وصف طعام: دیوان اطعمه مولانا ابواسحاق حلاج شیرازی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۶: خط ۲۶:
}}
}}


'''وصف طعام: دیوان اطعمۀ مولانا ابواسحاق حلاج شیرازی بر اساس نسخۀ تصحیح‌شدۀ میرزا حبیب اصفهانی''' به کوشش محسن آزرم؛ این کتاب دیوان بسحاق اطعمۀ شیرازی است که کتابی کم‌نظیر محسوب می‌شود و سفرۀ مردمان روزگار تیموریان و خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های آن دوران را به دست ما رسانده است.
'''وصف طعام: دیوان اطعمۀ مولانا ابواسحاق حلاج شیرازی بر اساس نسخۀ تصحیح‌شدۀ میرزا حبیب اصفهانی''' به کوشش [[آزرم، محسن|محسن آزرم]]؛ این کتاب دیوان [[بسحاق اطعمه، احمد بن حلاج|ابواسحاق اطعمۀ شیرازی]] است که کتابی کم‌نظیر محسوب می‌شود و سفرۀ مردمان روزگار تیموریان و خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های آن دوران را به دست ما رسانده است.


==ساختار==
==ساختار==
خط ۳۲: خط ۳۲:


==گزارش کتاب==
==گزارش کتاب==
کتاب «وصف طعام: دیوان اطعمۀ مولانا ابواسحاق حلاج شیرازی» به کوشش محسن آزرم، اثر ارزشمندی از شیخ جمال‌الدین (یا فخرالدین) ابواسحاق حلاج شیرازی، شاعر مبتکر و طنزپرداز قرن نهم هجری است. این شاعر شیرازی که به بسحاق اطعمه نیز معروف است، به جای سرودن غزل درباره معشوق و محبوب مانند بیشتر شاعران همعصرش، زبان به ستایش خوردنی‌ها و نوشیدنی‌هایی گشوده که در سفره توده مردم یافت می‌شده است.
کتاب «وصف طعام: دیوان اطعمۀ مولانا ابواسحاق حلاج شیرازی» به کوشش [[آزرم، محسن|محسن آزرم]]، اثر ارزشمندی از شیخ جمال‌الدین (یا فخرالدین) [[ابواسحاق حلاج شیرازی]]، شاعر مبتکر و طنزپرداز قرن نهم هجری است. این شاعر شیرازی که به بسحاق اطعمه نیز معروف است، به جای سرودن غزل درباره معشوق و محبوب مانند بیشتر شاعران همعصرش، زبان به ستایش خوردنی‌ها و نوشیدنی‌هایی گشوده که در سفره توده مردم یافت می‌شده است.


ابواسحاق حلاج شیرازی در نیمۀ اول قرن نهم هجری می‌زیست و در عهد حکومت سلطان اسکندر بن عمر شیخ بر فارس، از ندمای او بود. وی شعرهای خود را به صورت نقیضه‌هایی در وصف و مدح خوردنی‌های گوناگون سروده و از همین رو در تاریخ ادبیات به شیخ اطعمه معروف شده است. اشعار او نقیضه مشهورترین و بهترین شعرهای حافظ و سعدی و دیگر شاعران نامدار است و سراسر درباره غذاهایی است که در سفره عموم مردم یافت می‌شده است.
[[ابواسحاق حلاج شیرازی]] در نیمۀ اول قرن نهم هجری می‌زیست و در عهد حکومت سلطان اسکندر بن عمر شیخ بر فارس، از ندمای او بود. وی شعرهای خود را به صورت نقیضه‌هایی در وصف و مدح خوردنی‌های گوناگون سروده و از همین رو در تاریخ ادبیات به شیخ اطعمه معروف شده است. اشعار او نقیضه مشهورترین و بهترین شعرهای حافظ و سعدی و دیگر شاعران نامدار است و سراسر درباره غذاهایی است که در سفره عموم مردم یافت می‌شده است.


یکی از ویژگی‌های برجستۀ این چاپ از دیوان اطعمه، وجود فرهنگ اطعمه و اشربه‌ای است که به قلم میرزا حبیب اصفهانی در انتهای کتاب آمده و دایرةالمعارف کوچکی از خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های دوران تیموری محسوب می‌شود. این بخش اطلاعات ارزشمندی درباره فرهنگ غذایی و آشپزی ایران در قرن نهم هجری ارائه می‌دهد.
یکی از ویژگی‌های برجستۀ این چاپ از دیوان اطعمه، وجود فرهنگ اطعمه و اشربه‌ای است که به قلم [[میرزا حبیب اصفهانی]] در انتهای کتاب آمده و دایرةالمعارف کوچکی از خوردنی‌ها و نوشیدنی‌های دوران تیموری محسوب می‌شود. این بخش اطلاعات ارزشمندی درباره فرهنگ غذایی و آشپزی ایران در قرن نهم هجری ارائه می‌دهد.


در اشعار بسحاق اطعمه، وی به جای هزل و طعن اجتماعی، جواب‌ها و استقبال‌های خود را منحصر به توصیف اغذیه و اطعمه کرده است. به یقین در ذکر این اوصاف، سخن او خالی از بیان آرزوهای پنهانی طبقات محروم جامعۀ آن زمان و شاید خود شاعر نبوده و حتی در پشت پردۀ این توصیفات غذایی، گاه به بعضی معاصران خود می‌تاخته و جنبۀ طنز به سخن خود می‌داده است.
در اشعار [[بسحاق اطعمه، احمد بن حلاج|ابواسحاق اطعمه]]، وی به جای هزل و طعن اجتماعی، جواب‌ها و استقبال‌های خود را منحصر به توصیف اغذیه و اطعمه کرده است. به یقین در ذکر این اوصاف، سخن او خالی از بیان آرزوهای پنهانی طبقات محروم جامعۀ آن زمان و شاید خود شاعر نبوده و حتی در پشت پردۀ این توصیفات غذایی، گاه به بعضی معاصران خود می‌تاخته و جنبۀ طنز به سخن خود می‌داده است.
 
نمونه‌ای از اشعار او در پاسخ به غزل [[حافظ، شمس‌الدین محمد|حافظ]] چنین است:


نمونه‌ای از اشعار او در پاسخ به غزل حافظ چنین است:
«آن‌که با شاهد پالوده رخ رنگین داد / او به لوزینه به حکمت بدن سیمین داد
«آن‌که با شاهد پالوده رخ رنگین داد / او به لوزینه به حکمت بدن سیمین داد
و آن‌که بریان تو را به دنبه به هم چندین کرد / به خیالش دل مسکین مرا تسکین داد»
و آن‌که بریان تو را به دنبه به هم چندین کرد / به خیالش دل مسکین مرا تسکین داد»