۱٬۹۴۴
ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
بخش آغازین (دیباچه) به معرفی مقام و منزلت علمی و فلسفی [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، تسلط او بر علوم مختلف و اشاراتی به شهرت دیرینه و پایدار وی در ایران و جهان میپردازد. این بخش اختلافات نظر در مورد شخصیت خیام، از جمله اتهامات زندیق، ملحد، دهری و همچنین انتساب وی به تصوف را مطرح میکند و تأکید دارد که بسیاری از رباعیات جمعآوری شده توسط دیگران، توسط دوستداران [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] برای دفاع از او فراهم آمده است. همچنین اشاره میکند که رباعیات، دایرةالمعارف شعر زندگی فکری ایرانیان به شمار میرود<ref>دیباچه، ص1- 4</ref>. | بخش آغازین (دیباچه) به معرفی مقام و منزلت علمی و فلسفی [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، تسلط او بر علوم مختلف و اشاراتی به شهرت دیرینه و پایدار وی در ایران و جهان میپردازد. این بخش اختلافات نظر در مورد شخصیت خیام، از جمله اتهامات زندیق، ملحد، دهری و همچنین انتساب وی به تصوف را مطرح میکند و تأکید دارد که بسیاری از رباعیات جمعآوری شده توسط دیگران، توسط دوستداران [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] برای دفاع از او فراهم آمده است. همچنین اشاره میکند که رباعیات، دایرةالمعارف شعر زندگی فکری ایرانیان به شمار میرود<ref>دیباچه، ص1- 4</ref>. | ||
در بخش خیام در آثار خویش، به بیان این موضوع پرداخته شده است که شهرت اصلی خیام به دلیل رباعیات است، هرچند که تنها دوازده رباعی به طور قطعی به او منسوب است: در این قسمت از مجموعه مقالات، چهار نفر از مشاهیر دانشمندان که | در بخش خیام در آثار خویش، به بیان این موضوع پرداخته شده است که شهرت اصلی خیام به دلیل رباعیات است، هرچند که تنها دوازده رباعی به طور قطعی به او منسوب است: در این قسمت از مجموعه مقالات، به چهار نفر از مشاهیر دانشمندان که استاد خیام، معرفی شدهاند، از جمله [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخالرئیس ابوعلی سینا]]، امام [[موفق نیشابوری]]، [[ابوالحسن انباری حکیم]]، [[اشعری، علی بن اسماعیل|ابوالحسن اشعری]] (که از لحاظ فاصله زمانی اشعری با [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] این مورد بعید به نظر میرسد.)، اشاره میشود. همچنین، به نقل از [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخالرئیس]]، در پاسخ به نامهٔ خواجهامام [[ابو النصر محمد بن عبدالرحیم نَسَوی]]، به بحث در موضوع حکمت خداوند در آفرینش جهان و تکلیف مردم به عبادات در «رسالهی کون و تکلیف» [[خیام]] اشاره میشود. نویسنده، درخواست [[نسوی]] را دلیلی بر رد نسبتهایی به [[خیام]] مانند مادی، دهری، طبیعی، ملحد و منکر بودن میداند. پس از آن به ترجمه یکی از خطبههای [[ابن سینا، حسین بن عبدالله|شیخالرئیس]] از عربی به فارسی اشاره و قسمت اول خطبه عربی و ترجمه آن را نقل میکند. همچنین ترجمه فارسی مقدمه [[خیام]] در رساله «جبر و مقابله» را در شکایت از گردش روزگار یادآور میشود. «رساله فی الوجود»، «رساله در علم کلیات» و «روضه القلوب» تالیفات دیگر [[خیام]] است که نویسنده برای رد آن تهمتها به کنکاش آنها میپردازد<ref>متن کتاب، ص5- 17</ref>. | ||
بخش خیام و مآخذ فارسی، با ارجاع به منابعی چون | بخش [[خیام]] و مآخذ فارسی، با ارجاع به منابعی چون «شاهنامه فردوسی» و رسالههای دیگر، به بررسی جایگاه خیام در ادبیات فارسی میپردازد. از جمله منابع مهم، نامهای از شاعر مشهور [[سنایی، مجدود بن آدم|سنایی]] است که به عظمت خیام اشاره دارد که نویسنده آن را آورده است. همچنین، نظامی [[عروضی سمرقندی]] که معاصر خیام بوده و در مجلس انس با وی معاشرت نموده و برای او حق استادی قائل بوده است در سه حکایت [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] را از بزرگان علم نجوم شمرده است که هر سه حکایت در این بخش آمده است. و نیز شاعر شهیر قرن ششم هجری [[افضلالدین ابراهیم بن علی خاقانی شیروانی]] ضمن قصیدهای نامی از [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] برده است. | ||
حکایت مشهور سه دوست دوران کودکی ( | حکایت مشهور سه دوست دوران کودکی ([[نظامالملک]]، [[حسن صباح]] و عمر [[خیام]]) را نقل میکند که حکیم عمر [[خیام]] با [[نظامالملک، حسن بن علی|نظامالملک]] عهد دوستی بسته بود. | ||
نویسنده از برخی دیگر مانند: رشیدالدین | نویسنده از برخی دیگر مانند: [[رشیدالدین فضلالله]]، [[مستوفی، حمدالله|حمدالله مستوفی قزوینی]]، [[خسرو ابرقوهی]] و [[یار احمد رشیدی تبریزی]] درباره [[خیام]]، مطالب یا رباعیاتی نقل میکند. | ||
وی نوشته [[براون، ادوارد گرانویل|ادوارد براون]] را کاملترین شرححال درباره [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] میداند و کلام [[قزوینی، محمد|محمد بن عبدالوهاب قزوینی]] را درباره ذکر خیام در کتب تاریخ و رفاقت وی با حسن صباح و | وی نوشته [[براون، ادوارد گرانویل|ادوارد براون]] را کاملترین شرححال درباره [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] میداند و کلام [[قزوینی، محمد|محمد بن عبدالوهاب قزوینی]] را درباره ذکر [[خیام]] در کتب تاریخ و رفاقت وی با [[حسن صباح]] و [[نظامالملک]]، قول [[ابن اثیر]] در «الکامل فی التاریخ»، مکاتبه خیام با [[ابوسعید فضلالله بن ابی الخیر]] و موثقتر بودن سال 509ق را در وفات [[خیام]]، بیان میکند<ref> همان، ص18- 55</ref>. | ||
در بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ عربی، مستندات از منابع عربی بررسی میشود. گفتار [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] در کتاب «الزاجر»، [[خازنی]] در کتاب «میزانالحکمه»، [[بیهقی، علی بن زید|بیهقی]] در [[تتمه صوان الحکمه]] و [[عمادالدین کاتب، محمد بن محمد|عمادالدین کاتب]] در «[[خريدة القصر و جريدة العصر|خریدة القصر]]»، [[شهرزوری، محمد بن محمود|شهروزی]] در «[[نزهة الارواح و روضة الافراح (تاریخ الحکماء)|نزهة الارواح]]»، [[ابن اثیر، علی بن محمد|ابن اثیر]] در «[[الكامل في التاريخ|الکامل فی التاریخ]]»، [[قفطی، علی بن یوسف|قفطی]]، در «[[تاریخ الحکماء قفطی|تاریخ الحکما]]»، از جمله نویسندگان عربزبانی هستند که از [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] بهعنوان حکیمی برجسته یاد میکنند که در علوم ریاضی، حکمت و فلسفه سرآمد بود و پایانبخش این قسمت، نقل بیان قسم دوم «المنجد» در ماده [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] است<ref>همان، ص56- 85</ref>. | در بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و مآخذ عربی، مستندات از منابع عربی بررسی میشود. گفتار [[زمخشری، محمود بن عمر|زمخشری]] در کتاب «الزاجر»، [[خازنی]] در کتاب «میزانالحکمه»، [[بیهقی، علی بن زید|بیهقی]] در [[تتمه صوان الحکمه]] و [[عمادالدین کاتب، محمد بن محمد|عمادالدین کاتب]] در «[[خريدة القصر و جريدة العصر|خریدة القصر]]»، [[شهرزوری، محمد بن محمود|شهروزی]] در «[[نزهة الارواح و روضة الافراح (تاریخ الحکماء)|نزهة الارواح]]»، [[ابن اثیر، علی بن محمد|ابن اثیر]] در «[[الكامل في التاريخ|الکامل فی التاریخ]]»، [[قفطی، علی بن یوسف|قفطی]]، در «[[تاریخ الحکماء قفطی|تاریخ الحکما]]»، از جمله نویسندگان عربزبانی هستند که از [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] بهعنوان حکیمی برجسته یاد میکنند که در علوم ریاضی، حکمت و فلسفه سرآمد بود و پایانبخش این قسمت، نقل بیان قسم دوم «المنجد» در ماده [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] است<ref>همان، ص56- 85</ref>. | ||
بخش خیام در زبان ترکی، اشاره میکند که نفوذ ادبی خیام به زبان ترکی نیز کشیده شده و ترجمه رباعیات او در این زبان رواج داشته است. منابع ترکی نیز بر شهرت خیام بهعنوان حکیم، شاعر، و عالم علوم و فنون تأکید میکنند. از شعرای مشهور ترک، نفعی که در قصبه حسن قلعه از توابع ارضروم متولد شده است، ظاهرا اولین کسی است که به زبان ترکی از خیام نامبرده است. | بخش [[خیام]] در زبان ترکی، اشاره میکند که نفوذ ادبی خیام به زبان ترکی نیز کشیده شده و ترجمه رباعیات او در این زبان رواج داشته است. منابع ترکی نیز بر شهرت [[خیام]] بهعنوان حکیم، شاعر، و عالم علوم و فنون تأکید میکنند. از شعرای مشهور ترک، نفعی که در قصبه حسن قلعه از توابع ارضروم متولد شده است، ظاهرا اولین کسی است که به زبان ترکی از خیام نامبرده است. | ||
مرحوم معلم فیضی در اوائل قرن چهاردهم هجری، رسالهی مختصری به زبان ترکی درباه خیام نوشته و در آن نزدیک به سی قطعه از رباعیات وی را درج کرده است. | مرحوم [[معلم فیضی]] در اوائل قرن چهاردهم هجری، رسالهی مختصری به زبان ترکی درباه [[خیام]] نوشته و در آن نزدیک به سی قطعه از رباعیات وی را درج کرده است. | ||
شمسالدین سامی بیک در کتاب «قاموس الاعلام» و عبدالله جودت بیک و برخی ادبای معاصر ترکیه نیز مطالبی درباره خیام نوشته یا ترجمه کردهاند<ref>همان، ص86- 97</ref>. | [[شمسالدین سامی بیک]] در کتاب «قاموس الاعلام» و [[عبدالله جودت بیک]] و برخی ادبای معاصر ترکیه نیز مطالبی درباره [[خیام]] نوشته یا ترجمه کردهاند<ref>همان، ص86- 97</ref>. | ||
در بخش آرا و عقاید برخی از دانشمندان مغربزمین درباره خیام، به نظریات دانشمندانی همچون بارتلمی | در بخش آرا و عقاید برخی از دانشمندان مغربزمین درباره خیام، به نظریات دانشمندانی همچون [[بارتلمی دربلو]]، [[ارنست رنان]]، [[فرنان هانری]] و [[ادوارد برون]] پیرامون خیام و بزرگداشت مقام و منزلت وی، اشاره شده است<ref>همان، ص98- 110</ref>. | ||
بخش ترجمههای رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، تمرکز بر روی رواج رباعیات خیام در غرب و ترجمههای مشهور است. ترجمه ادوارد فیتزجرالد به زبان انگلیسی که برای اولینبار در سال ۱۸۵۹ میلادی منتشر شد، مهمترین عامل شهرت جهانی خیام معرفی شده است. همچنین، به ترجمههای فرانسوی (توسط مسیو نیکلا و گارسن دو تاسی)، آلمانی، ایتالیایی و دیگر زبانها که در قرون نوزدهم و بیستم منتشر شدند اشاره کرده و مورد بررسی قرار میدهد<ref>همان، ص111- 133</ref>. | بخش ترجمههای رباعیات [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، تمرکز بر روی رواج رباعیات خیام در غرب و ترجمههای مشهور است. ترجمه [[ادوارد فیتزجرالد]] به زبان انگلیسی که برای اولینبار در سال ۱۸۵۹ میلادی منتشر شد، مهمترین عامل شهرت جهانی [[خیام]] معرفی شده است. همچنین، به ترجمههای فرانسوی (توسط مسیو [[نیکلا]] و [[گارسن دو تاسی]])، آلمانی، ایتالیایی و دیگر زبانها که در قرون نوزدهم و بیستم منتشر شدند اشاره کرده و مورد بررسی قرار میدهد<ref>همان، ص111- 133</ref>. | ||
بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و تصوف، احتمال تأویلات صوفیانه بر رباعیات خیام را بررسی میکند. برخی مفسران، مضامینی چون می و خرابات را استعارهای از عشق الهی و تجربه عرفانی دانستهاند. اما در مقابل، دیدگاههایی نیز مطرح است که خیام را صوفی نمیدانند و معتقدند که لحن اشعار او، به دلیل سادگی و وضوح در بیان مفاهیم مادی و دنیوی، با تصوف سازگاری ندارد<ref>همان، ص169- 177</ref>. | بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و تصوف، احتمال تأویلات صوفیانه بر رباعیات خیام را بررسی میکند. برخی مفسران، مضامینی چون می و خرابات را استعارهای از عشق الهی و تجربه عرفانی دانستهاند. اما در مقابل، دیدگاههایی نیز مطرح است که [[خیام]] را صوفی نمیدانند و معتقدند که لحن اشعار او، به دلیل سادگی و وضوح در بیان مفاهیم مادی و دنیوی، با تصوف سازگاری ندارد<ref>همان، ص169- 177</ref>. | ||
در بحث خیام و جبر و اختیار، منابع به اختلاف عقاید در مورد گرایشهای فلسفی خیام میپردازند؛ از یک سو، اشعار او به سمت جبر و نفی ارادهٔ آزاد میل دارد که باعث شده برخی او را ملحد، دهری یا طبیعی مذهب بدانند؛ از سوی دیگر، عدهای معتقدند این اشارات صرفاً بیان هنری و کنایی مفاهیم عمیق فلسفی یا مقابله با تعصب مذهبی اهلزمانه است<ref>همان، ص184- 193</ref>. | در بحث [[خیام]] و جبر و اختیار، منابع به اختلاف عقاید در مورد گرایشهای فلسفی [[خیام]] میپردازند؛ از یک سو، اشعار او به سمت جبر و نفی ارادهٔ آزاد میل دارد که باعث شده برخی او را ملحد، دهری یا طبیعی مذهب بدانند؛ از سوی دیگر، عدهای معتقدند این اشارات صرفاً بیان هنری و کنایی مفاهیم عمیق فلسفی یا مقابله با تعصب مذهبی اهلزمانه است<ref>همان، ص184- 193</ref>. | ||
شهرت [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و علل آن، خیام و شراب، خیام و شعر، خیام و تناسخ، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و اسماعیلیان، نسبتهای دیگری که به خیام داده شده، افسانههایی راجع به خیام، خیام و فلسفه و تطور افکار او و در نهایت، آثار و آرامگاه خیام و اختلاط رباعیات خیام و طرق تنقیح آنها، از دیگر موضوعات و مضامین مطرح شده در کتاب است. | شهرت [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و علل آن، خیام و شراب، خیام و شعر، خیام و تناسخ، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]] و اسماعیلیان، نسبتهای دیگری که به خیام داده شده، افسانههایی راجع به خیام، خیام و فلسفه و تطور افکار او و در نهایت، آثار و آرامگاه خیام و اختلاط رباعیات خیام و طرق تنقیح آنها، از دیگر موضوعات و مضامین مطرح شده در کتاب است. | ||