۴۲۵٬۲۲۵
ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'خواجه نصير الدين طوسى' به 'خواجه نصير الدين طوسى') |
جز (جایگزینی متن - 'ارسطو' به 'ارسطو') |
||
خط ۵۵: | خط ۵۵: | ||
خواجه، سه قوه را به سه نفس بازگردانده و نفس اول را نفس ملكى و دوم را نفس سبعى و بالاخره آخرى را نفس بهيمى مىنامد. وى با تشريح گفتار فوق، مراتب صعود موجودات و خاصّه آدمى را مورد توجه قرار داده و گذار از درجه نقصان به كمال را توسّط آلات و قواى نفس ناطقه، موجب دستيابى به فضيلت و شرف افزونتر مىداند. | خواجه، سه قوه را به سه نفس بازگردانده و نفس اول را نفس ملكى و دوم را نفس سبعى و بالاخره آخرى را نفس بهيمى مىنامد. وى با تشريح گفتار فوق، مراتب صعود موجودات و خاصّه آدمى را مورد توجه قرار داده و گذار از درجه نقصان به كمال را توسّط آلات و قواى نفس ناطقه، موجب دستيابى به فضيلت و شرف افزونتر مىداند. | ||
خواجه، پيوندى ميان كمال انسانى و عامل آسمانى برقرار مىسازد، اما مفهوم كمال و سعادت غايى، در نظريّه | خواجه، پيوندى ميان كمال انسانى و عامل آسمانى برقرار مىسازد، اما مفهوم كمال و سعادت غايى، در نظريّه [[ارسطو]]، عارى از عامل آسمانى است و اشارهاى به موقعيت كيهانى انسان ندارد. [[مسکویه، احمد بن محمد|ابن مسكويه]] در بحث سعادت و كمال، تابع آراى [[ارسطو]] بوده و معتقد است كمال و سعادت نفس، بدون صحت و سعادت بدن، ميسر نيست. خواجه، پس از تقسيمبندى كمال انسانى به دو نوع قوه علمى و قوه عملى و تعريف اول، به شوق به سوى ادراك معارف و علوم و احاطه بر موجودات و اطلاع بر حقايق، به حسب استطاعت تا در نهايت به عالم توحيد، بلكه مقام اتحاد برسد و تعريف دوم به مرتّب و منظم ساختن قوى و افعال خاص خود به نحوى كه موافق و مطابق با يكديگر شده و اخلاق او مرضى گردد، مىافزايد: كمال اول به منزله صورت است و كمال دوم به مثابه مادّه. | ||
2- مفهوم خير و سعادت:[[مسکویه، احمد بن محمد|ابن مسكويه]]، به پيروى از | 2- مفهوم خير و سعادت:[[مسکویه، احمد بن محمد|ابن مسكويه]]، به پيروى از [[ارسطو]]، خير را چيزى مىداند كه همه چيز به سوى آن حركت مىكند. [[مسکویه، احمد بن محمد|ابن مسكويه]]، مىگويد: آنچه در رسيدن به اين هدف سودمند باشد، ممكن است خير تلقى شود؛ يعنى افزار، مانند غايت، ممكن است خير محسوب گردد، اما سعادت يا رفاه، خير نسبى است... | ||
به نظر [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]] هدف اصلى از اخلاق، تحصيل سعادت است و چنين روىكردى، مخالف نظريه [[مسکویه، احمد بن محمد|ابن مسكويه]] است كه خواجه، به روشنى، انديشهاش را در اخلاق از معلم ثانى اقتباس مىنمايد. [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]] مىگويد: سعادت، آخرين هدفى است كه آدمى براى وصول به آن مىكوشد و آنچه آدمى براى وصول به آن مىكوشد، خير و غايت كمال است و سعادت بالاترين خيرهاست. هر چه آدمى براى رسيدن به اين خير، كوشش كند، سعادت او كاملتر خواهد بود. | به نظر [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]] هدف اصلى از اخلاق، تحصيل سعادت است و چنين روىكردى، مخالف نظريه [[مسکویه، احمد بن محمد|ابن مسكويه]] است كه خواجه، به روشنى، انديشهاش را در اخلاق از معلم ثانى اقتباس مىنمايد. [[فارابی، محمد بن محمد|فارابى]] مىگويد: سعادت، آخرين هدفى است كه آدمى براى وصول به آن مىكوشد و آنچه آدمى براى وصول به آن مىكوشد، خير و غايت كمال است و سعادت بالاترين خيرهاست. هر چه آدمى براى رسيدن به اين خير، كوشش كند، سعادت او كاملتر خواهد بود. |
ویرایش