۲۰٬۴۵۲
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
'''واجبالوجود'''، (به عربی: واجب الوجود) در فلسفه اسلامی و علم کلام، به موجودی گفته میشود که «بودن» برای او ذاتی و «نبودن» برای او محال است. این اصطلاح در مقابل «ممکنالوجود» قرار میگیرد؛ موجودی که بودن و نبودنش ذاتاً یکسان است و برای تحقق یافتن به علت خارجی نیاز دارد. واجبالوجود در سنت فلسفه و کلام اسلامی، همان '''خدا''' است و هسته اصلی برهانهای جهانشناختی (مانند برهان امکان و وجوب) را تشکیل میدهد. | |||
== ریشه و معنای لغوی == | |||
این اصطلاح از دو بخش عربی تشکیل شده است: | این اصطلاح از دو بخش عربی تشکیل شده است: | ||
* '''واجب''' (Wājib): ضروری، الزامی یا لازم. | |||
* '''الوجود''' (al-Wujūd): هستی، بودن، وجود. | |||
در مجموع، «واجبالوجود» به معنای «هستیای که بودنش ضروری است» به کار میرود، به گونهای که نبودن آن نه قابل فرض است و نه قابل تصور. | در مجموع، «واجبالوجود» به معنای «هستیای که بودنش ضروری است» به کار میرود، به گونهای که نبودن آن نه قابل فرض است و نه قابل تصور. | ||
== وجوب وجود در فلسفه اسلامی == | |||
=== ابن سینا (پیشگام نظاممند) === | |||
'''ابن سینا''' (م ۴۱۶ ه.ق) نخستین فیلسوفی است که تمایز میان «ماهیت» (ذات یا چیستی یک شیء) و «وجود» را مبنا قرار داد. از نظر او، واجبالوجود دارای ویژگیهای اصلی زیر است: | |||
۱. | ۱. '''علت ندارد''' (خودبسنده است) | ||
۲. | ۲. '''یگانه است''' (تعدد در واجب محال است) | ||
۳. | ۳. '''بسیط و غیرمرکب''' است (ترکیب از ماده و صورت یا جنس و فصل، نشانه امکان است) | ||
۴. | ۴. '''خیر محض''' و کمال مطلق است | ||
برهان معروف ابن سینا در کتاب | برهان معروف ابن سینا در کتاب '''«النجاة»''' و '''«اشارات و تنبیهات»''' چنین تقریر میشود: مجموعه ممکنات (موجوداتی که وجودشان ذاتی نیست) نمیتوانند بدون یک علتِ خارج از خود موجود شوند و سلسله علتها تا بینهایت محال است. بنابراین باید به موجودی رسید که وجودش ذاتی و واجب باشد – و آن همان واجبالوجود است (برهان امکان و وجوب). | ||
=== ملاصدرا (حکمت متعالیه) === | |||
'''صدرالمتألهین شیرازی''' (ملاصدرا، م ۱۰۴۵ ه.ق) مفهوم واجبالوجود را در چارچوب «اصالت وجود» و «تشکیک وجود» بازتعریف کرد: | |||
* برخلاف ابن سینا که ماهیت و وجود را دو مفهوم جداگانه میدانست، ملاصدرا «وجود» را اصیل و ماهیات را اعتباری میداند. | |||
* واجبالوجود، «حقیقت وجود» به نحو مطلق است. سایر موجودات (ممکنات) درجات ضعیفتر یا قویتر همان حقیقت وجود هستند. | |||
* از نظر ملاصدرا، ممکنالوجود در مرتبه ذات خود، چیزی جز نیستی ندارد و از راه فیض واجب به هستی میرسد. | |||
به این ترتیب، واجبالوجود در حکمت متعالیه نه فقط یک علت اولیه، بلکه حقیقتی است که سایر هستیها پرتو و تشکیکشده او هستند. | به این ترتیب، واجبالوجود در حکمت متعالیه نه فقط یک علت اولیه، بلکه حقیقتی است که سایر هستیها پرتو و تشکیکشده او هستند. | ||
== در عرفان اسلامی (وحدت وجود) == | |||
در سنت عرفانی به ویژه در مکتب | در سنت عرفانی به ویژه در مکتب '''محییالدین ابن عربی''' (م ۶۳۸ ه.ق) و نظریه '''وحدت وجود'''، اصطلاح واجبالوجود با «ذات حق» یکی دانسته میشود. از منظر ابن عربی: | ||
* تنها واجبالوجود، وجود حقیقی دارد. | |||
* ممکنات (جهان و مخلوقات) هیچگاه «بوئی از وجود» نبردهاند؛ آنچه دیده میشود، تجلیها و مظاهر آن وجود واحد است. | |||
| موضوع | {| class="wikitable" | ||
| | |- | ||
| | ! موضوع !! توضیح در عرفان | ||
| | |- | ||
| | | '''نظریه''' || وحدت وجود (Unity of Being) | ||
| | |- | ||
| '''نویسنده کلیدی''' || ابن عربی | |||
|- | |||
| '''نسبت با واجب''' || واجبالوجود تنها حقیقت است؛ ممکنات، تعیّنات و تجلیات اویند | |||
|- | |||
| '''اشکال منتقدان''' (مانند ابن تیمیه) || پانتئیسم (همهخدایی) یا تعطیل حدّ میان خالق و مخلوق | |||
|} | |||
با این حال، طرفداران این دیدگاه تأکید میکنند که عرفان اسلامی به «اتحاد وجودی» خالق و مخلوق قائل نیست، بلکه به «ظهور و تجلی» وجود واحد در کثرات. | با این حال، طرفداران این دیدگاه تأکید میکنند که عرفان اسلامی به «اتحاد وجودی» خالق و مخلوق قائل نیست، بلکه به «ظهور و تجلی» وجود واحد در کثرات. | ||
== مقایسه واجبالوجود با مفاهیم مشابه == | |||
| مفهوم | {| class="wikitable" | ||
| | |- | ||
| | ! مفهوم !! توضیح !! نسبت با واجبالوجود | ||
| | |- | ||
| | | '''ممکنالوجود''' || موجودی که بودن و نبودنش ذاتاً مساوی است || معلول و ممکن، نیازمند واجب | ||
| | |- | ||
| '''ممتنعالوجود''' || موجودی که بودنش ذاتاً محال است (مانند شریک برای خدا) || در مقابل واجب، نه ممکن | |||
|- | |||
| '''علت اولی''' || نخستین علت در زنجیره علی || یکی از اوصاف واجب | |||
|- | |||
| '''موجود مطلق''' || وجود بدون هیچ قید و شرط || همان واجبالوجود در اصالت وجود | |||
|} | |||
== نقدها و بحثها == | |||
۱. | ۱. '''برهان امکان و وجوب''' از سوی برخی متکلمان اشعری (مانند '''غزالی''') نقد شد. غزالی در '''«تهافت الفلاسفه»''' استدلال میکند که ضرورت علیت قابل اثبات عقلی نیست و جهان ممکن است بدون علت قدیم به وجود آمده باشد. | ||
۲. در فلسفه غرب، | ۲. در فلسفه غرب، '''ایمانوئل کانت''' (نقد عقل محض) استدلال وجودی و جهانشناختی را به چالش کشید، هرچند بحث او مستقیماً متوجه توماس آکوئیناس و دکارت بود، نه ابن سینا. برخی پژوهشگران معاصر (مانند '''پاروین مور''' و '''هربرت دیویدسن''') تفاوتهای بنیادین برهان سینوی با برهان جهانشناختی لایبنیتس را برجسته کردهاند. | ||
۳. از درون سنت اسلامی، | ۳. از درون سنت اسلامی، '''ملا هادی سبزواری''' در منظومه، برهان «بسیطالحقیقه» را به عنوان تکملهای بر برهان وجوب و امکان مطرح کرد: «بسیط الحقیقه کل الاشیاء» – یعنی واجبالوجود از آن رو که بسیط است، همه کمالات موجودات را به نحو اعلی دارد. | ||
== منابع و ارجاعات == | |||
* ابن سینا (۱۳۸۳). '''الاشارات و التنبیهات'''. ترجمه و شرح حسن حسنزاده آملی. قم: نشر دفتر تبلیغات اسلامی. | |||
* صدرالدین شیرازی، محمد (۱۳۸۱). '''الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة'''. جلد اول، تصحیح و مقدمه سید محمد خامنهای. تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا. (اسفار اربعه) | |||
* ابن عربی، محییالدین (۱۳۸۵). '''فصوص الحکم'''. شرح قیصری، به کوشش جلالالدین آشتیانی. قم: دفتر تبلیغات. | |||
* غزالی، محمد (۱۳۷۲). '''تهافت الفلاسفة'''. ترجمه علی اصغر حلبی. تهران: نشر زوار. | |||
* طباطبایی، محمدحسین (۱۳۷۰). '''نهایة الحکمة'''. قم: نشر جامعه مدرسین. (به ویژه مرحله دوازدهم: بررسی واجب و ممکن) | |||
* Davidson, Herbert A. (1987). ''Proofs for Eternity, Creation and the Existence of God in Medieval Islamic and Jewish Philosophy''. New York: Oxford University Press. (صص ۲۸۱–۳۰۵ برای تحلیل برهان ابن سینا) | |||
ویرایش