۱۵۹٬۹۴۰
ویرایش
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
Hbaghizadeh (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
}} | }} | ||
'''پنج اقلیم حضور (فردوسی، خیام، مولوی، سعدی، حافظ) بحثی دربارۀ شاعرانگی ایرانیان''' تألیف داریوش شایگان (متولد ۱۳۱۳ش)، فیلسوف و نویسنده؛ این کتاب به تحلیل و بررسی ارتباط ایرانیان با پنج شاعر بزرگ خود میپردازد و بحثی است دربارۀ شاعرانگی ایرانیان که چگونه این پنج شاعر به پایگاهی اساطیری در فرهنگ ایرانی اعتلا یافتهاند. | '''پنج اقلیم حضور (فردوسی، خیام، مولوی، سعدی، حافظ) بحثی دربارۀ شاعرانگی ایرانیان''' تألیف [[شایگان، داریوش|داریوش شایگان]] (متولد ۱۳۱۳ش)، فیلسوف و نویسنده؛ این کتاب به تحلیل و بررسی ارتباط ایرانیان با پنج شاعر بزرگ خود میپردازد و بحثی است دربارۀ شاعرانگی ایرانیان که چگونه این پنج شاعر به پایگاهی اساطیری در فرهنگ ایرانی اعتلا یافتهاند. | ||
==ساختار== | ==ساختار== | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
==گزارش کتاب== | ==گزارش کتاب== | ||
کتاب «پنج اقلیم حضور» اثر داریوش | کتاب «پنج اقلیم حضور» اثر [[شایگان، داریوش|داریوش شایگان]]، پژوهشی عمیق در مورد پنج شاعر بزرگ ایرانی - [[فردوسی، ابوالقاسم|فردوسی]]، [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، [[مولوی، جلالالدین محمد|مولوی]]، [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدی]] و [[حافظ، شمسالدین محمد|حافظ]] - و نقش آنان در شکلدهی به جهانبینی و هویت فرهنگی ایرانیان است. نویسنده در این اثر به تحلیل ارتباط دیرپای ایرانیان با این شاعران میپردازد و نشان میدهد که چگونه این پنج چهره به نمونههای اعلای بینش شاعرانه در فرهنگ ایرانی تبدیل شدهاند. | ||
شایگان در پیشگفتار کتاب بر این نکته تأکید میکند که ویژگی شاعرانگی به جهانبینی ایرانیان هویتی خللناپذیر میبخشد و اعتماد به نفس آنان را تقویت میکند. وی معتقد است گذر زمان نتوانسته است در رابطۀ دیرپای ایرانیان با این بزرگان ادب خدشهای وارد کند و فاصلۀ چند قرنی با این شاعران کوچکترین رخنهای در نگاه ایرانیان نسبت به آنان نیفکنده است. | [[شایگان، داریوش|شایگان]] در پیشگفتار کتاب بر این نکته تأکید میکند که ویژگی شاعرانگی به جهانبینی ایرانیان هویتی خللناپذیر میبخشد و اعتماد به نفس آنان را تقویت میکند. وی معتقد است گذر زمان نتوانسته است در رابطۀ دیرپای ایرانیان با این بزرگان ادب خدشهای وارد کند و فاصلۀ چند قرنی با این شاعران کوچکترین رخنهای در نگاه ایرانیان نسبت به آنان نیفکنده است. | ||
در فصل مربوط به فردوسی، نویسنده او را مظهر اوج حماسهای میداند که با تأثیر از اساطیر اوستایی و افسانههای پارتی و ساسانی شکل گرفته و پس از حملۀ اعراب در پی بیداری آگاهی ملی ایرانیان احیا شده است. | در فصل مربوط به [[فردوسی، ابوالقاسم|فردوسی]]، نویسنده او را مظهر اوج حماسهای میداند که با تأثیر از اساطیر اوستایی و افسانههای پارتی و ساسانی شکل گرفته و پس از حملۀ اعراب در پی بیداری آگاهی ملی ایرانیان احیا شده است. [[شایگان، داریوش|شایگا]]<nowiki/>ن [[فردوسی، ابوالقاسم|فردوسی]] را نمایندۀ زمان حماسی میخواند که فراتر از مرگ میرود. | ||
در بخش خیام، نویسنده او را مظهر نوعی تعارض در نبوغ ایرانی معرفی میکند که در آن جریانهای متناقض مانند ایمان و شک، اطاعت و عصیان و لحظه و ابدیت در مواجهه با یکدیگر قرار میگیرند. خیام از دیدگاه شایگان تجسیم فردیت تقلیلناپذیر روحی است که نه سر تسلیم به ایمان دارد نه به کفر. | در بخش [[خیام، عمر بن ابراهیم|خیام]]، نویسنده او را مظهر نوعی تعارض در نبوغ ایرانی معرفی میکند که در آن جریانهای متناقض مانند ایمان و شک، اطاعت و عصیان و لحظه و ابدیت در مواجهه با یکدیگر قرار میگیرند. خیام از دیدگاه شایگان تجسیم فردیت تقلیلناپذیر روحی است که نه سر تسلیم به ایمان دارد نه به کفر. | ||
مولوی در این کتاب به عنوان اوج تکامل سنت عرفانی معرفی میشود که پیشینۀ آن به حلاج و بایزید بسطامی میرسد. شایگان مولانا را شاعر عشق میخواند و دیوان شمس را حرکت درونی روح در جستجوی معشوق توصیف میکند. | [[مولوی، جلالالدین محمد|مولوی]] در این کتاب به عنوان اوج تکامل سنت عرفانی معرفی میشود که پیشینۀ آن به [[حلاج، حسین بن منصور|حلاج]] و [[بایزید بسطامی، طیفور بن عیسى|بایزید بسطامی]] میرسد. [[شایگان، داریوش|شایگان]] [[مولوی، جلالالدین محمد|مولانا]] را شاعر عشق میخواند و دیوان شمس را حرکت درونی روح در جستجوی معشوق توصیف میکند. | ||
سعدی از نگاه نویسنده نمونۀ اعلای «پایدیا» یا صورت آرمانی آداب اجتماعی ایرانی است. شایگان سعدی را نه فقط سرمشق فرهنگ ایرانی، بلکه نمایندۀ نوعی اخلاق عملی میداند که رد و نشان آن را میتوان تا دوران ساسانی پی گرفت. | [[سعدی، مصلح بن عبدالله|سعدی]] از نگاه نویسنده نمونۀ اعلای «پایدیا» یا صورت آرمانی آداب اجتماعی ایرانی است. شایگان سعدی را نه فقط سرمشق فرهنگ ایرانی، بلکه نمایندۀ نوعی اخلاق عملی میداند که رد و نشان آن را میتوان تا دوران ساسانی پی گرفت. | ||
حافظ در این کتاب به عنوان ترجمان الاسرار ادب فارسی معرفی میشود. شایگان بر این باور است که در شعر حافظ تعادل بین صورت و محتوا در جریان تکاملی تجزیهناپذیر شکل میگیرد و اشعارش مانند امواجی بر مقامهای مختلف روح انسان طنین میاندازند. | [[حافظ، شمسالدین محمد|حافظ]] در این کتاب به عنوان ترجمان الاسرار ادب فارسی معرفی میشود. شایگان بر این باور است که در شعر [[حافظ، شمسالدین محمد|حافظ]] تعادل بین صورت و محتوا در جریان تکاملی تجزیهناپذیر شکل میگیرد و اشعارش مانند امواجی بر مقامهای مختلف روح انسان طنین میاندازند. | ||
نویسنده در نهایت نتیجه میگیرد که این پنج شاعر در کنار یکدیگر منظومهای را به وجود میآورند که نزد هر ایرانی اهل ادب زنده و حاضر است و هر یک بازتابندۀ یکی از وجوه روح ایرانی محسوب میشوند.<ref>[https://literaturelib.com/books/1542 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | نویسنده در نهایت نتیجه میگیرد که این پنج شاعر در کنار یکدیگر منظومهای را به وجود میآورند که نزد هر ایرانی اهل ادب زنده و حاضر است و هر یک بازتابندۀ یکی از وجوه روح ایرانی محسوب میشوند.<ref>[https://literaturelib.com/books/1542 ر.ک.پایگاه کتابخانه تخصصی ادبیات]</ref> | ||