پاسخی به کتاب دکتر علی احمد سالوس درباره فقه شیعه امامیه
| پاسخي به کتاب دکتر علي احمد سالوس درباره فقه شيعه اماميه | |
|---|---|
| پدیدآوران | موسوی کاظمی قزوینی، محمد (نويسنده)
محمدی، نورمراد (مترجم) سالوس، علی احمد ( نویسنده) |
| عنوانهای دیگر | محاورة عقائدیة فقه الشیعة الإمامیة |
| ناشر | مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بيت (عليهم السلام) |
| مکان نشر | ایران - قم |
| سال نشر | 1385ش |
| چاپ | 1 |
| شابک | 978-964-2730-05-6 |
| موضوع | شیعه امامیه - دفاعیهها و ردیهها - سالوس، علی احمد. محاورة عقائدیة مع الدکتور علی احمد سالوس في کتابه فقه الشیعة الإمامیة - نقد و تفسیر |
| زبان | فارسی |
| تعداد جلد | 1 |
| کد کنگره | /م8پ2041 212/5 BP |
| نورلایب | مطالعه و دانلود pdf |
پاسخی به کتاب دکتر علی احمد سالوس درباره فقه شیعه امامیه، اثر سید امیرمحمد کاظمی قزوینی (معاصر)، ردیه و پاسخی است علمی به کتاب «فقه الشيعة الإمامية» نوشته دکتر علی احمد سالوس، استاد دانشگاه قطر که از اساتید وهابى مشهور معاصر مىباشد. نویسنده در این اثر به دفاع از مبانی اعتقادی و فقهی شیعه دوازدهامامی، بهویژه در موضوعاتی چون عصمت ائمه(ع)، امامت و برخی مسائل اختلافی مانند متعه و بداء پرداخته است.
ساختار
کتاب، شامل یک یادداشت مقدماتی برای خوانندگان، مقدمه نویسنده و مباحث متعددی است که در ذیل عناوین مختلف اصلی و فرعی تنظیم شدهاند.
گزارش محتوا
در قسمت «جهت آگاهی خوانندگان گرامی»، نویسنده تصریح میکند که منظور از شیعه در این کتاب، مذهب امامیه اثناعشری است که به امامت دوازده امام از اهل بیت پیامبر اکرم(ص) اعتقاد دارند. ایشان تأکید دارد که شیعه از فرقههایی چون غالیه، خطابیه و سایر فرقههایی که دشمنان، عقایدشان را به نام شیعه معرفی کردهاند، برائت جسته و عقایدشان را مردود میداند[۱].
نویسنده در مقدمه، ماجرای یکی از برادران دینی خود را که به مطالعه دقیق کتاب «فقه الشيعة الإمامية» نوشته دکتر علی احمد سالوس، پرداخته و متوجه شده است که نویسنده در آن، حقایق را کتمان کرده است، بیان نموده و از وی خواسته است که مطالبی را که وی پس از مطالعه این اثر یافته در اختیار وی گذارد تا بعد از دقت نظر، میزان درستی و اشتباه آن را بررسی کند[۲]. نویسنده در هر بخش از کتاب خود، بخشی از مطالبی را که دوستش از کتاب فقه الشيعة نقل کرده، آورده است و به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته است.
در بحث پیدایش تشیع و معنای آن، نویسنده در پاسخ به دکتر سالوس، که مدعی شده «تشیع از معنای اولیه تغییر پیدا کرد و افراد پرهیزکار و تبهکار، نیکوکار و گناهکار را نیز در بر گرفت. به همین دلیل به گروههای متعددی تبدیل شده است»، مفصلا از حدیث ثقلین که دلالت بر لزوم پیروی از اهلبیت(ع) و همراهی آنان با قرآن دارد، سخن گفته است. به اعتقاد نویسنده، تمسک به اهلبیت(ع) به دلیل عصمت آنان، مانع از گمراهی است و کسی که به این دو تمسک جوید، از هلاکت و گمراهی در امان است[۳].
در بخش عقیده شیعه نسبت به ائمه اطهار(ع)، نویسنده به نقد این ادعای دکتر سالوس که گفته: «شیعه صفاتی را برای امامان خود برمیشمارد که یک انسان عادی، توانایی کسب آن خصایص را ندارد»، میپردازد و در این راستا بر جنبه بشری ائمه(ع) تأکید میکند و خاطرنشان میسازد که ادعای مذکور در مورد «غلات» درست است، نه درباره شیعه. وی سپس درباره عصمت امامان و علم غیب آنها سخن میگوید[۴].
نویسنده به دلیل اهمیت بحث عصمت ائمه(ع) و انتقاد مکرر دکتر سالوس نسبت به عقیده مذکور، علاوه بر مطالبی که در بخش پیشین درباره عصمت بیان کرده، در فصلی مستقل، مفصلا به بحث عصمت ائمه میپردازد. وی در همین راستا از عصمت پیامبران و حدود آن سخن میگوید و به تأویل آیاتی که ظهور در معصوم نبودن پیامبران دارند میپردازد و سپس بهتفصیل مبحث امامت را مطرح میکند. وی در این بخش، مباحث متعددی را که به بحث امامت یا عصمت مربوط میشود، پیش میکشد؛ مباحثی همچون:
- نمونههایی از کجرویها و مخالفتهای صحابه: نویسنده به رد نظریه عصمت عمومی امت میپردازد. برای این منظور، نمونههایی را از کتابهای اهل سنت ارائه میدهد که حاکی از اشتباهات، خطاها و تخلفات برخی صحابه در زمان حیات پیامبر اکرم(ص) است؛ از جمله فرار در جنگ حنین، عقبنشینی در جنگ بدر و اختلاف در تقسیم غنایم. این مثالها نشان میدهد که اعتقاد به عصمت امت، با واقعیتهای تاریخی و روایی مغایرت دارد[۵].
- دلایل وجوب استمرار وجود معصومین در هر زمان و مکانی[۶].
- آیه اطاعت و عصمت ائمه(ع): نویسنده با استناد به آیه اطاعت (أطيعوا الله و أطيعوا الرسول و أولي الأمر منكم)، استدلال میکند که «أولي الأمر» باید معصوم باشند. اگر اطاعت از آنان واجب و مطلق باشد، پس باید معصوم باشند تا امر به خطا یا گناه نکنند و این امر بر عصمت ائمه(ع) دلالت دارد[۷].
- امامت کودک در اسلام: نویسنده با استفاده از مثال حضرت یحیی(ع) و حضرت عیسی(ع) که در خردسالی حکمت و نبوت به آنها عطا شد، ثابت میکند که امامت کودک امری است کاملا ممکن و شدنی[۸].
- نصوص متواتر درباره امامت حضرت مهدی(عج): نویسنده به متواتر بودن نصوص درباره امامت حضرت مهدی(عج) اشاره میکند و بیان میدارد که روایات زیادی در این زمینه در کتب شیعه و سنی وجود دارد که بر وجود و استمرار امامت ایشان دلالت میکند[۹].
نویسنده در بخشی مستقل، مفصلا در مورد ازدواج موقت (متعه) که یکی از موارد اختلافی میان شیعه و اهل سنت است، سخن میگوید و با استناد به آیات و روایاتی که در منابع فریقین آمده است، مشروعیت آن را ثابت میکند[۱۰].
از جمله مباحث خاص و جنجالبرانگیزی که همواره مستمسکی بوده در دست اهل سنت برای کوبیدن شیعه و دکتر سالوس نیز به آنها متمسک شده و در این کتاب بررسی گردیده، عبارت است از: بداء، رجعت و تقیه.
در بخش پایانی کتاب، با عنوان «وضعیت مردم و مذاهب چهارگانه در سه قرن اول اسلام»، خاطرنشان شده که مردم در این سه قرن (بهترین قرون به عقیده دکتر سالوس)، نه در اصول، اشعری بودند و نه در فروع، پیرو یکی از مذاهب چهارگانه؛ چون اساسا هیچکدام از آنها وجود خارجی نداشتند[۱۱].
پانویس
منابع مقاله
مقدمه و متن کتاب.