۱۵۱٬۳۴۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'لـ' به 'ل') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'مـ' به 'م') |
||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارشیافته است: در این بخش ٩اثر از برجستهترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیهالسلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجهنصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیتهای بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است. | بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارشیافته است: در این بخش ٩اثر از برجستهترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیهالسلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجهنصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیتهای بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است. | ||
بخش دوم اسرار و آداب عبـادات: عبـادات شـرعیه در عرفـان شـیعی بهترین طریـق و نزدیکترین راه برای وصول سالک به حقتعالی است؛ ازاینرو میتوان اسرار، بهخصوص آداب عبادات را بهعنوان دستورالعملهای سلوکی برای سالکان راه حقیقت دانست. در ایـن بخش چهار کتاب مهم شیعی از بزرگانی همچون [[شهید ثانی، زینالدین بن علی|شهید ثـانی]]، [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]] و [[موسوی خمینی، سید روحالله| | بخش دوم اسرار و آداب عبـادات: عبـادات شـرعیه در عرفـان شـیعی بهترین طریـق و نزدیکترین راه برای وصول سالک به حقتعالی است؛ ازاینرو میتوان اسرار، بهخصوص آداب عبادات را بهعنوان دستورالعملهای سلوکی برای سالکان راه حقیقت دانست. در ایـن بخش چهار کتاب مهم شیعی از بزرگانی همچون [[شهید ثانی، زینالدین بن علی|شهید ثـانی]]، [[قاضی سعید قمی، محمدسعید بن محمدمفید|قاضی سعید]] و [[موسوی خمینی، سید روحالله|امام خمینی]] معرفی شدهاند. | ||
بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را بهعنوان مهمترین و کاملترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداختهاند. | بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را بهعنوان مهمترین و کاملترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداختهاند. | ||
| خط ۴۹: | خط ۴۹: | ||
این مقاله به بررسی تأثیر آموزههای شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری میپردازد. | این مقاله به بررسی تأثیر آموزههای شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری میپردازد. | ||
یکی از آموزههای محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی بهگونهای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالیترین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزههای شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهلبیت(ع) با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم تناهی حقتعالی گرهخورده اسـت. محوریترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیتالغزل معارف عرفانی خود دانستهاند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطهای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحیـد احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه اندازه از | یکی از آموزههای محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی بهگونهای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالیترین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزههای شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهلبیت(ع) با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم تناهی حقتعالی گرهخورده اسـت. محوریترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیتالغزل معارف عرفانی خود دانستهاند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطهای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحیـد احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه اندازه از آموزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفتهاند؟ نگارنده در پاسـخ بـه ایـن مسـئله بـه روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادلهای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شـیعی وجود دارد و بیانکننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد بهتنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنانکه بیـان خواهـد شد ـبهضمیمه ادله عقلی دیگری بیانکننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود <ref>همان: ص97</ref>. | ||
«مؤلفهها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفهها و ویژگیهای متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است. | «مؤلفهها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفهها و ویژگیهای متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است. | ||
| خط ۵۷: | خط ۵۷: | ||
«امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه میپردازد. | «امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه میپردازد. | ||
در آموزههای عرفان وحیانی، شیعی و اهلبیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینی است و عارف به کسی اطلاق میشود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شـهودی دستیافته و جلوه جمال و جلال حق تبارکوتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیـت بر محور شریعت حقه محمدیه در صراط امامت و ولایـت رسـیده اسـت؛ چـه ایـنکـه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامتمدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینی و عرفان اهلبیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتدل) در | در آموزههای عرفان وحیانی، شیعی و اهلبیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینی است و عارف به کسی اطلاق میشود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شـهودی دستیافته و جلوه جمال و جلال حق تبارکوتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیـت بر محور شریعت حقه محمدیه در صراط امامت و ولایـت رسـیده اسـت؛ چـه ایـنکـه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامتمدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینی و عرفان اهلبیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتدل) در همه سـاحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسـئولیت هـدایت علمی ــ عقلی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامه عـدل برعهـده دارد و عدالتخواه و عدالتگستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش اسـت کـه عرفـان عملی شـیعی یـا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتاب و سـنت، چـه امتیـازات و مؤلفـههـایی دارد؟ پاسـخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفههایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایـت، عقلانیـت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث دادهایم که برونداد مقاله نیز به شمار میرود<ref>همان: ص163</ref>. | ||
«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی میکند. | «نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی میکند. | ||
دعای عرفه امام حسین(ع) از مهمترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده میشود. این دعا دربردارنده عالیترین آموزههـای عرفـانی و عقیـدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از خاندان و یـارانش در صـحرای عرفـات خوانده است. دعای عرفه امام حسین(ع) دربردارنده مطالب فراوانی است کـه برخـی از مهمترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان بـا پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهـار عقیـده قلبـی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمتهای بیکران الهـی بـر انسـان و | دعای عرفه امام حسین(ع) از مهمترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده میشود. این دعا دربردارنده عالیترین آموزههـای عرفـانی و عقیـدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از خاندان و یـارانش در صـحرای عرفـات خوانده است. دعای عرفه امام حسین(ع) دربردارنده مطالب فراوانی است کـه برخـی از مهمترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان بـا پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهـار عقیـده قلبـی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمتهای بیکران الهـی بـر انسـان و حمد و سـپاس خداوند بر آنها، تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواسـت عفـو و رویآوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر و...؛ اما آنچه در تحقیق حاضر بـه آن پرداخته شده، فرازهای از این دعای عرفانی است که با رویکرد عرفانی توجه شـده و بـه موضـوعات ذیل بررسی و ارائه گردیده که عبارتاند از: جلوههای توحیدی و اخلاقی، معرفت خداوند و هدف خلقت، قلمرو معرفت از نگاه معرفت فطری و همگانی، معرفـت عقلی و برهـانی و آثار و پیامدهای معرفت خدا<ref>همان: ص197</ref>. | ||
«نقش آموزههای سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزههای سـلوکی کتب اخلاقیـون نجـف در گسـترش عرفـان اسلامی میپردازد. برای نشاندادن تأثیر و نقش این آموزههای سلوکی بهصورت نظاممند مطرح میگردد و از این طریق، تأثیر آموزههای ایشان بر گسترش عرفان اسـلامی نشـان داده میشود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سـه مرتبـه افعـالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیـز از طریـق نفـی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفـان و سـلوک شریعتمحور است و نهتنها تمام آموزههای خود را از قرآن و روایات میگیرند، بلکه تأکید میکنند بـرای رسیدن بهغایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهمترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان میدهند آموزههای عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سـپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد<ref>همان: ص233</ref>. | «نقش آموزههای سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزههای سـلوکی کتب اخلاقیـون نجـف در گسـترش عرفـان اسلامی میپردازد. برای نشاندادن تأثیر و نقش این آموزههای سلوکی بهصورت نظاممند مطرح میگردد و از این طریق، تأثیر آموزههای ایشان بر گسترش عرفان اسـلامی نشـان داده میشود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سـه مرتبـه افعـالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیـز از طریـق نفـی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفـان و سـلوک شریعتمحور است و نهتنها تمام آموزههای خود را از قرآن و روایات میگیرند، بلکه تأکید میکنند بـرای رسیدن بهغایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهمترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان میدهند آموزههای عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سـپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد<ref>همان: ص233</ref>. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
«[[سید بن طاووس]] (بنیانگذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضیالدین علی بن طاووس را بهعنوان بنیانگذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی میکند. | «[[سید بن طاووس]] (بنیانگذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضیالدین علی بن طاووس را بهعنوان بنیانگذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی میکند. | ||
یکی از انواع تربیتها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الی الله و غایـت نهاییاش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در | یکی از انواع تربیتها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الی الله و غایـت نهاییاش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قلههای بلند معنوی را فـتح کند بایـد تربیـت او از دوران خردسالی و بلکه زمینهسازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خطمشی بسـیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیههای اخلاقی به فرزندان خود اسـت. تأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیـت عرفـانی بـرای فرزندان و در سـنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام میشود که هـدف از تربیـت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعملهای توحیدی و عرفانی به او میدهد، جناب [[سید بن طاووس]] نویسـنده کتاب «کشـف المحجـه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلم عمیـق و معنوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قلههای رفیع معنوی را سپری کرده و درحالیکه به سنین کهنسالی رسیده است فرزند خـود را به این راه فرامیخواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، بـه مباحثی همچون تربیت سلوکی کـودک و امکـان آن از دوران تمییـز و رشـد عقلی و برنامه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت<ref>همان: ص267</ref>. | ||
«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | «نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | ||
سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیتهای تأثیرگـذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیهبر علوم مختلف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسـلامی را بـا آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهـاد. وی عرفـان شـیعی را باتکیهبر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگـر انتقالیافته، بهعنوان اساسیترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک سـاختن ایـن دو مکتب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجهبه آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشـته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشههای عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشـیع و تصـوف، تقسیمبندی سهگانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفـانی و... در عرفـان اسـلامی میپردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاههای او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خـود، [[ملاصـدرا]] و [[ابنابیجمهور احسایی]] بیان میکنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این اسـت کـه سـید حیـدر آملی بهعنوان بنیانگذار عرفان شیعی، هم در مبـانی عرفـان نظـری و هـم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هـم در نگـارش متعـدد نسخههای آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعـات مسـتقیم و غیرمسـتقیم عارفان و فیلسوفان سدههای بعد مشاهده میشود. بهاینترتیب سید حیدر، نقـش | سید حیدر آملی عالم و عارف نامدار شیعی سده هشتم هجری، از شخصیتهای تأثیرگـذار بر عرفان و تصوف دوران خویش است که در طول حیات پربارش باتکیهبر علوم مختلف دینی که از جوانی در محضر عالمان زمان خویش آموخته بود، عرفان اصیل اسـلامی را بـا آیات و روایات تبیین نمود و مبانی نظری عرفان شیعی را بنیاد نهـاد. وی عرفـان شـیعی را باتکیهبر اصل ولایت که از امام علی(ع) آغاز شده و به امامان دیگـر انتقالیافته، بهعنوان اساسیترین وجه مشترک تشیع و تصوف مطرح نموده و در نزدیک سـاختن ایـن دو مکتب تلاش کرده است. ازآنجاکه وی در سیروسلوک عرفانی خویش از ایران به عراق رفته و باتوجهبه آثار ارزشمند و حلقه درس و بحث عرفانی که تا پایان عمرش در نجف بر پا داشـته، نقش عمدهای در بسط و گسترش عرفان شیعی ایران و عراق داشته است. در این مقاله ضمن معرفی احوال و آثار و مبانی اندیشههای عرفانی سید حیدر، به تبیین ابعاد تأثیرگذاری مکتب عرفانی وی، نظیر وحدت تشـیع و تصـوف، تقسیمبندی سهگانه شریعت، طریقت و حقیقت، وجودشناسی عرفـانی و... در عرفـان اسـلامی میپردازیم و تأثیرگذاری برخی از دیدگاههای او را بر دو حکیم و عارف شیعی پـس از خـود، [[ملاصـدرا]] و [[ابنابیجمهور احسایی]] بیان میکنیم. نتیجه حاصل از این مقاله این اسـت کـه سـید حیـدر آملی بهعنوان بنیانگذار عرفان شیعی، هم در مبـانی عرفـان نظـری و هـم در سیروسلوک عرفان عملی بر عارفان پس از خویش تأثیرگذار بوده است. این امر هـم در نگـارش متعـدد نسخههای آثار وی و هم در شرح و تدریس این آثار و نیز ارجاعـات مسـتقیم و غیرمسـتقیم عارفان و فیلسوفان سدههای بعد مشاهده میشود. بهاینترتیب سید حیدر، نقـش عمدهای در گسترش عرفان اسلامی داشته است. <ref>همان: ص299- 300</ref> | ||
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]: | ««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]: | ||
کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر | کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر متن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معـروف ُترکـه و شـرحش، از آن صائنالدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ کـه بـه ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظریاند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزههای عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار میدهند. ایـن کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فـن یادشـده اسـت، تنهـا متن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تن از عارفـان شیعیمذهب ـ یکـی تحـت عنوان مصنف و دیگری بهعنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقهمندان واقـع گشـته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشارههای ـ هر چند مختصر ـ به بیانپذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسـائل ذوقـی و مطالب عرفـانی و نیـز جایگاه کتاب یادشده را در حوزههای درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کـرده، سپس به معرفی مهمترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجـوب وجـود و تعینات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البته سـعی و تلاش کسـانی کـه بـه تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همت گماشتهاند از دیـد و بررسی این مقاله پنهان نمانده است<ref>همان: ص333</ref>. | ||
«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]: | «نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]: | ||
مرحوم [[سید علی قاضی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجـری | مرحوم [[سید علی قاضی]] از عرفای قـرن چهـاردهم هجـری قمری و متعلق بـه مکتب عرفانی نجف است. در اینکه طریقه عرفانی او به کدام عارف میرسد، اختلافنظر وجود دارد؛ ولی قول اصح این است که طریـق عرفـانی او از اسـتادش، [[سـید احمد کربلایی]] و از او به [[ملاحسین قلی همدانی]] و از او به [[سید علی شوشـتری]] و از او بـه عـارفی گمنام به نام [[ملاقلی جولای قزوینی]] میرسد و به فرموده خـود، بـه هـیچ سلسـله عرفـانی منتسب نیست. سؤالی که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد، شاخصههای نظری مکتب عرفـانی ایـن عارف بزرگ و همچنین روش سلوکی وی و نوآوریهای او و همچنین نقشـی اسـت کـه وی در عصر اخیر در گسترش عرفان اسلامی در حوزه تشـیع داشـته اسـت. در ایـن مقاله و بـا مراجعه به منابعی که از وی و شاگردانش بهجایمانده، این حقیقت تحقیق خواهـد شـد کـه ایـن عـارف بـزرگ در بـاب توحیـد و ولایـت و خصوصـا در روش سـلوکی، دارای مکتبـی خاص بود و شاگردانی را تربیت نمود و آثاری را برجای گذاشت کـه موجـب شـد جهـت و جایگاه عرفان در جهان اسلام ـ به طور عام ـ و در حوزههای شیعی ـ به طور خاص ـ از قهقرا و سقوطی که از قرن نهم شروع شـده بـود، یکسـره دگرگـون شـود و مقـام والا و مقبـولی را به دست آورد<ref>همان: ص359 </ref>. | ||
«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روحالله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | «نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روحالله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | ||
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متون عرفـانی، درسهای اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم مینمود. همچنین بـا | نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متون عرفـانی، درسهای اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم مینمود. همچنین بـا کمک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیـین کـرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماریهای اخلاقی بـه تبیـین توحیـد و لوازم اخلاقـی آن میپرداخت و از بحثهای توصیفی و تاریخی پرهیز میکرد. او که در عرفان نظری و عملی شـاگرد آیتالله [[شاهآبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد مینمود؛ اما اسـتقلال فکـری داشـت و گـاه نظراتی متفاوت با اساتید خویش ارائه میداد. امام نوآوریهایی عرفانی نیز داشت؛ چنانکه گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه میداد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمیشمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبـی اسـت کـه قلمی قوی و گیرا به او بخشیده و جانودل مخاطبین خود را منقلب میکرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هـیچ تلاشـی بـرای اشـاعه توحید عرفانی فرونمیگذاشت. او در عین مراعاتهای اخلاقـی و مراقبههای قلبـی، بـه مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بتهای درونی و بیرونی میشد و جـز حکومت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمیپذیرفت. نظریـه «ولایتفقیه» بازتاب همان اندیشـه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنهـا از راه «توحیـد کلمه در کلمه توحید» تأمین میشود<ref>همان: ص389</ref>. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||