۹۵۹
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
'''أخبار فخّ و خبر يحيى بن عبدالله و أخيه إدريس بن عبدالله''' تأليف [[احمد بن سهل رازى]] (متوفى اوايل قرن چهارم)، به زبان عربى است و موضوع آن بيان اخبارى پيرامون قيام و معركه فخ و زيديه مىباشد. | |||
شهرت عمده فخ به دليل واقعهاى است كه در روز 8 ذىالحجه سال 169ق در زمان هادى عباسى در آن مكان روى داد. در اين روز كه به يوم فخ معروف است، عده زيادى از علويان به جهت قيام بر خليفه عباسى كشته شدند. پيشواى قيام كنندگان، «حسين بن على بن حسن فخى»، معروف به صاحب فخ، نبيره امام حسن مجتبى(ع) بودهاست». | |||
== ساختار: == | == ساختار: == | ||
| خط ۵۹: | خط ۵۹: | ||
محقق كتاب در مقدمه مفصل و ارزشمند خود مطالب گوناگون و مهمى بيان نموده است. وى در ابتدا در مورد تاريخ زيديه و نيز درباره كتاب مطالبى را بيان نموده است (مقدمه، ص15 | محقق كتاب در مقدمه مفصل و ارزشمند خود مطالب گوناگون و مهمى بيان نموده است. وى در ابتدا در مورد تاريخ زيديه و نيز درباره كتاب مطالبى را بيان نموده است (مقدمه، ص15</ref>. | ||
وى مطالب اساسى كتاب را در چهار قسمت معرفى نموده كه بدين شرح است: | وى مطالب اساسى كتاب را در چهار قسمت معرفى نموده كه بدين شرح است: | ||
1.معركه فخ؛ 2.جان سالم به در بردن يحيى و ادريس و فرار آن دو به حبشه؛ 3. اخبار ادريس در آفريقا و مغرب تا وفات وى بهوسيله سم؛ 4. اخبار يحيى و سرگردانى او در شهرهاى مختلف، و رسيدن وى به ديلم، هراس هارون الرشيد از او، و سرانجام دستگيرى و كشتن او | 1.معركه فخ؛ 2.جان سالم به در بردن يحيى و ادريس و فرار آن دو به حبشه؛ 3. اخبار ادريس در آفريقا و مغرب تا وفات وى بهوسيله سم؛ 4. اخبار يحيى و سرگردانى او در شهرهاى مختلف، و رسيدن وى به ديلم، هراس هارون الرشيد از او، و سرانجام دستگيرى و كشتن او <ref>مقدمه، ص17</ref>. | ||
ماهر جرّار همچنين در مقدمه به اسانيد و منابع و نسخههاى خطى كتاب اشاره كرده است. | ماهر جرّار همچنين در مقدمه به اسانيد و منابع و نسخههاى خطى كتاب اشاره كرده است. | ||
مؤلف پس از مقدمهاى بسيار مختصر، كتاب را با واقعه فخ آغاز كرده؛ چنانكه از گفتار خود او استفاده مىشود، توجه اصلىِ نويسنده به نتيجه قيام است كه بلافاصله بعد از اين مقدمه كوتاه، به بيان شرح قيام فخ پرداخته است | مؤلف پس از مقدمهاى بسيار مختصر، كتاب را با واقعه فخ آغاز كرده؛ چنانكه از گفتار خود او استفاده مىشود، توجه اصلىِ نويسنده به نتيجه قيام است كه بلافاصله بعد از اين مقدمه كوتاه، به بيان شرح قيام فخ پرداخته است <ref>متن، ص131</ref>. | ||
نويسنده، يك سخنرانى از «يحيى بن عبدالله» و دو سخنرانى از «حسين بن على فخى» را نقل كرده كه قبل از جنگ فخ در اردوگاه خود ايراد كردهاند. هدف از سخنرانى «يحيى بن عبدالله» كه سرشار از آيات الهى است، تحريض پيروان خويش به جنگ و قيام است | نويسنده، يك سخنرانى از «يحيى بن عبدالله» و دو سخنرانى از «حسين بن على فخى» را نقل كرده كه قبل از جنگ فخ در اردوگاه خود ايراد كردهاند. هدف از سخنرانى «يحيى بن عبدالله» كه سرشار از آيات الهى است، تحريض پيروان خويش به جنگ و قيام است <ref>متن، ص152</ref>. | ||
آنچه كه در سخنرانى اول كه از «اسحاق بن ابراهيم» روايت شده، به چشم مىخورد اسامى بزرگان زيديه است كه «حسين بن على فخى» در خلال سخنرانى از آنها به عنوان «سلف صالح» ياد كرده است كه بيانگر اعتقاد سياسى «حسين فخى» است. برخى از اسامى كه در كلام ايشان به چشم مىخورد عبارت است از: | آنچه كه در سخنرانى اول كه از «اسحاق بن ابراهيم» روايت شده، به چشم مىخورد اسامى بزرگان زيديه است كه «حسين بن على فخى» در خلال سخنرانى از آنها به عنوان «سلف صالح» ياد كرده است كه بيانگر اعتقاد سياسى «حسين فخى» است. برخى از اسامى كه در كلام ايشان به چشم مىخورد عبارت است از: | ||
پيامبر خدا(ص)؛ حمزه سيد الشهداء؛ حضرت على(ع)؛ امام حسن(ع)، امام حسين(ع)؛ جعفر بن ابى طالب؛ عبد الله بن حسن؛ ابراهيم بن عبد الله | پيامبر خدا(ص)؛ حمزه سيد الشهداء؛ حضرت على(ع)؛ امام حسن(ع)، امام حسين(ع)؛ جعفر بن ابى طالب؛ عبد الله بن حسن؛ ابراهيم بن عبد الله <ref>متن، ص148</ref>. | ||
مؤلف، چنين گزارش مىدهد كه يحيى و ادريس بن عبدالله پس از انصراف و جدايى از حبشه، دعوتهايى از شهرهايى مانند: مكه، كوفه داشتند. آنها پس از مشورت با ياران خود به سوى مغرب رفتند | مؤلف، چنين گزارش مىدهد كه يحيى و ادريس بن عبدالله پس از انصراف و جدايى از حبشه، دعوتهايى از شهرهايى مانند: مكه، كوفه داشتند. آنها پس از مشورت با ياران خود به سوى مغرب رفتند <ref>متن، ص164</ref>. | ||
در پايان كتاب تتمهاى از كتاب «المصابيح» اثر «احمد بن ابراهيم حسنى» متوفاى 352ق آورده شده و در آن اخبار خروج «حسين بن على فخى» و اخبارى از «يحيى و ادريس بن عبد الله» ذكر شده است | در پايان كتاب تتمهاى از كتاب «المصابيح» اثر «احمد بن ابراهيم حسنى» متوفاى 352ق آورده شده و در آن اخبار خروج «حسين بن على فخى» و اخبارى از «يحيى و ادريس بن عبد الله» ذكر شده است <ref>متن، ص275</ref>. | ||
در اخبارى كه پيرامون «حسين بن على فخى» ذكر شده او را مردى داراى صلاحيت، با فضل و كرامت، شجاع و سخاوتمند معرفى نموده است. | در اخبارى كه پيرامون «حسين بن على فخى» ذكر شده او را مردى داراى صلاحيت، با فضل و كرامت، شجاع و سخاوتمند معرفى نموده است.<ref>متن، ص 278</ref>. | ||
در اخبار ديگر بيان شده كه يحيى و ادريس از معركه فخ جان به در بردند و سپس چگونكى كشته شدن آنها را ذكر كرده است. | در اخبار ديگر بيان شده كه يحيى و ادريس از معركه فخ جان به در بردند و سپس چگونكى كشته شدن آنها را ذكر كرده است. | ||
خبرى از مردن ادريس چنين بيان شده كه وى ده سال در مغرب زندگى مىكرد و در آنجا به اقامه احكام الهى پرداخته بود، هارون سمى در سويق (غذايى با روغن) ريخت و به مردى از اهل عراق داد و ادريس از آن خورد و سه روز بعد از دنيا رفت هارون پانصد هزار درهم پاداش به آن مرد عرب داد | خبرى از مردن ادريس چنين بيان شده كه وى ده سال در مغرب زندگى مىكرد و در آنجا به اقامه احكام الهى پرداخته بود، هارون سمى در سويق (غذايى با روغن) ريخت و به مردى از اهل عراق داد و ادريس از آن خورد و سه روز بعد از دنيا رفت هارون پانصد هزار درهم پاداش به آن مرد عرب داد <ref>متن، ص327</ref>. | ||
== وضعيت كتاب: == | == وضعيت كتاب: == | ||
ویرایش