پرش به محتوا

نقش شیعه در پیدایش و گسترش عرفان اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'سـ' به 'س'
جز (جایگزینی متن - 'عـ' به 'ع')
جز (جایگزینی متن - 'سـ' به 'س')
خط ۳۸: خط ۳۸:


«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه عرفان عملی»، نوشته [[راشدی‌نیا، اکبر|اکبر راشدی‌نیا]]: این نوشتار به معرفی و توصیف متون عرفانی شیعه می‌پردازد که در زمینه سیروسلوک و عرفان عملی نگاشته شده‌اند؛
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه عرفان عملی»، نوشته [[راشدی‌نیا، اکبر|اکبر راشدی‌نیا]]: این نوشتار به معرفی و توصیف متون عرفانی شیعه می‌پردازد که در زمینه سیروسلوک و عرفان عملی نگاشته شده‌اند؛
مهم‌ترین منبع و مأخذ عرفان عملی نزد شیعه، قرآن و روایات صادره از پیامبر(ص) و کلماتی است که از ائمه اطهار(ع)  به‌عنوان ادعیه برجای‌مانده اسـت، علاوه بر آنچـه گفته شد کتاب‌های متعددی توسط بزرگان شیعه در زمینه سیروسلوک، اسرار و آداب عبادات و تفاسیر عرفانی نگارش‌یافته که به نوبه خود در روند شکل‌گیری علم عرفان تأثیر بسـزا داشته‌اند. در این مقاله تلاش شده تا این آثار را در سه محور معرفی کند.
مهم‌ترین منبع و مأخذ عرفان عملی نزد شیعه، قرآن و روایات صادره از پیامبر(ص) و کلماتی است که از ائمه اطهار(ع)  به‌عنوان ادعیه برجای‌مانده است، علاوه بر آنچـه گفته شد کتاب‌های متعددی توسط بزرگان شیعه در زمینه سیروسلوک، اسرار و آداب عبادات و تفاسیر عرفانی نگارش‌یافته که به نوبه خود در روند شکل‌گیری علم عرفان تأثیر بسزا داشته‌اند. در این مقاله تلاش شده تا این آثار را در سه محور معرفی کند.


بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارش‌یافته است: در این بخش ٩اثر از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجه‌نصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیت‌های بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است.
بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارش‌یافته است: در این بخش ٩اثر از برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیه‌السلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجه‌نصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیت‌های بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است.
خط ۴۹: خط ۴۹:
این مقاله به بررسی تأثیر آموزه‌های شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری می‌پردازد.
این مقاله به بررسی تأثیر آموزه‌های شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری می‌پردازد.


یکی از آموزه‎‌‌های محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی به‌گونه‌ای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عالی‌ترین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزه‌های شـیعی از قبیل تفاسـیر آیات و روایات اهل‌بیت(ع)  با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عدم تناهی حق‌تعالی گره‌خورده اسـت. محوری‌ترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیت‌الغزل معارف عرفانی خود دانسته‌اند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطه‌ای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحید احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه اندازه از آموزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفته‌اند؟ نگارنده در پاسـخ بـه این مسـئله بـه روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادله‌ای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شـیعی وجود دارد و بیان‌کننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد به‌تنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنان‌که بیان خواهـد شد ـبه‌ضمیمه ادله عقلی دیگری بیان‌کننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود <ref>همان: ص97</ref>‏.
یکی از آموزه‎‌‌های محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی به‌گونه‌ای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عالی‌ترین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزه‌های شـیعی از قبیل تفاسیر آیات و روایات اهل‌بیت(ع)  با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عدم تناهی حق‌تعالی گره‌خورده است. محوری‌ترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیت‌الغزل معارف عرفانی خود دانسته‌اند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطه‌ای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحید احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه اندازه از آموزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفته‌اند؟ نگارنده در پاسخ بـه این مسئله بـه روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادله‌ای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شـیعی وجود دارد و بیان‌کننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد به‌تنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنان‌که بیان خواهـد شد ـبه‌ضمیمه ادله عقلی دیگری بیان‌کننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود <ref>همان: ص97</ref>‏.


«مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفه‌ها و ویژگی‌های متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است.
«مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفه‌ها و ویژگی‌های متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است.


عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولید «از» منابع وحیانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطـق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفت، مؤلفه‌هـا و امتیازات عرفان شـیعی بـه‌صـورت »ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحید صـمدی قرآنی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البته از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیان و تبیین آنهـا اسـتفاده شـده اسـت؛ بنابراین در نوشتار حاضر به مسئله مهم مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان شیعی باتکیه‌بر فرضـیه» کتاب و سنت (نصوص دینی و وحیانی) ظرفیت منبعی‌ات بـرای عرفان شـیعی را داراسـت« پاسخ داده شد که برون‌داد آن تولید و توصیف توحید صمدی برمدار دو مسئله مهم: اول توحید و تجلی و دوم بینونت وصفی خدا و خلق و بیان و تبیین جایگاه انسان کامل تبلور یافت<ref>همان: ص131</ref>‏.
عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولید «از» منابع وحیانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطـق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفت، مؤلفه‌هـا و امتیازات عرفان شـیعی بـه‌صـورت »ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحید صـمدی قرآنی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البته از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیان و تبیین آنهـا استفاده شـده است؛ بنابراین در نوشتار حاضر به مسئله مهم مؤلفه‌ها و امتیازات عرفان شیعی باتکیه‌بر فرضـیه» کتاب و سنت (نصوص دینی و وحیانی) ظرفیت منبعی‌ات بـرای عرفان شـیعی را داراست« پاسخ داده شد که برون‌داد آن تولید و توصیف توحید صمدی برمدار دو مسئله مهم: اول توحید و تجلی و دوم بینونت وصفی خدا و خلق و بیان و تبیین جایگاه انسان کامل تبلور یافت<ref>همان: ص131</ref>‏.


«امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه می‌پردازد.
«امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفه‌های عرفان عملی شیعه می‌پردازد.


در آموزه‌های عرفان وحیانی، شیعی و اهل‌بیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینی است و عارف به کسی اطلاق می‌شود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شـهودی دست‌یافته و جلوه جمال و جلال حق تبارک‌وتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیت بر محور شریعت حقه محمدیه  در صراط امامت و ولایت رسـیده اسـت؛ چـه اینکـه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامت‌مدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینی و عرفان اهل‌بیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتدل) در همه سـاحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسـئولیت هـدایت علمی ــ عقلی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامه عدل برعهـده دارد و عدالت‌خواه و عدالت‌گستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش اسـت کـه عرفان عملی شـیعی یا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتاب و سـنت، چـه امتیازات و مؤلفه‌هـایی دارد؟ پاسـخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفه‌هایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایت، عقلانیت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث داده‌ایم که برون‌داد مقاله نیز به شمار می‌رود<ref>همان: ص163</ref>‏.
در آموزه‌های عرفان وحیانی، شیعی و اهل‌بیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینی است و عارف به کسی اطلاق می‌شود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شـهودی دست‌یافته و جلوه جمال و جلال حق تبارک‌وتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیت بر محور شریعت حقه محمدیه  در صراط امامت و ولایت رسیده است؛ چـه اینکـه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامت‌مدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینی و عرفان اهل‌بیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتدل) در همه ساحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسئولیت هـدایت علمی ــ عقلی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامه عدل برعهـده دارد و عدالت‌خواه و عدالت‌گستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش است کـه عرفان عملی شـیعی یا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتاب و سنت، چـه امتیازات و مؤلفه‌هـایی دارد؟ پاسخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفه‌هایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایت، عقلانیت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث داده‌ایم که برون‌داد مقاله نیز به شمار می‌رود<ref>همان: ص163</ref>‏.


«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی می‌کند.
«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی می‌کند.


دعای عرفه امام حسین(ع) از مهم‌ترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده می‌شود. این دعا دربردارنده عالی‌ترین آموزه‌هـای عرفانی و عقیدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از خاندان و یارانش در صـحرای عرفات خوانده است. دعای عرفه امام حسین(ع)  دربردارنده مطالب فراوانی است کـه برخـی از مهم‌ترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان بـا پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهـار عقیده قلبـی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمت‌های بیکران الهـی بـر انسـان و حمد و سـپاس خداوند بر آنها، تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواسـت عفو و روی‌آوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر و...؛ اما آنچه در تحقیق حاضر بـه آن پرداخته شده، فرازهای از این دعای عرفانی است که با رویکرد عرفانی توجه شـده و بـه موضـوعات ذیل بررسی و ارائه گردیده که عبارت‌اند از: جلوه‌های توحیدی و اخلاقی، معرفت خداوند و هدف خلقت، قلمرو معرفت از نگاه معرفت فطری و همگانی، معرفت عقلی و برهـانی و آثار و پیامدهای معرفت خدا<ref>همان: ص197</ref>‏.
دعای عرفه امام حسین(ع) از مهم‌ترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده می‌شود. این دعا دربردارنده عالی‌ترین آموزه‌هـای عرفانی و عقیدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از خاندان و یارانش در صـحرای عرفات خوانده است. دعای عرفه امام حسین(ع)  دربردارنده مطالب فراوانی است کـه برخـی از مهم‌ترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان بـا پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهـار عقیده قلبـی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمت‌های بیکران الهـی بـر انسان و حمد و سپاس خداوند بر آنها، تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواست عفو و روی‌آوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر و...؛ اما آنچه در تحقیق حاضر بـه آن پرداخته شده، فرازهای از این دعای عرفانی است که با رویکرد عرفانی توجه شـده و بـه موضـوعات ذیل بررسی و ارائه گردیده که عبارت‌اند از: جلوه‌های توحیدی و اخلاقی، معرفت خداوند و هدف خلقت، قلمرو معرفت از نگاه معرفت فطری و همگانی، معرفت عقلی و برهـانی و آثار و پیامدهای معرفت خدا<ref>همان: ص197</ref>‏.


«نقش آموزه‌های سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزه‌های سـلوکی کتب اخلاقیون نجف در گسـترش عرفان اسلامی می‌پردازد. برای نشان‌دادن تأثیر و نقش این آموزه‌های سلوکی به‌صورت نظام‌مند مطرح می‌گردد و از این طریق، تأثیر آموزه‌های ایشان بر گسترش عرفان اسـلامی نشـان داده می‌شود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سـه مرتبـه افعالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیز از طریق نفی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفان و سـلوک شریعت‌محور است و نه‌تنها تمام آموزه‌های خود را از قرآن و روایات می‌گیرند، بلکه تأکید می‌کنند بـرای رسیدن به‌غایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهم‌ترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان می‌دهند آموزه‌های عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سـپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد<ref>همان: ص233</ref>‏.
«نقش آموزه‌های سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزه‌های سلوکی کتب اخلاقیون نجف در گسترش عرفان اسلامی می‌پردازد. برای نشان‌دادن تأثیر و نقش این آموزه‌های سلوکی به‌صورت نظام‌مند مطرح می‌گردد و از این طریق، تأثیر آموزه‌های ایشان بر گسترش عرفان اسلامی نشـان داده می‌شود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سه مرتبـه افعالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیز از طریق نفی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفان و سلوک شریعت‌محور است و نه‌تنها تمام آموزه‌های خود را از قرآن و روایات می‌گیرند، بلکه تأکید می‌کنند بـرای رسیدن به‌غایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهم‌ترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان می‌دهند آموزه‌های عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد<ref>همان: ص233</ref>‏.


«[[سید بن طاووس]] (بنیان‌گذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضی‌الدین علی بن طاووس را به‌عنوان بنیان‌گذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی می‌کند.
«[[سید بن طاووس]] (بنیان‌گذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضی‌الدین علی بن طاووس را به‌عنوان بنیان‌گذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی می‌کند.


یکی از انواع تربیت‌ها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریق سـلوک الی الله و غایت نهایی‌اش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قله‌های بلند معنوی را فتح کند باید تربیت او از دوران خردسالی و بلکه زمینه‌سازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خط‌مشی بسـیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیه‌های اخلاقی به فرزندان خود اسـت. تأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیت عرفانی بـرای فرزندان و در سـنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام می‌شود که هـدف از تربیت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعمل‌های توحیدی و عرفانی به او می‌دهد، جناب [[سید بن طاووس]] نویسـنده کتاب «کشـف المحجه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلم عمیق و معنوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قله‌های رفیع معنوی را سپری کرده و درحالی‌که به سنین کهن‌سالی رسیده است فرزند خـود را به این راه فرامی‌خواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، بـه مباحثی همچون تربیت سلوکی کـودک و امکـان آن از دوران تمییز و رشـد عقلی و برنامه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت<ref>همان: ص267</ref>‏.
یکی از انواع تربیت‌ها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریق سلوک الی الله و غایت نهایی‌اش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قله‌های بلند معنوی را فتح کند باید تربیت او از دوران خردسالی و بلکه زمینه‌سازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خط‌مشی بسیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیه‌های اخلاقی به فرزندان خود است. تأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیت عرفانی بـرای فرزندان و در سنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام می‌شود که هـدف از تربیت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعمل‌های توحیدی و عرفانی به او می‌دهد، جناب [[سید بن طاووس]] نویسنده کتاب «کشـف المحجه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلم عمیق و معنوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قله‌های رفیع معنوی را سپری کرده و درحالی‌که به سنین کهن‌سالی رسیده است فرزند خـود را به این راه فرامی‌خواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، بـه مباحثی همچون تربیت سلوکی کـودک و امکـان آن از دوران تمییز و رشـد عقلی و برنامه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت<ref>همان: ص267</ref>‏.


«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.
«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.


سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیت‌های تأثیرگذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیه‌بر علوم مختلف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسـلامی را بـا آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهـاد. وی عرفان شـیعی را باتکیه‌بر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگر انتقال‌یافته، به‌عنوان اساسی‌ترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک سـاختن این دو مکتب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجه‌به آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشـته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشه‌های عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشـیع و تصـوف، تقسیم‌بندی سه‌گانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفانی و... در عرفان اسـلامی می‌پردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاه‌های او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خـود، [[ملاصـدرا]] و [[ابن‌ابی‌جمهور احسایی]] بیان می‌کنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این اسـت کـه سـید حیدر آملی به‌عنوان بنیان‌گذار عرفان شیعی، هم در مبـانی عرفان نظـری و هـم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هـم در نگارش متعدد نسخه‌های آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعات مسـتقیم و غیرمسـتقیم عارفان و فیلسوفان سده‌های بعد مشاهده می‌شود. به‌این‌ترتیب سید حیدر، نقـش عمدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. <ref>همان: ص299- 300</ref>‏
سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیت‌های تأثیرگذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیه‌بر علوم مختلف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسلامی را بـا آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهـاد. وی عرفان شـیعی را باتکیه‌بر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگر انتقال‌یافته، به‌عنوان اساسی‌ترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک ساختن این دو مکتب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجه‌به آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشـته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشه‌های عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشـیع و تصـوف، تقسیم‌بندی سه‌گانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفانی و... در عرفان اسلامی می‌پردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاه‌های او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خـود، [[ملاصـدرا]] و [[ابن‌ابی‌جمهور احسایی]] بیان می‌کنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این است کـه سید حیدر آملی به‌عنوان بنیان‌گذار عرفان شیعی، هم در مبـانی عرفان نظـری و هـم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هـم در نگارش متعدد نسخه‌های آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعات مستقیم و غیرمستقیم عارفان و فیلسوفان سده‌های بعد مشاهده می‌شود. به‌این‌ترتیب سید حیدر، نقـش عمدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. <ref>همان: ص299- 300</ref>‏


««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]:
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]:


کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر متن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معروف ُترکـه و شـرحش، از آن صائن‌الدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ کـه بـه ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظری‌اند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزه‌های عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار می‌دهند. این کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فن یادشـده اسـت، تنهـا متن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تن از عارفان شیعی‌مذهب ـ یکـی تحـت عنوان مصنف و دیگری به‌عنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقه‌مندان واقـع گشـته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشاره‌های ـ هر چند مختصر ـ به بیان‌پذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسـائل ذوقـی و مطالب عرفانی و نیز جایگاه کتاب یادشده را در حوزه‌های درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کـرده، سپس به معرفی مهم‌ترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجوب وجود و تعینات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البته سـعی و تلاش کسـانی کـه بـه تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همت گماشته‌اند از دید و بررسی این مقاله پنهان نمانده است<ref>همان: ص333</ref>‏.
کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر متن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معروف ُترکـه و شـرحش، از آن صائن‌الدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ کـه بـه ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظری‌اند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزه‌های عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار می‌دهند. این کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فن یادشـده است، تنهـا متن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تن از عارفان شیعی‌مذهب ـ یکـی تحـت عنوان مصنف و دیگری به‌عنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقه‌مندان واقـع گشـته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشاره‌های ـ هر چند مختصر ـ به بیان‌پذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسائل ذوقـی و مطالب عرفانی و نیز جایگاه کتاب یادشده را در حوزه‌های درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کـرده، سپس به معرفی مهم‌ترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجوب وجود و تعینات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البته سعی و تلاش کسانی کـه بـه تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همت گماشته‌اند از دید و بررسی این مقاله پنهان نمانده است<ref>همان: ص333</ref>‏.


«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]:
«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]:


مرحوم [[سید علی قاضی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجری قمری و متعلق بـه مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف می‌رسد، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریق عرفانی او از اسـتادش، [[سـید احمد کربلایی]] و از او به [[ملاحسین قلی همدانی]] و از او به [[سید علی شوشـتری]] و از او بـه عارفی گمنام به نام [[ملاقلی جولای قزوینی]] می‌رسد و به فرموده خـود، بـه هـیچ سلسـله عرفانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصه‌های نظری مکتب عرفانی این عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوری‌های او و همچنین نقشـی اسـت کـه وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشـیع داشـته اسـت. در این مقاله و بـا مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش به‌جای‌مانده، این حقیقت تحقیق خواهـد شـد کـه این عارف بـزرگ در بـاب توحید و ولایت و خصوصـا در روش سـلوکی، دارای مکتبـی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت کـه موجب شـد جهـت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزه‌های شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شـده بـود، یکسـره دگرگون شـود و مقـام والا و مقبـولی را به دست آورد<ref>همان: ص359 </ref>‏.
مرحوم [[سید علی قاضی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجری قمری و متعلق بـه مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف می‌رسد، اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریق عرفانی او از استادش، [[سید احمد کربلایی]] و از او به [[ملاحسین قلی همدانی]] و از او به [[سید علی شوشـتری]] و از او بـه عارفی گمنام به نام [[ملاقلی جولای قزوینی]] می‌رسد و به فرموده خـود، بـه هـیچ سلسله عرفانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصه‌های نظری مکتب عرفانی این عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوری‌های او و همچنین نقشـی است کـه وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشـیع داشـته است. در این مقاله و بـا مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش به‌جای‌مانده، این حقیقت تحقیق خواهـد شـد کـه این عارف بـزرگ در بـاب توحید و ولایت و خصوصـا در روش سلوکی، دارای مکتبـی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت کـه موجب شـد جهـت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزه‌های شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شـده بـود، یکسره دگرگون شـود و مقـام والا و مقبـولی را به دست آورد<ref>همان: ص359 </ref>‏.


«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روح‌الله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.
«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روح‌الله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی می‌پردازد.


نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متون عرفانی، درس‌های اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم می‌نمود. همچنین بـا کمک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیین کـرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماری‌های اخلاقی بـه تبیین توحید و لوازم اخلاقـی آن می‌پرداخت و از بحث‌های توصیفی و تاریخی پرهیز می‌کرد. او که در عرفان نظری و عملی شـاگرد آیت‌الله [[شاه‌آبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد می‌نمود؛ اما اسـتقلال فکـری داشـت و گاه نظراتی متفاوت با اساتید خویش ارائه می‌داد. امام نوآوری‌هایی عرفانی نیز داشت؛ چنان‌که گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه می‌داد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمی‌شمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبـی اسـت کـه قلمی قوی و گیرا به او بخشیده و جان‌ودل مخاطبین خود را منقلب می‌کرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هـیچ تلاشـی بـرای اشـاعه توحید عرفانی فرونمی‌گذاشت. او در عین مراعات‌های اخلاقـی و مراقبه‌های قلبـی، بـه مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بت‌های درونی و بیرونی می‌شد و جز حکومت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمی‌پذیرفت. نظریه «ولایت‌فقیه» بازتاب همان اندیشـه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنهـا از راه «توحید کلمه در کلمه توحید» تأمین می‌شود<ref>همان: ص389</ref>‏.
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متون عرفانی، درس‌های اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم می‌نمود. همچنین بـا کمک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیین کـرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماری‌های اخلاقی بـه تبیین توحید و لوازم اخلاقـی آن می‌پرداخت و از بحث‌های توصیفی و تاریخی پرهیز می‌کرد. او که در عرفان نظری و عملی شـاگرد آیت‌الله [[شاه‌آبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد می‌نمود؛ اما استقلال فکـری داشـت و گاه نظراتی متفاوت با اساتید خویش ارائه می‌داد. امام نوآوری‌هایی عرفانی نیز داشت؛ چنان‌که گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه می‌داد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمی‌شمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبـی است کـه قلمی قوی و گیرا به او بخشیده و جان‌ودل مخاطبین خود را منقلب می‌کرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هـیچ تلاشـی بـرای اشـاعه توحید عرفانی فرونمی‌گذاشت. او در عین مراعات‌های اخلاقـی و مراقبه‌های قلبـی، بـه مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بت‌های درونی و بیرونی می‌شد و جز حکومت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمی‌پذیرفت. نظریه «ولایت‌فقیه» بازتاب همان اندیشـه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنهـا از راه «توحید کلمه در کلمه توحید» تأمین می‌شود<ref>همان: ص389</ref>‏.


==پانویس==
==پانویس==