پرش به محتوا

جلال طبیب، احمد بن یوسف: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴۸: خط ۴۸:


==تحصیلات و اساتید==
==تحصیلات و اساتید==
جلال طبیب فن طبابت را از عموی خود، نجم‌الدین محمود بن الیاس طبیب شیرازی، که از دانشمندان معروف شیراز در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم و از نزدیکان خواجه رشیدالدین فضل‌الله بود، آموخت. نجم‌الدین از سوی خواجه رشیدالدین به ریاست بیمارستان دروازه سلم شیراز، معروف به دارالشفای اتابکی، منصوب شده بود. جلال در مثنوی گل و نوروز (ص ۵۶) از عموی خود به عنوان استاد و حکیمی حاذق یاد کرده است.<ref> ر.ک: رسولی، رقیه، ج10، ص517</ref>
جلال طبیب فن طبابت را از عموی خود، نجم‌الدین محمود بن الیاس طبیب شیرازی، که از دانشمندان معروف شیراز در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم و از نزدیکان خواجه رشیدالدین فضل‌الله بود، آموخت. نجم‌الدین از سوی خواجه رشیدالدین به ریاست بیمارستان دروازه سلم شیراز، معروف به دارالشفای اتابکی، منصوب شده بود. جلال در مثنوی گل و نوروز از عموی خود به عنوان استاد و حکیمی حاذق یاد کرده است.<ref> ر.ک: رسولی، رقیه، ج10، ص517</ref>


==فعالیت‌ها==
==فعالیت‌ها==
خط ۵۵: خط ۵۵:
وی در دستگاه پادشاهان اینجو نیز حضور داشت<ref> ر.ک: پورجوادی، نصرالله، ج18، ص313</ref> و در نوروز سال ۷۳۴ قمری منظومه عاشقانه گل و نوروز خود را به امیر غیاث‌الدین کیخسرو اینجو تقدیم کرد. پس از کشته شدن خواجه غیاث‌الدین، به خدمت شاه محمود آل مظفر (متوفی ۷۷۶ ق) رفت و قصایدی در مدح وی سرود.
وی در دستگاه پادشاهان اینجو نیز حضور داشت<ref> ر.ک: پورجوادی، نصرالله، ج18، ص313</ref> و در نوروز سال ۷۳۴ قمری منظومه عاشقانه گل و نوروز خود را به امیر غیاث‌الدین کیخسرو اینجو تقدیم کرد. پس از کشته شدن خواجه غیاث‌الدین، به خدمت شاه محمود آل مظفر (متوفی ۷۷۶ ق) رفت و قصایدی در مدح وی سرود.


جلال طبیب گذشته از تبحر در پزشکی، شاعر نیز بود و در شعر غالباً «جلال» و گاه «طبیب» تخلص می‌کرد. اشعار عربی و چندین غزل ملمع نیز از او در دست است.<ref> ر.ک: رسولی، رقیه، ج10، ص517</ref> او در غزلسرایی چیره‌دست بود و غزل‌های لطیف و روانی داشت. شعر او مانند بیشتر شعرای آن زمان، در مواردی رنگ عرفانی و صوفیانه دارد؛ تصوف او تصوفی عاشقانه است، مانند تصوفی که در شعر سعدی، حافظ و خواجو مشاهده می‌کنیم.
جلال طبیب گذشته از تبحر در پزشکی، شاعر نیز بود و در شعر غالباً «جلال» و گاه «طبیب» تخلص می‌کرد. اشعار عربی و چندین غزل ملمع نیز از او در دست است.<ref> ر.ک: رسولی، رقیه، ج10، ص517</ref> او در غزلسرایی چیره‌دست بود و غزل‌های لطیف و روانی داشت. شعر او مانند بیشتر شعرای آن زمان، در مواردی رنگ عرفانی و صوفیانه دارد؛ تصوف او تصوفی عاشقانه است، مانند تصوفی که در شعر [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدی]]، [[حافظ، شمس‌الدین محمد|حافظ]] و [[خواجوی کرمانی، محمود بن علی|خواجو]] مشاهده می‌کنیم.


==ارتباط با حافظ شیرازی==
==ارتباط با حافظ شیرازی==
جلال طبیب از معاصران خواجه حافظ شیرازی بود و مراودات ادبی عمیقی بین این دو شاعر وجود داشته است. بسیاری از مضامین و مفاهیم غزلیات حافظ، از جمله ازلی بودن عشق، برتری عشق بر عقل، خرابات و میخانه، و نیز برخی ابیات مشهور، متأثر از غزلیات جلال طبیب بوده است. برای نمونه، غزل معروف حافظ با مطلع «صلاح کار کجا و من خراب کجا» با غزل جلال طبیب با مطلع «چه کار با من دیوانه درس و فتوی را» مرتبط است. همچنین غزل «یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور» حافظ با غزل «ای دل از بیداد دوران غم مخور» جلال طبیب همخوانی دارد. حافظ در یکی از غزل‌های خود به صراحت از «طبیب» نام برده است:
جلال طبیب از معاصران [[حافظ، شمس‌الدین محمد|خواجه حافظ شیرازی]] بود و مراودات ادبی عمیقی بین این دو شاعر وجود داشته است. بسیاری از مضامین و مفاهیم غزلیات حافظ، از جمله ازلی بودن عشق، برتری عشق بر عقل، خرابات و میخانه، و نیز برخی ابیات مشهور، متأثر از غزلیات جلال طبیب بوده است. برای نمونه، غزل معروف [[حافظ، شمس‌الدین محمد|حافظ]] با مطلع «صلاح کار کجا و من خراب کجا» با غزل جلال طبیب با مطلع «چه کار با من دیوانه درس و فتوی را» مرتبط است. همچنین غزل «یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور» حافظ با غزل «ای دل از بیداد دوران غم مخور» جلال طبیب همخوانی دارد. حافظ در یکی از غزل‌های خود به صراحت از «طبیب» نام برده است:
{{شعر}}
{{شعر}}
{{ب|''دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید''|2=''هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت''}}
{{ب|''دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید''|2=''هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت''}}
خط ۶۷: خط ۶۷:
==آثار==
==آثار==
===منظومه گل و نوروز===
===منظومه گل و نوروز===
مهم‌ترین اثر جلال طبیب، مثنوی عاشقانه گل و نوروز است که در نوروز سال ۷۳۴ قمری سروده شد و به امیر غیاث‌الدین کیخسرو اینجو تقدیم گردید. این منظومه نخستین اثری است که در آن شخصیت‌های داستان با صفات و نام موجودات غیرانسانی، به خصوص گل و مرغ، ظاهر می‌شوند. داستان درباره شاهزاده‌ای به نام نوروز است که در خواب دختری به نام گل را می‌بیند و به جستجوی او می‌پردازد. این منظومه چنان شهرتی یافت که کاتبان با سرعت بسیار از روی آن نسخه برمی‌داشتند و در میان جوانان متداول بود. ده سال پس از سرودن آن، خواجوی کرمانی مثنوی نوروز و گل خود را به تقلید از آن سرود. در سال ۸۱۴ ق، شاعری ترک زبان به نام لطفی آن را به ترکی ترجمه کرد.<ref> ر.ک: پورجوادی، نصرالله، ج18، ص314</ref>
مهم‌ترین اثر جلال طبیب، مثنوی عاشقانه گل و نوروز است که در نوروز سال ۷۳۴ قمری سروده شد و به امیر غیاث‌الدین کیخسرو اینجو تقدیم گردید. این منظومه نخستین اثری است که در آن شخصیت‌های داستان با صفات و نام موجودات غیرانسانی، به خصوص گل و مرغ، ظاهر می‌شوند. داستان درباره شاهزاده‌ای به نام نوروز است که در خواب دختری به نام گل را می‌بیند و به جستجوی او می‌پردازد. این منظومه چنان شهرتی یافت که کاتبان با سرعت بسیار از روی آن نسخه برمی‌داشتند و در میان جوانان متداول بود. ده سال پس از سرودن آن، [[خواجوی کرمانی، محمود بن علی|خواجوی کرمانی]] مثنوی نوروز و گل خود را به تقلید از آن سرود. در سال ۸۱۴ ق، شاعری ترک زبان به نام لطفی آن را به ترکی ترجمه کرد.<ref> ر.ک: پورجوادی، نصرالله، ج18، ص314</ref>


===دیوان اشعار===
===دیوان اشعار===
خط ۷۴: خط ۷۴:
===دیگر آثار===
===دیگر آثار===
* '''فارس‌نامه''': مثنوی تاریخی کوتاه که در نسخه خطی کتابخانه سلیمانیه ترکیه موجود است و شاعر در آن اوضاع فارس و شهر شیراز را در دوره‌ای که پیوسته بین حاکمان متعدد دست‌به‌دست می‌شد، توصیف کرده است.
* '''فارس‌نامه''': مثنوی تاریخی کوتاه که در نسخه خطی کتابخانه سلیمانیه ترکیه موجود است و شاعر در آن اوضاع فارس و شهر شیراز را در دوره‌ای که پیوسته بین حاکمان متعدد دست‌به‌دست می‌شد، توصیف کرده است.
* '''رساله شمع''': رساله‌ای منثور که به شیوه گلستان سعدی نگاشته شده و نسخه خطی آن در کتابخانه کالج ترینیتی دانشگاه کمبریج انگلستان موجود است. این رساله به کوشش محمدجعفر یاحقی در مجموعه رسائل فارسی (ص ۴۳-۵۰) چاپ شده است.
* '''رساله شمع''': رساله‌ای منثور که به شیوه [[گلستان|گلستان سعدی]] نگاشته شده و نسخه خطی آن در کتابخانه کالج ترینیتی دانشگاه کمبریج انگلستان موجود است. این رساله به کوشش محمدجعفر یاحقی در مجموعه رسائل فارسی (ص ۴۳-۵۰) چاپ شده است.
* '''جواهر البحور''': رساله‌ای در علم عروض.<ref> ر.ک: پورجوادی، نصرالله، ج18، ص314-316</ref>
* '''جواهر البحور''': رساله‌ای در علم عروض.<ref> ر.ک: پورجوادی، نصرالله، ج18، ص314-316</ref>