بحوث في القرآن الحكیم: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'میدهد' به 'می‌دهد'
جز (جایگزینی متن - 'میپر' به 'می‌پر')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
جز (جایگزینی متن - 'میدهد' به 'می‌دهد')
خط ۴۵: خط ۴۵:
تزکیه و تعلیم دو هدف اصلی قرآن کریم در راستای هدایت بشر هستند. آیت‌الله مدرسی این دو هدف را از آیه دوم سوره جمعه استخراج نموده است؛ «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ»؛ او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن‌ها می‌خواند و آن‌ها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.
تزکیه و تعلیم دو هدف اصلی قرآن کریم در راستای هدایت بشر هستند. آیت‌الله مدرسی این دو هدف را از آیه دوم سوره جمعه استخراج نموده است؛ «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَکِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ»؛ او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن‌ها می‌خواند و آن‌ها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هرچند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.


ایشان در ادامه منظور از تزکیه و تعلیم و چگونگی جمع بین این دو در قرآن کریم را شرح میدهد.<ref>ر.ک: همان، ص18-22</ref>
ایشان در ادامه منظور از تزکیه و تعلیم و چگونگی جمع بین این دو در قرآن کریم را شرح می‌دهد.<ref>ر.ک: همان، ص18-22</ref>


او سپس به بیان ارتباط ظاهر و باطن می‌پردازد و به تأیید روایتی که ظاهر قرآن را حکمت و باطن آن را علم می‌داند ظاهر قرآن را تزکیه و باطن آن را تعلیم می‌داند.<ref>ر.ک: همان، ص23</ref> بیان محکم و متشابه با این استدلال که لازمه تفاوت درجات وجودی و فهم اشخاص، نزول قرآن در درجات متعدد است مبحث بعدی کتاب را تشکیل میدهد. از نظر نویسنده، محکم و متشابه به نسبت فهم افراد نسبی است؛ یعنی ممکن است آیه‌ای برای شخصی محکم و برای شخصی دیگر متشابه باشد.<ref>ر.ک: همان، ص26-27</ref> [[مدرسی، محمدتقی|آیت‌الله مدرسی]] سوء برداشت برخی مسلمانان از «احرف سبعه» را به اینکه گویا قرآن هفت بار نازل شده را رد کرده و با استناد به روایتی بیان می‌کند که «نزل القرآن علی سبعة احرف: امر و زجر و ترغیب و ترهیب و جدل و قصص و مثل».<ref>ر.ک: همان، ص28-29</ref>
او سپس به بیان ارتباط ظاهر و باطن می‌پردازد و به تأیید روایتی که ظاهر قرآن را حکمت و باطن آن را علم می‌داند ظاهر قرآن را تزکیه و باطن آن را تعلیم می‌داند.<ref>ر.ک: همان، ص23</ref> بیان محکم و متشابه با این استدلال که لازمه تفاوت درجات وجودی و فهم اشخاص، نزول قرآن در درجات متعدد است مبحث بعدی کتاب را تشکیل می‌دهد. از نظر نویسنده، محکم و متشابه به نسبت فهم افراد نسبی است؛ یعنی ممکن است آیه‌ای برای شخصی محکم و برای شخصی دیگر متشابه باشد.<ref>ر.ک: همان، ص26-27</ref> [[مدرسی، محمدتقی|آیت‌الله مدرسی]] سوء برداشت برخی مسلمانان از «احرف سبعه» را به اینکه گویا قرآن هفت بار نازل شده را رد کرده و با استناد به روایتی بیان می‌کند که «نزل القرآن علی سبعة احرف: امر و زجر و ترغیب و ترهیب و جدل و قصص و مثل».<ref>ر.ک: همان، ص28-29</ref>


ادامه مباحث این فصل درباره قرآن کریم و شناسایی معانی آن از طریق لغت و سیاق و تفسیر، تأثیرگذاری برخی صفات نفسانیه مانند ایمان به الهی بودن قرآن و... بر تدبر در آیات الهی، ارتباط صفات عقلی و واقع خارجی، علاوه بر صفات نفسانیه با تدبر در قرآن و تطبیق قرآنی و سیاق قرآنی و تدبر می‌پردازد و سپس روش تدبر در قرآن را شرح میدهد.<ref>ر.ک: همان، ص30-52</ref>
ادامه مباحث این فصل درباره قرآن کریم و شناسایی معانی آن از طریق لغت و سیاق و تفسیر، تأثیرگذاری برخی صفات نفسانیه مانند ایمان به الهی بودن قرآن و... بر تدبر در آیات الهی، ارتباط صفات عقلی و واقع خارجی، علاوه بر صفات نفسانیه با تدبر در قرآن و تطبیق قرآنی و سیاق قرآنی و تدبر می‌پردازد و سپس روش تدبر در قرآن را شرح می‌دهد.<ref>ر.ک: همان، ص30-52</ref>


[[مدرسی، محمدتقی|محمدتقی مدرسی]] در فصل دوم به بیان فلسفه قرآن حکیم می‌پردازد. او در این فصل درباره وجود و حقیقت آن و ابعاد بحث در آن، نظر اسلام درباره خلقت، خدا و عقل در قرآن و طریق شناخت عقل، علم‌النفس و اخلاق و نظام اجتماعی و فلسفه تاریخ و... در قرآن بحث می‌کند
[[مدرسی، محمدتقی|محمدتقی مدرسی]] در فصل دوم به بیان فلسفه قرآن حکیم می‌پردازد. او در این فصل درباره وجود و حقیقت آن و ابعاد بحث در آن، نظر اسلام درباره خلقت، خدا و عقل در قرآن و طریق شناخت عقل، علم‌النفس و اخلاق و نظام اجتماعی و فلسفه تاریخ و... در قرآن بحث می‌کند


وی پس از ذکر آیات و تفاسیر درباره خلقت به برخی مشکلات فلسفی درباره خلقت پاسخ میدهد مثلاً درباره مشکل عدم و اینکه چگونه خلقت اشیاء از «لاشیء» امکان دارد؟ این‌گونه پاسخ میدهد: نظریه اسلامی در خلقت به‌سرعت این شبهه را می‌زداید زیرا «لاشیء» سبب در ایجاد «شیء» نیست و خداوند هم اشیاء را از «لاشیء» خلق نکرده بلکه آن‌ها را «لا من شیء» خلق کرده است. پس خداوند باعث خلق و مُبدء آن است و به تعبیر دیگر: وجود از عدم صادر نمی‌شود و عدم هم به وجود تبدیل نشده است بلکه خداوند به خاطر شدت فاعلیت و شمول قیمومیتش، از نور خودش افاضه می‌کند و اشیاء، متحقق و ظاهر می‌شوند. البته باید این نکته را هم در نظر داشت که حقایق موجوده، بعد از خلقت قائم‌به‌ذات نخواهند شد تا شبهه شود که چگونه زائل بذاته به قائم به ذاته تغییر صورت داد و حال اینکه قاعده این است که الذاتی لا یتطور و لا یتغیر.<ref>ر.ک: همان، ص72-73</ref>
وی پس از ذکر آیات و تفاسیر درباره خلقت به برخی مشکلات فلسفی درباره خلقت پاسخ می‌دهد مثلاً درباره مشکل عدم و اینکه چگونه خلقت اشیاء از «لاشیء» امکان دارد؟ این‌گونه پاسخ می‌دهد: نظریه اسلامی در خلقت به‌سرعت این شبهه را می‌زداید زیرا «لاشیء» سبب در ایجاد «شیء» نیست و خداوند هم اشیاء را از «لاشیء» خلق نکرده بلکه آن‌ها را «لا من شیء» خلق کرده است. پس خداوند باعث خلق و مُبدء آن است و به تعبیر دیگر: وجود از عدم صادر نمی‌شود و عدم هم به وجود تبدیل نشده است بلکه خداوند به خاطر شدت فاعلیت و شمول قیمومیتش، از نور خودش افاضه می‌کند و اشیاء، متحقق و ظاهر می‌شوند. البته باید این نکته را هم در نظر داشت که حقایق موجوده، بعد از خلقت قائم‌به‌ذات نخواهند شد تا شبهه شود که چگونه زائل بذاته به قائم به ذاته تغییر صورت داد و حال اینکه قاعده این است که الذاتی لا یتطور و لا یتغیر.<ref>ر.ک: همان، ص72-73</ref>


نویسنده در پایان کتاب، علامت‌های بارز فلسفه قرآنی به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم می‌کند. او می‌گوید در مطالب کتاب، با عناصر فلسفی قرآنی از جهت داخلی آشنا شدیم. صورت خارجی فلسفه قرآنی شکل‌های متفاوتی دارد که بارزترین وجوه آن سه مورد واقعی و شمولی و عقلانی هستند. وی موارد هریک از این وجوه را برمی‌شمارد و توضیح میدهد.<ref>ر.ک: متن کتاب، ص145-148</ref>
نویسنده در پایان کتاب، علامت‌های بارز فلسفه قرآنی به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم می‌کند. او می‌گوید در مطالب کتاب، با عناصر فلسفی قرآنی از جهت داخلی آشنا شدیم. صورت خارجی فلسفه قرآنی شکل‌های متفاوتی دارد که بارزترین وجوه آن سه مورد واقعی و شمولی و عقلانی هستند. وی موارد هریک از این وجوه را برمی‌شمارد و توضیح می‌دهد.<ref>ر.ک: متن کتاب، ص145-148</ref>


==وضعیت کتاب==
==وضعیت کتاب==