۱۵۹٬۸۲۸
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات زندگینامه | عنوان = سید محمدباقر درچهای | تصویر = NUR123116.jpg | اندازه تصویر = | توضیح تصویر = | نام کامل = سید محمدباقر بن سید مرتضی بن سید احمد بن سید مرتضی درچهای | نامهای دیگر = موسوی | لقب = استاد المراجع، علامه درچهای | تخلص = | ن...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
| کد مؤلف = AUTHORCODE123116AUTHORCODE | | کد مؤلف = AUTHORCODE123116AUTHORCODE | ||
}} | }} | ||
'''سید محمدباقر درچهای''' (۱۲۶۴-۱۳۴۲ق)، فقیه، اصولی و مرجع تقلید شیعه در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری بود. او که با ۳۱ واسطه به امام موسی کاظم (ع) میرسید، پس از تحصیل در اصفهان و نجف و بهرهمندی از محضر میرزای شیرازی و میرزا حبیبالله | '''سید محمدباقر درچهای''' (۱۲۶۴-۱۳۴۲ق)، فقیه، اصولی و مرجع تقلید شیعه در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری بود. او که با ۳۱ واسطه به [[امام موسی کاظم علیهالسلام|امام موسی کاظم(ع)]] میرسید، پس از تحصیل در اصفهان و نجف و بهرهمندی از محضر [[میرزای شیرازی، سید محمدحسن|میرزای شیرازی]] و [[رشتی، حبیبالله|میرزا حبیبالله رشتی]]، به اصفهان بازگشت و حدود چهار دهه به تدریس فقه و اصول پرداخت. شاگردان برجستهای چون [[بروجردی، سید حسین|سید حسین بروجردی]]، [[اصفهانی، سید ابوالحسن|سید ابوالحسن اصفهانی]] و [[مدرس، سید حسن|سید حسن مدرس]] در محضر او پرورش یافتند. او به زهد، سادهزیستی، نظم شدید در تدریس، مبارزه با خرافات و مخالفت با رضاخان شهرت داشت. درگذشت او در ۲۸ ربیعالثانی ۱۳۴۲ق در حمام روستای درچه به طرز مشکوکی رخ داد و برخی منابع آن را شهادت به دست عوامل حکومت پهلوی میدانند. پیکرش در تکیه کازرونی تخت فولاد اصفهان به خاک سپرده شد. | ||
==ولادت و خاندان== | ==ولادت و خاندان== | ||
سید محمدباقر درچهای در سال ۱۲۶۴ هجری قمری (حدود ۱۲۲۶ هجری شمسی) در روستای «درچه» از توابع لنجان اصفهان به دنیا آمد.<ref name="mهدوی">مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، ج۲، ص۱۳۳</ref> نسب او با ۳۱ واسطه به امام موسی کاظم (ع) میرسد و از اولاد «موسی الثانی» (معروف به ابی سبحه) است؛ به همین جهت او را «موسوی» لقب دادهاند.<ref name="golshan">تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج۳، ص۲۲۸ به نقل از اندیشه قم</ref> جد اعلاى او محمد میر لوحی سبزواری از عالمان بزرگ اصفهان در دوره صفویه و معاصر با محمدتقی مجلسی بود.<ref name="jahangiri1">نجفی محمدزاهد، دانشنامه جهان اسلام، ج۱۷، ص۴۸۹</ref> | سید محمدباقر درچهای در سال ۱۲۶۴ هجری قمری (حدود ۱۲۲۶ هجری شمسی) در روستای «درچه» از توابع لنجان اصفهان به دنیا آمد.<ref name="mهدوی">مهدوی، مصلحالدین، اعلام اصفهان، ج۲، ص۱۳۳</ref> نسب او با ۳۱ واسطه به [[امام موسی کاظم علیهالسلام|امام موسی کاظم(ع)]] میرسد و از اولاد «موسی الثانی» (معروف به ابی سبحه) است؛ به همین جهت او را «موسوی» لقب دادهاند.<ref name="golshan">تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج۳، ص۲۲۸ به نقل از اندیشه قم</ref> جد اعلاى او محمد میر لوحی سبزواری از عالمان بزرگ اصفهان در دوره صفویه و معاصر با محمدتقی مجلسی بود.<ref name="jahangiri1">نجفی محمدزاهد، دانشنامه جهان اسلام، ج۱۷، ص۴۸۹</ref> | ||
پدرش سید مرتضی (متوفای ۱۲۸۸ق) و برادرانش سید محمدحسین و سید مهدی نیز از عالمان دین بودند.<ref name="golshan" /> او پنجمین فرزند از خانواده پرجمعیت سید مرتضی بود و گل سرسبد آنان به شمار میرفت.<ref>مرکز پژوهشی دائرةالمعارف علوم عقلی اسلامی، فرهنگ أعلام علوم عقلی اسلامی، ج۲، ص۶۸۶</ref> | پدرش سید مرتضی (متوفای ۱۲۸۸ق) و برادرانش سید محمدحسین و سید مهدی نیز از عالمان دین بودند.<ref name="golshan" /> او پنجمین فرزند از خانواده پرجمعیت سید مرتضی بود و گل سرسبد آنان به شمار میرفت.<ref>مرکز پژوهشی دائرةالمعارف علوم عقلی اسلامی، فرهنگ أعلام علوم عقلی اسلامی، ج۲، ص۶۸۶</ref> | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
در اصفهان از محضر اساتید زیر بهره برد: | در اصفهان از محضر اساتید زیر بهره برد: | ||
1. میرزا ابوالمعالی کلباسی (۱۲۴۷-۱۳۱۵ق)<ref name="andisheh">اندیشه قم: تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج۳، ص۲۲۸</ref> | 1. [[کلباسی، محمد بن محمدابراهیم|میرزا ابوالمعالی کلباسی]] (۱۲۴۷-۱۳۱۵ق)<ref name="andisheh">اندیشه قم: تلخیص از کتاب گلشن ابرار، ج۳، ص۲۲۸</ref> | ||
2. محمدباقر خوانساری (صاحب روضات الجنات)<ref name="jahangiri1" /> | |||
3. محمدحسن نجفی اصفهانی (متوفی ۱۳۰۱ق)<ref name="andisheh" /> | 2. [[خوانساری، سید محمدباقر بن زینالعابدین|محمدباقر خوانساری]] (صاحب [[روضات الجنات في أحوال العلماء و السادات|روضات الجنات]])<ref name="jahangiri1" /> | ||
3. [[صاحب جواهر، محمدحسن|محمدحسن نجفی اصفهانی]] (متوفی ۱۳۰۱ق)<ref name="andisheh" /> | |||
برخی از اساتید بارها به خاطر هوش و تیزبینی او، وی را مورد تفقد قرار میدادند و پس از بیان درس، نظر او را میپرسیدند.<ref name="shafaqna" /> | برخی از اساتید بارها به خاطر هوش و تیزبینی او، وی را مورد تفقد قرار میدادند و پس از بیان درس، نظر او را میپرسیدند.<ref name="shafaqna" /> | ||
| خط ۷۰: | خط ۷۲: | ||
در حدود سال ۱۲۹۱ قمری (در سن حدود ۲۵ سالگی) برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف مهاجرت کرد و حدود ۱۴ سال در آنجا ماند.<ref name="jahangiri1" /> اساتید او در نجف عبارت بودند از: | در حدود سال ۱۲۹۱ قمری (در سن حدود ۲۵ سالگی) برای تکمیل تحصیلات به نجف اشرف مهاجرت کرد و حدود ۱۴ سال در آنجا ماند.<ref name="jahangiri1" /> اساتید او در نجف عبارت بودند از: | ||
1. میرزا محمدحسن شیرازی (میرزای بزرگ، ۱۲۳۰-۱۳۱۲ق | 1. [[میرزای شیرازی، سید محمدحسن|میرزا محمدحسن شیرازی]] (میرزای بزرگ، ۱۲۳۰-۱۳۱۲ق)<ref name="jahangiri1" /> | ||
نقل است که در نجف، ملاک و معیار علمی طلاب این بود که بگویند فلانی از شاگردان سید محمدباقر درچهای یا آخوند خراسانی است.<ref name="shafaqna" /> | 2. [[رشتی، حبیبالله|میرزا حبیبالله رشتی]]<ref name="jahangiri1" /> | ||
3. [[سید حسین کوهکمری]] (متوفی ۱۲۹۱ق)<ref name="jahangiri1" /> | |||
نقل است که در نجف، ملاک و معیار علمی طلاب این بود که بگویند فلانی از شاگردان سید محمدباقر درچهای یا [[آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین|آخوند خراسانی]] است.<ref name="shafaqna" /> | |||
==بازگشت به اصفهان و تدریس== | ==بازگشت به اصفهان و تدریس== | ||
| خط ۸۴: | خط ۸۸: | ||
===شیوه تدریس=== | ===شیوه تدریس=== | ||
درچهای مباحث درس خود را که عمدتاً برگرفته از تقریرات درس میرزا حبیبالله رشتی بود، با تفصیل فراوان و همراه با طرح اشکالهای متعدد و پاسخ دادن بدانها مطرح میکرد.<ref name="jahangiri1" /> به همین دلیل، فقط طلاب فاضل و اهل تحقیق قادر به استفاده از مباحث درس او بودند. | درچهای مباحث درس خود را که عمدتاً برگرفته از تقریرات درس [[رشتی، حبیبالله|میرزا حبیبالله رشتی]] بود، با تفصیل فراوان و همراه با طرح اشکالهای متعدد و پاسخ دادن بدانها مطرح میکرد.<ref name="jahangiri1" /> به همین دلیل، فقط طلاب فاضل و اهل تحقیق قادر به استفاده از مباحث درس او بودند. | ||
اگر مطلبی را نمیدانست، با صدای بلند میگفت: «نمیدانم» تا شاگردان یاد بگیرند از ندانستن عارشان نیاید.<ref name="andisheh2">اندیشه قم: زهد و تقوا</ref> | اگر مطلبی را نمیدانست، با صدای بلند میگفت: «نمیدانم» تا شاگردان یاد بگیرند از ندانستن عارشان نیاید.<ref name="andisheh2">اندیشه قم: زهد و تقوا</ref> | ||
| خط ۹۸: | خط ۱۰۲: | ||
برخی از مشهورترین شاگردان درچهای عبارتند از<ref name="jahangiri2" /><ref name="shafaqna2">شفقنا: برخی از شاگردان برجسته</ref>: | برخی از مشهورترین شاگردان درچهای عبارتند از<ref name="jahangiri2" /><ref name="shafaqna2">شفقنا: برخی از شاگردان برجسته</ref>: | ||
1. سید ابوالحسن اصفهانی (مرجع تقلید) | 1. [[اصفهانی، سید ابوالحسن|سید ابوالحسن اصفهانی]] (مرجع تقلید) | ||
2. سید حسین بروجردی (زعیم حوزههای علمیه) | |||
3. سید حسن مدرس (شهید) | 2. [[بروجردی، سید حسین|سید حسین بروجردی]] (زعیم حوزههای علمیه) | ||
4. میرزا محمدحسین نائینی | |||
5. آقا ضیاء عراقی | 3. [[مدرس، سید حسن|سید حسن مدرس]] (شهید) | ||
6. سید جمالالدین گلپایگانی | |||
7. میرزا علی آقا شیرازی | 4. [[نائینی، محمدحسین|میرزا محمدحسین نائینی]] | ||
8. آقا نجفی قوچانی | |||
5. [[عراقی، ضیاءالدین|آقا ضیاء عراقی]] | |||
6. [[موسوی گلپایگانی، سید جمالالدین احمد|سید جمالالدین گلپایگانی]] | |||
7. [[میرزا علی آقا شیرازی]] | |||
8. [[نجفی قوچانی، محمدحسن|آقا نجفی قوچانی]] | |||
9. حاج آقا رحیم ارباب | 9. حاج آقا رحیم ارباب | ||
10. سید عبدالحسین طیب | 10. سید عبدالحسین طیب | ||
11. [[همایی، جلالالدین|جلالالدین همایی]] | |||
سید حسن مدرس میگوید: «هرچه دارم از سید محمدباقر درچهای و آخوند خراسانی است.»<ref name="shafaqna" /> | [[بروجردی، سید حسین|آیتالله بروجردی]] درباره استاد خود میگوید: «ما تا پایان عمر مرهون زحمات و تلاشهای استادمان سید محمدباقر درچهای هستیم.»<ref name="defapress">خبرگزاری دفاع مقدس: آیتالله درچهای؛ مرجعی که مبارزه با خرافات را فریاد میزد</ref> همچنین فرمود: «مبانی علمی خود را در اصفهان آنچنان محکم کرده بودم که توقف در نجف و اساتید بزرگ آنجا نتوانست اکثر مبانی مرا عوض کند.»<ref name="shafaqna" /> | ||
[[مدرس، سید حسن|سید حسن مدرس]] میگوید: «هرچه دارم از سید محمدباقر درچهای و آخوند خراسانی است.»<ref name="shafaqna" /> | |||
==مرجعیت تقلید== | ==مرجعیت تقلید== | ||
پس از درگذشت سید اسماعیل صدر (متوفی ۱۳۳۸ق)، بسیاری از مردم اصفهان و شهرهای دیگر، درچهای را به عنوان مرجع تقلید خود برگزیدند.<ref name="jahangiri2" /> به همین سبب به او لقب «استاد المراجع» داده بودند. | پس از درگذشت [[صدر، سید اسماعیل|سید اسماعیل صدر]] (متوفی ۱۳۳۸ق)، بسیاری از مردم اصفهان و شهرهای دیگر، درچهای را به عنوان مرجع تقلید خود برگزیدند.<ref name="jahangiri2" /> به همین سبب به او لقب «استاد المراجع» داده بودند. | ||
در زمان مرجعیت او، با حکم وی در اکثر شهرهای ایران به ویژه اصفهان حدود شرعی اجرا میشد.<ref name="shafaqna3">شفقنا: مرجعیت و اجرای حدود شرعی</ref> | در زمان مرجعیت او، با حکم وی در اکثر شهرهای ایران به ویژه اصفهان حدود شرعی اجرا میشد.<ref name="shafaqna3">شفقنا: مرجعیت و اجرای حدود شرعی</ref> | ||
| خط ۱۲۶: | خط ۱۴۰: | ||
درچهای به سادهزیستی و پرهیزکاری شهرت داشت. آیتالله بروجردی میفرماید: «استاد ما، مرحوم درچهای مرد عجیبی بود، دوران طلبگی و دوران مرجعیتش هیچ فرقی باهم نکرد؛ زمان فقر طلبگی که دستش تهی بود با دوران مرجعیت که مردم وجوه شرعیه میآوردند، هر دو یکسان بود.»<ref name="shafaqna4">شفقنا: زهد، مناعت طبع و غنای قناعت</ref> | درچهای به سادهزیستی و پرهیزکاری شهرت داشت. آیتالله بروجردی میفرماید: «استاد ما، مرحوم درچهای مرد عجیبی بود، دوران طلبگی و دوران مرجعیتش هیچ فرقی باهم نکرد؛ زمان فقر طلبگی که دستش تهی بود با دوران مرجعیت که مردم وجوه شرعیه میآوردند، هر دو یکسان بود.»<ref name="shafaqna4">شفقنا: زهد، مناعت طبع و غنای قناعت</ref> | ||
آقا نجفی قوچانی مینویسد: «در مدرسه نیمآورد حجره داشت و منزلش در درچه بود... پنجشنبه و جمعهها به ده میرفت. عصر جمعه نان و ماست تا آخر هفته را به مدرسه میآورد. مثل سایر طلبهها میگذراند... شبزندهدار بود و بسیار در درس و بحث زحمت میکشید.»<ref name="andisheh4">اندیشه قم: زهد و تقوا</ref> | [[نجفی قوچانی، محمدحسن|آقا نجفی قوچانی]] مینویسد: «در مدرسه نیمآورد حجره داشت و منزلش در درچه بود... پنجشنبه و جمعهها به ده میرفت. عصر جمعه نان و ماست تا آخر هفته را به مدرسه میآورد. مثل سایر طلبهها میگذراند... شبزندهدار بود و بسیار در درس و بحث زحمت میکشید.»<ref name="andisheh4">اندیشه قم: زهد و تقوا</ref> | ||
===عدم پذیرش هدایا و سهم امام=== | ===عدم پذیرش هدایا و سهم امام=== | ||
استاد جلالالدین همایی میگوید: «مکرر دیدم که سهم امامهای کلان برای او آوردند و دیناری نپذیرفت با اینکه میدانستم بیش از چهار پنج شاهی پول سیاه نداشت. وقتی سبب میپرسیدم میفرمود: من فعلاً مقروض نیستم و خرجی فردای خود را هم دارم... اگر سهم امام را بپذیرم ممکن است حقوق فقرا تضییع شود.»<ref name="shafaqna4" /> | استاد [[همایی، جلالالدین|جلالالدین همایی]] میگوید: «مکرر دیدم که سهم امامهای کلان برای او آوردند و دیناری نپذیرفت با اینکه میدانستم بیش از چهار پنج شاهی پول سیاه نداشت. وقتی سبب میپرسیدم میفرمود: من فعلاً مقروض نیستم و خرجی فردای خود را هم دارم... اگر سهم امام را بپذیرم ممکن است حقوق فقرا تضییع شود.»<ref name="shafaqna4" /> | ||
===داستان نرفتن به مهمانی بازرگان=== | ===داستان نرفتن به مهمانی بازرگان=== | ||
| خط ۱۳۸: | خط ۱۵۲: | ||
===پرهیز از شهرت=== | ===پرهیز از شهرت=== | ||
آیتالله مظاهری نقل میکند: «شبی پدرم ایشان را برای شام دعوت کردند. برای رفتن به منزل پدر باید از بازار رد میشدیم. آقا گفتند: از داخل بازار نمیآیم چون در آن مسیر مردم میخواهند مرتب صلوات بفرستند، از کوچههای فرعی برویم.»<ref name="shafaqna5">شفقنا: اخلاص و دوری از شهرت</ref> | [[مظاهری، حسین|آیتالله مظاهری]] نقل میکند: «شبی پدرم ایشان را برای شام دعوت کردند. برای رفتن به منزل پدر باید از بازار رد میشدیم. آقا گفتند: از داخل بازار نمیآیم چون در آن مسیر مردم میخواهند مرتب صلوات بفرستند، از کوچههای فرعی برویم.»<ref name="shafaqna5">شفقنا: اخلاص و دوری از شهرت</ref> | ||
==مبارزه با خرافات و عقاید ناروا== | ==مبارزه با خرافات و عقاید ناروا== | ||
درچهای با خرافات و عقاید ناروا، مانند اظهارات غلوآمیز درباره امامان (ع)، مبارزه میکرد.<ref name="jahangiri2" /> | درچهای با خرافات و عقاید ناروا، مانند اظهارات غلوآمیز درباره امامان(ع)، مبارزه میکرد.<ref name="jahangiri2" /> | ||
نقل است که واعظی در منبر مطلبی بیاساس درباره امام حسین (ع) گفت. درچهای در همان جلسه فریاد زد: «تو از کجا میدانی چنین است؟ این حرفها را از کجا میگویی؟» واعظ بعداً علیه او شایعه پراکنی کرد.<ref name="defapress2">خبرگزاری دفاع مقدس: منشأ اتهامات علیه آیت الله درچهای</ref> | نقل است که واعظی در منبر مطلبی بیاساس درباره [[امام حسین علیهالسلام|امام حسین(ع)]] گفت. درچهای در همان جلسه فریاد زد: «تو از کجا میدانی چنین است؟ این حرفها را از کجا میگویی؟» واعظ بعداً علیه او شایعه پراکنی کرد.<ref name="defapress2">خبرگزاری دفاع مقدس: منشأ اتهامات علیه آیت الله درچهای</ref> | ||
==موضع سیاسی در قبال مشروطه و رضاخان== | ==موضع سیاسی در قبال مشروطه و رضاخان== | ||
درچهای در عملکرد سیاسی بسیار محتاط و غیرفعال بود. در ماجرای نهضت مشروطه، او برخلاف بیشتر عالمان اصفهان که از مشروطه حمایت میکردند، با آن همراه نبود و حتی همفکری او با شیخ فضلالله نوری گزارش شده است.<ref name="jahangiri2" /> | درچهای در عملکرد سیاسی بسیار محتاط و غیرفعال بود. در ماجرای نهضت مشروطه، او برخلاف بیشتر عالمان اصفهان که از مشروطه حمایت میکردند، با آن همراه نبود و حتی همفکری او با [[نوری، فضلالله|شیخ فضلالله نوری]] گزارش شده است.<ref name="jahangiri2" /> | ||
===مخالفت با رضاخان=== | ===مخالفت با رضاخان=== | ||
| خط ۱۶۱: | خط ۱۷۵: | ||
- برخی منابع مرگ او را بر اثر سکته گزارش کردهاند.<ref name="mهدوی" /> | - برخی منابع مرگ او را بر اثر سکته گزارش کردهاند.<ref name="mهدوی" /> | ||
- برخی دیگر معتقدند او توسط عوامل رضاخان به شهادت رسیده است.<ref name="rasa">خبرگزاری رسا: برخی معتقد به شهادت آیت الله درچهای هستند</ref> | - برخی دیگر معتقدند او توسط عوامل رضاخان به شهادت رسیده است.<ref name="rasa">خبرگزاری رسا: برخی معتقد به شهادت آیت الله درچهای هستند</ref> | ||
| خط ۱۶۶: | خط ۱۸۱: | ||
شواهد مطرح شده برای شهادت:<ref name="rasa" /><ref name="defapress3" /> | شواهد مطرح شده برای شهادت:<ref name="rasa" /><ref name="defapress3" /> | ||
- حضور افراد ناشناس در روزهای قبل از وفات در درچه و ارتباط آنها با مسؤول حمام | - حضور افراد ناشناس در روزهای قبل از وفات در درچه و ارتباط آنها با مسؤول حمام | ||
- حضور سریع پزشکان دولتی از اصفهان (چهار ساعت راه) در عرض ده دقیقه پس از حادثه | - حضور سریع پزشکان دولتی از اصفهان (چهار ساعت راه) در عرض ده دقیقه پس از حادثه | ||
- امتناع قبلی درچهای از ملاقات با رضاخان و نپذیرفتن هدایای او | - امتناع قبلی درچهای از ملاقات با رضاخان و نپذیرفتن هدایای او | ||