پرش به محتوا

غريب الحديث (ابن قتیبه): تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۱: خط ۲۱:
}}
}}


'''غریب الحدیث'''، اثر ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری (متوفی 276ق)، از جمله منابع مهم در تبیین و تفسیر معنای الفاظ دشوار احادیث است. این اثر به زبان عربی در دو جلد منتشر شده است.
'''غریب الحدیث'''، اثر [[ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم|ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری]] (متوفی 276ق)، از جمله منابع مهم در تبیین و تفسیر معنای الفاظ دشوار احادیث است. این اثر به زبان عربی در دو جلد منتشر شده است.


فهرست محتوا و فهارس فنی کتاب توسط نعیم زرزور تهیه شده است.
فهرست محتوا و فهارس فنی کتاب توسط نعیم زرزور تهیه شده است.
خط ۳۱: خط ۳۱:
مقصود‌ اصلی از تصنیف کتاب‌های‌ غریب‌ الحدیث، شناخت معنا و اِعراب و شکل واژه ناآشنای به‌کاررفته در حدیث است، درست همان‌گونه که در کتاب‌های لغت جاری است<ref>ر.ک: مسعودی، عبدالهادی، ص98</ref>‏.
مقصود‌ اصلی از تصنیف کتاب‌های‌ غریب‌ الحدیث، شناخت معنا و اِعراب و شکل واژه ناآشنای به‌کاررفته در حدیث است، درست همان‌گونه که در کتاب‌های لغت جاری است<ref>ر.ک: مسعودی، عبدالهادی، ص98</ref>‏.


از آثار ابن قتیبه و سخن تذکره‌نویسان درباره‌ او‌ برمی‌آید که او اهل سنت با گرایش اهل حدیث و مخالف معتزله بود است<ref>ر.ک: احمدی، محمدقاسم، ص11</ref>. بسیاری از منابع به غریب الحدیث ابن قتیبه اشاره کرده‌اند و مسلماً چنین‌ کتابی دارد<ref>ر.ک: همان، ص25</ref>‏.
از آثار [[ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم|ابن قتیبه]] و سخن تذکره‌نویسان درباره‌ او‌ برمی‌آید که او اهل سنت با گرایش اهل حدیث و مخالف معتزله بود است<ref>ر.ک: احمدی، محمدقاسم، ص11</ref>. بسیاری از منابع به غریب الحدیث [[ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم|ابن قتیبه]] اشاره کرده‌اند و مسلماً چنین‌ کتابی دارد<ref>ر.ک: همان، ص25</ref>‏.


نویسنده در مقدمه به مراجعه محدثین به کتاب «غریب الحدیث» ابوعبید قاسم بن سلام خزاعی (متوفی 224ق) که خلاصه تحقیقات چهل‌ساله او بوده اشاره کرده است و اینکه «اصلاح غلط ابی عبید» را در تکمیل و اصلاح آن کتاب نوشته است<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ص6-5؛ مسعودی، عبدالهادی، ص95</ref>‏. پس‌ازآن احادیث فراوان دیگری را می‌یابد و لذا لازم می‌داند کتاب دیگری با نام «الزوائد في غريب الحديث» به رشته تحریر درآورد. او بهتر می‌بیند که این دو کتابش را در یک کتاب جمع کند و مطالبی از هر یک را که لازم است مقدم یا مؤخر و یا حذف کند به‌گونه‌ای که کسی که آن دو کتاب را ندیده باشد به دوگانگی در آن پی نبرده و یک کتاب بداند. سپس بهتر می‌بیند که این کتابش را با الفاظ فقهی و فرائض و احکام مانند وضو، صلاة، زکاة، اذان، صیام و... آغاز کند. پس‌ازآن به ترتیب ذکر قرآن و سوره‌ها و احزاب آن و سایر کتب الهی در حدیث، ذکر کافرین و ظالمین و فاسقین و منافقین و فاجرین و ملحدین و اینکه هر یک از این اسامی از کجا گرفته شده است. سپس الفاظ رافضه و مرجئه و قدریه و خوارج را بررسی کرده است. در ادامه غریب حدیث نبی(ص) و صحابه را یک‌به‌یک و تابعین و اتباع تابعین را تفسیر و کتابش را به ذکر احادیث غیرمنسوبه که اصحاب لغت ذکر کرده‌اند ختم کرده است. او ابراز امیدواری کرده که پس از این دو کتاب دیگر هیچ‌کس در غریب الحدیث ابهام و سخنی نداشته باشد<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ج1، ص7-6</ref>‏.
نویسنده در مقدمه به مراجعه محدثین به کتاب «غریب الحدیث» ابوعبید قاسم بن سلام خزاعی (متوفی 224ق) که خلاصه تحقیقات چهل‌ساله او بوده اشاره کرده است و اینکه «اصلاح غلط ابی عبید» را در تکمیل و اصلاح آن کتاب نوشته است<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ص6-5؛ مسعودی، عبدالهادی، ص95</ref>‏. پس‌ازآن احادیث فراوان دیگری را می‌یابد و لذا لازم می‌داند کتاب دیگری با نام «الزوائد في غريب الحديث» به رشته تحریر درآورد. او بهتر می‌بیند که این دو کتابش را در یک کتاب جمع کند و مطالبی از هر یک را که لازم است مقدم یا مؤخر و یا حذف کند به‌گونه‌ای که کسی که آن دو کتاب را ندیده باشد به دوگانگی در آن پی نبرده و یک کتاب بداند. سپس بهتر می‌بیند که این کتابش را با الفاظ فقهی و فرائض و احکام مانند وضو، صلاة، زکاة، اذان، صیام و... آغاز کند. پس‌ازآن به ترتیب ذکر قرآن و سوره‌ها و احزاب آن و سایر کتب الهی در حدیث، ذکر کافرین و ظالمین و فاسقین و منافقین و فاجرین و ملحدین و اینکه هر یک از این اسامی از کجا گرفته شده است. سپس الفاظ رافضه و مرجئه و قدریه و خوارج را بررسی کرده است. در ادامه غریب حدیث نبی(ص) و صحابه را یک‌به‌یک و تابعین و اتباع تابعین را تفسیر و کتابش را به ذکر احادیث غیرمنسوبه که اصحاب لغت ذکر کرده‌اند ختم کرده است. او ابراز امیدواری کرده که پس از این دو کتاب دیگر هیچ‌کس در غریب الحدیث ابهام و سخنی نداشته باشد<ref>ر.ک: مقدمه مؤلف، ج1، ص7-6</ref>‏.
خط ۳۹: خط ۳۹:
نویسنده دیدگاه اصمعی را در دو سطر نقل کرده است<ref>ر.ک: متن کتاب، جلد1، ص60</ref>‏.
نویسنده دیدگاه اصمعی را در دو سطر نقل کرده است<ref>ر.ک: متن کتاب، جلد1، ص60</ref>‏.


در تفسیر احادیث امیرالمؤمنین علی(ع) به 43 حدیث که دارای الفاظ غریب هستند اشاره شده است. در اولین حدیث نقل شده که آنحضرت لباسی را به سه درهم خرید و فرمود «الحمدلله الذی هذا من ریاشه». نویسنده در تبیین معنای ریاش به آیه 26 سوره اعراف «یا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیکمْ لِباساً یوارِی سَوْآتِکمْ وَ رِیشاً وَ لِباسُ اَلتَّقْوى ذلِک خَیرٌ ذلِک مِنْ آیاتِ اَللّهِ لَعَلَّهُمْ یذَّکرُونَ» اشاره کرده و ریش و ریاش را هم‌معنا به معنای لباس دانسته است. به همین دلیل است که می‌گویند: ریش الطائر؛ چون لباس برای پرنده است<ref>ر.ک: همان، ص342</ref>‏.
در تفسیر احادیث [[امام على(ع)|امیرالمؤمنین علی(ع)]] به 43 حدیث که دارای الفاظ غریب هستند اشاره شده است. در اولین حدیث نقل شده که آنحضرت لباسی را به سه درهم خرید و فرمود «الحمدلله الذی هذا من ریاشه». نویسنده در تبیین معنای ریاش به آیه 26 سوره اعراف «یا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیکمْ لِباساً یوارِی سَوْآتِکمْ وَ رِیشاً وَ لِباسُ اَلتَّقْوى ذلِک خَیرٌ ذلِک مِنْ آیاتِ اَللّهِ لَعَلَّهُمْ یذَّکرُونَ» اشاره کرده و ریش و ریاش را هم‌معنا به معنای لباس دانسته است. به همین دلیل است که می‌گویند: ریش الطائر؛ چون لباس برای پرنده است<ref>ر.ک: همان، ص342</ref>‏.


آخرین بخش کتاب به احادیثی که گوینده آنها مشخص نیست اختصاص یافته است. در این قسمت 63 حدیث ذکر شده است که در حدیث آخر در توضیح قسطلانیة چنین آمده است: «قسطلانیة منسوب به قسطل به معنای غبار» است. به نظر می‌رسد همان‌گونه که در مقاله «ابن قتیبه دینوری» آمده این اثر همان «نسخه خطی ناقص است که در ظاهریه دمشق موجود است» و در سال 279 یعنی سه سال پس از فوت ابن قتیبه استنساخ شده است<ref>ر.ک: همان، جلد2، ص371؛ عباسی، علی‌اکبر، الهی‌زاده، محمدحسن، ص169</ref>‏.
آخرین بخش کتاب به احادیثی که گوینده آنها مشخص نیست اختصاص یافته است. در این قسمت 63 حدیث ذکر شده است که در حدیث آخر در توضیح قسطلانیة چنین آمده است: «قسطلانیة منسوب به قسطل به معنای غبار» است. به نظر می‌رسد همان‌گونه که در مقاله «ابن قتیبه دینوری» آمده این اثر همان «نسخه خطی ناقص است که در ظاهریه دمشق موجود است» و در سال 279 یعنی سه سال پس از فوت [[ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم|ابن قتیبه]] استنساخ شده است<ref>ر.ک: همان، جلد2، ص371؛ عباسی، علی‌اکبر، الهی‌زاده، محمدحسن، ص169</ref>‏.


==وضعیت کتاب==
==وضعیت کتاب==
خط ۴۹: خط ۴۹:


==پانویس ==
==پانویس ==
<references/>
<references />


==منابع مقاله==
==منابع مقاله==
خط ۵۷: خط ۵۷:
#[[:noormags:745947|احمدی، محمدقاسم، «بررسی تطبیقی شخصیت و آثار ابن قتیبه و ابوحنیفه دینوری و نقش آن دو در تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی»، پایگاه مجلات تخصصی نور: تاریخ اسلام، در آینه پژوهش، تابستان 1386، شماره 14، صفحه 5 تا 42]].
#[[:noormags:745947|احمدی، محمدقاسم، «بررسی تطبیقی شخصیت و آثار ابن قتیبه و ابوحنیفه دینوری و نقش آن دو در تاریخ، فرهنگ و تمدن اسلامی»، پایگاه مجلات تخصصی نور: تاریخ اسلام، در آینه پژوهش، تابستان 1386، شماره 14، صفحه 5 تا 42]].
#[[:noormags:119236|آقانوری، علی، «شیعه و تشیع؛ مفهوم شناسی، ماهیت و خاستگاه»، پایگاه مجلات تخصصی نور: شیعه شناسی، پاییز 1384، شماره 11، صفحه 39 تا 64]].
#[[:noormags:119236|آقانوری، علی، «شیعه و تشیع؛ مفهوم شناسی، ماهیت و خاستگاه»، پایگاه مجلات تخصصی نور: شیعه شناسی، پاییز 1384، شماره 11، صفحه 39 تا 64]].






==وابسته‌ها==
==وابسته‌ها==


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش