۱۵۹٬۸۱۷
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
|زبان | |زبان | ||
| زبان = فارسی | | زبان = فارسی | ||
| کد کنگره = | | کد کنگره =PIR ۳۵۴۳ / الف ۳ / ت ۴ | ||
| موضوع =شاعران ایرانی - قرن 13ق. - سرگذشت نامه - شعر فارسی - قرن 13ق. - مجموعهها | | موضوع =شاعران ایرانی - قرن 13ق. - سرگذشت نامه - شعر فارسی - قرن 13ق. - مجموعهها | ||
|ناشر | |ناشر | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
شرح حال و نمونه اشعار شاعران: بدنه اصلی کتاب به ارائه شرح حال و مجموعهای از سرودههای شاعران معاصر مؤلف اختصاص یافته است که طبق تخلصهای شعری بهترتیب حروف الفبا آورده شدهاند. شرح حال هر فرد، اغلب شامل نام کامل، نسب، مقام علمی و ادبی و نمونههایی از اشعار (غزل، قصیده، رباعی و...) اوست. | شرح حال و نمونه اشعار شاعران: بدنه اصلی کتاب به ارائه شرح حال و مجموعهای از سرودههای شاعران معاصر مؤلف اختصاص یافته است که طبق تخلصهای شعری بهترتیب حروف الفبا آورده شدهاند. شرح حال هر فرد، اغلب شامل نام کامل، نسب، مقام علمی و ادبی و نمونههایی از اشعار (غزل، قصیده، رباعی و...) اوست. | ||
اولین شاعر که در این بخش معرفی شده «آذر بیگدلی» و آخرین شاعر (غیر از خود نویسنده)، «یغما» است؛ البته بعد از معرفی یغما، نویسنده به معرفی خویش پرداخته و کتاب را با قصایدی از خویش به پایان رسانده است: | اولین شاعر که در این بخش معرفی شده «آذر بیگدلی» و آخرین شاعر (غیر از خود نویسنده)، «یغما» است؛ البته بعد از معرفی یغما، نویسنده به معرفی خویش پرداخته و کتاب را با قصایدی از خویش به پایان رسانده است: | ||
* در مورد «آذر»: | |||
«[[آذربیگدلی، لطفعلی بن آقاخان|آذر بیگدلی]] – رحمه الله تعالی - از صنادید فصحای بلاغتآفرین و از اساتید بلغای فصاحتآیین... اسم شریفش حاجی لطفعلیبیگ... آباء و اجداد ایشان همگی از امرای نامدار و وزرای عالیمقدار بودهاند... اگرچه فن ایشان قصیده است، نهایت به جمیع فنون سخنوری استاد بوده. کتابی دارد مسمی به «گنجینه»... که به سیاق بوستان سعدی حکایات دلنشین در وی درج کرده. یوسف و زلیخایی نیز دارد؛ هرچند در اوایل حال که طبع چندان پختگی نداشته، فرموده. همچنان اشعار بلند متین بسیار دارد. این چند شعر از نتایج طبع گوهرزای ایشان است: | «[[آذربیگدلی، لطفعلی بن آقاخان|آذر بیگدلی]] – رحمه الله تعالی - از صنادید فصحای بلاغتآفرین و از اساتید بلغای فصاحتآیین... اسم شریفش حاجی لطفعلیبیگ... آباء و اجداد ایشان همگی از امرای نامدار و وزرای عالیمقدار بودهاند... اگرچه فن ایشان قصیده است، نهایت به جمیع فنون سخنوری استاد بوده. کتابی دارد مسمی به «گنجینه»... که به سیاق بوستان سعدی حکایات دلنشین در وی درج کرده. یوسف و زلیخایی نیز دارد؛ هرچند در اوایل حال که طبع چندان پختگی نداشته، فرموده. همچنان اشعار بلند متین بسیار دارد. این چند شعر از نتایج طبع گوهرزای ایشان است: | ||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
* در مورد یغما: «اسم شریفش میرزا ابوالحسن و اخلاقش چون نام مستحسن... شکسته را درست مینگارد و از ربط و انشا نصیبی کافی دارد. طبعش سلیم و ذوقش مستقیم.... از صنوف اشعار به غزلسرایی مایل، ولی در ثبت و ضبط آن بهغایت راجل. شعری چند که در ضمن محاورات از ایشان اصغا شده بود، در این دفتر ثبت افتاد: | |||
{{شعر}} | {{شعر}} | ||
{{ب|''مگر کافر ندارد راه در جنت بیا بنگر''|2=''بر آن روی بهشتی زلف کافر خال هندو را''}} | {{ب|''مگر کافر ندارد راه در جنت بیا بنگر''|2=''بر آن روی بهشتی زلف کافر خال هندو را''}} | ||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
{{ب|''میبرم رشک به دشمن چه توان کرد که دوست''|2=''آشنایی است که بیگانهپسند افتاده است''<ref>ر.ک: همان، ص245-247</ref>}} | {{ب|''میبرم رشک به دشمن چه توان کرد که دوست''|2=''آشنایی است که بیگانهپسند افتاده است''<ref>ر.ک: همان، ص245-247</ref>}} | ||
{{پایان شعر}} | {{پایان شعر}} | ||
* در مورد خود نویسنده: | |||
«بنده مؤلف را نام احمد است و تخلص اختر. والد فقیر از آقادادزادگان تفلیس که به شرف اسلام مشرف شده و از جانب ام از احفاد حسن پاشای ترکمان. مولدم در خطه تبریز واقع شده. نهایت در اصفهان و شیراز نشو و نما یافتهام». وی سپس از تحصیل و نیز هنر شاعری خویش و همچنین از اینکه در سال 1225 تصمیم به تألیف کتاب حاضر گرفته، سخن گفته است و در پایان، سه قصیده از قصاید خویش را ذکر کرده است. اولین قصیده وی با دو بیت زیر آغاز میشود: | «بنده مؤلف را نام احمد است و تخلص اختر. والد فقیر از آقادادزادگان تفلیس که به شرف اسلام مشرف شده و از جانب ام از احفاد حسن پاشای ترکمان. مولدم در خطه تبریز واقع شده. نهایت در اصفهان و شیراز نشو و نما یافتهام». وی سپس از تحصیل و نیز هنر شاعری خویش و همچنین از اینکه در سال 1225 تصمیم به تألیف کتاب حاضر گرفته، سخن گفته است و در پایان، سه قصیده از قصاید خویش را ذکر کرده است. اولین قصیده وی با دو بیت زیر آغاز میشود: | ||
| خط ۶۹: | خط ۶۹: | ||
[[رده:کتابشناسی]] | [[رده:کتابشناسی]] | ||
[[رده:زبان و ادبیات فارسی]] | |||
[[رده:مقالات بازبینی | [[رده:ادبیات فارسی]] | ||
[[رده:شکلهای خاص ادبی]] | |||
[[رده:مقالات بازبینی شده2 اسفند 1404]] | |||
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ بهمن 1404 توسط عباس مکرمی]] | [[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ بهمن 1404 توسط عباس مکرمی]] | ||
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ بهمن 1404 توسط محسن عزیزی]] | [[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ بهمن 1404 توسط محسن عزیزی]] | ||