۱۶۱٬۵۱۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) (صفحهای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR153933J1.jpg | عنوان =مزدکنامه (یادبود اولین سال درگذشت مهندس مزدک کیانفر) | عنوانهای دیگر = |پدیدآورندگان | پدیدآوران = کیانفر، جمشید (گردآورنده) استخری، پروین (گردآورنده) |زبان | زبان = | کد کنگره =1387 4م / 4287 PIR...» ایجاد کرد) |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
| پیش از = }} | | پیش از = }} | ||
'''مزدکنامه (یادبود اولین سال درگذشت مهندس مزدک کیانفر)''' گردآوری جمشید | '''مزدکنامه (یادبود اولین سال درگذشت مهندس مزدک کیانفر)''' گردآوری [[کیانفر، جمشید|جمشید کیانفر]]، [[استخری، پروین|پروین استخری]]؛ این جلد از مزدکنامه دربرگیرندۀ 39 مقاله و نوشته در حوزههای مختلف علمی مثل خاورشناسی، مطبوعات، تاریخ، اسناد، ادبیات، اجتماعیات و ... است. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
در مقالۀ «زن در ادب پهلوانی» آمده است: سمت و سوی این جستار روی به بازگویی یافتهها و گفتههای پژوهشگران و پیشگامان در فراخنای فرهنگ شاهنامه و به دنبال آن ادب پهلوانی ندارد. بیگمان پژوهش دربارۀ نقش و جایگاه زن در ادب پارسی و چهرهای که از او در این عرصه فراگیر فرهنگی نقش شده است، میتواند پرسشهای فراوانی را در چگونگی زندگی انسانی و اجتماعی در گذر روزگاران در بر داشته باشد؛ چراکه ادب هر سرزمین آینه روشنی است که پندارها، منشها و کردارهای مردم آن را در خود بازتاب میدهد و گاه میتوان فشردۀ بسیاری از رویدادها و پدیدههای همسان اجتماعی و فرهنگی را در یک ضربالمثل، یک بیت شعر، حکایتی کوتاه، قصیده یا غزلی یافت. بدینگونه میتوان در برابر چنین آیینۀ گویایی نشست و به پایداری فراست و بینش در آن نگریست و پرده از انبوه ابهامها و نگفتهها برداشت. به باور نگارنده حکیم فردوسی بسیار سربلندتر از فرهنگی که در آن میزیست، به جهان و انسان مینگریست و در پی آن نبود که در نامه نامور خویش، پندارهای آشفته و باورهای بیریشه را تکرار کند. نگاه او به زن آنقدر زیبا و بلند است که اگر خود آفریننده بود، جز بدان گونه که گفته است او را نمیآفرید. | در مقالۀ «زن در ادب پهلوانی» آمده است: سمت و سوی این جستار روی به بازگویی یافتهها و گفتههای پژوهشگران و پیشگامان در فراخنای فرهنگ شاهنامه و به دنبال آن ادب پهلوانی ندارد. بیگمان پژوهش دربارۀ نقش و جایگاه زن در ادب پارسی و چهرهای که از او در این عرصه فراگیر فرهنگی نقش شده است، میتواند پرسشهای فراوانی را در چگونگی زندگی انسانی و اجتماعی در گذر روزگاران در بر داشته باشد؛ چراکه ادب هر سرزمین آینه روشنی است که پندارها، منشها و کردارهای مردم آن را در خود بازتاب میدهد و گاه میتوان فشردۀ بسیاری از رویدادها و پدیدههای همسان اجتماعی و فرهنگی را در یک ضربالمثل، یک بیت شعر، حکایتی کوتاه، قصیده یا غزلی یافت. بدینگونه میتوان در برابر چنین آیینۀ گویایی نشست و به پایداری فراست و بینش در آن نگریست و پرده از انبوه ابهامها و نگفتهها برداشت. به باور نگارنده حکیم فردوسی بسیار سربلندتر از فرهنگی که در آن میزیست، به جهان و انسان مینگریست و در پی آن نبود که در نامه نامور خویش، پندارهای آشفته و باورهای بیریشه را تکرار کند. نگاه او به زن آنقدر زیبا و بلند است که اگر خود آفریننده بود، جز بدان گونه که گفته است او را نمیآفرید. | ||
در مقالۀ «جلوههای مدارا در سخنان سعدی» آمده است: مدارا و تساهل از دیرباز از ثمرات و دستآوردهای تمدن مغربزمین به شمار میآمده است؛ ولی دور از انصاف خواهد بود اگر سهم و نقش سایر تمدنها و فرهنگها ـ به ویژه تأثیر انکارناپذیر فرهنگ پربار ایرانزمین ـ در اشاعۀ مدارا و تحمل افکار مخالف و همزیستی مسالمتآمیز با اقوام و ادیان مختلف نادیده یا دست کم گرفته شود. نباید فراموش کرد که همزمان با حاکمیت مطلق تاریکاندیشی و خشونت بر اروپا در قرون وسطی، بسیاری از فیلسوفان، اندیشمندان و سخنوران ایرانی در آثار خود با صراحت از آزادی اندیشه و ضرورت احترام به آراء و معتقدات دیگران دفاع کردهاند. آثار اکثریت قریب به اتفاق صوفیان و عارفان ایرانزمین، بارزترین گواه این مدعاست. در این مقاله کوشش شده تجلی اندیشۀ مدارا و تساهل در نوشتههای یکی از برجستهترین متفکران و سخنسرایان پارسی سعدی شیرازی ردیابی و تحلیل میشود.<ref>[https://literaturelib.com/books/1475 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | در مقالۀ «جلوههای مدارا در سخنان سعدی» آمده است: مدارا و تساهل از دیرباز از ثمرات و دستآوردهای تمدن مغربزمین به شمار میآمده است؛ ولی دور از انصاف خواهد بود اگر سهم و نقش سایر تمدنها و فرهنگها ـ به ویژه تأثیر انکارناپذیر فرهنگ پربار ایرانزمین ـ در اشاعۀ مدارا و تحمل افکار مخالف و همزیستی مسالمتآمیز با اقوام و ادیان مختلف نادیده یا دست کم گرفته شود. نباید فراموش کرد که همزمان با حاکمیت مطلق تاریکاندیشی و خشونت بر اروپا در قرون وسطی، بسیاری از فیلسوفان، اندیشمندان و سخنوران ایرانی در آثار خود با صراحت از آزادی اندیشه و ضرورت احترام به آراء و معتقدات دیگران دفاع کردهاند. آثار اکثریت قریب به اتفاق صوفیان و عارفان ایرانزمین، بارزترین گواه این مدعاست. | ||
در این مقاله کوشش شده تجلی اندیشۀ مدارا و تساهل در نوشتههای یکی از برجستهترین متفکران و سخنسرایان پارسی سعدی شیرازی ردیابی و تحلیل میشود.<ref>[https://literaturelib.com/books/1475 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | |||
==پانويس == | ==پانويس == | ||