، خاصه آنکه در رسالۀ جوینی نام و نشانی از | دیگر شاگرد سعدالدین، محمد بن احمد بن محمد جوینی است که اثری به فارسی و با نام ''مقاصد السالکین'' در شرح و بیان آراء سعدالدین نگاشته که متن آن را نجیب مایل هروی در کتاب ''این برگهای پیر'' (تهران، 1381ش) منتشر کرده که برای شناخت آراء سعدالدین اثری مهم است، خاصه آنکه در رسالۀ جوینی نام و نشانی از تأثیر ابن عربی نیست و مطالب کتاب وی برگرفته از مجالس وعظ سعدالدین است که در خانقاه خود بر برپا میداشته است و حاوی برخی پرسشها و پاسخ ردو بدل شده میان سعدالدین و مریدان اوست. جوینی در اشاره به علت نگارش کتاب خود متذکر شده است که: | ||
بیچاره این چندین سخن را که از سلطان طریقت و برهان حقیقت شیخ سعدالملۀ و الدین به من رسیده بود، درین رساله نوشتم تا هر آن مؤمنی را که رغبت این راه بود و به خدمت این طایفه تمسک کند، از فواید این راه نصیبهای تمام یابد. | بیچاره این چندین سخن را که از سلطان طریقت و برهان حقیقت شیخ سعدالملۀ و الدین به من رسیده بود، درین رساله نوشتم تا هر آن مؤمنی را که رغبت این راه بود و به خدمت این طایفه تمسک کند، از فواید این راه نصیبهای تمام یابد. | ||