فلسفه دين (جان هیک): تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات کتاب | تصویر =NUR41404J1.jpg | عنوان = فلسفه دين(هیک، جان) | عنوان‌های دیگر = | پدیدآورندگان | پدیدآوران = هیک، جان (نويسنده) سالکی، بهزاد (مترجم) |زبان | زبان = فارسی | کد کنگره = /ه86 ف8 51 BL | موضوع =دین - فلسفه |ناشر | ناشر = انتشارات ب...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۲۵: خط ۲۵:
| پیش از =  
| پیش از =  
}}
}}
'''فلسفه دین'''، اثر [[جان هیک]] (۱۹۲۲-۲۰۱۲م)، فیلسوف دین و نظریه‌پرداز شناخته‌شده در معرفت‌شناسی دین و کثرت‌گرایی دینی، با ترجمه بهزاد سالکی است. این کتاب، به بررسی جامع مسائل بنیادی فلسفه دین می‌پردازد؛ از مفاهیم اصلی خدا و براهین وجود او گرفته تا چالش‌هایی نظیر مسئله شر و مسائل مربوط به وحی و ایمان.
'''فلسفه دین'''، اثر [[هیک، جان|جان هیک]] (۱۹۲۲-۲۰۱۲م)، فیلسوف دین و نظریه‌پرداز شناخته‌شده در معرفت‌شناسی دین و کثرت‌گرایی دینی، با ترجمه [[سالکی، بهزاد|بهزاد سالکی]] است. این کتاب، به بررسی جامع مسائل بنیادی فلسفه دین می‌پردازد؛ از مفاهیم اصلی خدا و براهین وجود او گرفته تا چالش‌هایی نظیر مسئله شر و مسائل مربوط به وحی و ایمان.


==انگیزه نگارش==
==انگیزه نگارش==
خط ۳۲: خط ۳۲:
==ساختار==
==ساختار==
مطالب اصلی کتاب، در یک مقدمه و یازده فصل تنظیم شده است.
مطالب اصلی کتاب، در یک مقدمه و یازده فصل تنظیم شده است.
فهرست اعلام، واژه‌نامه فارسی به انگلیسی و منابعی برای مطالعه بیشتر نیز به آخر کتاب افزوده شده است.
فهرست اعلام، واژه‌نامه فارسی به انگلیسی و منابعی برای مطالعه بیشتر نیز به آخر کتاب افزوده شده است.


خط ۳۸: خط ۳۹:
به نظر نویسنده، «می‌توان اصطلاح «فلسفه دین» را (در قیاس با اصطلاحاتی نظیر فلسفه علم، فلسفه هنر و غیره) در معنای اخص آن، یعنی تفکر فلسفی در باب دین به‌کار برد. بنا بر این تعریف، «فلسفه دین»، وسیله‌ای برای آموزش دین نیست. در واقع اساسا ضروری نیست از دیدگاه دینی به آن نگاه کنیم. کسانی که به خدا اعتقاد ندارند، لاادریون و افراد متدین، به‌یکسان می‌توانند به تفکر فلسفی در باب دین بپردازند و در واقع همین کار هم می‌کنند؛ ازاین‌رو، فلسفه دین، شاخه‌ای از الهیات نیست (در اینجا منظور از الهیات، تدوین منظم عقاید دینی است)، بلکه شعبه‌ای از فلسفه است. فلسفه دین، مفاهیم و نظام‌های اعتقادی دینی و نیز پدیده‌های اصلی تجربه دینی و مراسم عبادی و اندیشه‌ای را که این نظام‌های عقیدتی بر آن مبتنی هستند، مورد مطالعه قرار می‌دهد. ازاین‌رو، فلسفه دین، دانش ثانوی یا مع‌الواسطه است و از موضوع تحقیق خود استقلال دارد. خود فلسفه دین، جزیی از قلمرو موضوعات دینی نیست، بلکه به‌عنوان مثال، مانند فلسفه حقوق است نسبت به حوزه مطالعات حقوقی و مفاهیم و دلایل قضایی و مانند فلسفه هنر است نسبت به پدیده‌های هنری و نسبت به مقولات و روش‌های مباحث زیبایی‌شناسی. ازاین‌رو، فلسفه دین، مربوط است به ادیان خاص و مکاتب الهیاتی کلیه ادیان؛ به همان صورت که فلسفه علم به علوم خاص مربوط است. فلسفه دین می‌کوشد به تحلیل مفاهیمی نظیر خدا، تکلیف اخلاقی، برهمن، رستگاری، عبادت، خلقت، قربانی، نیروانا، حیات ابدی و نظایر آنها بپردازد و ماهیت زبان دینی را در مقایسه با زبان عادی روزمره، زبان کشفیات علم، زبان اخلاق و زبان تعابیر خیال‌آمیز هنرها مکشوف سازد»<ref>ر.ک: همان، ص21-22</ref>.
به نظر نویسنده، «می‌توان اصطلاح «فلسفه دین» را (در قیاس با اصطلاحاتی نظیر فلسفه علم، فلسفه هنر و غیره) در معنای اخص آن، یعنی تفکر فلسفی در باب دین به‌کار برد. بنا بر این تعریف، «فلسفه دین»، وسیله‌ای برای آموزش دین نیست. در واقع اساسا ضروری نیست از دیدگاه دینی به آن نگاه کنیم. کسانی که به خدا اعتقاد ندارند، لاادریون و افراد متدین، به‌یکسان می‌توانند به تفکر فلسفی در باب دین بپردازند و در واقع همین کار هم می‌کنند؛ ازاین‌رو، فلسفه دین، شاخه‌ای از الهیات نیست (در اینجا منظور از الهیات، تدوین منظم عقاید دینی است)، بلکه شعبه‌ای از فلسفه است. فلسفه دین، مفاهیم و نظام‌های اعتقادی دینی و نیز پدیده‌های اصلی تجربه دینی و مراسم عبادی و اندیشه‌ای را که این نظام‌های عقیدتی بر آن مبتنی هستند، مورد مطالعه قرار می‌دهد. ازاین‌رو، فلسفه دین، دانش ثانوی یا مع‌الواسطه است و از موضوع تحقیق خود استقلال دارد. خود فلسفه دین، جزیی از قلمرو موضوعات دینی نیست، بلکه به‌عنوان مثال، مانند فلسفه حقوق است نسبت به حوزه مطالعات حقوقی و مفاهیم و دلایل قضایی و مانند فلسفه هنر است نسبت به پدیده‌های هنری و نسبت به مقولات و روش‌های مباحث زیبایی‌شناسی. ازاین‌رو، فلسفه دین، مربوط است به ادیان خاص و مکاتب الهیاتی کلیه ادیان؛ به همان صورت که فلسفه علم به علوم خاص مربوط است. فلسفه دین می‌کوشد به تحلیل مفاهیمی نظیر خدا، تکلیف اخلاقی، برهمن، رستگاری، عبادت، خلقت، قربانی، نیروانا، حیات ابدی و نظایر آنها بپردازد و ماهیت زبان دینی را در مقایسه با زبان عادی روزمره، زبان کشفیات علم، زبان اخلاق و زبان تعابیر خیال‌آمیز هنرها مکشوف سازد»<ref>ر.ک: همان، ص21-22</ref>.


* فصل یک (مفهوم یهودی - مسیحی خدا): نویسنده در این فصل، به تبیین مفهوم خدا در سنت یهودی - مسیحی می‌پردازد و در این زمینه موضوعاتی همچون: یکتاپرستی، «نامتناهی، قائم به ذات»، «آفریننده جهان»، «تشخص خدا»، «حب الهی، خیر مطلق» و «امر قدسی» را تبیین می‌کند<ref>ر.ک: همان، ص29-46</ref>.
فصل یک (مفهوم یهودی - مسیحی خدا): نویسنده در این فصل، به تبیین مفهوم خدا در سنت یهودی - مسیحی می‌پردازد و در این زمینه موضوعاتی همچون: یکتاپرستی، «نامتناهی، قائم به ذات»، «آفریننده جهان»، «تشخص خدا»، «حب الهی، خیر مطلق» و «امر قدسی» را تبیین می‌کند<ref>ر.ک: همان، ص29-46</ref>.


فصل دوم (دلایل اعتقاد به وجود خدا): این بخش، به بررسی براهین سنتی اثبات وجود خدا اختصاص دارد. نویسنده به تحلیل و نقد برهان وجودی (از اشکال مختلف آن گرفته تا انتقاداتی که به آن وارد شده است) می‌پردازد. در ادامه، برهان علت نخستین و برهان جهان‌شناختی، برهان نظم (یا غایت‌شناختی) و انتقادات دیوید هیوم به آن، برهان اخلاقی و همچنین براهین مبتنی بر حوادث و تجارب دینی خاص بررسی می‌شوند<ref>ر.ک: همان، ص47-76</ref>.
فصل دوم (دلایل اعتقاد به وجود خدا): این بخش، به بررسی براهین سنتی اثبات وجود خدا اختصاص دارد. نویسنده به تحلیل و نقد برهان وجودی (از اشکال مختلف آن گرفته تا انتقاداتی که به آن وارد شده است) می‌پردازد. در ادامه، برهان علت نخستین و برهان جهان‌شناختی، برهان نظم (یا غایت‌شناختی) و انتقادات دیوید هیوم به آن، برهان اخلاقی و همچنین براهین مبتنی بر حوادث و تجارب دینی خاص بررسی می‌شوند<ref>ر.ک: همان، ص47-76</ref>.
خط ۴۵: خط ۴۶:


فصل چهارم (مسئله شر): این فصل، به طرح مسئله شر می‌پردازد و عدل الهی را از نظر قدیس اوگوستین و قدیس ایرنائوس تبیین می‌کند و نظریه عدل الهی را در الهیات پویشی بررسی می‌نماید<ref>ر.ک: همان، ص95-126</ref>.
فصل چهارم (مسئله شر): این فصل، به طرح مسئله شر می‌پردازد و عدل الهی را از نظر قدیس اوگوستین و قدیس ایرنائوس تبیین می‌کند و نظریه عدل الهی را در الهیات پویشی بررسی می‌نماید<ref>ر.ک: همان، ص95-126</ref>.
پرداختن به مسئله شر، ازآن‌روست که: «به‌عنوان نوعی تحدی در مقابل یکتاپرستی، مسئله شر سنتاً به شکل حصر دو وجهی مطرح گردیده است: اگر خداوند به‌راستی منشأ مهر و شفقت است، باید بتواند همه شرور را نابود گرداند و اگر خداوند قادر مطلق است، باید بتواند به همه شرور پایان دهد، اما شر وجود دارد؛ بنابراین خداوند نه می‌تواند فعال ما یشاء باشد و نه کلا مهربان»<ref>ر.ک: همان، ص96</ref>.
پرداختن به مسئله شر، ازآن‌روست که: «به‌عنوان نوعی تحدی در مقابل یکتاپرستی، مسئله شر سنتاً به شکل حصر دو وجهی مطرح گردیده است: اگر خداوند به‌راستی منشأ مهر و شفقت است، باید بتواند همه شرور را نابود گرداند و اگر خداوند قادر مطلق است، باید بتواند به همه شرور پایان دهد، اما شر وجود دارد؛ بنابراین خداوند نه می‌تواند فعال ما یشاء باشد و نه کلا مهربان»<ref>ر.ک: همان، ص96</ref>.


خط ۵۰: خط ۵۲:


فصل ششم (اصالت شواهد، بنیادگرایی و اعتقاد عقلی): این فصل، به مباحث معرفت‌شناختی در فلسفه دین می‌پردازد. نویسنده، به محدودیت‌های رویکرد اصالت شواهد اشاره کرده و مفهوم «اعتقاد عقلی بدون برهان» را توضیح می‌دهد. همچنین به مفهوم «باورهای بنیادی دینی» می‌پردازد و در انتها، بحث «خطر ایمان داشتن» را مطرح می‌کند<ref>ر.ک: همان، ص157-183</ref>.
فصل ششم (اصالت شواهد، بنیادگرایی و اعتقاد عقلی): این فصل، به مباحث معرفت‌شناختی در فلسفه دین می‌پردازد. نویسنده، به محدودیت‌های رویکرد اصالت شواهد اشاره کرده و مفهوم «اعتقاد عقلی بدون برهان» را توضیح می‌دهد. همچنین به مفهوم «باورهای بنیادی دینی» می‌پردازد و در انتها، بحث «خطر ایمان داشتن» را مطرح می‌کند<ref>ر.ک: همان، ص157-183</ref>.
طرح بحث «خطر ایمان داشتن»، ازآن‌روست که: «اگر انسان مؤمن در واقع دچار خطا باشد، به ورطه حقارت و پستی قصور در مواجهه با توهم و فریب سقوط نموده است. به نظر می‌رسد که ما به‌عنوان موجواتی محدود و جاهل در جهانی زندگی می‌کنیم که هم به باور دینی دعوت می‌کند و هم باوجود این، این امکان را در مقابل ما قرار می‌دهد که این دعوت، ممکن است فریب و توهم باشد»<ref>ر.ک: همان، ص183</ref>.
طرح بحث «خطر ایمان داشتن»، ازآن‌روست که: «اگر انسان مؤمن در واقع دچار خطا باشد، به ورطه حقارت و پستی قصور در مواجهه با توهم و فریب سقوط نموده است. به نظر می‌رسد که ما به‌عنوان موجواتی محدود و جاهل در جهانی زندگی می‌کنیم که هم به باور دینی دعوت می‌کند و هم باوجود این، این امکان را در مقابل ما قرار می‌دهد که این دعوت، ممکن است فریب و توهم باشد»<ref>ر.ک: همان، ص183</ref>.


خط ۶۹: خط ۷۲:


[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:کتاب‌شناسی]]
[[رده:ادیان. اسطوره شناسی. خردگرایی]]
[[رده:ادیان، اسطوره‌شناسی، خردگرایی]]
[[رده:فلسفه دین. روانشناسی دین. دین در ارتباط با دیگر موضوعات]]
[[رده:فلسفه دین، روانشناسی دین، دین در ارتباط با دیگر موضوعات]]
 
[[رده:مقالات بازبینی شده2 دی 1404]]
[[رده:مقالات بازبینی نشده2]]
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ آذر 1404 توسط عباس مکرمی]]
[[رده:مقاله نوشته شده در تاریخ آذر 1404 توسط عباس مکرمی]]
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ آذر 1404 توسط محسن عزیزی]]
[[رده:مقاله بازبینی شده در تاریخ آذر 1404 توسط محسن عزیزی]]