۱۵۹٬۸۰۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
| کد مؤلف = AUTHORCODE09875AUTHORCODE }} | | کد مؤلف = AUTHORCODE09875AUTHORCODE }} | ||
'''محمدتقی | '''محمدتقی بَرَغانی''' (۱۱۷۲-۱۲۶۳ق)، معروف به '''شهید ثالث'''، از برجستهترین علمای شیعه در قرن سیزدهم هجری بود که به دلیل مبارزات دینی و شهادت در راه دفاع از اسلام به این لقب مشهور گردید. وی فقیه مجتهد، اصولی، واعظ و از مشاهیر علمای امامیه بود که در قصبه برغان متولد شد و پس از تحصیل در قزوین، قم، اصفهان و عتبات عالیات، به قزوین بازگشت و مرجعیت روحانی آن منطقه را به عهده گرفت. او نخستین مجتهدی بود که نظریه ولایت فقیه را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع اعلام کرد. مهمترین فعالیتهای او شامل تدریس، تألیف، وعظ و ارشاد مردم و مبارزه با فرقههای انحرافی به ویژه شیخیه و بابیه بود که سرانجام در حال سجده در مسجد توسط بابیه به شهادت رسید. از مهمترین آثار او میتوان به «منهج الاجتهاد» در ۲۴ جلد و «عيون الاصول» اشاره کرد. | ||
==ولادت== | ==ولادت== | ||
محمدتقی بن محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر البرغانی القزوینی، معروف به شهید سوم، در قصبه | محمدتقی بن محمد بن محمدتقی بن محمد جعفر البرغانی القزوینی، معروف به شهید سوم، در قصبه برغان (روستایی در ۳۸ کیلومتری شهر کرج، استان تهران) متولد شد.<ref>سبحانی تبریزی، جعفر، جلد 13، صفحه 544</ref> تاریخ تولد او را اغلب سال ۱۱۷۲ هجری قمری ذکر کردهاند،<ref>حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1707</ref> هرچند برخی منابع سالهای ۱۱۸۳، ۱۱۸۴ یا ۱۱۹۴ را نیز ثبت کردهاند.<ref>دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل «برغانی».</ref> پدرش ملا محمد ملائکه بن محمدتقی طالقانی از علمای اهل تقوا بود<ref>ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1707</ref> و اولین نفر از خاندان برغانی بود که به این نام شهرت یافت.<ref>امین، حسن، مستدرکات أعیان الشیعة، ج2، ص300.</ref> او از خاندان علمی معروفی به نام آل برغانی یا آل الشهیدی بود که در منطقه قزوین و برغان ساکن بودند.<ref>ر.ک: امین، حسن، ج3، ص290</ref> محمدتقی دو برادر عالم داشت: محمد صالح برغانی (متوفی ۱۲۸۳ هجری) و محمد علی (ملا علی) برغانی که هر دو از علمای بزرگ بودند.<ref>ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1707</ref> | ||
==تحصیلات== | ==تحصیلات== | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
تحصیل در قم: | تحصیل در قم: | ||
سپس به قم رفت و در درس میرزا ابوالقاسم | سپس به قم رفت و در درس [[میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن|میرزا ابوالقاسم گیلانی قمی]] (محقق قمی، [[میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن|صاحب قوانین]]) حاضر شد<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
تحصیل در اصفهان: | تحصیل در اصفهان: | ||
پس از قم به اصفهان رفت و در حکمت و کلام نزد اکابر علمای آن شهر از جمله ملا علی نوری و آقامحمد بیدآبادی تلمذ کرد.<ref>ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref> به گفته خود او، در اصفهان بیشتر به فلسفه اشتغال داشته و فلسفه نیز تدریس میکرده است.<ref>دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل «برغانی».</ref> | |||
پس از قم به اصفهان رفت و در حکمت و کلام نزد اکابر علمای آن شهر از جمله [[نوری، علی بن جمشید|ملا علی نوری]] و [[بیدآبادی، محمد بن محمدرفیع|آقامحمد بیدآبادی]] تلمذ کرد.<ref>ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref> به گفته خود او، در اصفهان بیشتر به فلسفه اشتغال داشته و فلسفه نیز تدریس میکرده است.<ref>دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل «برغانی».</ref> | |||
تحصیل در عتبات عالیات: | تحصیل در عتبات عالیات: | ||
سپس به عراق مهاجرت کرد و در کربلاء نزد سید علی بن | سپس به عراق مهاجرت کرد و در کربلاء نزد [[طباطبایی کربلایی، علی بن محمدعلی|سید علی بن محمدعلی طباطبایی]] ([[طباطبایی کربلایی، علی بن محمدعلی|صاحب ریاض]]) تلمذ نمود و مدت طولانی ملازم او بود<ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. همچنین از محضر [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] (فرزند [[طباطبایی کربلایی، علی بن محمدعلی|صاحب ریاض]]) و [[کاشفالغطاء، جعفر بن خضر|شیخ جعفر کاشف الغطاء نجفی]] بهره برد <ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
اجازات اجتهاد: | اجازات اجتهاد: | ||
وی از اساتید بزرگی همچون سید علی طباطبایی، سید محمد مجاهد و شیخ جعفر کاشف الغطاء اجازه اجتهاد دریافت کرد.<ref>ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref> در متن اجازهنامهای که به شاگردش میرزا محمد تنکابنی داده، همین سه نفر را به عنوان مشایخ اجازات خود معرفی کرده است.<ref>تنکابنی، محمد بن سلیمان، قصص العلماء، ص ۲۵-۲۶.</ref> | |||
وی از اساتید بزرگی همچون [[طباطبایی کربلایی، علی بن محمدعلی|سید علی طباطبایی]]، [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] و [[کاشفالغطاء، جعفر بن خضر|شیخ جعفر کاشف الغطاء]] اجازه اجتهاد دریافت کرد.<ref>ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref> در متن اجازهنامهای که به شاگردش [[تنکابنی، محمد بن سلیمان|میرزا محمد تنکابنی]] داده، همین سه نفر را به عنوان مشایخ اجازات خود معرفی کرده است.<ref>تنکابنی، محمد بن سلیمان، قصص العلماء، ص ۲۵-۲۶.</ref> | |||
==فعالیتها== | ==فعالیتها== | ||
| خط ۸۵: | خط ۸۷: | ||
مبارزه با فرقههای انحرافی: | مبارزه با فرقههای انحرافی: | ||
مهمترین فعالیت او مبارزه با فرقههای انحرافی به ویژه شیخیه و بابیه بود. هنگامی که شیخ احمد احسایی مؤسس فرقه شیخیه به قزوین آمد، برغانی او را به مناظره دعوت کرد. در این مناظره، اشکالات فراوانی بر عقاید احسایی وارد ساخت و چون احسایی بر دیدگاههای خود پافشاری کرد، برغانی به کفر و ضلالت او و پیروانش فتوا داد.<ref>تنکابنی، ص ۴۲-۴۴</ref> این فتوا تأثیر قابل توجهی در انزوای شیخیه ایفا کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/358070 صالحی، غلامرضا، ص۱۱۴]</ref> پس از پیدایش فرقه بابیه، بر شدت مبارزه خود افزود و با فتوای خود آنها را گمراه و کافر معرفی کرد.<ref>ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref> | مهمترین فعالیت او مبارزه با فرقههای انحرافی به ویژه شیخیه و بابیه بود. هنگامی که [[احسائی، احمد بن زینالدین|شیخ احمد احسایی]] مؤسس فرقه شیخیه به قزوین آمد، برغانی او را به مناظره دعوت کرد. در این مناظره، اشکالات فراوانی بر عقاید احسایی وارد ساخت و چون [[احسائی، احمد بن زینالدین|احسایی]] بر دیدگاههای خود پافشاری کرد، برغانی به کفر و ضلالت او و پیروانش فتوا داد.<ref>تنکابنی، ص ۴۲-۴۴</ref> این فتوا تأثیر قابل توجهی در انزوای شیخیه ایفا کرد.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/358070 صالحی، غلامرضا، ص۱۱۴]</ref> پس از پیدایش فرقه بابیه، بر شدت مبارزه خود افزود و با فتوای خود آنها را گمراه و کافر معرفی کرد.<ref>ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref> | ||
ساخت مساجد: | ساخت مساجد: | ||
| خط ۹۲: | خط ۹۴: | ||
شرکت در جنگ با شوروی: | شرکت در جنگ با شوروی: | ||
محمدتقی برغانی به همراه سید محمد مجاهد و علمای دیگر در جنگ دوم ایران و روس (۱۲۴۱-۱۲۴۳ق) شرکت کرد.<ref>آقابزرگ تهرانی، ج۱۰، ص۲۲۶</ref> همین امر سبب شد تا او را از علمای مجاهد قلمداد کنند.<ref>آقابزرگ تهرانی، ج۱۰، ص۲۲۶</ref> | |||
محمدتقی برغانی به همراه [[طباطبایی، سید محمد بن علی|سید محمد مجاهد]] و علمای دیگر در جنگ دوم ایران و روس (۱۲۴۱-۱۲۴۳ق) شرکت کرد.<ref>آقابزرگ تهرانی، ج۱۰، ص۲۲۶</ref> همین امر سبب شد تا او را از علمای مجاهد قلمداد کنند.<ref>آقابزرگ تهرانی، ج۱۰، ص۲۲۶</ref> | |||
==وفات== | ==وفات== | ||
محمدتقی برغانی در شبی از شبهای سال ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ هجری قمری، طبق عادت همیشگی خود به مسجد رفت تا نماز شب بخواند. در حالی که در سجده بود و مناجات خمسه عشر سجادی را میخواند، چند نفر از بابیه که در کمین بودند، به او حمله کردند.<ref>ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref> برخی منابع نقش برادرزادهاش طاهره قرةالعین را در طراحی این ترور مؤثر دانستهاند.<ref>محبوبی اردکانی، ج۲، ص۶۲۵</ref> مهاجمان ابتدا دو ضربه بر گردنش زدند و وقتی سر از سجده برداشت و گفت: «چرا مرا میکشید؟» ضربهای دیگر بر دهانش زدند و مجموعاً هشت ضربه به او وارد کردند.<ref>ر.ک: موحد ابطحی، حجت، ج1، ص62</ref> او با وجود جراحات شدید، خود را به درب مسجد رساند تا مسجد با خونش آلوده نشود و وقتی به درب مسجد رسید، بیهوش بر زمین افتاد.<ref>ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref> او را به خانه بردند و تا دو روز زنده بود اما به دلیل جراحت دهان نمیتوانست سخن بگوید. | محمدتقی برغانی در شبی از شبهای سال ۱۲۶۳ یا ۱۲۶۴ هجری قمری، طبق عادت همیشگی خود به مسجد رفت تا نماز شب بخواند. در حالی که در سجده بود و مناجات خمسه عشر سجادی را میخواند، چند نفر از بابیه که در کمین بودند، به او حمله کردند.<ref>ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref> برخی منابع نقش برادرزادهاش طاهره قرةالعین را در طراحی این ترور مؤثر دانستهاند.<ref>محبوبی اردکانی، ج۲، ص۶۲۵</ref> مهاجمان ابتدا دو ضربه بر گردنش زدند و وقتی سر از سجده برداشت و گفت: «چرا مرا میکشید؟» ضربهای دیگر بر دهانش زدند و مجموعاً هشت ضربه به او وارد کردند.<ref>ر.ک: موحد ابطحی، حجت، ج1، ص62</ref> او با وجود جراحات شدید، خود را به درب مسجد رساند تا مسجد با خونش آلوده نشود و وقتی به درب مسجد رسید، بیهوش بر زمین افتاد.<ref>ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref> او را به خانه بردند و تا دو روز زنده بود اما به دلیل جراحت دهان نمیتوانست سخن بگوید. | ||
سرانجام در ۱۵ ذیالقعده ۱۲۶۳ هجری قمری به شهادت رسید.<ref>ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref> چون در راه دفاع از عقاید دینی کشته شده بود به «شهید ثالث» شهرت یافت (پس از شهید اول: شیخ محمد بن مکی عاملی و شهید دوم: شیخ زینالدین عاملی).<ref>ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1715</ref> پیکر او در قزوین در جوار شاهزاده حسین دفن شد.<ref>ر.ک: امین، محسن، ج9، ص197</ref> گفته شده پس از چند سال که برای تعمیرات، قبرش را شکافتند، جنازهاش سالم مانده بود.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/3751587 روایتی از شکاف قبر یک فقیه/بازخوانی بخشی از زندگی شهید ثالث، خبرگزاری مهر]</ref> | سرانجام در ۱۵ ذیالقعده ۱۲۶۳ هجری قمری به شهادت رسید.<ref>ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1713</ref> چون در راه دفاع از عقاید دینی کشته شده بود به «شهید ثالث» شهرت یافت (پس از شهید اول: [[شهید اول، محمد بن مکی|شیخ محمد بن مکی عاملی]] و شهید دوم: [[شهید ثانی، زینالدین بن علی|شیخ زینالدین عاملی]]).<ref>ر.ک: حبیبآبادی، محمدعلی، ج5، ص1715</ref> پیکر او در قزوین در جوار شاهزاده حسین دفن شد.<ref>ر.ک: امین، محسن، ج9، ص197</ref> گفته شده پس از چند سال که برای تعمیرات، قبرش را شکافتند، جنازهاش سالم مانده بود.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/3751587 روایتی از شکاف قبر یک فقیه/بازخوانی بخشی از زندگی شهید ثالث، خبرگزاری مهر]</ref> | ||
==آثار== | ==آثار== | ||
محمدتقی برغانی آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشته است: | محمدتقی برغانی آثار ارزشمندی از خود به جای گذاشته است: | ||
منهج الاجتهاد: مهمترین کتاب او، شرحی بر کتاب | منهج الاجتهاد: مهمترین کتاب او، شرحی بر کتاب «[[شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام (تحقیق بقال)|شرائع الاسلام]]» [[حلی، جعفر بن حسن|محقق حلی]] در ۲۴ مجلد که از اول کتاب الطهاره تا کتاب الديات را شامل میشود.<ref>ر.ک: موحد ابطحی، حجت، ج1، ص63</ref> این کتاب از منابع مهم فقیهان شیعه در تحقیقات فقهی بوده و شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر) در تدوین بخش جهاد از آن استفاده کرده است. | ||
عيون الاصول: در اصول فقه در دو مجلد که در آن بیشتر به نقد کتاب «قوانین» استادش میرزا ابوالقاسم قمی پرداخته است<ref> ر.ک: امین، محسن، ج9، ص197</ref>. | عيون الاصول: در اصول فقه در دو مجلد که در آن بیشتر به نقد کتاب «قوانین» استادش [[میرزای قمی، ابوالقاسم بن محمدحسن|میرزا ابوالقاسم قمی]] پرداخته است<ref> ر.ک: امین، محسن، ج9، ص197</ref>. | ||
مجالس المتقین: در مواعظ و اخلاق و ذکر مصائب حسین بن علی (ع) که در پنجاه مجلس مرتب شده و در سال ۱۲۵۸ق به نام محمدشاه قاجار نوشته شده است.<ref>امین، محسن، ج۹، ص۱۹۷.</ref><ref> ر.ک: امینی، عبدالحسین، ج1، ص323</ref> | مجالس المتقین: در مواعظ و اخلاق و ذکر مصائب [[امام حسین علیهالسلام|حسین بن علی(ع)]] که در پنجاه مجلس مرتب شده و در سال ۱۲۵۸ق به نام محمدشاه قاجار نوشته شده است.<ref>امین، محسن، ج۹، ص۱۹۷.</ref><ref> ر.ک: امینی، عبدالحسین، ج1، ص323</ref> | ||
ملخص العقائد: در علم کلام به صورت مجلدی بزرگ <ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ملخص العقائد: در علم کلام به صورت مجلدی بزرگ <ref> ر.ک: سبحانی تبریزی، جعفر، ج13، ص544</ref>. | ||
| خط ۱۲۵: | خط ۱۲۸: | ||
حاشیه بر معالم: به زبان عربی. | حاشیه بر معالم: به زبان عربی. | ||
==خاندان و فرزندان== | ==خاندان و فرزندان== | ||
آلبرغانی یکی از قدیمیترین و مشهورترین خانوادههای علمی ایرانی دانسته شدهاند.<ref>امین، حسن، مستدرکات أعیان الشیعة، ج۲، ص۳۰۰</ref> محمدتقی ده پسر داشت که همگی از عالمان دین بودند.<ref>آقابزرگ تهرانی، ج۱۰، ص۲۲۸</ref> از جمله فرزندان او: | آلبرغانی یکی از قدیمیترین و مشهورترین خانوادههای علمی ایرانی دانسته شدهاند.<ref>امین، حسن، مستدرکات أعیان الشیعة، ج۲، ص۳۰۰</ref> محمدتقی ده پسر داشت که همگی از عالمان دین بودند.<ref>آقابزرگ تهرانی، ج۱۰، ص۲۲۸</ref> از جمله فرزندان او: | ||
آقا محمد برغانی: در نجف نزد سید علی طباطبایی تحصیل کرد و با دختر عمویش طاهره قرةالعین ازدواج کرد که پس از گرایش او به بابیه به جدایی انجامید. | آقا محمد برغانی: در نجف نزد [[طباطبایی کربلایی، علی بن محمدعلی|سید علی طباطبایی]] تحصیل کرد و با دختر عمویش طاهره قرةالعین ازدواج کرد که پس از گرایش او به بابیه به جدایی انجامید. | ||
میرزا ابوالقاسم برغانی: از شاگردان سید ابراهیم قزوینی و محمدحسن نجفی. | میرزا ابوالقاسم برغانی: از شاگردان [[قزوینی، سید ابراهیم بن محمدباقر|سید ابراهیم قزوینی]] و [[صاحب جواهر، محمدحسن|محمدحسن نجفی]]. | ||
امکلثوم برغانی: دختر او که از عالمان، نویسندگان و مدرسان علوم اسلامی بود.<ref>حسون، محمد، ص۲۴۶</ref> | امکلثوم برغانی: دختر او که از عالمان، نویسندگان و مدرسان علوم اسلامی بود.<ref>حسون، محمد، ص۲۴۶</ref> | ||
همچنین برادرزاده او زرینتاج ملقب به قرةالعین، دختر محمدصالح | همچنین برادرزاده او زرینتاج ملقب به قرةالعین، دختر [[برغانی، محمدصالح بن محمد|محمدصالح برغانی]]، به فرقه بابیه گرایش پیدا کرد<ref>محبوبی اردکانی، ج۲، ص۶۲</ref> و نقش مؤثری در ترویج این فرقه ایفا کرد.<ref>[https://www.entizar.ir/article_73929.html?lang=fa عبدیائی، نرجس، ص۱۵۵]</ref> | ||
==پانويس == | ==پانويس == | ||