۱۵۱٬۳۴۵
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'تـ' به 'ت') |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) جز (جایگزینی متن - 'نـ' به 'ن') |
||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
«مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه عرفان عملی»، نوشته [[راشدینیا، اکبر|اکبر راشدینیا]]: این نوشتار به معرفی و توصیف متون عرفانی شیعه میپردازد که در زمینه سیروسلوک و عرفان عملی نگاشته شدهاند؛ | «مأخذشناسی توصیفی آثار عرفای شیعه در حوزه عرفان عملی»، نوشته [[راشدینیا، اکبر|اکبر راشدینیا]]: این نوشتار به معرفی و توصیف متون عرفانی شیعه میپردازد که در زمینه سیروسلوک و عرفان عملی نگاشته شدهاند؛ | ||
مهمترین منبع و مأخذ عرفان عملی نزد شیعه، قرآن و روایات صادره از پیامبر(ص) و کلماتی است که از ائمه اطهار(ع) بهعنوان ادعیه برجایمانده اسـت، علاوه بر آنچـه گفته شد کتابهای متعددی توسط بزرگان شیعه در | مهمترین منبع و مأخذ عرفان عملی نزد شیعه، قرآن و روایات صادره از پیامبر(ص) و کلماتی است که از ائمه اطهار(ع) بهعنوان ادعیه برجایمانده اسـت، علاوه بر آنچـه گفته شد کتابهای متعددی توسط بزرگان شیعه در زمینه سیروسلوک، اسرار و آداب عبادات و تفاسیر عرفانی نگارشیافته که به نوبه خود در روند شکلگیری علم عرفان تأثیر بسـزا داشتهاند. در این مقاله تلاش شده تا این آثار را در سه محور معرفـی کند. | ||
بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارشیافته است: در این بخش ٩اثر از برجستهترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیهالسلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالـنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجهنصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیتهای بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است. | بخـش اول آثاری که توسط بزرگان شیعه در حقیقت عرفان عملی، مراحل، شرایط سیروسلوک نگارشیافته است: در این بخش ٩اثر از برجستهترین و تأثیرگذارترین آثار شیعی همچـون «مصـباح الشریعة» منسوب به [[امام جعفر صادق علیهالسلام|امام صادق(ع)]]، «[[محاسبة النفس|محاسبةالـنفس]]» [[ابن طاووس، علی بن موسی|سید بن طـاووس]]، «اوصـاف الأشراف» [[خواجهنصیر]]، «التحصین» [[ابن فهد حلی]] و منابعی دیگر که توسط شخصیتهای بارز شیعه در حوزه عرفان عملی نوشته شده بود معرفی شده است. | ||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را بهعنوان مهمترین و کاملترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداختهاند. | بخش پایانی تأثیرگذارترین تفاسیر انفسی و اشاری شـیعه: عارفـان شیعی قرآن را بهعنوان مهمترین و کاملترین منبع برای سیروسلوک دانسته و به تبیین اسرار آن پرداختهاند. | ||
نویسنده متذکر شده است که این مقاله گنجایش معرفی تفصیلی هر یـک از | نویسنده متذکر شده است که این مقاله گنجایش معرفی تفصیلی هر یـک از منابع یـا معرفی اجمالی صدها منبع عرفانی شیعی را نداشت، ازاینرو تنها بـه معرفـی مختصـر آثـار شخصیتهای بارز و منابع تأثیرگذار شیعی اکتفا شده است<ref>همان: ص69-70</ref>. | ||
«نقش آموزههای شیعه در عرفان نظری (توحید اطلاقی خدا)» نوشته [[جواد جعفریان]]: | «نقش آموزههای شیعه در عرفان نظری (توحید اطلاقی خدا)» نوشته [[جواد جعفریان]]: | ||
این مقاله به بررسی تأثیر آموزههای شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری میپردازد. | این مقاله به بررسی تأثیر آموزههای شیعی در تبیین توحید اطلاقی (توحید احدی) در عرفان نظری میپردازد. | ||
یکی از آموزههای محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی بهگونهای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالیترین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزههای شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهلبیت(ع) با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم | یکی از آموزههای محوری دین اسلام که در تفاسیر و روایات شـیعی بهگونهای خـاص بدان توجه شده و تفاسیر دقیقی از آن بیان گردیده، مسئله توحید است. عـالیترین مرتبـه توحید نیز توحید اطلاقی است که در آموزههای شـیعی از قبیـل تفاسـیر آیـات و روایـات اهلبیت(ع) با ظرافت و لطافتی خـاص بـا عـدم تناهی حقتعالی گرهخورده اسـت. محوریترین مسئله در عرفان نظری نیز توحید الهی است که عرفا آن را بیتالغزل معارف عرفانی خود دانستهاند. برای این منظور نوشتار حاضر در پی پاسخ به این مسئله است کـه چه رابطهای میان این آموزه محوری در تفاسیر و روایات شیعه و مسئله توحیـد احـدی در عرفان نظری وجود دارد و قائلان به وحدت وجود در عرفان نظری تا چـه اندازه از آمـوزه توحید اطلاقی بهره برده یا تأثیر پذیرفتهاند؟ نگارنده در پاسـخ بـه ایـن مسـئله بـه روش تحلیلی ـ توصیفی به بررسی شواهد و ادلهای پرداخته که در تفسیر آیات و روایات شـیعی وجود دارد و بیانکننده این مفهوم عالی از توحید و ارتباط آن با توحید احدی است. برخی از این شواهد بهتنهایی وافی به مقصود هستند، لیکن برخی دیگر ـ چنانکه بیـان خواهـد شد ـبهضمیمه ادله عقلی دیگری بیانکننده مقصود ما در تبیین این رابطه خواهند بود <ref>همان: ص97</ref>. | ||
«مؤلفهها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفهها و ویژگیهای متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است. | «مؤلفهها و امتیازات عرفان نظری شیعی» نوشته [[محمدجواد رودگر]]: در این نوشتار، مؤلفهها و ویژگیهای متمایزکننده عرفان نظری شیعه تبیین شده است. | ||
عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولیـد «از» | عرفان شیعی مولود طبیعی نصوص دینی مبتنی بر منطق کشف و تولیـد «از» منابع وحیـانی است، نه منطق تبیین و تطبیق «بر» منابع وحیانی. آنچه در نوشتار پیش روی بر محور منطـق یادشده مورد تحقیق و تدقیق قرار گرفـت، مؤلفـههـا و امتیـازات عرفـان شـیعی بـهصـورت »ایجابی ـ اثباتی» است، عرفان نظری شیعی بر دو مؤلفه توحید (توحیـد صـمدی قرآنی= توحید شهودی ـ وجودی) و موحد (پیامبر و امام = انسان کامل) بنیاد نهاده شد که البته از شعاع دانش و بینش برخی عارفان شیعی در مقام بیـان و تبیـین آنهـا اسـتفاده شـده اسـت؛ بنابراین در نوشتار حاضر به مسئله مهم مؤلفهها و امتیازات عرفان شیعی باتکیهبر فرضـیه» کتاب و سنت (نصوص دینی و وحیانی) ظرفیت منبعیات بـرای عرفـان شـیعی را داراسـت« پاسخ داده شد که برونداد آن تولید و توصیف توحید صمدی برمدار دو مسئله مهم: اول توحید و تجلی و دوم بینونت وصفی خدا و خلق و بیان و تبیین جایگاه انسان کامل تبلور یافت<ref>همان: ص131</ref>. | ||
«امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه میپردازد. | «امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه» نوشته [[محمدجواد رودگر]]:این مقاله به شرح امتیازات و مؤلفههای عرفان عملی شیعه میپردازد. | ||
در آموزههای عرفان وحیانی، شیعی و اهلبیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک | در آموزههای عرفان وحیانی، شیعی و اهلبیتی، اصالت از آن عرفان عملی و سلوک ثقلینی است و عارف به کسی اطلاق میشود که از راه سیروسلوک به خداشناسی شـهودی دستیافته و جلوه جمال و جلال حق تبارکوتعالی شده و به مقام توحید حقیقـی از راه عبودیـت بر محور شریعت حقه محمدیه در صراط امامت و ولایـت رسـیده اسـت؛ چـه ایـنکـه فصل ممیز عرفان شیعی، همانا عرفان امامتمدار و ولایت محور است. در سلوک ثقلینی و عرفان اهلبیتی، عقلانیت و اعتدال(ریاضت مشروع، معقـول و معتدل) در همـه سـاحات سلوکی حضور فعال و بالفعل داشته و سالک واصل، مسـئولیت هـدایت علمـی ــ عقلـی و تربیت معنوی جامعه را تا مرحله احقاق حـق و اقامـه عـدل برعهـده دارد و عدالتخواه و عدالتگستر است. نوشتار پیش رو، پاسخ این پرسش اسـت کـه عرفـان عملـی شـیعی یـا سلوک ثقلینی و عرفان مبتنی بر کتاب و سـنت، چـه امتیـازات و مؤلفـههـایی دارد؟ پاسـخ پرسش یادشده را در قالب مؤلفههایی چون توحید، عبودیت، شریعت، ولایـت، عقلانیـت، اعتدال و سیاست با اصطیاد از منابع وحیانی و استناد به آیات و احادیث دادهایم که برونداد مقاله نیز به شمار میرود<ref>همان: ص163</ref>. | ||
«نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی میکند. | «نقش دعای عرفانی عرفه امام حسین(ع) در خداشناسی» نوشته [[غلام رسول محسنی ارزگانی]]: این نوشتار تأثیر شگرف دعای عرفه امام حسین(ع) را در خداشناسی و تبیین معارف عرفانی و اخلاقی بررسی میکند. | ||
دعای عرفه امام حسین(ع) از مهمترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده میشود. این دعا دربردارنده عالیترین آموزههـای عرفـانی و عقیـدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از | دعای عرفه امام حسین(ع) از مهمترین دعاهایی است که در روز عرفه و در صحرای عرفات و دیگر اماکن خوانده میشود. این دعا دربردارنده عالیترین آموزههـای عرفـانی و عقیـدتی است که امام حسین(ع) همراه گروهـی از خاندان و یـارانش در صـحرای عرفـات خوانده است. دعای عرفه امام حسین(ع) دربردارنده مطالب فراوانی است کـه برخـی از مهمترین محورهای آن عبارت است از: شناخت خداوند و بیان صفات الهی، تجدید عهد و پیمان بـا پروردگار، شناخت پیامبران و تحکیم ارتباط با آنها، توجه به آخرت و اظهـار عقیـده قلبـی، سیر اندیشه در آفاق جهان و یادآوری نعمتهای بیکران الهـی بـر انسـان و حمـد و سـپاس خداوند بر آنها، تضرع به درگاه خداوند و اقرار به گناهان و توبه و انابه و درخواسـت عفـو و رویآوردن به صفات پسندیده و اعمال خیر و...؛ اما آنچه در تحقیق حاضر بـه آن پرداخته شده، فرازهای از این دعای عرفانی است که با رویکرد عرفانی توجه شـده و بـه موضـوعات ذیل بررسی و ارائه گردیده که عبارتاند از: جلوههای توحیدی و اخلاقی، معرفت خداوند و هدف خلقت، قلمرو معرفت از نگاه معرفت فطری و همگانی، معرفـت عقلـی و برهـانی و آثار و پیامدهای معرفت خدا<ref>همان: ص197</ref>. | ||
«نقش آموزههای سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزههای سـلوکی کتب اخلاقیـون نجـف در گسـترش عرفـان اسلامی میپردازد. برای نشاندادن تأثیر و نقش این آموزههای سلوکی بهصورت نظاممند مطرح میگردد و از این طریق، تأثیر آموزههای ایشان بر گسترش عرفان اسـلامی نشـان داده میشود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سـه مرتبـه افعـالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیـز از طریـق نفـی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفـان و سـلوک شریعتمحور است و نهتنها تمام آموزههای خود را از قرآن و روایات میگیرند، بلکه تأکید میکنند بـرای رسیدن بهغایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهمترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان میدهند آموزههای عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سـپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد<ref>همان: ص233</ref>. | «نقش آموزههای سلوکی مکتب اخلاقی عرفانی نجف در اخلاق و عرفان» نوشته [[محمود الشیخ]]: مقاله هشتم به بررسی نقش آموزههای سـلوکی کتب اخلاقیـون نجـف در گسـترش عرفـان اسلامی میپردازد. برای نشاندادن تأثیر و نقش این آموزههای سلوکی بهصورت نظاممند مطرح میگردد و از این طریق، تأثیر آموزههای ایشان بر گسترش عرفان اسـلامی نشـان داده میشود. غایت سلوک از نظر اخلاقیون نجف، توحید در هر سـه مرتبـه افعـالی، صـفاتی و ذاتی است. راه رسیدن به این غایت، معرفت نفس است و معرفت نفس نیـز از طریـق نفـی خواطر ممکن است. در تمام این مراحل، تأکید ایشان بر عرفـان و سـلوک شریعتمحور است و نهتنها تمام آموزههای خود را از قرآن و روایات میگیرند، بلکه تأکید میکنند بـرای رسیدن بهغایت سلوک راهی جز عمل به شریعت و عمل به دستورات آن نیست. مهمترین تأثیر ایشان بر عرفان اسلامی نیز همین امر است که نشان میدهند آموزههای عرفان در خود اسلام به نحو کامل وجود دارد و چنین نیست که مسلمین خود به آن پی برده باشند و سـپس مورد رضایت خدا و رسول واقع شده باشد<ref>همان: ص233</ref>. | ||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
«[[سید بن طاووس]] (بنیانگذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضیالدین علی بن طاووس را بهعنوان بنیانگذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی میکند. | «[[سید بن طاووس]] (بنیانگذار تربیت عرفانی کودک)» نوشته سید [[محمدحسین حسینی]]: این مقاله، سید رضیالدین علی بن طاووس را بهعنوان بنیانگذار مکتب تربیت عرفانی کودک معرفی میکند. | ||
یکی از انواع تربیتها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الـی اللـه و غایـت نهاییاش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همـین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قلههای بلند معنوی را فـتح | یکی از انواع تربیتها، تربیت عرفانی یا تربیت سلوکی است کـه مسـیر اصـلی آن، رشـد و پرورش قلبی انسان و غایت میانی آن، قراردادن مربی در طریـق سـلوک الـی اللـه و غایـت نهاییاش، تقرب به خداوند و رسیدن به مقامات بلند معنوی، است. تفاوت این نوع تربیـت با انواع دیگر از تربیت، از قبیل تربیت عبادی و تربیت اخلاقی و تربیت دینی و... در همـین غایت و هدف است. برای اینکه انسان، قلههای بلند معنوی را فـتح کند بایـد تربیـت او از دوران خردسالی و بلکه زمینهسازی آن از زمان پیش از آن، آغاز گردد. خطمشی بسـیاری از علما در تربیت فرزند، بر تربیت اخلاقی و توصیههای اخلاقی به فرزندان خود اسـت. تأثیر علمایی چون [[سید بن طاووس]] در طرح و تفصیل تربیـت عرفـانی بـرای فرزندان و در سـنین کودکی چگونه است؟ (سؤال) از متون دینی، استشمام میشود که هـدف از تربیـت مطـابق عبادت احراری، تربیت عرفانی است. اولین کسی که خلأ تربیت سلوکی و عرفانی را حـس کرده و در قالب کتاب، فرزند خود را در فرایند تربیت عرفانی قـرار داده و دستورالعملهای توحیدی و عرفانی به او میدهد، جناب [[سید بن طاووس]] نویسـنده کتاب «کشـف المحجـه لثمرة المهجه» است. (یافته) این کتاب با قلـم عمیـق و معنوی شخصـی نگاشـته شـده کـه قلههای رفیع معنوی را سپری کرده و درحالیکه به سنین کهنسالی رسیده است فرزند خـود را به این راه فرامیخواند. در این مقاله به روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر کتاب فوق، بـه مباحثی همچون تربیت سلوکی کـودک و امکـان آن از دوران تمییـز و رشـد عقلـی و برنامـه عملی و معرفتی تربیت سلوکی کودک در این دوره، از نگاه جناب سید خواهد پرداخت<ref>همان: ص267</ref>. | ||
«نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | «نقش سید [[حیدر آملی]] در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[سید حسین ابراهیمیان]] و [[رضا اسدپور]]:این مقاله به بررسی سهم سید حیدر آملی در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]: | ««تمهید القواعد»؛ نخستین متن درس در عرفان نظری» نوشته [[حسن رمضانی]]: | ||
کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر مـتن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معـروف ُترکـه و شـرحش، از آن صائنالدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ کـه بـه ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظریاند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزههای عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار میدهند. ایـن کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فـن یادشـده اسـت، تنهـا مـتن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تن از عارفـان شیعیمذهب ـ یکـی تحـت عنوان مصنف و دیگری بهعنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقهمندان واقـع گشـته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشارههای ـ هر چند مختصر ـ به بیانپذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسـائل ذوقـی و مطالـب عرفـانی و نیـز جایگاه کتاب یادشده را در حوزههای درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کـرده، سپس به معرفی مهمترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجـوب وجـود و | کتاب «تمهید القواعد» (این کتاب مشـتمل بـر مـتن و شرح است. متن آن ِ تصنیف ابوحامد، محمد اصفهانی، ِ معـروف ُترکـه و شـرحش، از آن صائنالدین علی بن محمد ُترکه(نوه ابوحامد) است) کنار دو کتاب «شرح فصوص قیصری» و «مصباح الانس» ـ کـه بـه ترتیب دومین و سومین متن درسی در فن عرفان نظریاند ـ نخستین کتابی است که مشتاقان معارف ذوقی و عرفانی آن را در حوزههای عرفانی مورد تدریس و تدرس قرار میدهند. ایـن کتاب افزون بر این که متنی متین، مختصر و نسبتا جامع در فـن یادشـده اسـت، تنهـا مـتن درسی در فن عرفان نظری است که توسط دو تن از عارفـان شیعیمذهب ـ یکـی تحـت عنوان مصنف و دیگری بهعنوان شارح ـ تصنیف شده و مورد اقبال علاقهمندان واقـع گشـته است. مقاله پیش رو بر آن است ضمن اشارههای ـ هر چند مختصر ـ به بیانپذیری مشاهدات عرفانی و نیز تاریخچه تکون عرفان نظری و فرایند تدوین کتب درسی این فن، نقـش و تأثیر مصنف و شارح کتاب «تمهید القواعد» را در تبیین مسـائل ذوقـی و مطالـب عرفـانی و نیـز جایگاه کتاب یادشده را در حوزههای درسی عرفان، ً خصوصا عرفان شیعی، مشخص کـرده، سپس به معرفی مهمترین مباحث آن، یعنی: وحدت و وجـوب وجـود و تعینات، مظـاهر و عوالم وجود و مظهریت تامه انسان کامل و... بپردازد؛ البته سـعی و تلاش کسـانی کـه بـه تصحیح، تعلیق، شرح، چاپ و نشر کتاب «تمهید القواعد» همـت گماشتهاند از دیـد و بررسی این مقاله پنهان نمانده است<ref>همان: ص333</ref>. | ||
«نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]: | «نقش [[سید علی قاضی]] در ایجاد مکتب عرفانی شیعی در عصر اخیر» نوشته [[مهدی زندیه]]: | ||
| خط ۸۳: | خط ۸۳: | ||
«نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روحالله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | «نقش [[امام خمینی]](ره) در گسترش عرفان اسلامی» نوشته [[روحالله سوری]]: مقاله سیزدهم به بررسی جامع و مستند نقش [[امام خمینی]](ره) در توسعه عرفان اسلامی میپردازد. | ||
نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متون عرفـانی، درسهای اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم مینمود. | نویسنده معتقد است که: امام خمینی نقش مهمی در گسترش عرفان اسلامی دارد. او افزون بر تدریس متون عرفـانی، درسهای اخلاق خود را بر اساس مبانی عرفانی تنظیم مینمود. همچنین بـا کمـک مبـانی عرفانی به شرح برخی آیات و ادعیه پرداخت و اسرار عرفانی برخـی عبـادات را تبیـین کـرد. توحید عارفانه که در رفتار، گفتار و نوشتار او نمایان شده، ریشه اندیشه او بود. [[امام خمینی]] برای مداوای بیماریهای اخلاقی بـه تبیـین توحیـد و لـوازم اخلاقـی آن میپرداخت و از بحثهای توصیفی و تاریخی پرهیز میکرد. او که در عرفان نظری و عملی شـاگرد آیتالله [[شاهآبادی]] بود، از ایشان به بزرگی یاد مینمود؛ امـا اسـتقلال فکـری داشـت و گـاه نظراتی متفاوت با اساتید خویش ارائه میداد. امام نوآوریهایی عرفانی نیز داشت؛ چنانکه گاه تقریرهای جدیدی از مسائل ارائه میداد و گاه لوازم جدیدی برای یک نظریه برمیشمرد. ویژگی دیگر او عرفان ادبـی اسـت کـه قلمـی قوی و گیرا به او بخشیده و جانودل مخاطبین خود را منقلب میکرد. [[امام خمینی]] عرفان را از حالت فردی به اجتماعی کشید و از هـیچ تلاشـی بـرای اشـاعه توحید عرفانی فرونمیگذاشت. او در عین مراعاتهای اخلاقـی و مراقبههای قلبـی، بـه مبارزات سیاسی پرداخت و مردم ایران را از حکومت طاغوت رهایی بخشید. توحیدمحوری [[امام خمینی]] سبب مبارزه و براندازی بتهای درونی و بیرونی میشد و جـز حکومـت و ولایت الله، هیچ حکومتی را نمیپذیرفت. نظریـه «ولایتفقیه» بازتاب همـان اندیشـه توحیدی در صحنه اجتماعی بود. از نگاه او سعادت حقیقی یک جامعه تنهـا از راه «توحیـد کلمه در کلمه توحید» تأمین میشود<ref>همان: ص389</ref>. | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||