۱۵۹٬۹۷۹
ویرایش
A-esmaeili (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR79823J1.jpg | عنوان = علی بن أبي طالب بقیة النبوة و خاتم الخلافة | عنوانهای دیگر = | پدیدآورندگان | پدیدآوران = خطیب، عبدالکریم (نويسنده) |زبان | زبان = عربی | کد کنگره = /خ6ع8 37/35 BP | موضوع = |ناشر | ناشر = دار المعرفة |...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = | | پیش از = | ||
}} | }} | ||
'''علي بن أبيطالب(ع)، بقية النبوة و خاتم الخلافة '''، تألیف [[عبدالکریم خطیب]]، به زندگانی امام علی(ع) در دوران جاهلیت و نیز پس از اسلام و در زمان حیات رسولالله(ص) و در زمان خلافت تا مقطع شهادت پرداخته است. | '''علي بن أبيطالب(ع)، بقية النبوة و خاتم الخلافة '''، تألیف [[خطیب، عبدالکریم|عبدالکریم خطیب]]، به زندگانی [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]] در دوران جاهلیت و نیز پس از اسلام و در زمان حیات رسولالله(ص) و در زمان خلافت تا مقطع شهادت پرداخته است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
==گزارش محتوا== | ==گزارش محتوا== | ||
مبحث اول کتاب، به زندگانی امیرالمؤمنین علی(ع) در مصاحبت با رسولالله(ص) اختصاص یافته است. در باب اول این مبحث، مقطع جاهلیت تا اسلام بررسی شده است. رسولالله(ص) قبل از ازدواج با خانواده عمویش ابوطالب زندگی میکرد. به اعتقاد نویسنده عمویش ابوطالب و زنعمویش فاطمه، برای او بهتر از پدر و مادر بودند و با او نیز همانند فرزندانشان با مودت و عطوفت رفتار میکردند<ref>ر.ک: متن کتاب، ص81</ref>. از دیگر مباحث این باب، تقدم علی(ع) بر همگان در اسلام آوردن است و در طبقات ابن | مبحث اول کتاب، به زندگانی [[امام علی علیهالسلام|امیرالمؤمنین علی(ع)]] در مصاحبت با رسولالله(ص) اختصاص یافته است. در باب اول این مبحث، مقطع جاهلیت تا اسلام بررسی شده است. رسولالله(ص) قبل از ازدواج با خانواده عمویش ابوطالب زندگی میکرد. به اعتقاد نویسنده عمویش ابوطالب و زنعمویش فاطمه، برای او بهتر از پدر و مادر بودند و با او نیز همانند فرزندانشان با مودت و عطوفت رفتار میکردند<ref>ر.ک: متن کتاب، ص81</ref>. از دیگر مباحث این باب، تقدم [[امام علی علیهالسلام|علی(ع)]] بر همگان در اسلام آوردن است و در [[الطبقات الكبری (دار الكتب العلمية)|طبقات ابن سعد]]، اخبار فراوانی درباره اولویت [[امام علی علیهالسلام|علی(ع)]] در اسلام ذکر شده است<ref>ر.ک: همان، ص100</ref>. | ||
در دومین باب از مبحث اول، به فعالیتهای امام علی(ع) پس از اسلام در مقاطع مختلف از جمله در جنگ بدر و غزوه خندق اشاره شده است؛ از جمله اینکه اسامی کسانی که در جنگ بدر به دست ایشان و یا با مشارکت ایشان به هلاکت رسیدند بهتفکیک قبیله ذکر شده است<ref>ر.ک: همان، ص132-134</ref>. | در دومین باب از مبحث اول، به فعالیتهای [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]] پس از اسلام در مقاطع مختلف از جمله در جنگ بدر و غزوه خندق اشاره شده است؛ از جمله اینکه اسامی کسانی که در جنگ بدر به دست ایشان و یا با مشارکت ایشان به هلاکت رسیدند بهتفکیک قبیله ذکر شده است<ref>ر.ک: همان، ص132-134</ref>. | ||
در مبحث دوم، زندگانی امام علی(ع) پس از حیات رسولالله(ص) تبیین شده است. | در مبحث دوم، زندگانی [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]] پس از حیات رسولالله(ص) تبیین شده است. | ||
درباب اول از این مبحث، نویسنده، مطابق دیدگاه اهل سنت خلافت را از شئون مسلمین دانسته و معتقد است که پیامبر(ص) در این رابطه وصیتی نداشتهاند. سپس دیدگاه کسانی چون ابن حزم را مورد نقد و بررسی قرار میدهد<ref>ر.ک: همان، ص158-161</ref>. | درباب اول از این مبحث، نویسنده، مطابق دیدگاه اهل سنت خلافت را از شئون مسلمین دانسته و معتقد است که پیامبر(ص) در این رابطه وصیتی نداشتهاند. سپس دیدگاه کسانی چون ابن حزم را مورد نقد و بررسی قرار میدهد<ref>ر.ک: همان، ص158-161</ref>. | ||
از جمله موضوعاتی که در این باب مطرح شده، عبارت است از: مسئله غصب «فدک» پس از رحلت پیامبر(ص) و محاجه حضرت فاطمه(س) با ابوبکر و نیز استدلال علی(ع) با استناد به آیاتی چون «و ورث سليمان داود» (نمل: 16)، در برابر ابوبکر که مدعی بود انبیا ارث باقی نمیگذارند و.. | از جمله موضوعاتی که در این باب مطرح شده، عبارت است از: مسئله غصب «فدک» پس از رحلت پیامبر(ص) و محاجه حضرت فاطمه(س) با ابوبکر و نیز استدلال [[امام علی علیهالسلام|علی(ع)]] با استناد به آیاتی چون «و ورث سليمان داود» (نمل: 16)، در برابر ابوبکر که مدعی بود انبیا ارث باقی نمیگذارند و... | ||
در منابع چنین آمده که آنها در مقابل استدلال قرآنی [[امام علی علیهالسلام|امیرالمؤمنین]] ساکت شدند، ولذا نویسنده تنها دلیل ممانعت ابوبکر از بازگرداندن فدک را یک حدیث از پیامبر(ص) دانسته است که پیامبران ارث به جای نمیگذارند و...<ref>ر.ک: همان، ص172-173</ref>. | |||
در سومین و آخرین باب کتاب، به حوادث دوران خلافت امام علی(ع) اشاره شده است. آن حضرت پس از آنکه به خلافت رسید، در خطبهای سبب پذیرفتن خلافت را هجوم مردم از هر طرف بهسوی او عنوان کرده تا جاییکه از ازدحام جمعیت حسن و حسین(ع) زیر دست و پا رفتند و دو طرف جامه آن حضرت پاره شد<ref>ر.ک: همان، ص264</ref>. حوادث بصره و اصحاب جمل، کشته شدن زبیر، معاویه و علی(ع)، عمار بن یاسر، مالک اشتر نخعی، اختلاف در صفوف علی(ع) و فریبکاری با مصحف از دیگر عناوین این باب است. به تعبیر نویسنده با شهادت امام علی(ع)، عهد نبوت و دوره خلافت به پایان رسید و دوره پادشاهی و سیاست آغاز شد<ref>ر.ک: همان، ص572</ref>. | باب دوم، به موضوع خلافت عثمان و حوادث پس از آن با نگاه به منابعی چون [[تاريخ الطبري، تاريخ الأمم و الملوك|تاریخ طبری]] پرداخته است. آن حضرت تلاش کرد که از قتل عثمان ممانعت کند، اما بنیامیه آن حضرت را مورد اتهام قرار دادند<ref>ر.ک: همان، ص225-226</ref>. | ||
در سومین و آخرین باب کتاب، به حوادث دوران خلافت [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]] اشاره شده است. آن حضرت پس از آنکه به خلافت رسید، در خطبهای سبب پذیرفتن خلافت را هجوم مردم از هر طرف بهسوی او عنوان کرده تا جاییکه از ازدحام جمعیت [[امام حسن علیهالسلام|حسن]] و [[امام حسین علیهالسلام|حسین(ع)]] زیر دست و پا رفتند و دو طرف جامه آن حضرت پاره شد<ref>ر.ک: همان، ص264</ref>. حوادث بصره و اصحاب جمل، کشته شدن زبیر، معاویه و [[امام علی علیهالسلام|علی(ع)]]، عمار بن یاسر، مالک اشتر نخعی، اختلاف در صفوف [[امام علی علیهالسلام|علی(ع)]] و فریبکاری با مصحف از دیگر عناوین این باب است. به تعبیر نویسنده با شهادت [[امام علی علیهالسلام|امام علی(ع)]]، عهد نبوت و دوره خلافت به پایان رسید و دوره پادشاهی و سیاست آغاز شد<ref>ر.ک: همان، ص572</ref>. | |||
نویسنده در خاتمه به موضوع «قتال فی سبیل الله» و جنگ بین مسلمین و کافرین اشاره کرده و در حقیقت به شبهات برخی دشمنان پاسخ میدهد که اگرچه چهره جنگ بهظاهر کریه و شر است، اما شر بزرگتر و بلای عظیمی که عبارت است از «کفر» بهوسیله آن دفع میشود<ref>ر.ک: همان، ص575-576</ref>. | نویسنده در خاتمه به موضوع «قتال فی سبیل الله» و جنگ بین مسلمین و کافرین اشاره کرده و در حقیقت به شبهات برخی دشمنان پاسخ میدهد که اگرچه چهره جنگ بهظاهر کریه و شر است، اما شر بزرگتر و بلای عظیمی که عبارت است از «کفر» بهوسیله آن دفع میشود<ref>ر.ک: همان، ص575-576</ref>. | ||