پرش به محتوا

تاریخ تشیع از صدر اسلام تا پایان دوره خلفای راشدین: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ه‌گ' به ''
جز (جایگزینی متن - 'هاي' به 'های')
جز (جایگزینی متن - 'ه‌گ' به '')
خط ۴۳: خط ۴۳:
#يكى از روش‌هاى تنبيه شیعیان على(ع) از سوى عثمان تبعيد آن‌ها به شام بوده است كه ممكن است به دلايل زير باشد: 1- در شام معاويّه به عنوان رهبر مخالفان على(ع) و بنى هاشم حاكم بود كه بهتر از هر كسى مى‌توانست شیعیان و پيروان على(ع) را سركوب كند. 2- عثمان با تبعيد ناراضيان و مخالفان به شام، مدينه را از اعتراض و برخورد آنان خالى مى‌ساخت و اگر هم سركوب و خشونتى از سوى معاويّه نسبت به مخالفان انجام مى‌شد بدنامى آن متوجّه خليفه نبود. از جمله كسانى كه به دستور خليفه به شام تبعيد شدند ابوذر، مالك اشتر، صعصعه بن صوحان و برادرش زيد، كميل بن زياد، جند بن زهير بودند. اين عدّه جز ابوذر، از قرّاء و بزرگان كوفه بودند كه در كوفه با سعيد بن عاص، عامل خليفه، درگير شده بودند و بنا به گفته‌ى [[بلاذری، احمد بن یحیی|بلاذرى]] در كوفه، مردم را به خلع عثمان و بيعت با على(ع) فرامى‌خواندند.<ref>همان، ص190</ref>
#يكى از روش‌هاى تنبيه شیعیان على(ع) از سوى عثمان تبعيد آن‌ها به شام بوده است كه ممكن است به دلايل زير باشد: 1- در شام معاويّه به عنوان رهبر مخالفان على(ع) و بنى هاشم حاكم بود كه بهتر از هر كسى مى‌توانست شیعیان و پيروان على(ع) را سركوب كند. 2- عثمان با تبعيد ناراضيان و مخالفان به شام، مدينه را از اعتراض و برخورد آنان خالى مى‌ساخت و اگر هم سركوب و خشونتى از سوى معاويّه نسبت به مخالفان انجام مى‌شد بدنامى آن متوجّه خليفه نبود. از جمله كسانى كه به دستور خليفه به شام تبعيد شدند ابوذر، مالك اشتر، صعصعه بن صوحان و برادرش زيد، كميل بن زياد، جند بن زهير بودند. اين عدّه جز ابوذر، از قرّاء و بزرگان كوفه بودند كه در كوفه با سعيد بن عاص، عامل خليفه، درگير شده بودند و بنا به گفته‌ى [[بلاذری، احمد بن یحیی|بلاذرى]] در كوفه، مردم را به خلع عثمان و بيعت با على(ع) فرامى‌خواندند.<ref>همان، ص190</ref>
#على(ع) در خلافت چهار سال و چند ماهه‌ى خود اگرچه نتوانست اوضاع درهم ريخته‌ى جامعه‌ى اسلامى را كاملاً به حال اوّلى كه داشت برگرداند ولى از چند جهت عمده موفّقيّت‌هایى حاصل كرد: 1- به‌واسطه‌ى سيرت عادله‌ى خود، قيافه‌ى جذّاب سيرت پيغمبر اكرم(ص) را به مردم خاصّه به نسل جديد نشان داد. 2- در دوران كوتاه خلافت على(ع) مى‌توان گفت كه شيعه با دو مسئله‌ى اساسى روبه‌رو بود. نخست آن‌كه در سخت‌ترين وضع و در كنار امام راستين خويش كه با مشكلات بسيار حكومت مى‌كرد، استوار باقى ماند. ديگر اين‌كه از سخنان و خطبه‌هاى پربار و بليغ امام در تمام زمينه‌هاى علوم اسلامى بهره مى‌جست. على(ع) با آن‌همه گرفتارى‌هاى طاقت‌فرسا و سرگرم‌كننده، ذخاير گرانبهایى از معارف الهيّه و علوم حقه‌ى اسلامى را ميان مردم به يادگار گذاشت. امام(ع) در وضعيّتى بسيار دشوار و بى‌هيچ سازش، با ناكثين، قاسطين و مارقين، به مبارزه برخاست و كوشيد حقوق مظلومان و محرومان را از حلقوم مال‌اندوزان و اشراف قريش بيرون آورد. 3- گروه انبوهى از رجال دينى و دانشمندان اسلامى را تربيت كرد كه در ميان ايشان جمعى از زهّاد و اهل معرفت مانند: اويس قرنى و كميل بن زياد و ميثم تمّار و رشيد هجرى وجود دارند كه در ميان علماى اسلامى از مصادر عرفان شناخته شده‌اند و عده‌اى مصادر اوليه‌ى علم فقه و كلام و تفسير و قرائت و غير آن‌ها مى‌باشند.<ref>همان، ص229- 231</ref>
#على(ع) در خلافت چهار سال و چند ماهه‌ى خود اگرچه نتوانست اوضاع درهم ريخته‌ى جامعه‌ى اسلامى را كاملاً به حال اوّلى كه داشت برگرداند ولى از چند جهت عمده موفّقيّت‌هایى حاصل كرد: 1- به‌واسطه‌ى سيرت عادله‌ى خود، قيافه‌ى جذّاب سيرت پيغمبر اكرم(ص) را به مردم خاصّه به نسل جديد نشان داد. 2- در دوران كوتاه خلافت على(ع) مى‌توان گفت كه شيعه با دو مسئله‌ى اساسى روبه‌رو بود. نخست آن‌كه در سخت‌ترين وضع و در كنار امام راستين خويش كه با مشكلات بسيار حكومت مى‌كرد، استوار باقى ماند. ديگر اين‌كه از سخنان و خطبه‌هاى پربار و بليغ امام در تمام زمينه‌هاى علوم اسلامى بهره مى‌جست. على(ع) با آن‌همه گرفتارى‌هاى طاقت‌فرسا و سرگرم‌كننده، ذخاير گرانبهایى از معارف الهيّه و علوم حقه‌ى اسلامى را ميان مردم به يادگار گذاشت. امام(ع) در وضعيّتى بسيار دشوار و بى‌هيچ سازش، با ناكثين، قاسطين و مارقين، به مبارزه برخاست و كوشيد حقوق مظلومان و محرومان را از حلقوم مال‌اندوزان و اشراف قريش بيرون آورد. 3- گروه انبوهى از رجال دينى و دانشمندان اسلامى را تربيت كرد كه در ميان ايشان جمعى از زهّاد و اهل معرفت مانند: اويس قرنى و كميل بن زياد و ميثم تمّار و رشيد هجرى وجود دارند كه در ميان علماى اسلامى از مصادر عرفان شناخته شده‌اند و عده‌اى مصادر اوليه‌ى علم فقه و كلام و تفسير و قرائت و غير آن‌ها مى‌باشند.<ref>همان، ص229- 231</ref>
#اين نكته قابل توجه است كه تعبير «خلفاى راشدين» كه نویسنده محترم در اين اثر به‌وفور به‌كار برده؛ اصطلاحى شيعى نيست و در تعابير شیعیان براى اشاره به دوره 25 ساله (11- 35ق) عباراتى چون «خلفاى نخستين» و يا «خلفاى سه‌گانه» استفاده مى‌شود.
#اين نكته قابل توجه است كه تعبير «خلفاى راشدين» كه نویسنده محترم در اين اثر به‌وفور به‌كار برده؛ اصطلاحى شيعى نيست و در تعابير شیعیان براى اشاره به دوره 25 ساله (11- 35ق) عباراتى چون «خلفاى نخستين» و يا «خلفاى سانه» استفاده مى‌شود.


== وضعيت كتاب==
== وضعيت كتاب==
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش