پرش به محتوا

تذکره اختر: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۵: خط ۲۵:
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
'''تذکره اختر'''، اثر [[احمد گرجی‌نژاد تبریزی مولد]]، متخلص به «اختر» (متوفی 1232ق)، یک تذکره (مجموعه شرح حال و نمونه اشعار) است که به احوال و آثار شاعران معاصر مؤلف اختصاص دارد.
'''تذکره اختر'''، اثر [[اختر، احمد بن فرامرز|احمد گرجی‌نژاد تبریزی مولد]]، متخلص به «اختر» (متوفی 1232ق)، یک تذکره (مجموعه شرح حال و نمونه اشعار) است که به احوال و آثار شاعران معاصر مؤلف اختصاص دارد.


==ساختار==
==ساختار==
خط ۳۱: خط ۳۱:


==گزارش محتوا==
==گزارش محتوا==
ناشر در مقدمه خود توضیح می‌دهد که این کتاب، شماره (4) از سلسله نشر تذکره‌ها است که به احوال شاعران معاصر اختر می‌پردازد. در این مقدمه که دربردارنده شرح حال مؤلف است، اشاره شده که روش تألیف مبتنی بر ترجمه احوال شعرا و درج اشعار ایشان به‌ترتیب الفبا بوده است. همچنین، به نسخه‌های خطی مورد استفاده در تصحیح این اثر اشاره شده و نحوه علامت‌گذاری متون نادرست یا محذوف در نسخه‌ها توضیح داده شده است<ref>ر.ک: مقدمه ناشر، صفحه د - ج</ref>.
ناشر در مقدمه خود توضیح می‌دهد که این کتاب، شماره (4) از سلسله نشر تذکره‌ها است که به احوال شاعران معاصر [[اختر، احمد بن فرامرز|اختر]] می‌پردازد. در این مقدمه که دربردارنده شرح حال مؤلف است، اشاره شده که روش تألیف مبتنی بر ترجمه احوال شعرا و درج اشعار ایشان به‌ترتیب الفبا بوده است. همچنین، به نسخه‌های خطی مورد استفاده در تصحیح این اثر اشاره شده و نحوه علامت‌گذاری متون نادرست یا محذوف در نسخه‌ها توضیح داده شده است<ref>ر.ک: مقدمه ناشر، صفحه د - ج</ref>.


بخش دیباچه مؤلف، با ستایش و ثنای پروردگار و اشاره به عظمت قرآن و ستایش پیامبر(ص) و علی مرتضی، با کلامی آهنگین و گاه مسجع همراه با براعت استهلال، آغاز می‌شود. مؤلف به جایگاه والای کلام و فضیلت شعر و فصاحت در میان علوم می‌پردازد و آن را صنعتی شریف می‌خواند که سابقه دیرینه داشته و از فنون علمای سلف و حکمای متقدمین است. اختر، مفصلا به تعریف شعر و سابقه و ارزش آن و پاسخ به آنچه مخالفان شعر به آن تمسک جسته‌اند، می‌پردازد. سپس به شیوه بسیاری از شاعران و علمای دوره خویش، به‌صورتی بسیار مبالغه‌آمیز و چندش‌آور که جز نام تملق و چاپلوسی نمی‌توان بر آن نهاد، به مدح و تمجید فتحعلی شاه قاجار زبان می‌گشاید. این همه برای این است که بگوید این کتاب را به او پیشکش کرده است. البته دیباچه نیمه‌تمام مانده و معلوم نیست آخر آن به چه چیزی ختم می‌شود<ref>ر.ک: دیباچه، ص1- 15</ref>.
بخش دیباچه مؤلف، با ستایش و ثنای پروردگار و اشاره به عظمت قرآن و ستایش پیامبر(ص) و علی مرتضی، با کلامی آهنگین و گاه مسجع همراه با براعت استهلال، آغاز می‌شود. مؤلف به جایگاه والای کلام و فضیلت شعر و فصاحت در میان علوم می‌پردازد و آن را صنعتی شریف می‌خواند که سابقه دیرینه داشته و از فنون علمای سلف و حکمای متقدمین است. اختر، مفصلا به تعریف شعر و سابقه و ارزش آن و پاسخ به آنچه مخالفان شعر به آن تمسک جسته‌اند، می‌پردازد. سپس به شیوه بسیاری از شاعران و علمای دوره خویش، به‌صورتی بسیار مبالغه‌آمیز و چندش‌آور که جز نام تملق و چاپلوسی نمی‌توان بر آن نهاد، به مدح و تمجید فتحعلی شاه قاجار زبان می‌گشاید. این همه برای این است که بگوید این کتاب را به او پیشکش کرده است. البته دیباچه نیمه‌تمام مانده و معلوم نیست آخر آن به چه چیزی ختم می‌شود<ref>ر.ک: دیباچه، ص1- 15</ref>.
خط ۳۸: خط ۳۸:
اولین شاعر که در این بخش معرفی شده «آذر بیگدلی» و آخرین شاعر (غیر از خود نویسنده)، «یغما» است؛ البته بعد از معرفی یغما، نویسنده به معرفی خویش پرداخته و کتاب را با قصایدی از خویش به پایان رسانده است:
اولین شاعر که در این بخش معرفی شده «آذر بیگدلی» و آخرین شاعر (غیر از خود نویسنده)، «یغما» است؛ البته بعد از معرفی یغما، نویسنده به معرفی خویش پرداخته و کتاب را با قصایدی از خویش به پایان رسانده است:
# در مورد «آذر»:
# در مورد «آذر»:
«آذر بیگدلی – رحمه الله تعالی - از صنادید فصحای بلاغت‌‌آفرین و از اساتید بلغای فصاحت‌آیین... اسم شریفش حاجی لطفعلی‌بیگ... آباء و اجداد ایشان همگی از امرای نامدار و وزرای عالی‌مقدار بوده‌اند... اگرچه فن ایشان قصیده است، نهایت به جمیع فنون سخنوری استاد بوده. کتابی دارد مسمی به «گنجینه»... که به سیاق بوستان سعدی حکایات دلنشین در وی درج کرده. یوسف و زلیخایی نیز دارد؛ هرچند در اوایل حال که طبع چندان پختگی نداشته، فرموده. همچنان اشعار بلند متین بسیار دارد. این چند شعر از نتایج طبع گوهرزای ایشان است:
«[[آذربیگدلی، لطفعلی بن آقاخان|آذر بیگدلی]] – رحمه الله تعالی - از صنادید فصحای بلاغت‌‌آفرین و از اساتید بلغای فصاحت‌آیین... اسم شریفش حاجی لطفعلی‌بیگ... آباء و اجداد ایشان همگی از امرای نامدار و وزرای عالی‌مقدار بوده‌اند... اگرچه فن ایشان قصیده است، نهایت به جمیع فنون سخنوری استاد بوده. کتابی دارد مسمی به «گنجینه»... که به سیاق بوستان سعدی حکایات دلنشین در وی درج کرده. یوسف و زلیخایی نیز دارد؛ هرچند در اوایل حال که طبع چندان پختگی نداشته، فرموده. همچنان اشعار بلند متین بسیار دارد. این چند شعر از نتایج طبع گوهرزای ایشان است:
'''دریغا که با خود ندیدم مصاحب
 
رفیقی موافق انیسی مناسب'''
'''دریغا که با خود ندیدم مصاحب'''
رفیقی موافق انیسی مناسب
رفیقی که پرسد غمم در مکاره
رفیقی که پرسد غمم در مکاره
انیسی که جوید دلم در مصایب'''»<ref>ر.ک: متن کتاب، ص16-18</ref>.
انیسی که جوید دلم در مصایب'''»<ref>ر.ک: متن کتاب، ص16-18</ref>.'''
# در مورد یغما: «اسم شریفش میرزا ابوالحسن و اخلاقش چون نام مستحسن... شکسته را درست می‌نگارد و از ربط و انشا نصیبی کافی دارد. طبعش سلیم و ذوقش مستقیم.... از صنوف اشعار به غزل‌سرایی مایل، ولی در ثبت و ضبط آن به‌غایت راجل. شعری چند که در ضمن محاورات از ایشان اصغا شده بود، در این دفتر ثبت افتاد:
# در مورد یغما: «اسم شریفش میرزا ابوالحسن و اخلاقش چون نام مستحسن... شکسته را درست می‌نگارد و از ربط و انشا نصیبی کافی دارد. طبعش سلیم و ذوقش مستقیم.... از صنوف اشعار به غزل‌سرایی مایل، ولی در ثبت و ضبط آن به‌غایت راجل. شعری چند که در ضمن محاورات از ایشان اصغا شده بود، در این دفتر ثبت افتاد:
'''مگر کافر ندارد راه در جنت بیا بنگر
'''مگر کافر ندارد راه در جنت بیا بنگر