۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' ....<ref>' به '.<ref>') |
جز (جایگزینی متن - 'آنحضرت' به 'آن حضرت') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
#نويسنده در پيشگفتار هدفش را از نگارش اين اثر چنين معرفى كرده است: بسيارى از نويسندگان از فرق مختلف اسلامى بر اساس آنچه در كتابهاى معروف آنان آمده است؛ نه اينكه تشيّع و مكتب اهل بيت(ع) را به عنوان مذهب اصلى يا مذهب مستقل و رسمى در كنار مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفى و حنبلى و شافعى و مالكى كه حدود دو قرن پس از پيامبر اسلام(ص) پيدا شده است) نمىدانند، بلكه برخى آن را ساخته و پرداخته بيگانگان مىدانند و بعضاً به يهود و مجوس نيز نسبت مىدهند يا اينكه آن را پديد آمده بعد از خلافت عثمان يا پس از قرن اول هجرى مىدانند. براى پى بردن به ريشه اصيل اين مكتب از زمان پيامبر(ص) و مستندات و شواهد تاريخى آن و براى دفاع از حقّانيت مكتب تشيّع و اهل بيت(ع) و روشن شدن اذهان دانشپژوهان و محققان مسلمان برآنيم تا به تحليل اجمالى از مباحث ريشهاى تاريخى مسألهى خلافت بعد از پيامبر(ص) و حقّانيت على(ع) براى امر خلافت پرداخته و مدارك را بهطور علمى مورد بررسى قرار دهيم.<ref>پيشگفتار، ص 13</ref> | #نويسنده در پيشگفتار هدفش را از نگارش اين اثر چنين معرفى كرده است: بسيارى از نويسندگان از فرق مختلف اسلامى بر اساس آنچه در كتابهاى معروف آنان آمده است؛ نه اينكه تشيّع و مكتب اهل بيت(ع) را به عنوان مذهب اصلى يا مذهب مستقل و رسمى در كنار مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفى و حنبلى و شافعى و مالكى كه حدود دو قرن پس از پيامبر اسلام(ص) پيدا شده است) نمىدانند، بلكه برخى آن را ساخته و پرداخته بيگانگان مىدانند و بعضاً به يهود و مجوس نيز نسبت مىدهند يا اينكه آن را پديد آمده بعد از خلافت عثمان يا پس از قرن اول هجرى مىدانند. براى پى بردن به ريشه اصيل اين مكتب از زمان پيامبر(ص) و مستندات و شواهد تاريخى آن و براى دفاع از حقّانيت مكتب تشيّع و اهل بيت(ع) و روشن شدن اذهان دانشپژوهان و محققان مسلمان برآنيم تا به تحليل اجمالى از مباحث ريشهاى تاريخى مسألهى خلافت بعد از پيامبر(ص) و حقّانيت على(ع) براى امر خلافت پرداخته و مدارك را بهطور علمى مورد بررسى قرار دهيم.<ref>پيشگفتار، ص 13</ref> | ||
#همچنين نويسنده در مقدمهاش يادآور شده كه مهمترين موضوع در تاريخ شيعه در دوره بعد از رحلت پيامبر(ص)، روشن شدن دلايل انحراف امامت و خلافت از مسير اصلى خود و ريشههاى آن، دلايل عدم انتخاب على(ع) به عنوان شاخص تاريخ شيعه به رهبرى جامعه، با وجود نصوص مستند و معتبر رسيده از پيامبر اكرم(ص) مىباشد كه بايد تبيين گردد. لازم به تذكر است كه تاريخ مكتوب و مشهور نوعاً به اين قسمت اشارهى صريح ندارد. لذا تاريخ تشيّع را بايد در لابلاى مكتوبات مختلف اعم از ادبيات، تاريخ، تفسير، و رجال و حديث جست، چرا كه آنچه تاريخنگاران نوشتهاند آن چيزى است كه حاكم بوده است و آنچه كه حاكم بوده است خلافت انحرافى بوده است نه شيعه. در اين تحقيق برآنيم كه روشن گردد تشيع از همان زمان صاحب رسالت يعنى پيامبر اكرم(ص) به ما رسيده است و ريشه در ايرانيان يا عبدالله بن سبا ندارد بلكه اساس و ريشه آن را در زمان شارع اسلام و عهد او جستجو كنيم. فقط مىخواهيم سابقهى تشيّع و تقدم آن نسبت به هر نحله و مذهب و مكتب را صرفا از بعد تاريخى اثبات نماييم.<ref>مقدمه، ص 15</ref> | #همچنين نويسنده در مقدمهاش يادآور شده كه مهمترين موضوع در تاريخ شيعه در دوره بعد از رحلت پيامبر(ص)، روشن شدن دلايل انحراف امامت و خلافت از مسير اصلى خود و ريشههاى آن، دلايل عدم انتخاب على(ع) به عنوان شاخص تاريخ شيعه به رهبرى جامعه، با وجود نصوص مستند و معتبر رسيده از پيامبر اكرم(ص) مىباشد كه بايد تبيين گردد. لازم به تذكر است كه تاريخ مكتوب و مشهور نوعاً به اين قسمت اشارهى صريح ندارد. لذا تاريخ تشيّع را بايد در لابلاى مكتوبات مختلف اعم از ادبيات، تاريخ، تفسير، و رجال و حديث جست، چرا كه آنچه تاريخنگاران نوشتهاند آن چيزى است كه حاكم بوده است و آنچه كه حاكم بوده است خلافت انحرافى بوده است نه شيعه. در اين تحقيق برآنيم كه روشن گردد تشيع از همان زمان صاحب رسالت يعنى پيامبر اكرم(ص) به ما رسيده است و ريشه در ايرانيان يا عبدالله بن سبا ندارد بلكه اساس و ريشه آن را در زمان شارع اسلام و عهد او جستجو كنيم. فقط مىخواهيم سابقهى تشيّع و تقدم آن نسبت به هر نحله و مذهب و مكتب را صرفا از بعد تاريخى اثبات نماييم.<ref>مقدمه، ص 15</ref> | ||
#بر اساس تحقيق نويسنده: گروهى از صحابهى برجستهى پيامبر(ص) با تأكيد بر اينكه خلافت به تصريح رسول خدا(ص) حقّ على(ع) است، پس از رحلت رسول اكرم(ص) با ابوبكر بيعت نكردند و بهطور جدّى از مواضع على(ع) پيروى نمودند و خواستار جانشينى على(ع) بودند و تا زمانىكه على(ع) مصالحه ننمود آنان نيز از امامشان پيروى مىكردند و بعدها نيز با صلاحديد | #بر اساس تحقيق نويسنده: گروهى از صحابهى برجستهى پيامبر(ص) با تأكيد بر اينكه خلافت به تصريح رسول خدا(ص) حقّ على(ع) است، پس از رحلت رسول اكرم(ص) با ابوبكر بيعت نكردند و بهطور جدّى از مواضع على(ع) پيروى نمودند و خواستار جانشينى على(ع) بودند و تا زمانىكه على(ع) مصالحه ننمود آنان نيز از امامشان پيروى مىكردند و بعدها نيز با صلاحديد آن حضرت(ع) در بعضى امور همكارى داشتند.<ref>متن كتاب، ص 71</ref> | ||
#بر طبق پژوهش نويسنده: در اينكه بيعت على(ع) يا استنكاف از بيعت ابوبكر و بعد از وفات حضرت زهرا(س) چگونه بود؟ آيا با ميل و علاقه بود يا به زور و ناچارى، يا از باب تقيّه؟ جاى بحث دارد. علماى اهل سنّت آن را بالطّوع مىدانند و برخى هم اجبار و اكراه را در مقدّمات آن و حتّى زور و تهاجم و شكستن در خانهى زهرا(س) را نيز تصريح كردهاند. در اين مورد، اقوال شيعه و علماى اماميّه را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد: الف) گروهى معتقدند كه على(ع) با ابوبكر بيعت كرد ولى با اجبار و اكراه و از باب تقيّه نه به ميل و رضاى خود. ب) گروه دوم بر اين عقيدهاند كه وى اصلاً بيعت نكرد. ولى به خاطر مصالح اسلام و خوف از تشتّت و اختلاف و ارتداد ميان مردم، عدم امكان پيروزى سريع نظامى در صورت درگيرى مهمتر از همهى وصاياى پيامبر(ص) كه فرموده بود در صورت فقدان نيرو، صبر پيشه سازيد و درگير نشويد، سكوت اختيار كرد. خليفه و مشاورانش همينكه احساس كردند على(ع) قصد درگيرى و قيام مسلّحانه ندارد و در فكر تهيّهى نيرو و سلاح و مقابله با دستگاه خلافت نيست، او را به حال خود گذاشتند و بعدها اجبار و اكراهى در كار وجود نداشت و او هم بيعت نكرد.<ref>همان، ص 129</ref> | #بر طبق پژوهش نويسنده: در اينكه بيعت على(ع) يا استنكاف از بيعت ابوبكر و بعد از وفات حضرت زهرا(س) چگونه بود؟ آيا با ميل و علاقه بود يا به زور و ناچارى، يا از باب تقيّه؟ جاى بحث دارد. علماى اهل سنّت آن را بالطّوع مىدانند و برخى هم اجبار و اكراه را در مقدّمات آن و حتّى زور و تهاجم و شكستن در خانهى زهرا(س) را نيز تصريح كردهاند. در اين مورد، اقوال شيعه و علماى اماميّه را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد: الف) گروهى معتقدند كه على(ع) با ابوبكر بيعت كرد ولى با اجبار و اكراه و از باب تقيّه نه به ميل و رضاى خود. ب) گروه دوم بر اين عقيدهاند كه وى اصلاً بيعت نكرد. ولى به خاطر مصالح اسلام و خوف از تشتّت و اختلاف و ارتداد ميان مردم، عدم امكان پيروزى سريع نظامى در صورت درگيرى مهمتر از همهى وصاياى پيامبر(ص) كه فرموده بود در صورت فقدان نيرو، صبر پيشه سازيد و درگير نشويد، سكوت اختيار كرد. خليفه و مشاورانش همينكه احساس كردند على(ع) قصد درگيرى و قيام مسلّحانه ندارد و در فكر تهيّهى نيرو و سلاح و مقابله با دستگاه خلافت نيست، او را به حال خود گذاشتند و بعدها اجبار و اكراهى در كار وجود نداشت و او هم بيعت نكرد.<ref>همان، ص 129</ref> | ||
#نويسنده درباره شوراى شش نفرى، اين پرسش را مطرح كرده است كه: چرا خلافت فقط در شش نفر، آنهم با تركيب ناهمسان خلاصه شود؟ اگر اينها به گفته عمر بهترين افراد امّت هستند كه پيامبر(ص) از آنها خشنود بوده است، چرا در صورت شركت نكردن يا مخالفت كشته شوند؟ و چرا در صورت توافق نكردن همگى كشته شوند؟ اساساً چرا عبدالرّحمن حقّ وتو يا حقّ مخالفت داشته باشد و سخنش حجّت باشد و طرف او خليفه گردد؟!.<ref>همان، ص 180</ref> | #نويسنده درباره شوراى شش نفرى، اين پرسش را مطرح كرده است كه: چرا خلافت فقط در شش نفر، آنهم با تركيب ناهمسان خلاصه شود؟ اگر اينها به گفته عمر بهترين افراد امّت هستند كه پيامبر(ص) از آنها خشنود بوده است، چرا در صورت شركت نكردن يا مخالفت كشته شوند؟ و چرا در صورت توافق نكردن همگى كشته شوند؟ اساساً چرا عبدالرّحمن حقّ وتو يا حقّ مخالفت داشته باشد و سخنش حجّت باشد و طرف او خليفه گردد؟!.<ref>همان، ص 180</ref> | ||
ویرایش