۱۵۳٬۰۹۴
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
}} | }} | ||
{{کاربردهای دیگر|حکیم (ابهامزدایی)}} | {{کاربردهای دیگر|حکیم (ابهامزدایی)}} | ||
'''نصر زجاجی تبریزی''' (608-زنده در 697ق)، مشهور به حکیم زجاجی، از شاعران ادب فارسی در سده هفتم هجری بود که به شغل شیشهگری اشتغال داشت. درباره زندگانی وی اطلاعات چندانی در دست نیست، اما بر پایه سرودههای خودش، گوشههایی از زندگانی او را میتوان روشن ساخت. گویا لقبش شمسالدین بود. وی در زیر سربند «شرح احوال قائل» از حال و روزگار خود سخن میگوید و تاریخ تولد خود را ۶۰۸ق اعلام میکند. بدین ترتیب معلوم میشود که با سخنوران بزرگی چون سعدی (متولد ۶۰۶ق)، مولانا جلالالدین رومی (متولد ۶۰۴ق) و فخرالدین عراقی (متولد ۶۱۰ق) همروزگار بوده است. وی در دنباله داستان قائل، رویدادهای روزهای کودکیاش را بازمیگوید که در پنج سالگی به مکتب رفت و در یک سالگی قرآن را فراگرفت. پس از قرآنخوانی، او را به فراگیری خطاطی و کتابت روانه کردند. پس از مرگ پدر، پریشانحالی و آشفتگی در زندگی داخلی آنان پدید آمد و او به ناچار گرفتار تکفل هزینههای خانواده شد و حرفه پدرش (شیشهگری) را برگزید. به سبب پیشه شیشهگریاش، به زجاجی نامبردار شد. او در کارگاه شیشهگری، از برکت ذوق و طبع لطیف، به کار شعر و ادب نیز میپرداخت و پس از چندی آوازه و اعتباری به دست آورد. تاریخ مرگ او ثبت نشده، اما خود او در این کتاب از روزگار پیریاش شکوه میکند. وی در ۶۹۷ق (سال کشته شدن صدرالدین زنجانی) زنده بود و شعرهایی در سوگ او سرود. از این رو گمان میرود که بیش از نود سال زیسته باشد. مهمترین اثر او «همایوننامه» (تاریخ منظوم) است. | '''نصر زجاجی تبریزی''' (608-زنده در 697ق)، مشهور به حکیم زجاجی، از شاعران ادب فارسی در سده هفتم هجری بود که به شغل شیشهگری اشتغال داشت. درباره زندگانی وی اطلاعات چندانی در دست نیست، اما بر پایه سرودههای خودش، گوشههایی از زندگانی او را میتوان روشن ساخت. گویا لقبش شمسالدین بود. وی در زیر سربند «شرح احوال قائل» از حال و روزگار خود سخن میگوید و تاریخ تولد خود را ۶۰۸ق اعلام میکند. بدین ترتیب معلوم میشود که با سخنوران بزرگی چون [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدی]] (متولد ۶۰۶ق)، [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا جلالالدین رومی]] (متولد ۶۰۴ق) و فخرالدین عراقی (متولد ۶۱۰ق) همروزگار بوده است. وی در دنباله داستان قائل، رویدادهای روزهای کودکیاش را بازمیگوید که در پنج سالگی به مکتب رفت و در یک سالگی قرآن را فراگرفت. پس از قرآنخوانی، او را به فراگیری خطاطی و کتابت روانه کردند. پس از مرگ پدر، پریشانحالی و آشفتگی در زندگی داخلی آنان پدید آمد و او به ناچار گرفتار تکفل هزینههای خانواده شد و حرفه پدرش (شیشهگری) را برگزید. به سبب پیشه شیشهگریاش، به زجاجی نامبردار شد. او در کارگاه شیشهگری، از برکت ذوق و طبع لطیف، به کار شعر و ادب نیز میپرداخت و پس از چندی آوازه و اعتباری به دست آورد. تاریخ مرگ او ثبت نشده، اما خود او در این کتاب از روزگار پیریاش شکوه میکند. وی در ۶۹۷ق (سال کشته شدن صدرالدین زنجانی) زنده بود و شعرهایی در سوگ او سرود. از این رو گمان میرود که بیش از نود سال زیسته باشد. مهمترین اثر او «همایوننامه» (تاریخ منظوم) است. | ||
== ولادت == | == ولادت == | ||