۱۵۹٬۸۰۳
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۷: | خط ۴۷: | ||
سید عمیدالدین عبدالمطلب بن سید مجدالدین ابیالفوارس محمد بن سید فخرالدین علی بن عزالدین محمد بن احمد بن علی اعرج حسینی، در شب نیمه شعبان سال ۶۸۱ هجری قمری در شهر حله (از اعمال عراق) دیده به جهان گشود.<ref>[https://noorlib.ir/book/view/21820?volumeNumber=3&pageNumber=484 قمی، عباس، مشاهير دانشمندان اسلام، ج۳، ص۴۸۴]</ref> | سید عمیدالدین عبدالمطلب بن سید مجدالدین ابیالفوارس محمد بن سید فخرالدین علی بن عزالدین محمد بن احمد بن علی اعرج حسینی، در شب نیمه شعبان سال ۶۸۱ هجری قمری در شهر حله (از اعمال عراق) دیده به جهان گشود.<ref>[https://noorlib.ir/book/view/21820?volumeNumber=3&pageNumber=484 قمی، عباس، مشاهير دانشمندان اسلام، ج۳، ص۴۸۴]</ref> | ||
نسب شریف او با چند واسطه به عبیدالله اعرج بن حسین بن امام زینالعابدین علیهالسلام میرسد، از این رو به «العبیدی» نیز ملقب شده است.<ref name="konz5"> | نسب شریف او با چند واسطه به عبیدالله اعرج بن حسین بن امام زینالعابدین علیهالسلام میرسد، از این رو به «العبیدی» نیز ملقب شده است.<ref name="konz5">اعرجی، عبدالمطلب بن محمد، کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد، ج۱، ص۵</ref> | ||
پدرش سید مجدالدین ابو الفوارس محمد بن علی، از عالمان جلیلالقدر و مورد ستایش بود. سید ضامن بن شذقم در کتاب «تحفة الازهار» در وصف او میگوید: نامش در حائر حسینی و مساجد حله نقش بسته و به فرزندانش «بنو فوارس» گفته میشود.<ref name="konz6"> | پدرش سید مجدالدین ابو الفوارس محمد بن علی، از عالمان جلیلالقدر و مورد ستایش بود. سید ضامن بن شذقم در کتاب «تحفة الازهار» در وصف او میگوید: نامش در حائر حسینی و مساجد حله نقش بسته و به فرزندانش «بنو فوارس» گفته میشود.<ref name="konz6">اعرجی، کنز الفوائد، ج۱، ص۶</ref> | ||
مادرش دختر شیخ سدیدالدین یوسف بن مطهر حلی، پدر علامه حلی بود.<ref name="mosharekat"> | مادرش دختر شیخ سدیدالدین یوسف بن مطهر حلی، پدر علامه حلی بود.<ref name="mosharekat">مشار، خانبابا، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج۴، ص۱۱</ref> بنابراین سید عمیدالدین خواهرزاده علامه حلی محسوب میشود. | ||
جد اعلاى او ابوالحسن علی بن عبیدالله، سیدی جلیلالقدر و بزرگوار بود که ریاست عراق را بر عهده داشت و دعوتش مستجاب میگشت. او اختصاص تامی به امام کاظم و امام رضا (علیهماالسلام) داشت.<ref name="konz7"> | جد اعلاى او ابوالحسن علی بن عبیدالله، سیدی جلیلالقدر و بزرگوار بود که ریاست عراق را بر عهده داشت و دعوتش مستجاب میگشت. او اختصاص تامی به امام کاظم و امام رضا (علیهماالسلام) داشت.<ref name="konz7">اعرجی، کنز الفوائد، ج۱، ص۷</ref> | ||
برادران سید عمیدالدین عبارت بودند از: سید ضیاءالدین عبدالله (فقیهی مبجل و مشهور)، سید عبدالمجید نظامالدین، سید غیاثالدین عبدالکریم و سید جلالالدین علی. مادر این برادران نیز دختر یوسف بن مطهر (خواهر علامه حلی) بود.<ref name="eshraq">[https://noorlib.ir/book/view/ | برادران سید عمیدالدین عبارت بودند از: سید ضیاءالدین عبدالله (فقیهی مبجل و مشهور)، سید عبدالمجید نظامالدین، سید غیاثالدین عبدالکریم و سید جلالالدین علی. مادر این برادران نیز دختر یوسف بن مطهر (خواهر علامه حلی) بود.<ref name="eshraq">[https://noorlib.ir/book/view/1056/%D8%A5%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D9%84%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA-%D9%81%D9%8A-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA?pageNumber=17 علامه حلی، حسن بن یوسف، إشراق اللاهوت فی نقد شرح الیاقوت، ج۱، ص۱۷-۱۸]</ref> | ||
==تحصیلات و اساتید== | ==تحصیلات و اساتید== | ||
سید عمیدالدین مقدمات علوم را در زادگاه خود حله فراگرفت و سپس در محضر عالمان بزرگ آن دیار به تکمیل دانش پرداخت. مهمترین استاد و مرجع علمی او، خال خود [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] (متوفی ۷۲۶ ق) بود. او سالها از محضر علامه بهره برد و در فقه، اصول، کلام و حدیث تبحر یافت.<ref name="rasael"> | سید عمیدالدین مقدمات علوم را در زادگاه خود حله فراگرفت و سپس در محضر عالمان بزرگ آن دیار به تکمیل دانش پرداخت. مهمترین استاد و مرجع علمی او، خال خود [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] (متوفی ۷۲۶ ق) بود. او سالها از محضر علامه بهره برد و در فقه، اصول، کلام و حدیث تبحر یافت.<ref name="rasael">انصاری، مرتضی بن محمدامین، رسائل فقهیه، ج۱، ص۳۷۱</ref> | ||
علاوه بر [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]]، از پدرش سید مجدالدین ابو الفوارس و جدش سید فخرالدین علی نیز روایت کرده است. چنانکه در کتاب «اربعین شهید اول» و منابع دیگر به این مطلب تصریح شده است.<ref name="konz8"> | علاوه بر [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]]، از پدرش سید مجدالدین ابو الفوارس و جدش سید فخرالدین علی نیز روایت کرده است. چنانکه در کتاب «اربعین شهید اول» و منابع دیگر به این مطلب تصریح شده است.<ref name="konz8">اعرجی، کنز الفوائد، ج۱، ص۸</ref> | ||
وی از علامه حلی اجازه روایت داشت و خود به درجه اجتهاد نائل آمد. دقت نظر، ژرفاندیشی و قدرت استدلال او چنان بود که خال خود [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] در تقریضی که بر رساله «مناسخات المیراث» او نوشت، چنین فرمود: «أحسنت أيها الولد العزيز، العضد الحسيب النسيب، المعظّم الفقيه المدقّق عميد الملّة والدين...».<ref name="konz9"> | وی از علامه حلی اجازه روایت داشت و خود به درجه اجتهاد نائل آمد. دقت نظر، ژرفاندیشی و قدرت استدلال او چنان بود که خال خود [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] در تقریضی که بر رساله «مناسخات المیراث» او نوشت، چنین فرمود: «أحسنت أيها الولد العزيز، العضد الحسيب النسيب، المعظّم الفقيه المدقّق عميد الملّة والدين...».<ref name="konz9">اعرجی، کنز الفوائد، ج۱، ص۷</ref> | ||
==ویژگیهای اخلاقی و علمی== | ==ویژگیهای اخلاقی و علمی== | ||
| خط ۶۸: | خط ۶۸: | ||
همه کسانی که زندگی سید عمیدالدین پرداختهاند، او را به فضل و کمال، تقوا و بزرگواری ستودهاند. [[سید ضامن بن شدقم|سید ضامن بن شذقم]] در «[[تحفة الأزهار و زلال الأنهار في نسب أبناء الأئمة الأطهار عليهمصلواتالملكالغفار|تحفة الازهار]]» میگوید: «او سیدی جلیل القدر، رفیع المنزله، عظیم الشأن، حسن شمایل، جمعکننده فضایل، بلندهمت، والاحرمت، کریماخلاق، پاکنژاد، عمده سادات اشراف عراق، عالمی عامل، فاضلی کامل، فقیهی محدث، مدرسی محقق و مدقق، فصیح و بلیغ، ادیبی مهذب بود.»<ref name="konz9" /> | همه کسانی که زندگی سید عمیدالدین پرداختهاند، او را به فضل و کمال، تقوا و بزرگواری ستودهاند. [[سید ضامن بن شدقم|سید ضامن بن شذقم]] در «[[تحفة الأزهار و زلال الأنهار في نسب أبناء الأئمة الأطهار عليهمصلواتالملكالغفار|تحفة الازهار]]» میگوید: «او سیدی جلیل القدر، رفیع المنزله، عظیم الشأن، حسن شمایل، جمعکننده فضایل، بلندهمت، والاحرمت، کریماخلاق، پاکنژاد، عمده سادات اشراف عراق، عالمی عامل، فاضلی کامل، فقیهی محدث، مدرسی محقق و مدقق، فصیح و بلیغ، ادیبی مهذب بود.»<ref name="konz9" /> | ||
[[شهید اول، محمد بن مکی|شهید اول]] در اجازه خود برای ابن نجده، او را با عبارات «المولى السيد الامام المرتضى علم الهدى شيخ أهل البيت في زمانه عميد الحق والدين» میستاید.<ref name="eshraq2">[https://noorlib.ir/book/view/ | [[شهید اول، محمد بن مکی|شهید اول]] در اجازه خود برای ابن نجده، او را با عبارات «المولى السيد الامام المرتضى علم الهدى شيخ أهل البيت في زمانه عميد الحق والدين» میستاید.<ref name="eshraq2">[https://noorlib.ir/book/view/1056/%D8%A5%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D9%84%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA-%D9%81%D9%8A-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA?pageNumber=17 علامه حلی، إشراق اللاهوت، ج۱، ص۱۷]</ref> | ||
[[شهید ثانی، زینالدین بن علی|شهید ثانی]] نیز در اجازه خود برای [[عاملی، حسین بن عبدالصمد|شیخ حسین بن عبدالصمد (پدر شیخ بهایی)]] از او به عنوان «السيد الجليل الطاهر ذو المجدين المرتضى عميد الدين» یاد کرده است.<ref name="eshraq3">[ | [[شهید ثانی، زینالدین بن علی|شهید ثانی]] نیز در اجازه خود برای [[عاملی، حسین بن عبدالصمد|شیخ حسین بن عبدالصمد (پدر شیخ بهایی)]] از او به عنوان «السيد الجليل الطاهر ذو المجدين المرتضى عميد الدين» یاد کرده است.<ref name="eshraq3">[[علامه حلی، إشراق اللاهوت، ج۱، ص۱۷]]</ref> | ||
[[مجلسی، محمدباقر|علامه مجلسی]] در اول [[بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهمالسلام|بحارالانوار]] میگوید: «سید عمیدالدین از مشاهیر علماء است و ارباب اجازات بر او ثنا گفتهاند و کتب او معروف و متداول است.»<ref name="konz10"> | [[مجلسی، محمدباقر|علامه مجلسی]] در اول [[بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهمالسلام|بحارالانوار]] میگوید: «سید عمیدالدین از مشاهیر علماء است و ارباب اجازات بر او ثنا گفتهاند و کتب او معروف و متداول است.»<ref name="konz10">اعرجی، کنز الفوائد، ج۱، ص۸</ref> | ||
[[بحرانی، یوسف بن احمد|شیخ یوسف بحرانی]] در «[[لولوة البحرين في الإجازات و تراجم رجال الحديث|لؤلؤة البحرین]]» درباره او و برادرش سید ضیاءالدین میگوید: «این دو فاضل فقیه، مشایخ ما در اجازات خود بر آنها ثنا گفتهاند.»<ref name="konz10" /> | [[بحرانی، یوسف بن احمد|شیخ یوسف بحرانی]] در «[[لولوة البحرين في الإجازات و تراجم رجال الحديث|لؤلؤة البحرین]]» درباره او و برادرش سید ضیاءالدین میگوید: «این دو فاضل فقیه، مشایخ ما در اجازات خود بر آنها ثنا گفتهاند.»<ref name="konz10" /> | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
- [[شهید اول، محمد بن مکی|شهید اول (محمد بن جمال الدین مکی عاملی)]]: او که خود از ارکان فقاهت است، با عظمت تمام از سید عمیدالدین یاد کرده و بواسطه او از علامه حلی روایت میکند.<ref name="reyhana">[https://noorlib.ir/book/view/11456?volumeNumber=4&pageNumber=211 مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، ج۴، ص۲۱۱]</ref> | - [[شهید اول، محمد بن مکی|شهید اول (محمد بن جمال الدین مکی عاملی)]]: او که خود از ارکان فقاهت است، با عظمت تمام از سید عمیدالدین یاد کرده و بواسطه او از علامه حلی روایت میکند.<ref name="reyhana">[https://noorlib.ir/book/view/11456?volumeNumber=4&pageNumber=211 مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، ج۴، ص۲۱۱]</ref> | ||
- سید تاج الدین ابن معیه دیباجی (متوفی ۷۷۶ ق): او در اجازهنامه خود برای [[شهید اول، محمد بن مکی|شهید اول]] میگوید: «و از جمله مشایخ و استادانی که از آنها بهره بردم، کسی است که بالهای مرا (با علم و دانش) آراست و پرورش داد، چراغ مرا فروزانتر ساخت، گوهرهای نفیس علوم را به من بخشید، و درد جان مرا از زخمها (و کاستیهای علمی) شفا داد. اوست گوهر افتخار و یگانه روزگار، سرور و پیشوای ربانی ما، ستون ملت و حق و دین...».<ref name="eshraq4">[https://noorlib.ir/book/view/ | - سید تاج الدین ابن معیه دیباجی (متوفی ۷۷۶ ق): او در اجازهنامه خود برای [[شهید اول، محمد بن مکی|شهید اول]] میگوید: «و از جمله مشایخ و استادانی که از آنها بهره بردم، کسی است که بالهای مرا (با علم و دانش) آراست و پرورش داد، چراغ مرا فروزانتر ساخت، گوهرهای نفیس علوم را به من بخشید، و درد جان مرا از زخمها (و کاستیهای علمی) شفا داد. اوست گوهر افتخار و یگانه روزگار، سرور و پیشوای ربانی ما، ستون ملت و حق و دین...».<ref name="eshraq4">[https://noorlib.ir/book/view/1056/%D8%A5%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D9%84%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA-%D9%81%D9%8A-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA?pageNumber=18 علامه حلی، إشراق اللاهوت، ج۱، ص۱۸]</ref> | ||
- سید حسن بن ایوب معروف به ابن نجم اطراوی عاملی. | - سید حسن بن ایوب معروف به ابن نجم اطراوی عاملی. | ||
| خط ۸۷: | خط ۸۷: | ||
- شیخ عبدالحمید نیلی. | - شیخ عبدالحمید نیلی. | ||
- سید جمال الدین ابوطالب محمد (فرزند سید عمیدالدین).<ref name="konz11"> | - سید جمال الدین ابوطالب محمد (فرزند سید عمیدالدین).<ref name="konz11">اعرجی، کنز الفوائد، ج۱، ص۹</ref> | ||
==وفات== | ==وفات== | ||
سید عمیدالدین عبدالمطلب در شب دوشنبه دهم شعبان سال ۷۵۴ هجری قمری در سن ۷۳ سالگی در شهر بغداد دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهر او را به نجف اشرف منتقل کردند. پیش از حمل جنازه، روز سهشنبه در مقام [[امام علی علیهالسلام|امیرالمؤمنین علیهالسلام]] در حله بر او نماز خوانده شد. سپس در جوار حریم ملکوتی [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]] در نجف اشرف به خاک سپرده شد.<ref name="mashahir">[https://noorlib.ir/book/view/21820?volumeNumber=3&pageNumber=484 قمی، مشاهير دانشمندان اسلام، ج۳، ص۴۸۴]</ref><ref name="konz14"> | سید عمیدالدین عبدالمطلب در شب دوشنبه دهم شعبان سال ۷۵۴ هجری قمری در سن ۷۳ سالگی در شهر بغداد دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهر او را به نجف اشرف منتقل کردند. پیش از حمل جنازه، روز سهشنبه در مقام [[امام علی علیهالسلام|امیرالمؤمنین علیهالسلام]] در حله بر او نماز خوانده شد. سپس در جوار حریم ملکوتی [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]] در نجف اشرف به خاک سپرده شد.<ref name="mashahir">[https://noorlib.ir/book/view/21820?volumeNumber=3&pageNumber=484 قمی، مشاهير دانشمندان اسلام، ج۳، ص۴۸۴]</ref><ref name="konz14">اعرجی، کنز الفوائد، ج۱، ص۸</ref> | ||
==آثار== | ==آثار== | ||
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
سید عمیدالدین آثار متعددی از خود به یادگار گذاشته که اغلب آنها شروح و تعلیقاتی بر کتب خال خود علامه حلی است. مهمترین آنها عبارتند از: | سید عمیدالدین آثار متعددی از خود به یادگار گذاشته که اغلب آنها شروح و تعلیقاتی بر کتب خال خود علامه حلی است. مهمترین آنها عبارتند از: | ||
۱. کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد: شرحی است بر کتاب «[[قواعد الأحكام|قواعد الاحکام]]» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] در فقه. این کتاب را پس از وفات علامه برای فرزندش سید ابوطالب محمد نوشت و در آن به نقد و بررسی آرای پسرخاله خود [[فخرالمحققین، محمد بن حسن|فخرالمحققین]] (فرزند [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]]) نیز پرداخته است.<ref name="konz12"> | ۱. کنز الفوائد فی حل مشکلات القواعد: شرحی است بر کتاب «[[قواعد الأحكام|قواعد الاحکام]]» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] در فقه. این کتاب را پس از وفات علامه برای فرزندش سید ابوطالب محمد نوشت و در آن به نقد و بررسی آرای پسرخاله خود [[فخرالمحققین، محمد بن حسن|فخرالمحققین]] (فرزند [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]]) نیز پرداخته است.<ref name="konz12">اعرجی، کنز الفوائد، ج۱، ص۱۰</ref> | ||
۲. منیة اللبیب فی شرح التهذیب: شرح بر «تهذیب الاصول» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] در علم اصول فقه. تألیف این کتاب را در سال ۷۴۰ ه.ق به پایان رساند. نسخههای خطی متعددی از این کتاب موجود است و در لکناو هند به چاپ رسیده است.<ref name="reyhana2">[https://noorlib.ir/book/view/11456?volumeNumber=4&pageNumber=212 مدرس، ریحانة الادب، ج۴، ص۲۱۲]</ref> (نکته: برخی از محققان احتمال دادهاند که این کتاب تألیف برادرش سید ضیاءالدین باشد، اما شهرت آن به سید عمیدالدین بیشتر است.) | ۲. منیة اللبیب فی شرح التهذیب: شرح بر «تهذیب الاصول» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] در علم اصول فقه. تألیف این کتاب را در سال ۷۴۰ ه.ق به پایان رساند. نسخههای خطی متعددی از این کتاب موجود است و در لکناو هند به چاپ رسیده است.<ref name="reyhana2">[https://noorlib.ir/book/view/11456?volumeNumber=4&pageNumber=212 مدرس، ریحانة الادب، ج۴، ص۲۱۲]</ref> (نکته: برخی از محققان احتمال دادهاند که این کتاب تألیف برادرش سید ضیاءالدین باشد، اما شهرت آن به سید عمیدالدین بیشتر است.) | ||
۳. تبصرة الطالبین فی شرح نهج المسترشدین: شرحی است بر کتاب «نهج المسترشدین» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] در اصول دین.<ref name="mosharekat2"> | ۳. تبصرة الطالبین فی شرح نهج المسترشدین: شرحی است بر کتاب «نهج المسترشدین» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] در اصول دین.<ref name="mosharekat2">مشار، مؤلفین کتب چاپی، ج۴، ص۱۱</ref> | ||
۴.إشراق اللاهوت فی نقد شرح الیاقوت: که همان شرح «انوار الملکوت» علامه حلی است. علامه حلی خود کتابی به نام «انوار الملکوت» در شرح «الیاقوت» ابن نوبخت (در علم کلام) نوشته بود، و سید عمیدالدین در زمان حیات خال خود، آن را به طور مفصل شرح کرده است. این شرح به منزله محاکمات علمی میان ابن نوبخت و علامه حلی است.<ref name="eshraq5">[https://noorlib.ir/book/view/ | ۴.إشراق اللاهوت فی نقد شرح الیاقوت: که همان شرح «انوار الملکوت» علامه حلی است. علامه حلی خود کتابی به نام «انوار الملکوت» در شرح «الیاقوت» ابن نوبخت (در علم کلام) نوشته بود، و سید عمیدالدین در زمان حیات خال خود، آن را به طور مفصل شرح کرده است. این شرح به منزله محاکمات علمی میان ابن نوبخت و علامه حلی است.<ref name="eshraq5">[https://noorlib.ir/book/view/1056/%D8%A5%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D9%84%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA-%D9%81%D9%8A-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA?pageNumber=21 علامه حلی، إشراق اللاهوت، ج۱، ص۲۱]</ref> | ||
۵. نهایة البادئ فی شرح المبادئ: شرحی است بر رساله «مبادئ الاصول» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] در اصول فقه. نسخهای از آن در کتابخانه سلطان المتکلمین و نیز نزد [[روضاتی، محمدعلی|سید محمدعلی روضاتی]] در اصفهان موجود بوده است.<ref name="eshraq6">[https://noorlib.ir/book/view/ | ۵. نهایة البادئ فی شرح المبادئ: شرحی است بر رساله «مبادئ الاصول» [[حلی، حسن بن یوسف|علامه حلی]] در اصول فقه. نسخهای از آن در کتابخانه سلطان المتکلمین و نیز نزد [[روضاتی، محمدعلی|سید محمدعلی روضاتی]] در اصفهان موجود بوده است.<ref name="eshraq6">[https://noorlib.ir/book/view/1056/%D8%A5%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D9%84%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA-%D9%81%D9%8A-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA?pageNumber=23 علامه حلی، إشراق اللاهوت، ج۱، ص۲۳]</ref> | ||
۶. رسالة فی مناسخات المیراث: رسالهای مختصر در علم ارث که در بغداد سال ۷۳۱ ه.ق به عنوان تکملهای بر مسأله مناسخات خواجه نصیرالدین طوسی در «رسالة الفرائض» تألیف شد. علامه حلی بر ظهر این رساله تقریضی با عبارت «أحسنت أيها الولد العزيز» نوشت.<ref name="konz13"> | ۶. رسالة فی مناسخات المیراث: رسالهای مختصر در علم ارث که در بغداد سال ۷۳۱ ه.ق به عنوان تکملهای بر مسأله مناسخات خواجه نصیرالدین طوسی در «رسالة الفرائض» تألیف شد. علامه حلی بر ظهر این رساله تقریضی با عبارت «أحسنت أيها الولد العزيز» نوشت.<ref name="konz13">اعرجی، کنز الفوائد، ج۱، ص۹</ref> | ||
۷. الفرائض العمیدیة: مختصری در علم فرائض که همراه با «درر الفرائد» چاپ شده است.<ref name="eshraq7">[https://noorlib.ir/book/view/ | ۷. الفرائض العمیدیة: مختصری در علم فرائض که همراه با «درر الفرائد» چاپ شده است.<ref name="eshraq7">[https://noorlib.ir/book/view/1056/%D8%A5%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D9%84%D9%84%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA-%D9%81%D9%8A-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%82%D9%88%D8%AA?pageNumber=23 علامه حلی، إشراق اللاهوت، ج۱، ص۲۳]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||