نگاهی دیگر به بلاغت قرآن: ترجمۀ کتاب «من بلاغة القرآن»: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - ' .' به '.'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ' .' به '.')
 
خط ۴۷: خط ۴۷:
در سطح قاموسی، دلالت واژه‌های بیرون از جمله بر معنایی که فرهنگ واژگان برای آنها نقل کرده است، هیچ‌گونه برتری بر یکدیگر ندارد؛ باری نمونه فعل «قال» با «تکلم» یا اسم «رجل» با اسم «اسد» از نظر دلالت بر معنای قاموسی، تفاوتی با هم ندارند. تنها تفاوتی که واژگان مستقل و بیرون از جمله می‌توانند با یکدیگر داشته باشند، یکی در این است که تلفظ بعضی از آنها روان‌تر و آسان‌تر از بعضی دیگر باشد؛ مثل واژۀ «نفس» که از واژۀ هم‌معنایش «جِرِشّی» آسان‌تر بر زبان جاری می‌شود. فصل دوم کتاب دربارۀ واژگان قرآنی است و در شش گفتار بلاغت و نظم، به‌گزینی واژه‌ها، فاصله، واژگان غریب، معرب و زائد در قرآن بررسی شده است.
در سطح قاموسی، دلالت واژه‌های بیرون از جمله بر معنایی که فرهنگ واژگان برای آنها نقل کرده است، هیچ‌گونه برتری بر یکدیگر ندارد؛ باری نمونه فعل «قال» با «تکلم» یا اسم «رجل» با اسم «اسد» از نظر دلالت بر معنای قاموسی، تفاوتی با هم ندارند. تنها تفاوتی که واژگان مستقل و بیرون از جمله می‌توانند با یکدیگر داشته باشند، یکی در این است که تلفظ بعضی از آنها روان‌تر و آسان‌تر از بعضی دیگر باشد؛ مثل واژۀ «نفس» که از واژۀ هم‌معنایش «جِرِشّی» آسان‌تر بر زبان جاری می‌شود. فصل دوم کتاب دربارۀ واژگان قرآنی است و در شش گفتار بلاغت و نظم، به‌گزینی واژه‌ها، فاصله، واژگان غریب، معرب و زائد در قرآن بررسی شده است.


فصل سوم اختصاص به آیه‌های قرآنی دارد. در این فصل نخست ساخت آیه بررسی شده و در ادامه مباحثی چون تقدیم و تأخیر، ذکر و حذف، معرفه و نکره، مفرد و تثنیه و جمع و مذکر و مؤنت، تأکید و تکرار و ... تبیین شده است.
فصل سوم اختصاص به آیه‌های قرآنی دارد. در این فصل نخست ساخت آیه بررسی شده و در ادامه مباحثی چون تقدیم و تأخیر، ذکر و حذف، معرفه و نکره، مفرد و تثنیه و جمع و مذکر و مؤنت، تأکید و تکرار و... تبیین شده است.


بدیع در دستان ادیب هنرمند نه زیوری است که بخواهد به‌زور از آن استفاده کند و نه زینتی است که سخنش از آن بی‌نیاز باشد و نه نقش ایوانی که پس از استوارکردن پای‌بست معنا و کامل کردن اقتضائات دو دانش معانی و بیان به فکر آن بیفتد. آرایه‌های به‌کاررفته در قرآن، همگی مواردی است که به‌جا و به اقتضای معنا آمده است و هیچ واژه و عبارت دیگری نمی‌تواند جای آنها را بگیرد. بدیع در قرآن موضوعی است که فصل چهارم بدان اختصاص یافته است.
بدیع در دستان ادیب هنرمند نه زیوری است که بخواهد به‌زور از آن استفاده کند و نه زینتی است که سخنش از آن بی‌نیاز باشد و نه نقش ایوانی که پس از استوارکردن پای‌بست معنا و کامل کردن اقتضائات دو دانش معانی و بیان به فکر آن بیفتد. آرایه‌های به‌کاررفته در قرآن، همگی مواردی است که به‌جا و به اقتضای معنا آمده است و هیچ واژه و عبارت دیگری نمی‌تواند جای آنها را بگیرد. بدیع در قرآن موضوعی است که فصل چهارم بدان اختصاص یافته است.