چكامه عشق (روايت منظوم واقعه كربلا)
| چکامۀ عشق: روایت منظوم واقعۀ کربلا | |
|---|---|
| پدیدآوران | صابونی، کمالالدین محمدکریم (نویسنده) اوجبی، علی (به کوشش) |
| ناشر | سازمان چاپ و انتشارات |
| مکان نشر | تهران |
| سال نشر | 1386 |
| شابک | 978-964-422-714-1 |
| موضوع | شعر عرفانی -- قرن ۱۴ شعر فارسی -- قرن ۱۴ |
| زبان | فارسی |
| کد کنگره | PIR 8131/الف284 ل501 |
چکامۀ عشق: روایت منظوم واقعۀ کربلا سرودۀ کمالالدین محمدکریم صابونی (عرف و شاعر اوایل سدۀ چهاردهم هجری)؛ به کوشش علی اوجبی. این کتاب دربردارندۀ ۱۱۳۱ بیت (از بیت ۱۸۲۴۶ تا ۱۹۳۵۹) از مثنوی بلند «لسانالغیب» است که به روایت منظوم واقعه کربلا اختصاص دارد. صابونی که از عرفای گمنام روزگار خود بوده و به دلیل صفای باطنی از معرفی خویش دوری جسته، این مثنوی را در بحر رمل مسدس محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعل) و در ۲۰۲۳۵ بیت سروده است.
ساختار
کتاب شامل مقدمه و متن اصلی مثنوی است که به روایت واقعه کربلا از زبان شاعر میپردازد. بخشهایی از این روایت با عناوینی چون «در بیان رفتن حضرت عباس به شریعۀ فرات از برای آوردن آب که به تشنگان اهل حرم برساند» از هم تفکیک شدهاند.
گزارش کتاب
کمالالدین محمدکریم صابونی متخلص به «ناظم»، مثنوی «لسانالغیب» را در ۲۰۲۳۵ بیت سروده است. این اثر که به شدت از مثنوی معنوی مولانا تأثیر پذیرفته، در بحر رمل مسدس محذوف (فاعلاتن فاعلاتن فاعل) سروده شده است. مهمترین ویژگی این مثنوی آن است که مضامین پیچیده فلسفی، کلامی، آیات و روایات اعتقادی را به نیکویی در قالب نظم درآورده تا فهم و فراگیری آنها آسان شود؛ به ویژه مباحثی که حتی در قالب نثر نیز درک آنها دشوار است.
شاعر که از عرفای گمنام اوایل سدۀ چهاردهم هجری است، به دلیل صفا و طهارت باطنی از معرفی خود دوری جسته است. با این حال مثنوی او یکی از زیباترین سرودهها در وصف وقایع عاشورا به شمار میرود. بخش مربوط به واقعۀ کربلا در این مثنوی از بیت ۱۸۲۴۶ آغاز و تا بیت ۱۹۳۵۹ ادامه مییابد و شامل ۱۱۳۱ بیت است که در این کتاب به صورت مستقل گردآوری شده است.
از جمله بخشهای برجستۀ این منظومه، روایت شاعر از عزیمت حضرت عباس(ع) به شریعۀ فرات برای آوردن آب است. صابونی در این بخش، صحنۀ تشنگی اهل حرم، غیرت علوی علمدار کربلا، پر کردن مشک از آب ناب، و بازگشت او در حالی که با یادآوری لب خشک امام حسین(ع) از نوشیدن آب خودداری میکند، با زبانی تأثیرگذار به تصویر کشیده است. شاعر در این بخش میسراید:
| میر لشکر آن علمدار رشید | نالۀ اهل حرم را چون شنید | |
| طفلها را دید در قرب تلف | از عطش شد طاقت و صبرش ز کف | |
| غیرت شیر خدا یعنی علی | شد ز عباس دلاور منجلی | |
| راست شد اندر جبینش عرق خشم | آنچنان کز زندگی پوشیده چشم | |
| گفت: باید اول از جان بگذرم | تا مگر یک مشک آبی آورم | |
| همتی باید که آب اینجا رسد | یا که آب اینجا رسد یا جان رود | |
| با خود اول عهد خود کرد استوار | مشک خالی برگرفت و شد سوار | |
| تا شریعه راند مرکب با شتاب | مشک را پر کرد از آن آب ناب | |
| لیک با آن تشنگی اینش عجب | که برون شد از شریعه خشک لب | |
| یادش آمد از لب خشک حسین | کز عطش بودش دو لب چون عودَتَین | |
| گفت: نبود در وفاداری صواب | تشنه لب باشد حسین، نوشی تو آب | |
| از شریعه شد برون با مشک آب | هی به مرکب زد که پرگیر ای عقاب | |
| تا مگر آبی رسد بر تشنگان | بر تن از این آب آیدشان روان |
این اثر از جمله تلاشهای ادبی برای حفظ تاریخی حادثۀ کربلا و نقل سینهبهسینۀ آن به زبان نظم است و به دلیل ویژگیهای ادبی و عرفانی، در شمار آثار ارزشمند در سوگنامۀ عاشورا جای میگیرد.[۱]
پانويس
منابع مقاله
پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات