کلیات میر کرمانی: (شاعر سده هشتم هجری): از مجموعه دستنویسهای استاد سعید نفيسی
کليات مير کرماني | |
---|---|
![]() | |
پدیدآوران | ميرکرماني (نویسنده)
نفیسی، سعید (مصحح) قنبري ننيز، وحيد (گردآورنده) نفيسي، رامين (ناظر) مرکز يادگارهاي سعيد نفيسي (سایر) |
ناشر | سخن |
مکان نشر | ايران - تهران |
سال نشر | 1397ش |
چاپ | یکم |
شابک | ?978-964-372-896-0 |
موضوع | شعر فارسي - قرن 8ق. ميرکرماني، قرن 8ق. -- نقد و تفسير |
زبان | فارسي |
کد کنگره | 1397 8ک / 5617 PIR |
کلیات میر کرمانی: (شاعر سده هشتم هجری): از مجموعه دستنویسهای استاد سعید نفيسی به کوشش وحید قنبری ننیز، زیر نظر رامین نفیسی، میرکرمانی از شاعران سدۀ هشتم هجری است. اطلاع در مورد زندگی او اندک است. قدیمیترین منبعی که در آن ذکری از میر به میان آمده، تذکرهالشعرای دولتشاه سمرقندی است.
گزارش کتاب
میرکرمانی از شاعران سدۀ هشتم هجری است. اطلاع در مورد زندگی او اندک است. قدیمیترین منبعی که در آن ذکری از میر به میان آمده، تذکرهالشعرای دولتشاه سمرقندی است. پس از آن اوحدی بلیانی و تقیالدین کاشانی از میر یاد کردهاند. از میان پژوهشگران معاصر قاسم غنی در کتاب تاریخ عصر حافظ، ضمن معرفی مداحان امیر مبارزالدین گزارشی از کلیات میر ارائه میکند. پس از او سعید نفیسی در تاریخ نظم و نثر در ایران میر را معرفی کرده است. او در سال 1386 کتاب شاعران قدیم کرمان را منتشر کرد و در ضمن آن علاوه بر معرفی نسبتاً جامعی از میر، نزدیک به هزار بیت از اشعار او را از میان شانزده منبع خطی و چاپی استخراج و ارائه کرد. پس از آن جواد بشری با شناسایی نسخۀ خلاصهالاشعار کتابخانۀ چشمۀ رحمت هند و نگارش دو مقالۀ «دیوان سرایندگان قدیم در دستنویس تازهای از خلاصهالاشعار» و «اشعاری نویافته از میرکرمانی» اطلاعاتی جدید و منحصر از کرمانی به دست داد. میرافضلی در سال 1395 مدخل «میرکرمانی» را برای دانشنامه زبان و ادبی فارسی به رشته تحریر درآورد که تلفیقی از نوشتههای او و یافتههای بشری است.
تقیالدین کاشانی تنها کسی است که نام و لقب شاعر را ذکر کرده است. به نوشته او نامش «محمد» و لقبش «بهاالدین» است. سعید نفیسی نیز بر اساس اطلاعی که از خلاصة الاشعار داشته است، نامش را محمد مینویسد. به نوشتۀ کاشانی تخلصش «میر» است. این تخلص در پایان همۀ غزلها و بعضی از قصاید و قطعات و در میان مثنویهای او آمده است. شاعر در چهار مورد از خود با عنوان «میر کرمانی» یاد میکند. معمولاً هر جا در مجموعهها بیت یا ابیاتی از میر نقل شده، ذیل همین عنوان «میر کرمانی» است. از زمان تولد و مرگ او اطلاع دقیقی در دست نیست. تنها یک نشانه در دیوان اوست که به حوالی زمان تولدش رهنمون میکند. میر در مثنوی «درج اللئالی» در مبحث «سبب نظم کتاب» از چهل سالگی خود سخن میگوید و دانسته است که این مثنوی را میر در سال 726 هـ.ق سروده است. برای تعیین زمان مرگ او هم باید به نشانهها و اشارههای جزئی توجه کرد.
از جمله مواردی که از کلیات میر استنباط میشود اوضاع نامتناسب معیشت او ـ حداقل در مقطعی از زمان ـ است. میر در دو جا از وضع بد اقتصادی خود و مردم کرمان و بردسیر یاد میکند. جز این دو مورد میر در جایجای اشعارش از کرمان یاد کرده است. گاه کرمان را ستوده و گاه از یمن قدوم ممدوح برای کرمان سخن گفته است؛ اما بیشتر موارد یادکرد او از کرمان مربوط به مفاخرۀ او در شاعری است.
بر اساس یکی از رباعیات میر گویا او دارای گرایشهای شیعی بوده است:
در دین کسی بیخللی خواهد بود کاندر دل او مهر ولی خواهد بود
تا دور سپهر باشد و کون و مکان ناموس بزرگی علی خواهد بود
کلیات میر در مجموع دارای 7201 بیت است که شامل دو مثنوی «درج اللئالی» و «مجمع اللطایف» و همچنین مجموعهای از قصیده، غزل، قطعه، مسمط، ترکیببند، رباعی و مفردات است. در این کتاب آنچه میرافضلی و بشری از اشعار میر گردآوری کردهاند با نسخۀ نفیسی مطابقت داده شده و آنها که در نسخۀ نفیسی نبود به متن افزوده شده و مآخذ نیز در زیرنویس یادآوری شده است.
در مقدمۀ استاد نفیسی دربارۀ نسخۀ این دیوان آمده است: «اما از نسخۀ حاضر که کلیات اشعار اوست مسلم میشود که وی در کرمان بوده و از پادشاهان آل مظفر و وزرا و عمال دربار ایشان مدح گفته و مثنوی «درج اللئالی» خود را در 726 و سپس مثنوی «مجمع اللطائف» را در 732 به پایان رسانده و گمان نمیرود که پس از نیمۀ این قرن هم زیسته باشد .... این نسخۀ بسیار معتبر و خوانا و با خط نستعلیق خوش معمول قرن نهم بر روی کاغذ سمرقندی و با تذهیب و جدولسازی همان زمان نوشته شده و تنها چند جا افتادگیهایی دارد که جاهای آنها را باز گذاشتهام تا اگر نسخۀ دیگری به دست آمد تکمیل کنم. این کتاب 5/16 در 12 سانتیمتر و در هر صفحه 17 بیت در متن و 12 مصرع در حاشیه نوشته شده و در آغاز «مجمع اللطایف» و کتاب قصاید و غزلیات سه تذهیب ممتاز به سبک قرن نهم دارد و رسمالخط و نقطهگذاری آن نیز از قرن نهم است». (ص 38)[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات