پرش به محتوا

کلیات دیوان وهاج خوانساری: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '}} {{' به '}} {{'
جز (جایگزینی متن - 'ن‎آ' به 'ن‌آ')
جز (جایگزینی متن - '}} {{' به '}} {{')
 
(۲۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۱: خط ۱۱:
| موضوع =شعر فارسی - قرن 13ق.
| موضوع =شعر فارسی - قرن 13ق.


| ناشر =مجمع ذخائر اسلامي
| ناشر =مجمع ذخائر اسلامى


| مکان نشر =ايران - قم  
| مکان نشر =ايران - قم  
خط ۲۰: خط ۲۰:
| شابک =
| شابک =
| تعداد جلد =1
| تعداد جلد =1
| کتابخانۀ دیجیتال نور =
| کتابخانۀ دیجیتال نور =28396
| کتابخوان همراه نور =28396
| کد پدیدآور =18427
| کد پدیدآور =18427
| پس از =
| پس از =
خط ۲۸: خط ۲۹:
'''کلیات دیوان وهاج خوانساری'''، مجموعه اشعار [[وهاج خوانساری، محمد بن امير علی اصغر|محمد بن امیر علی‌اصغر]]، معروف به [[وهاج خوانساری، محمد بن امير علی اصغر|سید محمد واعظ]] و متخلص به وهاج، به زبان فارسی است که توسط حاجی شیخ محمدحسین صدر خوانساری (صدرالمشایخ) گردآوری شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/15 ر.ک: مقدمه تحقیق، ص15]</ref>.
'''کلیات دیوان وهاج خوانساری'''، مجموعه اشعار [[وهاج خوانساری، محمد بن امير علی اصغر|محمد بن امیر علی‌اصغر]]، معروف به [[وهاج خوانساری، محمد بن امير علی اصغر|سید محمد واعظ]] و متخلص به وهاج، به زبان فارسی است که توسط حاجی شیخ محمدحسین صدر خوانساری (صدرالمشایخ) گردآوری شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/15 ر.ک: مقدمه تحقیق، ص15]</ref>.


این اثر در قالب پایان‎نامه کارشناسی ارشد، به تحقیق [[رضايي، رضا علي|رضا علی‌رضایی]] رسیده است.
این اثر در قالب پایان‌نامه کارشناسی ارشد، به تحقیق [[رضايي، رضا علي|رضا علی‌رضایی]] رسیده است.


==ساختار==
==ساختار==
خط ۴۰: خط ۴۱:


الف)- دیدگاه او نسبت به جهان هستى:  
الف)- دیدگاه او نسبت به جهان هستى:  
# ‎سید، خداوند را در دید و نظر دانایان «عیان» مى‎داند و مدهوش بودن انسان‎ها را از غایت ظهور، پرداه‌اى از جلوه الهى مى‎داند.
# ‎سید، خداوند را در دید و نظر دانایان «عیان» مى‎داند و مدهوش بودن انسان‌ها را از غایت ظهور، پرداه‌اى از جلوه الهى مى‎داند.
# به اعتقاد او «ذات خداوند» به تجلّى است از «در و دیوار»، اما مرکب عقل و خرد براى ادراک چوبین است.
# به اعتقاد او «ذات خداوند» به تجلّى است از «در و دیوار»، اما مرکب عقل و خرد براى ادراک چوبین است.
# راه وصول به حق را عبور از مسیر عشق مى‎داند.
# راه وصول به حق را عبور از مسیر عشق مى‎داند.
# عاشق است و عشق را سرچشمه هستى و خوبى و زیبایى مى‎داند، اما او معتقد است که جهان هستى از عشق پدیدآمده و آسمان‎ها و افلاک به نیروى عشق به حرکت و جنبش آمدند.
# عاشق است و عشق را سرچشمه هستى و خوبى و زیبایى مى‎داند، اما او معتقد است که جهان هستى از عشق پدیدآمده و آسمان‌ها و افلاک به نیروى عشق به حرکت و جنبش آمدند.
# مقدّمه رسیدن به یار را در گرو بریدن از اغیار و شرط‍‎ سلوک الى اللّه را بریدن از امیال نفسانى مى‎داند.
# مقدّمه رسیدن به یار را در گرو بریدن از اغیار و شرط‍‎ سلوک الى اللّه را بریدن از امیال نفسانى مى‎داند.
# شریعت صرف را مجاز مى‎داند و براى رسیدن به حقیقت، گذر از طریقت را لازم مى‎داند.
# شریعت صرف را مجاز مى‎داند و براى رسیدن به حقیقت، گذر از طریقت را لازم مى‎داند.
# هنگامى که مراحل سلوک را طى مى‎نماید و باده از جام تجلّى صفات مى‎نوشد، از تعلیم و تعلّم دست کشیده و کتاب و درس را به کنار مى‎گذارد؛
# هنگامى که مراحل سلوک را طى مى‌نماید و باده از جام تجلّى صفات مى‌نوشد، از تعلیم و تعلّم دست کشیده و کتاب و درس را به کنار مى‌گذارد؛
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب|'' به درس عشق تو مشغول و فارغم از زید''|2='' مرا چه کار که او ضارب است یا مضروب''}}
{{ب|'' به درس عشق تو مشغول و فارغم از زید''|2='' مرا چه کار که او ضارب است یا مضروب''}}
خط ۵۳: خط ۵۴:
ب)- شخصیت شاعرى:  
ب)- شخصیت شاعرى:  


«سید، بنده روزگار نبود، اگرچه دوره و عصر او از نظر توجه دربار به شاعران و نویسندگان با عصر سلطان محمود غزنوى مقایسه مى‎شود و بازار شعر و ادب در اوج گرمى بود، امّا او سروکارى با دربار شاهان و فرمانروایان زمانه نداشته است. او شعر را در خدمت عقاید دینى خود به‌کار گرفته است و مفاهیم متعالى عرفان اسلامى را در قالب اشعار ریخته است. [[وهاج خوانساری، محمد بن امير علی اصغر|وهّاج]] شعر خود را هم‎ردیف با اشعار «حسّان» مى‎داند؛ آن شاعرى که خاقانى خود را بدان منتسب مى‎سازد و لقب «حسّان‎العجم» را بر خود مى‎نهد»<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/25 همان، ص25]</ref>.
«سید، بنده روزگار نبود، اگرچه دوره و عصر او از نظر توجه دربار به شاعران و نویسندگان با عصر سلطان محمود غزنوى مقایسه می‌شود و بازار شعر و ادب در اوج گرمى بود، امّا او سروکارى با دربار شاهان و فرمانروایان زمانه نداشته است. او شعر را در خدمت عقاید دینى خود به‌کار گرفته است و مفاهیم متعالى عرفان اسلامى را در قالب اشعار ریخته است. [[وهاج خوانساری، محمد بن امير علی اصغر|وهّاج]] شعر خود را هم‌ردیف با اشعار «حسّان» مى‎داند؛ آن شاعرى که خاقانى خود را بدان منتسب مى‎سازد و لقب «حسّان‌العجم» را بر خود مى‌نهد»<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/25 همان، ص25]</ref>.


ج)- معیشت و زندگى:
ج)- معیشت و زندگى:
# ‎از محتواى کلامش استنباط‍‎ مى‎شود که زندگى ساده‌اى داشته و در پى مال‌اندوزى نبوده است و رزق و روزى را همچون خواجه شیراز مقّدر دانسته است.
# ‎از محتواى کلامش استنباط‍‎ می‌شود که زندگى ساده‌اى داشته و در پى مال‌اندوزى نبوده است و رزق و روزى را همچون خواجه شیراز مقّدر دانسته است.
# ‎او در حال زندگى مى‎کرده است و گذشته و آینده را از آنِ‎ خود نمى‎دانست<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/26 ر.ک: همان، ص26]</ref>.
# ‎او در حال زندگى مى‌کرده است و گذشته و آینده را از آنِ‎ خود نمى‎دانست<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/26 ر.ک: همان، ص26]</ref>.


===سبک ادبی===
===سبک ادبی===
الف)- ‎شیوه نویسندگى و ادبى شاعر:
الف)- ‎شیوه نویسندگى و ادبى شاعر:


وى در شعر طبع خدادادى داشت و از علوم ادبى و عربى مایه‌ور بود و از قواعد کلام عربى و فارسى آگاهى کامل داشته و در اشعارش اشتباهات صرفى و نحوى دیده نشده است. اشعارش روان است و درست. قطعات و قصایدى دارد که در ادبیات دوره خودش کم‎نظیر است. در قصاید خود پیرو سبک عراقى است و الفاظ‍‎ و کلماتى به نسبت سنگین و فخیم قافیه‌هاى دشوار انتخاب مى‎کند. گاهى در ابیات او اسطوره‌هاى افسانه‌اى ایران و... مانند رستم، سیاوش، اشکبوس و... سخن به‎ میان مى‎آید<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/27 ر.ک: همان، ص27]</ref>.
وى در شعر طبع خدادادى داشت و از علوم ادبى و عربى مایه‌ور بود و از قواعد کلام عربى و فارسى آگاهى کامل داشته و در اشعارش اشتباهات صرفى و نحوى دیده نشده است. اشعارش روان است و درست. قطعات و قصایدى دارد که در ادبیات دوره خودش کم‌نظیر است. در قصاید خود پیرو سبک عراقى است و الفاظ‍‎ و کلماتى به نسبت سنگین و فخیم قافیه‌هاى دشوار انتخاب مى‌کند. گاهى در ابیات او اسطوره‌هاى افسانه‌اى ایران و... مانند رستم، سیاوش، اشکبوس و... سخن به‎ میان می‌آید<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/27 ر.ک: همان، ص27]</ref>.


ب)- ‎قالب‌هاى شعرى:  
ب)- ‎قالب‌هاى شعرى:  


وى در قالب غزل، ‎قصیده، ‎مثنوى، ‎قطعه، ‎مسمّط و ‎رباعیات، طبع‎آزمایى کرده است، قصاید را با تغزل و تشبیب و یا وصف بهار و امثال اینها آغاز مى‎نماید و با حسن تخلّص دلپذیر به مدح مى‎پیوندد و از ممدوح وصفى اغراق‎آمیز دارد و در نهایت به دعاى ممدوح و ذکر مصیبت شهداى کربلا قصیده را پایان مى‎دهد.
وى در قالب غزل، ‎قصیده، ‎مثنوى، ‎قطعه، ‎مسمّط و ‎رباعیات، طبع‌آزمایى کرده است، قصاید را با تغزل و تشبیب و یا وصف بهار و امثال اینها آغاز مى‌نماید و با حسن تخلّص دلپذیر به مدح مى‎پیوندد و از ممدوح وصفى اغراق‎آمیز دارد و در نهایت به دعاى ممدوح و ذکر مصیبت شهداى کربلا قصیده را پایان مى‎دهد.


در غزل غالباً  از [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدى]] و [[حافظ، شمس‌الدین محمد|حافظ‍‎]] پیروى نموده، اگرچه به پایه آنان نرسیده، لیکن لطف و زیبایى و مضمون‌آفرینى در سروده‌هاى وى مشهود است.
در غزل غالباً  از [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدى]] و [[حافظ، شمس‌الدین محمد|حافظ‍‎]] پیروى نموده، اگرچه به پایه آنان نرسیده، لیکن لطف و زیبایى و مضمون‌آفرینى در سروده‌هاى وى مشهود است.


مسمّط‍‎: ‎مسمط‎هاى او مسّدس، مخمّس و مربّع است و در مدح معصومین و رثای سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) و یارانش سروده شده است.
مسمّط‍‎: ‎مسمط‎هاى او مسّدس، مخمّس و مربّع است و در مدح معصومین و رثای سالار شهیدان حضرت امام حسین(ع) و یارانش سروده شده است.
مرثیه، از قالب‌هاى دیگرى است که مورد توجه شاعر بوده و سروده‌هایى در این زمینه دارد که غالباً  مستزاد بوده است که براى سینه‎زنى سروده شده است و بیانگر وقایع کربلاست.
مرثیه، از قالب‌هاى دیگرى است که مورد توجه شاعر بوده و سروده‌هایى در این زمینه دارد که غالباً  مستزاد بوده است که براى سینه‌زنى سروده شده است و بیانگر وقایع کربلاست.
‎رباعیات: ‎تعداد ابیات در این قالب شعرى بسیار کم (14 بیت) مى‎باشد که در پایان دیوان آمده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/28 ر.ک: همان، ص28]</ref>.
‎رباعیات: ‎تعداد ابیات در این قالب شعرى بسیار کم (14 بیت) مى‌باشد که در پایان دیوان آمده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/28 ر.ک: همان، ص28]</ref>.


ج)- ‎سایر ویژگی‎ها:
ج)- ‎سایر ویژگی‌ها:


در دیوان اشعار او گاهی به کلمات غریب و نامستعملی مانند: منهوب، ‎منکوب، ‎دواب، ‎عتاب، ‎غیاث، ‎نکاث، ‎قماط، ‎قربوس، ‎کلف و... برمی‌خوریم. او غزل‎هایى دارد که در تمام ابیاتش کلمه مخصوصى تکرار مى‎شود. از جمله غزلى با «ردیف» سماور و با مطلع زیر که بنا به خواست معشوقه‌اش در وصف سماور سروده است:
در دیوان اشعار او گاهی به کلمات غریب و نامستعملی مانند: منهوب، ‎منکوب، ‎دواب، ‎عتاب، ‎غیاث، ‎نکاث، ‎قماط، ‎قربوس، ‎کلف و... برمی‌خوریم. او غزل‎هایى دارد که در تمام ابیاتش کلمه مخصوصى تکرار می‌شود. از جمله غزلى با «ردیف» سماور و با مطلع زیر که بنا به خواست معشوقه‌اش در وصف سماور سروده است:
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب|'' یار پرى‎چهره در کنار سماور''|2='' کرده طراز چمن عذار سماور''}}
{{ب|'' یار پرى‎چهره در کنار سماور''|2='' کرده طراز چمن عذار سماور''}}


{{ب|'' خون دل عاشقان بود که به استکان''|2='' ریخت ز قورى که بُد سوار سماور''}}{{پایان شعر}}
{{ب|'' خون دل عاشقان بود که به استکان''|2='' ریخت ز قورى که بُد سوار سماور''}}{{پایان شعر}}
خط ۸۶: خط ۸۹:
«آشنایى شاعر با تفاسیر و کتب اسلامى و علوم ادبى، موجب شده است، شاعر ناخودآگاه از انباشته‌هاى فکرى خود به‌صورت تلمیح در شعر استفاده کند»<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/30 همان، ص30]</ref>.
«آشنایى شاعر با تفاسیر و کتب اسلامى و علوم ادبى، موجب شده است، شاعر ناخودآگاه از انباشته‌هاى فکرى خود به‌صورت تلمیح در شعر استفاده کند»<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/30 همان، ص30]</ref>.


او در قصص اسلامى از ائمه معصومین و اهل‎بیت(ع)، ابراهیم، جبرئیل، مریم، رضوان، زلیخا، ساره، سلیمان، عمرو، عیسى، معاویه، نوح، یونس، یوسف، '''دنا فتدلى''' (النجم: 8)، آب حیات، '''قاب قوسين أو أدنى''' (النجم: 9)، قاف، شب اسرى، معراج و... براق، دجّال، دلدل، رفرف، طاووس، طور سینا، عقاب، عنکبوت، مار، هدهد... و در قصه‎‎های ملى و باستانى و... از ماجراهای اشکبوس، تهمتن، رستم، رخش، کیومرث، اسکندر، خضر، عنقا، منصور حلاّج، قباد، پشنگ و... استفاده کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/30 ر.ک: همان]</ref>.
او در قصص اسلامى از ائمه معصومین و اهل‎‌بیت(ع)، ابراهیم، جبرئیل، مریم، رضوان، زلیخا، ساره، سلیمان، عمرو، عیسى، معاویه، نوح، یونس، یوسف، '''دنا فتدلى''' (النجم: 8)، آب حیات، '''قاب قوسين أو أدنى''' (النجم: 9)، قاف، شب اسرى، معراج و... براق، دجّال، دلدل، رفرف، طاووس، طور سینا، عقاب، عنکبوت، مار، هدهد... و در قصه‌های ملى و باستانى و... از ماجراهای اشکبوس، تهمتن، رستم، رخش، کیومرث، اسکندر، خضر، عنقا، منصور حلاّج، قباد، پشنگ و... استفاده کرده است<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/30 ر.ک: همان]</ref>.


د)- ‎ملمّعات در شعر [[وهاج خوانساری، محمد بن امير علی اصغر|وهاج]]:  
د)- ‎ملمّعات در شعر [[وهاج خوانساری، محمد بن امير علی اصغر|وهاج]]:  


استناد به آیات و احادیث و اصطلاحات عربى در دیوان مشاهده مى‎شود و غالباً  یکى از مصراع‎ها و یا هر دو مصراع بیت به عربى آورده شده است، مانند:
استناد به آیات و احادیث و اصطلاحات عربى در دیوان مشاهده می‌شود و غالباً  یکى از مصراع‎ها و یا هر دو مصراع بیت به عربى آورده شده است، مانند:


{{شعر}}
{{شعر}}


{{ب|'' شحنه بازار عشقت زد خروش''|2='' که «لدوا للموت وَ ابنوا لِلخَراب»''}}{{پایان شعر}}
{{ب|'' شحنه بازار عشقت زد خروش''|2='' که «لدوا للموت وَ ابنوا لِلخَراب»''}}{{پایان شعر}}
خط ۹۹: خط ۱۰۴:


{{شعر}}
{{شعر}}


{{ب|'' ز دو لعل گشت شکرفشان''|2='' که «أنا الشّهيد بكربلا»''}}{{پایان شعر}}
{{ب|'' ز دو لعل گشت شکرفشان''|2='' که «أنا الشّهيد بكربلا»''}}{{پایان شعر}}
خط ۱۰۵: خط ۱۱۲:


{{شعر}}
{{شعر}}


{{ب|'' فبدت على لمعاته، ظهرت على صفحاته''|2='' طلعت على قبساته، أحدية حقّ‎ ذو المنن''<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/30 ر.ک: همان، ص30-31]</ref>}}{{پایان شعر}}.
{{ب|'' فبدت على لمعاته، ظهرت على صفحاته''|2='' طلعت على قبساته، أحدية حقّ‎ ذو المنن''<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/30 ر.ک: همان، ص30-31]</ref>}}{{پایان شعر}}.
خط ۱۱۳: خط ۱۲۲:


{{شعر}}
{{شعر}}


{{ب|'' هزاروسیصدوده سال رفته است و هنوز''|2='' به گوش جان رسد آواز گریه اطفال''<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/31 ر.ک: همان، ص31]</ref>}}{{پایان شعر}}.
{{ب|'' هزاروسیصدوده سال رفته است و هنوز''|2='' به گوش جان رسد آواز گریه اطفال''<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/31 ر.ک: همان، ص31]</ref>}}{{پایان شعر}}.
خط ۱۲۹: خط ۱۴۰:
و
و
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب|'' روى به هر سو کنم نیست مرا اختیار''|2='' مى‎کشدم سوى خود، سلسله موى دوست''}}
{{ب|'' روى به هر سو کنم نیست مرا اختیار''|2='' مى‌کشدم سوى خود، سلسله موى دوست''}}
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}
چنان‌که سعدی گوید:  
چنان‌که سعدی گوید:  
خط ۱۴۴: خط ۱۵۵:


==وضعیت کتاب==
==وضعیت کتاب==
فهرست مطالب در ابتدای اثر ذکر شده است. تعلیقات و لغات و اصطلاحات، فهرست اعلام و اشخاص، کتابنامه، تصاویر، فهرست غزلیات و قصاید، قطعات، مثنوی‎ها، مسمطات و رباعی‎ها در انتهای کتاب در فصلی مجزا آمده است.
فهرست مطالب در ابتدای اثر ذکر شده است. تعلیقات و لغات و اصطلاحات، فهرست اعلام و اشخاص، کتابنامه، تصاویر، فهرست غزلیات و قصاید، قطعات، مثنوی‌ها، مسمطات و رباعی‌ها در انتهای کتاب در فصلی مجزا آمده است.


محقق، در بازنویسی این اثر، رسم‌الخطی یکنواخت به‌کار گرفته و اختصارا با ذکر تفاوت‎های رسم الخطی نسخه اصلی و نسخه بازنویسی‌شده، سبک و شیوه رسم‌الخطی نسخه خطی را روشن ساخته است؛ مواردی همچون:
محقق، در بازنویسی این اثر، رسم‌الخطی یکنواخت به‌کار گرفته و اختصارا با ذکر تفاوت‎های رسم الخطی نسخه اصلی و نسخه بازنویسی‌شده، سبک و شیوه رسم‌الخطی نسخه خطی را روشن ساخته است؛ مواردی همچون:
# باء تأکید فعل غالباً  به فعل نمى‎چسبد؛
# باء تأکید فعل غالباً  به فعل نمى‎چسبد؛
# «مى» در آغاز فعل جدا نوشته مى‎شود؛
# «مى» در آغاز فعل جدا نوشته می‌شود؛
# ترکیب‌هاى وصفى و اضافى به‌صورت جدا نوشته شده‌اند؛
# ترکیب‌هاى وصفى و اضافى به‌صورت جدا نوشته شده‌اند؛
و...<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/36 ر.ک: همان، ص36-40]</ref>.
و...<ref>[https://www.noorlib.ir/View/fa/Book/BookView/Image/35558/1/36 ر.ک: همان، ص36-40]</ref>.
خط ۱۶۹: خط ۱۸۰:
   
   
[[رده:زبانها و ادبیات ایرانی]]
[[رده:زبانها و ادبیات ایرانی]]
[[رده: 25 شهریور الی 24 مهر]]
[[رده:سال97-25شهریور الی24 مهر]]
[[رده:25 آذر الی 24 دی(97)]]
۴۲۵٬۲۲۵

ویرایش