۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'نويسنده' به 'نویسنده') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
جز (جایگزینی متن - 'هايي' به 'هایی') |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
#جده، اولين مكاني كه او گزارش مىكند. نویسنده كه به جهت فصاحت و بلاغت نوشتههايش به امير بيان مشهور شده است، با كلامي اديبانه به توصيف اين شهر و مناظر آن كه به گفته خودش برای هميشه در لوح خاطرش منقوش شده، مىپردازد. او اگر چه از مناظر زيباي سواحل جده غرق لذت شده است؛ اما لذت خارج از وصف خود را بدين جهت مىداند كه جده دروازه ورود به مكه مكرمه است و به مزار نبي مكرم اسلام(ص) نزدیک شده است. | #جده، اولين مكاني كه او گزارش مىكند. نویسنده كه به جهت فصاحت و بلاغت نوشتههايش به امير بيان مشهور شده است، با كلامي اديبانه به توصيف اين شهر و مناظر آن كه به گفته خودش برای هميشه در لوح خاطرش منقوش شده، مىپردازد. او اگر چه از مناظر زيباي سواحل جده غرق لذت شده است؛ اما لذت خارج از وصف خود را بدين جهت مىداند كه جده دروازه ورود به مكه مكرمه است و به مزار نبي مكرم اسلام(ص) نزدیک شده است. | ||
#مكه، بهشت عبادت در روي زمين و جنت معنوي دنياست. اين مكان كه به | #مكه، بهشت عبادت در روي زمين و جنت معنوي دنياست. اين مكان كه به صخرههایی محصور شده، از چنان گرمايي برخوردار است كه اگر بر آن صخرهها تكه گوشتي قرار دهي، بدون نياز به آتش مىپزد. به اعتقاد نویسنده كمبود آب و لايزرع بودن و محروميت اين شهر از زيورهاي مادي با شعاع نعمتهاي معنوي جبران شده است. چاههاي امالقري در زمان جاهليت به دست افراد مختلف حفر شده بود، اما كفاف مكه را نمىداد تا اين كه بئر زمزم به دست عبدالمطلب حفر گرديد و بدين وسيله آب مردم و حجاج مكه تأمين گرديد. پس از اسلام با افزايش حجاج مكه احتياج به آب به ويژه در ايام حج در عرفه و مني شدت يافت. چنان كه مشهور است، زن هارون الرشيد درصدد رفع اين مشكل برآمد و آب چشمهاي را كه در چهل كيلومتري مكه بود، به مكه انتقال داد. اين كار عظيم كه به عين زبيده معروف است، قريب به هزار و صد سال است كه آب مورد نياز حجاج را تأمين كرده است. | ||
#:نویسنده مطالب منابع معتبر را با زمان خود تطبيق داده و تنها به ديدهها و شنيدهها اكتفا نمىكند؛ به عنوان مثال: با ذكر مطلبي از [[ابن حوقل، محمد بن حوقل|ابنحوقل]] درباره چشمهاي كه در كلام او آمده است، اظهار نظر كرده و درباره اين كه همان عين زبيده است به تحليل ادبي كلام او و استعمال لفظ "الماجن" در زمان او(حدود سنه 330ق) و زمان أزرقي(حدود سنه 200ق) مىپردازد. بدين ترتيب به شيوه علماي زبانشناس و لغتدان به تطبيق مكانهاي جغرافیایی مىپردازد. | #:نویسنده مطالب منابع معتبر را با زمان خود تطبيق داده و تنها به ديدهها و شنيدهها اكتفا نمىكند؛ به عنوان مثال: با ذكر مطلبي از [[ابن حوقل، محمد بن حوقل|ابنحوقل]] درباره چشمهاي كه در كلام او آمده است، اظهار نظر كرده و درباره اين كه همان عين زبيده است به تحليل ادبي كلام او و استعمال لفظ "الماجن" در زمان او(حدود سنه 330ق) و زمان أزرقي(حدود سنه 200ق) مىپردازد. بدين ترتيب به شيوه علماي زبانشناس و لغتدان به تطبيق مكانهاي جغرافیایی مىپردازد. | ||
#:ارسلان از صراحت لهجه برخوردار بوده و حقايقي را كه گاه از بيان آن پرهيز مىشود، در لابلاي مطالب كتاب آورده است. وقف از سنتهاي حسنهاي است كه به جهت تأكيد بر استحباب آن در شرع مقدس در بين مسلمين رواج داشته است. "سوء تصرف مسلمين در اوقاف گذشتگان" مطلبي است كه به آن اشاره شده و به اجمال به آن پرداخته شده و لكن جاي موشكافي و بحثهاي فراواني دارد. به عقيده وي تخريب و استفاده نامشروع از اين اموال كه جنبه عمومی دارد، از عواملي است كه سرزمينهاي فرنگي بدين وسيله به لحاظ زيورهاي دينوي بر سرزمينهاي اسلامی پيشي گرفتهاند. او با اشاره به تصرفات شخصي واليان در بيتالمال، قَسم ياد مىكند كه اسلام را امراء به فساد كشيدهاند و سبب فساد امراء نيز عالمان ديني بودهاند كه با گرايش به طمع امور دنيوي به تأويل نصوص شرعي به غير معاني حقيقي آن پرداختهاند. اين چنين بود كه اين امت از عظمتي كه داشت سقوط نمود به گونهای كه دانشمندان غربی تصور كردند كه اسلام و مدنيت در برابر هم قرار دارند. | #:ارسلان از صراحت لهجه برخوردار بوده و حقايقي را كه گاه از بيان آن پرهيز مىشود، در لابلاي مطالب كتاب آورده است. وقف از سنتهاي حسنهاي است كه به جهت تأكيد بر استحباب آن در شرع مقدس در بين مسلمين رواج داشته است. "سوء تصرف مسلمين در اوقاف گذشتگان" مطلبي است كه به آن اشاره شده و به اجمال به آن پرداخته شده و لكن جاي موشكافي و بحثهاي فراواني دارد. به عقيده وي تخريب و استفاده نامشروع از اين اموال كه جنبه عمومی دارد، از عواملي است كه سرزمينهاي فرنگي بدين وسيله به لحاظ زيورهاي دينوي بر سرزمينهاي اسلامی پيشي گرفتهاند. او با اشاره به تصرفات شخصي واليان در بيتالمال، قَسم ياد مىكند كه اسلام را امراء به فساد كشيدهاند و سبب فساد امراء نيز عالمان ديني بودهاند كه با گرايش به طمع امور دنيوي به تأويل نصوص شرعي به غير معاني حقيقي آن پرداختهاند. اين چنين بود كه اين امت از عظمتي كه داشت سقوط نمود به گونهای كه دانشمندان غربی تصور كردند كه اسلام و مدنيت در برابر هم قرار دارند. | ||
ویرایش