پرش به محتوا

عوامل کنترل غرایز در زندگی انسان: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'زندگی (ابهام زدایی)' به 'زندگی (ابهام‌زدایی)'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'زندگی (ابهام زدایی)' به 'زندگی (ابهام‌زدایی)')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
 
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۷: خط ۱۷:
| چاپ =13
| چاپ =13
| تعداد جلد =1
| تعداد جلد =1
| کتابخانۀ دیجیتال نور =18703
| کتابخانۀ دیجیتال نور =18423
| کتابخوان همراه نور =18423
| کد پدیدآور =
| کد پدیدآور =
| پس از =
| پس از =
| پیش از =
| پیش از =
}}
}}
{{کاربردهای دیگر| زندگی (ابهام‌زدایی)}}
'''عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان'''، نوشته [[مظاهری، حسین|حسين مظاهرى]] است. كتاب به زبان فارسى و با موضوع مسائل اخلاقى منتشر شده است. كتاب در حقيقت سلسله سخنرانى‌هاى [[مظاهری، حسین|آيت‌الله مظاهرى]] در طى دوازده جلسه در ماه صفر است كه پس از پياده شدن نوارهاى جلسات، با ويرايش استاد منتشر شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/3 عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان، ص 6-3]</ref>
'''عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان'''، نوشته [[مظاهری، حسین|حسين مظاهرى]] است. كتاب به زبان فارسى و با موضوع مسائل اخلاقى منتشر شده است. كتاب در حقيقت سلسله سخنرانى‌هاى [[مظاهری، حسین|آيت‌الله مظاهرى]] در طى دوازده جلسه در ماه صفر است كه پس از پياده شدن نوارهاى جلسات، با ويرايش استاد منتشر شده است<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/3 عوامل كنترل غرائز در زندگى انسان، ص 6-3]</ref>


خط ۳۱: خط ۳۲:


== گزارش محتوا ==
== گزارش محتوا ==
در مجلس اول كه با عنوان ارزش و مقام انسان از ديدگاه اسلام شروع مى‌شود، به مباحثى همچون قدرت و منزلت انسان، خليفه كيست، مقام شهيد، هدف و غايت انسان و... پرداخته است. مؤلف در توصيف خليفه به نقل از مرحوم [[طباطبایی، محمدحسین|علامه طباطبايى]](ره) در [[الميزان في تفسير القرآن|تفسير الميزان]] مى‌فرمايد: «خليفه بايد از نظر شئون وجودى، مظهرى از صفات منعم باشد و انسان بايد مظهر صفات خدا باشد؛ يعنى صفات جمال و جلال خداوند بر دل او حكومت كند و دل انسان بايد از آن خداوند باشد»<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/16 همان، 16]</ref>
در مجلس اول كه با عنوان ارزش و مقام انسان از ديدگاه اسلام شروع مى‌شود، به مباحثى همچون قدرت و منزلت انسان، خليفه كيست، مقام شهيد، هدف و غايت انسان و... پرداخته است. مؤلف در توصيف خليفه به نقل از مرحوم [[طباطبایی، سید محمدحسین|علامه طباطبايى]](ره) در [[الميزان في تفسير القرآن|تفسير الميزان]] مى‌فرمايد: «خليفه بايد از نظر شئون وجودى، مظهرى از صفات منعم باشد و انسان بايد مظهر صفات خدا باشد؛ يعنى صفات جمال و جلال خداوند بر دل او حكومت كند و دل انسان بايد از آن خداوند باشد»<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/16 همان، 16]</ref>


ايشان در بيان مقام شهيد، حديثى از رسول(ص) را نقل نموده و منظور آن را چنين بيان مى‌كند: «لذت شهيد و امثال شهيد مانند نبى كه انسان كامل است اين است كه در چهره خدا بنگرد، نظر به ذات ربوبى كند. لذت براى آنها اين امر است نه بهشت»<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/19 همان، 19]</ref>
ايشان در بيان مقام شهيد، حديثى از رسول(ص) را نقل نموده و منظور آن را چنين بيان مى‌كند: «لذت شهيد و امثال شهيد مانند نبى كه انسان كامل است اين است كه در چهره خدا بنگرد، نظر به ذات ربوبى كند. لذت براى آنها اين امر است نه بهشت»<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/19 همان، 19]</ref>
خط ۳۷: خط ۳۸:
مؤلف در مجلس دوم به موضوعاتى مانند ارزش و احترام انسان، انسان موجود دو بعدى، كنترل بعد حيوانى، انسان و نفس اماره، انسان سعيد است يا شقى و... توجه دارد. ايشان در پاسخ به اين سؤال كه انسان سعيد است يا شقى، بيان مى‌كند كه اختلاف نظر عجيبى در ميان فلاسفه مشاهده مى‌شود. اين اختلاف نظر در ميان فلاسفه قبل از حضرت مسيح(ع) بوده و آنچه ما از قرآن استفاده مى‌كنيم، اين است كه بايد قائل به تفكيك بشويم؛ يعنى انسان از نظر روح، سعيد بالفطره است و جنبه ملكوتى دارد، اما از جنبه ناسوتى شقى بالفطره است<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/40 همان، ص 41-40]</ref>
مؤلف در مجلس دوم به موضوعاتى مانند ارزش و احترام انسان، انسان موجود دو بعدى، كنترل بعد حيوانى، انسان و نفس اماره، انسان سعيد است يا شقى و... توجه دارد. ايشان در پاسخ به اين سؤال كه انسان سعيد است يا شقى، بيان مى‌كند كه اختلاف نظر عجيبى در ميان فلاسفه مشاهده مى‌شود. اين اختلاف نظر در ميان فلاسفه قبل از حضرت مسيح(ع) بوده و آنچه ما از قرآن استفاده مى‌كنيم، اين است كه بايد قائل به تفكيك بشويم؛ يعنى انسان از نظر روح، سعيد بالفطره است و جنبه ملكوتى دارد، اما از جنبه ناسوتى شقى بالفطره است<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/40 همان، ص 41-40]</ref>


در بخش سوم كتاب با عنوان تعادل در زندگى انسان از ديدگاه اسلام، ايشان در باب اينكه انسان مسلمان منزوى را قبول ندارد مى‌گويند: على(ع) در همان روز اول آمدن به كوفه وارد مسجد شدند و مشاهده كردند كه دسته‌اى در گوشه‌اى نشسته‌اند، فرمودند: اينان چه كسانى هستند؟ جواب دادند، اينها رجال الحق هستند، پس فرمودند: رجال الحق؛ يعنى چه؟ جواب دادند كه اينها به مسجد آمده‌اند و عبادت مى‌كنند؛ اگر چيزى گيرشان آمد مى‌خورند و اگر چيزى گيرشان نيامد صبر مى‌كنند. على(ع) فرمود: سگ هم همين‌طور است. پس تازيانه كشيده و بر سر آنها كوبيد و فرمود: رجال الحق؛ يعنى چه؟ برخیزيد، برويد و كار كنيد و كسب و فعاليت داشته باشيد<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/62 همان، ص 63-62]</ref>
در بخش سوم كتاب با عنوان تعادل در زندگى انسان از ديدگاه اسلام، ايشان در باب اينكه انسان مسلمان منزوى را قبول ندارد مى‌گويند: [[امام على(ع)|على(ع)]] در همان روز اول آمدن به كوفه وارد مسجد شدند و مشاهده كردند كه دسته‌اى در گوشه‌اى نشسته‌اند، فرمودند: اينان چه كسانى هستند؟ جواب دادند، اينها رجال الحق هستند، پس فرمودند: رجال الحق؛ يعنى چه؟ جواب دادند كه اينها به مسجد آمده‌اند و عبادت مى‌كنند؛ اگر چيزى گيرشان آمد مى‌خورند و اگر چيزى گيرشان نيامد صبر مى‌كنند. [[امام على(ع)|على(ع)]] فرمود: سگ هم همين‌طور است. پس تازيانه كشيده و بر سر آنها كوبيد و فرمود: رجال الحق؛ يعنى چه؟ برخیزيد، برويد و كار كنيد و كسب و فعاليت داشته باشيد<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/62 همان، ص 63-62]</ref>


در مجلس چهارم كه با عنوان عوامل هشت‌گانه كنترل نيروها و غرايز آمده، مؤلف آنها را به ترتيب، عقل، علم، وجدان اخلاقى، تربيت، قانون، نظارت ملى، ايمان عقلى و ايمان قلبى دانسته و در ادامه، اين سؤال را مطرح كرده كه آيا عقل مى‌تواند جلوى غرايز را بگيريد؟ ايشان با بيان داستان قحطى در اصفهان نتيجه مى‌گيرد كه اگر عقل باشد جلوى رفتن به جهنم گرفته مى‌شود. اگر انسان، عاقل باشد در حالى كه غريزه جنسى او طوفانى نباشد، عقل اين غريزه را مى‌تواند مهار كند كه فرد بى‌عفت نشود<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/93 همان، 93]</ref>
در مجلس چهارم كه با عنوان عوامل هشت‌گانه كنترل نيروها و غرايز آمده، مؤلف آنها را به ترتيب، عقل، علم، وجدان اخلاقى، تربيت، قانون، نظارت ملى، ايمان عقلى و ايمان قلبى دانسته و در ادامه، اين سؤال را مطرح كرده كه آيا عقل مى‌تواند جلوى غرايز را بگيريد؟ ايشان با بيان داستان قحطى در اصفهان نتيجه مى‌گيرد كه اگر عقل باشد جلوى رفتن به جهنم گرفته مى‌شود. اگر انسان، عاقل باشد در حالى كه غريزه جنسى او طوفانى نباشد، عقل اين غريزه را مى‌تواند مهار كند كه فرد بى‌عفت نشود<ref>[https://www.noorlib.ir/view/fa/book/bookview/text/18703/1/93 همان، 93]</ref>
خط ۶۷: خط ۶۸:


==پانويس ==
==پانويس ==
<references />
<references/>
== منابع مقاله ==
== منابع مقاله ==


مقدمه و متن كتاب.
مقدمه و متن كتاب.


==وابسته‌ها==
{{وابسته‌ها}}


[[خانواده در اسلام]]


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده: خرداد(98)]]