۱۶۱٬۸۹۱
ویرایش
A-esmaeili (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR131896J1.jpg | عنوان = ديوان البحتري | عنوانهای دیگر = دیوان | پدیدآورندگان | پدیدآوران = بحتری، ولید بن عبید (نويسنده) صیرفی، حسن کامل (محقق) |زبان | زبان = عربی | کد کنگره = 1343 9د 3704 PJA | موضوع =شعر عربی - قرن3ق. |ناشر...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''ديوان البحتري'''، مجموعه اشعار عربی ابوعباده ولید بن | '''ديوان البحتري'''، مجموعه اشعار عربی [[بحتری، ولید بن عبید|ابوعباده ولید بن عبید]]، ملقب به [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] (204-284ق)، یکی از بزرگترین شاعران قرن سوم هجری است. بیشتر اشعار بحتری را مدح و هجو تشکیل داده است. در این نسخه از کتاب، دیوان بحتری بههمراه شرح و تعلیقه [[صیرفی، حسن کامل|حسن کامل صیرفی]] در پنج مجلد منتشر شده است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
ابوعباده ولید بن | [[بحتری، ولید بن عبید|ابوعباده ولید بن عبید]]، ملقب به [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] (204-284ق)، یکی از بزرگترین شاعران قرن سوم هجری است که قصاید ستایشی و اعتذاری بسیاری نیکویی سروده و او را بعد از ابوتمام، «امیرالشعراء» خواندهاند. برخی از ادبای عرب، وی را بعد از [[ابونواس، حسن بن هانی|ابونواس]]، برترین شاعر نامیدهاند که بعد از او کسی در طبع شعری به پایش نرسیده است. به شعر [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] لقب «سلاسل الذهب» (یعنی زنجیرهای طلا)، دادهاند. [[ابوالعلاء معری، احمد بن عبدالله|ابوالعلاء معری]] با مقایسه وی با ابوتمام و متنبی، معتقد است که ابوتمام و متنبی هر دو حکیمند، و شاعر فقط [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] میباشد. ابن معتز وی را بهخاطر قصیده سینیه، بزرگترین شاعران نوگرا نامیده است. او را در شعرسرایی پایبند روش پیشینیان دانسته که هیچگاه از روش کلاسیک عربی پا فراتر ننهاده است<ref>ر.ک: رحمتی ترکاشوند، مریم؛ میرزایی، فرامرز، ص45</ref>. | ||
در دیوان بحتری، واژههای فارسی زیادی در زمینههای گوناگون از جمله ایوان کسری، ابزار موسیقی، نام شهرهای فارسی، پادشاهان و جشنهای پارسی و... بهکار رفته است. بحتری واژههایی همچون طبل، نای، مزهر را که بر آلات موسیقی دلالت دارد، از زبان پارسی وام گرفته است. همچنین شاعر در دیوان خود تقریباً نه مرتبه به هریک از جشنهای نوروز و مهرگان اشاره داشته و در قالب ابیاتی جزئیات آن را بیان داشته است. علاوه بر این، شاعر بیش از سیوپنج واژه فارسی را مانند برجان، شوش، اهواز، تستر، ارجان، آذربایجان، اردبیل، مراغه، خراسان، طوس، کاشان، انبار، قزوین و... که همگی نام شهرهای ایران میباشد، در دیوان خود ذکر کرده که غالباً با نوعی داوری جانبدارانه و احساسی نسبت به ایرانیان همراه است. همچنین اسامی شخصیتهای ساسانی همچون اردشیر، خسروانوشروان، خسروپرویز، بهرام جور، بهرام شوبین، قباد، یزدجرد، سابور (شاپور) و... در دیوان شاعر بهکرات آمده است<ref>ر.ک: همان</ref>. | در دیوان بحتری، واژههای فارسی زیادی در زمینههای گوناگون از جمله ایوان کسری، ابزار موسیقی، نام شهرهای فارسی، پادشاهان و جشنهای پارسی و... بهکار رفته است. [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] واژههایی همچون طبل، نای، مزهر را که بر آلات موسیقی دلالت دارد، از زبان پارسی وام گرفته است. همچنین شاعر در دیوان خود تقریباً نه مرتبه به هریک از جشنهای نوروز و مهرگان اشاره داشته و در قالب ابیاتی جزئیات آن را بیان داشته است. علاوه بر این، شاعر بیش از سیوپنج واژه فارسی را مانند برجان، شوش، اهواز، تستر، ارجان، آذربایجان، اردبیل، مراغه، خراسان، طوس، کاشان، انبار، قزوین و... که همگی نام شهرهای ایران میباشد، در دیوان خود ذکر کرده که غالباً با نوعی داوری جانبدارانه و احساسی نسبت به ایرانیان همراه است. همچنین اسامی شخصیتهای ساسانی همچون اردشیر، خسروانوشروان، خسروپرویز، بهرام جور، بهرام شوبین، قباد، یزدجرد، سابور (شاپور) و... در دیوان شاعر بهکرات آمده است<ref>ر.ک: همان</ref>. | ||
قصیده فائقه «سینیه» بحتری در وصف ایوان، همواره در میان اهل فضل، رواجی بسزا داشته و در غایت اشتهار بوده و میباشد. مورخین و اصحاب مسالک و ممالک هم در مقام ذکر و بیان ایوان کسری یا مدائن متعرض آن شدهاند | قصیده فائقه «سینیه» [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] در وصف ایوان، همواره در میان اهل فضل، رواجی بسزا داشته و در غایت اشتهار بوده و میباشد. مورخین و اصحاب مسالک و ممالک هم در مقام ذکر و بیان ایوان کسری یا مدائن متعرض آن شدهاند. | ||
دیوان بحتری، باوجود قوت شعریاش، از نظر گردآوری، شرح و تفسیر نزد متقدمین به موفقیت دیوان ابوتمام دست نیافت. اشعار بحتری پراکنده بود تا اینکه ابوبکر محمد بن یحیی صولی (متوفی 335ق) آن را در دو مجلد گردآوری و به ترتیب حروف الفبا مرتب نمود. همچنین علی بن حمزه اصفهانی (متوفی 375ق) نیز آن را گردآوری و همانند دیوان ابوتمام برطبق انواع مرتب نمود. باوجود اینکه یاقوت به اطلاعش بر شرح دیوان بحتری اشاره کرده است، در میان آثار برجایمانده عربی، شرح کامل یا تعلیقهای بر همه اشعارش بهجز کتاب «عبث الوليد» نوشته ابوالعلاء معری (متوفی 449ق) نمییابیم<ref>ر.ک: مقدمه، ج1، ص26-27</ref>. | [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]]، اتصال و اختصاصی به متوکل عباسی و وزیرش فتح بن خاقان داشته است. تمام شعر او مدح و هجاست و رشید وطواط، فرخی شاعر بزرگ ما را در سهل و ممتنعگویی عدیل بحتری شمرده است. احتمال میرود [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] این قصیده را پس از کشته شدن متوکل و خروج از بغداد و به اشارت بعضی ایرانیان صاحب جاه و مقام در دستگاه خلافت سروده باشد<ref>ر.ک: مهدوی دامغانی، ص22-23</ref>. | ||
دیوان بحتری، باوجود قوت شعریاش، از نظر گردآوری، شرح و تفسیر نزد متقدمین به موفقیت دیوان ابوتمام دست نیافت. اشعار [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] پراکنده بود تا اینکه ابوبکر محمد بن یحیی صولی (متوفی 335ق) آن را در دو مجلد گردآوری و به ترتیب حروف الفبا مرتب نمود. همچنین علی بن حمزه اصفهانی (متوفی 375ق) نیز آن را گردآوری و همانند دیوان ابوتمام برطبق انواع مرتب نمود. باوجود اینکه یاقوت به اطلاعش بر شرح دیوان بحتری اشاره کرده است، در میان آثار برجایمانده عربی، شرح کامل یا تعلیقهای بر همه اشعارش بهجز کتاب «عبث الوليد» نوشته ابوالعلاء معری (متوفی 449ق) نمییابیم<ref>ر.ک: مقدمه، ج1، ص26-27</ref>. | |||
[[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] صحنههایی از زندگیاش را، مانند تصویر زائران در لباس احرام، در حافظهاش ذخیره میکند و آنها را به درختانی تشبیه میکند که در پاییز برگهایشان جدا میشود. | |||
او در اشعارش صحنههای زیادی را از صحرا ترسیم میکند؛ وقتی در قصیده 387 نبرد دریایی عرب علیه ناوگان دریایی روم را توصیف میکند، تخیل او به صحرا بازمیگردد و غرش دریا را در میان نیزههای جنگجویان به بانگ شتر تشبیه میکند: | او در اشعارش صحنههای زیادی را از صحرا ترسیم میکند؛ وقتی در قصیده 387 نبرد دریایی عرب علیه ناوگان دریایی روم را توصیف میکند، تخیل او به صحرا بازمیگردد و غرش دریا را در میان نیزههای جنگجویان به بانگ شتر تشبیه میکند: | ||
بحتری علاوه بر قصاید، غزلیات عاشقانه هم دارد؛ از جمله غزلی که با این بیت به پایان آمده است: | '''كأن ضجيج البحر بين رماحهم''' | ||
'''و لولا الهوی ما ذل في الأرض عاشق | إذا اختلفت ترجيع عود مجرجر'''<ref>ر.ک: همان، ص20-19</ref>.''' | ||
ولكن عزيز العاشقين ذليل'''<ref>ر.ک: متن کتاب، ج3، ص1683</ref>. | |||
[[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] علاوه بر قصاید، غزلیات عاشقانه هم دارد؛ از جمله غزلی که با این بیت به پایان آمده است: | |||
'''و لولا الهوی ما ذل في الأرض عاشق''' | |||
ولكن عزيز العاشقين ذليل'''<ref>ر.ک: متن کتاب، ج3، ص1683</ref>.''' | |||
کتاب از شرح و تعلیقات خوبی برخوردار است. معرفی اعلام، معانی الفاظ و عبارات و اشعار و ارجاع به سایر ابیات بحتری و ارجاع به سایر منابع از ویژگیهای تعلیقات کتاب است. به برخی از تصحیفات دیوان نیز، مانند: «راحة الياس»، اشاره شده است<ref>ر.ک: همان، ج2، ص1131</ref>. | کتاب از شرح و تعلیقات خوبی برخوردار است. معرفی اعلام، معانی الفاظ و عبارات و اشعار و ارجاع به سایر ابیات [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] و ارجاع به سایر منابع از ویژگیهای تعلیقات کتاب است. به برخی از تصحیفات دیوان نیز، مانند: «راحة الياس»، اشاره شده است<ref>ر.ک: همان، ج2، ص1131</ref>. | ||
چنانکه ذکر شد دیوان بحتری سرشار از مدح و هجاست. برخی از شخصیتها برای ما شناختهشده نیستند؛ بهعنوان نمونه اسحاق بن یعقوب بریدی که شارح در پانوشت اشاره کرده که در خانواده بریدی، احدی را به این نام نیافته است و اخبار خانواده بریدی، به بعد از وفات بحتری بازمیگردد<ref>ر.ک: همان، ج3، ص1390</ref>. | چنانکه ذکر شد دیوان بحتری سرشار از مدح و هجاست. برخی از شخصیتها برای ما شناختهشده نیستند؛ بهعنوان نمونه اسحاق بن یعقوب بریدی که شارح در پانوشت اشاره کرده که در خانواده بریدی، احدی را به این نام نیافته است و اخبار خانواده بریدی، به بعد از وفات [[بحتری، ولید بن عبید|بحتری]] بازمیگردد<ref>ر.ک: همان، ج3، ص1390</ref>. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||