کافی‌شناسی

کافی‌شناسی، تألیف محمدحسن ربانی، پژوهشی تخصصی در حوزه علم الحدیث و رجال محسوب می‌شود. موضوع خاص این کتاب، شناخت و تبیین ابعاد مختلف کتاب شریف «الكافي»، اثر محمد بن یعقوب کلینی، است.

کافی‌ شناسی
کافی‌شناسی
پدیدآورانربانی، محمد حسن (نويسنده)
ناشرآستان قدس رضوی. بنياد پژوهشهای اسلامى
مکان نشرایران - مشهد مقدس
سال نشر1394ش
چاپ1
شابک978-600-06-0005-1
زبانفارسی
تعداد جلد1
کد کنگره
/ک8ر2 129 BP
نورلایبمطالعه و دانلود pdf

ساختار

کتاب، در یک پیشگفتار و چهار فصل تنظیم شده است.

گزارش محتوا

مؤلف در فصل اول کتاب، به بررسی زندگی‌نامه کلینی، شامل محل تولد، وفات، القاب و معاصر بودن وی با امام زمان خود و مطالب متنوعی در مورد کتاب شریف کافی (همچون: انگیزه نگارش، شرح‌ها، نظم، ویژگی‌ها و امتیازات، اعتبار روایات، تعداد احادیث و...)، کتاب‌شناسی کلینی و... می‌پردازد[۱].

در فصل دوم، قاعده تقدیم کافی بر سایر کتاب‌ها بررسی شده است. این بخش، به تحلیل «اضبطیت بودن کافی و نقش آن در فقه» می‌پردازد که در صورت تعارض روایات، کتاب کافی بر کتاب‌های دیگر مقدم شمرده می‌شود. این قاعده مبتنی بر اضبطیت (دقت و نگهداری متن حدیث) و ویژگی‌های منحصربه‌فرد «الكافي» است[۲]. همچنین از مهم‌ترین مباحث مطرح‌شده در این بخش، جایگاه ممتاز «الكافي» در میان جوامع حدیثی شیعه است. علمای شیعه، کلینی را اضبط علما در حدیث می‌دانند و حتی نجاشی او را "أوثق الناس في الحديث" (موثق‌ترین مردم در حدیث) نامیده است[۳]. این مقام والا به دلیل ویژگی‌های خاص «الكافي» از جمله دقت و ضابطه‌مند بودن احادیث آن است. واژه «أضبط» در اینجا به معنای حفظ، دقت در نقل و ضبط دقیق محتوا و عبارت است. برخلاف برخی کتب دیگر، روایات «الكافي» به‌ندرت تکرار شده است. این مزیت‌ها سبب شده است که فقها در هنگام تعارض روایات، نسخه «الكافي» را بر سایر نسخ، از جمله «تهذيب الأحكام» شیخ طوسی، مقدم بدارند[۴].

در فصل سوم، به بحث قطع در اسناد کافی پرداخته شده است. مسئله اصلی در این فصل، پاسخ به این پرسش است که آیا در سلسله روایاتی که کلینی از محمد بن اسماعیل نقل می‌کند، واسطه‌ای حذف شده که کلینی ما را از آن آگاه نکرده باشد؟ در این فصل، این مسئله بررسی شده و به این نتیجه منتهی گردیده که هیچ‌گونه ارسالی در سلسله سند رخ نداده و تدلیس صورت نپذیرفته است[۵]. به نظر نگارنده، میان کلینی و محمد بن اسماعیل واسطه‌ای نبوده است. نویسنده این ادعا را با چهار دلیل به اثبات رسانده است؛ از جمله: «در بسیاری از اسناد کتاب کافی، علی بن ابراهیم بر محمد بن اسماعیل عطف شده است و شکی نیست که علی بن ابراهیم، از مشایخ کلینی است و واسطه‌ای بین آن دو نبوده و کلینی بسیار از او روایت کرده است»[۶]. محمد بن اسماعیل، در صدر سندهای کتاب کافی، میان سه نفر مشترک است:

  1. محمد بن اسماعیل بن بزیع؛
  2. محمد بن اسماعیل نیشابوری؛
  3. محمد بن اسماعیل برمکی، معروف به صاحب صومعه[۷].

«همه علما اتفاق نظر دارند که محمد بن اسماعیل از سه نفر فوق خارج نیست و اگر هر سه را ثقه بدانیم، فایده‌ای در تمییز آنها نخواهد بود. علامه محمدصالح برغانی، معتقد است که راوی، هریک از این سه نفر باشد، ثقه است و در هر صورت روایت صحیح خواهد بود»[۸].

در فصل چهارم، تعلیق و رفع در اسناد کافی بررسی و به چهار سؤال زیر پاسخ داده شده است:

  1. حدیث مرفوع چیست؟
  2. حدیث معلق چیست؟
  3. آیا در اسناد کافی، قطع و ارسال وجود دارد؟
  4. آیا در سند حدیث «إذا ذبحت الشاة و سلخت أو سلخ شيء منها قبل أن تموت لم يحل أكلها»، قطع و ارسال وجود دارد (چنان‌که غالب فقها معتقدند) یا حدیث مزبور در حکم مسند است (چنان‌که شهید اول معتقد است)؟[۹].

پانویس

  1. ر.ک: متن کتاب، ص‌9-36
  2. ر.ک: همان، ص‌37-93
  3. ر.ک: همان، ص‌38
  4. ر.ک: همان، ص‌28-45
  5. ر.ک: همان، ص‌95
  6. ر.ک: همان، ص105-110
  7. ر.ک: همان، ص111
  8. ر.ک: همان، ص131
  9. ر.ک: همان، ص‌137-150

منابع مقاله

متن کتاب.

وابسته‌ها