دیوان جلال‌الدین عضد یزدی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'نظام قاری' به 'نظام‌قاری'
جز (جایگزینی متن - 'ال الدین' به 'ال‌الدین')
جز (جایگزینی متن - 'نظام قاری' به 'نظام‌قاری')
 
خط ۴۷: خط ۴۷:
{{ب|''به چشم خفته شب کوته نماید''|2=''سَلُو عن مقلتي طولَ الليالي''}}
{{ب|''به چشم خفته شب کوته نماید''|2=''سَلُو عن مقلتي طولَ الليالي''}}
{{پایان شعر}}
{{پایان شعر}}
چراکه، قرن هشتم هجری دارای مشاهیر علمی و ادبی بی‌شماری است که در میان آنان به‌جز جلال طبیب، چند جلال دیگر نیز می‌زیسته‌اند که در میان ایشان «سید جلال عضد یزدی» و دیگری «شاه جلال خوافی» با تخلّص «جلال» شعر گفته‌اند و در کمال تأسف، برخی از کاتبانِ بی‌دقت و عجول یا تذکره‌نویسان، اشعار و ایجادات این سه جلال را در نُسَخ تحت کتابت خویش به یکدیگر در‌آمیخته‌اند و این سهل‌انگاری باعث شده است که ابیات و اشعار هریک از این سه به‌همراه احوال و اقوال ایشان در منابع متأخر به یکدیگر آمیخته شود و محققان و ادیبان را از گذشته تا به امروز دچار خطا در باب تشخیص و تمییز آن‌ها بنماید؛ به‌گونه‌ای که در دیوان خطی متأخر جلال عضد که حدود یک قرن پس از رحلت او در سنه 855 (به شماره 1182 کتابخانه مجلس در صفحه 143) کتابت شده است و در این دیوان نیز آورده شده است؛ درحالی‌که اصولاً برخلاف حافظ و جلال طبیب، مُلَمَّع‌گویی و سرودن اشعار و ابیات تازی در سنت جلال عضد یزدی نیست و خوشبختانه، شاعری در قرن نهم هجری به نام «نظام قاری» در کتاب مشهور خود، «دیوان البسه»، با انتساب صریح این غزل به جلال طبیب، آن‌ را در غزلی پاسخ گفته است و تردیدها را از میان برده است<ref>ر.ک: کافی انارکی، سعید</ref>‏.
چراکه، قرن هشتم هجری دارای مشاهیر علمی و ادبی بی‌شماری است که در میان آنان به‌جز جلال طبیب، چند جلال دیگر نیز می‌زیسته‌اند که در میان ایشان «سید جلال عضد یزدی» و دیگری «شاه جلال خوافی» با تخلّص «جلال» شعر گفته‌اند و در کمال تأسف، برخی از کاتبانِ بی‌دقت و عجول یا تذکره‌نویسان، اشعار و ایجادات این سه جلال را در نُسَخ تحت کتابت خویش به یکدیگر در‌آمیخته‌اند و این سهل‌انگاری باعث شده است که ابیات و اشعار هریک از این سه به‌همراه احوال و اقوال ایشان در منابع متأخر به یکدیگر آمیخته شود و محققان و ادیبان را از گذشته تا به امروز دچار خطا در باب تشخیص و تمییز آن‌ها بنماید؛ به‌گونه‌ای که در دیوان خطی متأخر جلال عضد که حدود یک قرن پس از رحلت او در سنه 855 (به شماره 1182 کتابخانه مجلس در صفحه 143) کتابت شده است و در این دیوان نیز آورده شده است؛ درحالی‌که اصولاً برخلاف حافظ و جلال طبیب، مُلَمَّع‌گویی و سرودن اشعار و ابیات تازی در سنت جلال عضد یزدی نیست و خوشبختانه، شاعری در قرن نهم هجری به نام «نظام‌قاری» در کتاب مشهور خود، «دیوان البسه»، با انتساب صریح این غزل به جلال طبیب، آن‌ را در غزلی پاسخ گفته است و تردیدها را از میان برده است<ref>ر.ک: کافی انارکی، سعید</ref>‏.


ابیاتی چند از هریک از قالب‌های شعری جلال عضد:
ابیاتی چند از هریک از قالب‌های شعری جلال عضد: