پرش به محتوا

نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'قـ' به 'ق'
جز (جایگزینی متن - 'خـ' به 'خ')
جز (جایگزینی متن - 'قـ' به 'ق')
خط ۵۷: خط ۵۷:
«امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه می‌پردازد.
«امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه می‌پردازد.


در آموزه‌های عرفان وحیانی، شیعی و اهل‌بیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینی است و عارف به کسی اطلاق می‌شود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شهودی دست‌یافته و جلوه جمال و جلال حق تبارک‌وتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیت بر محور شریعت حقه محمدیه  در صراط امامت و ولایت رسیده است؛ چـه اینکه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامت‌مدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینی و عرفان اهل‌بیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتدل) در همه ساحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسئولیت هدایت علمی ــ عقلی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامه عدل برعهده دارد و عدالت‌خواه و عدالت‌گستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش است که عرفان عملی شیعی یا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتاب و سنت، چـه امتیازات و مؤلفه‌هایی دارد؟ پاسخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفه‌هایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایت، عقلانیت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث داده‌ایم که برون‌داد مقاله نیز به شمار می‌رود<ref>همان: ص163</ref>‏.
در آموزه‌های عرفان وحیانی، شیعی و اهل‌بیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینی است و عارف به کسی اطلاق می‌شود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شهودی دست‌یافته و جلوه جمال و جلال حق تبارک‌وتعالی شده و به مقام توحید حقیقی از راه عبودیت بر محور شریعت حقه محمدیه  در صراط امامت و ولایت رسیده است؛ چـه اینکه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامت‌مدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینی و عرفان اهل‌بیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقول و معتدل) در همه ساحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسئولیت هدایت علمی ــ عقلی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامه عدل برعهده دارد و عدالت‌خواه و عدالت‌گستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش است که عرفان عملی شیعی یا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتاب و سنت، چـه امتیازات و مؤلفه‌هایی دارد؟ پاسخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفه‌هایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایت، عقلانیت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث داده‌ایم که برون‌داد مقاله نیز به شمار می‌رود<ref>همان: ص163</ref>‏.


«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی می‌کند.
«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی می‌کند.
خط ۶۷: خط ۶۷:
«[[سید بن طاووس]] (بنیان‌گذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضی‌الدین علی بن طاووس را به‌عنوان بنیان‌گذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی می‌کند.
«[[سید بن طاووس]] (بنیان‌گذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضی‌الدین علی بن طاووس را به‌عنوان بنیان‌گذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی می‌کند.


یکی از انواع تربیت‌ها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است که مسیر اصـلی آن، رشد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریق سلوک الی الله و غایت نهایی‌اش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قله‌های بلند معنوی را فتح کند باید تربیت او از دوران خردسالی و بلکه زمینه‌سازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خط‌مشی بسیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیه‌های اخلاقی به فرزندان خود است. تأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیت عرفانی برای فرزندان و در سنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام می‌شود که هدف از تربیت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعمل‌های توحیدی و عرفانی به او می‌دهد، جناب [[سید بن طاووس]] نویسنده کتاب «کشف المحجه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلم عمیق و معنوی شخصـی نگاشته شده که قله‌های رفیع معنوی را سپری کرده و درحالی‌که به سنین کهن‌سالی رسیده است فرزند خود را به این راه فرامی‌خواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، به مباحثی همچون تربیت سلوکی کودک و امکان آن از دوران تمییز و رشد عقلی و برنامه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت<ref>همان: ص267</ref>‏.
یکی از انواع تربیت‌ها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است که مسیر اصـلی آن، رشد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریق سلوک الی الله و غایت نهایی‌اش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قله‌های بلند معنوی را فتح کند باید تربیت او از دوران خردسالی و بلکه زمینه‌سازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خط‌مشی بسیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیه‌های اخلاقی به فرزندان خود است. تأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیت عرفانی برای فرزندان و در سنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام می‌شود که هدف از تربیت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قرار داده و دستورالعمل‌های توحیدی و عرفانی به او می‌دهد، جناب [[سید بن طاووس]] نویسنده کتاب «کشف المحجه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلم عمیق و معنوی شخصـی نگاشته شده که قله‌های رفیع معنوی را سپری کرده و درحالی‌که به سنین کهن‌سالی رسیده است فرزند خود را به این راه فرامی‌خواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، به مباحثی همچون تربیت سلوکی کودک و امکان آن از دوران تمییز و رشد عقلی و برنامه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت<ref>همان: ص267</ref>‏.


«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.
«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.


سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیت‌های تأثیرگذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیه‌بر علوم مختلف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسلامی را با آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهاد. وی عرفان شیعی را باتکیه‌بر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگر انتقال‌یافته، به‌عنوان اساسی‌ترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک ساختن این دو مکتب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجه‌به آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشه‌های عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشیع و تصـوف، تقسیم‌بندی سه‌گانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفانی و... در عرفان اسلامی می‌پردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاه‌های او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خود، [[ملاصـدرا]] و [[ابن‌ابی‌جمهور احسایی]] بیان می‌کنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این است که سید حیدر آملی به‌عنوان بنیان‌گذار عرفان شیعی، هم در مبانی عرفان نظـری و هم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هم در نگارش متعدد نسخه‌های آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعات مستقیم و غیرمستقیم عارفان و فیلسوفان سده‌های بعد مشاهده می‌شود. به‌این‌ترتیب سید حیدر، نقـش عمدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. <ref>همان: ص299- 300</ref>‏
سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیت‌های تأثیرگذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیه‌بر علوم مختلف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسلامی را با آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهاد. وی عرفان شیعی را باتکیه‌بر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگر انتقال‌یافته، به‌عنوان اساسی‌ترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک ساختن این دو مکتب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجه‌به آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشه‌های عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشیع و تصـوف، تقسیم‌بندی سه‌گانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفانی و... در عرفان اسلامی می‌پردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاه‌های او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خود، [[ملاصـدرا]] و [[ابن‌ابی‌جمهور احسایی]] بیان می‌کنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این است که سید حیدر آملی به‌عنوان بنیان‌گذار عرفان شیعی، هم در مبانی عرفان نظـری و هم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هم در نگارش متعدد نسخه‌های آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعات مستقیم و غیرمستقیم عارفان و فیلسوفان سده‌های بعد مشاهده می‌شود. به‌این‌ترتیب سید حیدر، نقش عمدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. <ref>همان: ص299- 300</ref>‏


««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]:
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]:


کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشتمل بر متن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معروف ُترکه و شرحش، از آن صائن‌الدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ که به ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظری‌اند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزه‌های عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار می‌دهند. این کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فن یادشده است، تنها متن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تن از عارفان شیعی‌مذهب ـ یکی تحـت عنوان مصنف و دیگری به‌عنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقه‌مندان واقـع گشته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشاره‌های ـ هر چند مختصر ـ به بیان‌پذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسائل ذوقـی و مطالب عرفانی و نیز جایگاه کتاب یادشده را در حوزه‌های درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کرده، سپس به معرفی مهم‌ترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجوب وجود و تعینات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البته سعی و تلاش کسانی که به تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همت گماشته‌اند از دید و بررسی این مقاله پنهان نمانده است<ref>همان: ص333</ref>‏.
کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشتمل بر متن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معروف ُترکه و شرحش، از آن صائن‌الدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ که به ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظری‌اند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزه‌های عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار می‌دهند. این کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فن یادشده است، تنها متن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تن از عارفان شیعی‌مذهب ـ یکی تحـت عنوان مصنف و دیگری به‌عنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقه‌مندان واقع گشته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشاره‌های ـ هر چند مختصر ـ به بیان‌پذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقش و تأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسائل ذوقی و مطالب عرفانی و نیز جایگاه کتاب یادشده را در حوزه‌های درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کرده، سپس به معرفی مهم‌ترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجوب وجود و تعینات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البته سعی و تلاش کسانی که به تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همت گماشته‌اند از دید و بررسی این مقاله پنهان نمانده است<ref>همان: ص333</ref>‏.


«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]:
«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]:


مرحوم [[سید علی قاضی]] از عرفای قـرن چهاردهم هجری قمری و متعلق به مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف می‌رسد، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریق عرفانی او از استادش، [[سید احمد کربلایی]] و از او به [[ملاحسین قلی همدانی]] و از او به [[سید علی شوشتری]] و از او به عارفی گمنام به نام [[ملاقلی جولای قزوینی]] می‌رسد و به فرموده خود، به هیچ سلسله عرفانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصه‌های نظری مکتب عرفانی این عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوری‌های او و همچنین نقشی است که وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشیع داشته است. در این مقاله و با مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش به‌جای‌مانده، این حقیقت تحقیق خواهد شد که این عارف بزرگ در باب توحید و ولایت و خصوصـا در روش سلوکی، دارای مکتبی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت که موجب شد جهت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزه‌های شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شده بود، یکسره دگرگون شود و مقـام والا و مقبولی را به دست آورد<ref>همان: ص359 </ref>‏.
مرحوم [[سید علی قاضی]] از عرفای قرن چهاردهم هجری قمری و متعلق به مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف می‌رسد، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریق عرفانی او از استادش، [[سید احمد کربلایی]] و از او به [[ملاحسین قلی همدانی]] و از او به [[سید علی شوشتری]] و از او به عارفی گمنام به نام [[ملاقلی جولای قزوینی]] می‌رسد و به فرموده خود، به هیچ سلسله عرفانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصه‌های نظری مکتب عرفانی این عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوری‌های او و همچنین نقشی است که وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشیع داشته است. در این مقاله و با مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش به‌جای‌مانده، این حقیقت تحقیق خواهد شد که این عارف بزرگ در باب توحید و ولایت و خصوصـا در روش سلوکی، دارای مکتبی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت که موجب شد جهت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزه‌های شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شده بود، یکسره دگرگون شود و مقام والا و مقبولی را به دست آورد<ref>همان: ص359 </ref>‏.


«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روح‌الله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.
«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روح‌الله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.


نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متون عرفانی، درس‌های اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم می‌نمود. همچنین با کمک مبانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخی عبادات را تبیین کرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماری‌های اخلاقی به تبیین توحید و لوازم اخلاقـی آن می‌پرداخت و از بحث‌های توصیفی و تاریخی پرهیز می‌کرد. او که در عرفان نظری و عملی شاگرد آیت‌الله [[شاه‌آبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد می‌نمود؛ اما استقلال فکری داشت و گاه نظراتی متفاوت با اساتید خویش ارائه می‌داد. امام نوآوری‌هایی عرفانی نیز داشت؛ چنان‌که گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه می‌داد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمی‌شمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبی است که قلمی قوی و گیرا به او بخشیده و جان‌ودل مخاطبین خود را منقلب می‌کرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هیچ تلاشی برای اشاعه توحید عرفانی فرونمی‌گذاشت. او در عین مراعات‌های اخلاقـی و مراقبه‌های قلبی، به مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بت‌های درونی و بیرونی می‌شد و جز حکومت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمی‌پذیرفت. نظریه «ولایت‌فقیه» بازتاب همان اندیشه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنها از راه «توحید کلمه در کلمه توحید» تأمین می‌شود<ref>همان: ص389</ref>‏.
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متون عرفانی، درس‌های اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم می‌نمود. همچنین با کمک مبانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخی عبادات را تبیین کرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماری‌های اخلاقی به تبیین توحید و لوازم اخلاقی آن می‌پرداخت و از بحث‌های توصیفی و تاریخی پرهیز می‌کرد. او که در عرفان نظری و عملی شاگرد آیت‌الله [[شاه‌آبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد می‌نمود؛ اما استقلال فکری داشت و گاه نظراتی متفاوت با اساتید خویش ارائه می‌داد. امام نوآوری‌هایی عرفانی نیز داشت؛ چنان‌که گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه می‌داد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمی‌شمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبی است که قلمی قوی و گیرا به او بخشیده و جان‌ودل مخاطبین خود را منقلب می‌کرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هیچ تلاشی برای اشاعه توحید عرفانی فرونمی‌گذاشت. او در عین مراعات‌های اخلاقی و مراقبه‌های قلبی، به مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بت‌های درونی و بیرونی می‌شد و جز حکومت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمی‌پذیرفت. نظریه «ولایت‌فقیه» بازتاب همان اندیشه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنها از راه «توحید کلمه در کلمه توحید» تأمین می‌شود<ref>همان: ص389</ref>‏.


==پانویس==
==پانویس==